در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آقای ثمره هاشمی ، از نظر شما مهمترین دستاورد ما در اجلاس بازنگری ان پی تی چه بود؟
ثمره هاشمی: شاید بتوانیم بگوییم که بزرگترین دستاورد حضور در این اجلاس، حساس تر کردن افکار عمومی و دولتهای مختلف دنیا به خطر عظیم تهدید سلاح های هسته ای و کنار زدن پرده هایی بود که از طرف برخی از قدرتهای بزرگ از جمله امریکا بر موضوع خلع سلاح سایه اافکنده شده بود تا این موضوع پوشیده بماند. فکر می کنم که سخنرانی آقای رئیس جمهور و حضور ایشان در اجلاس بازنگری ان پی تی مقدمه یک حرکت و یک بیداری و یک جنبش عمومی ضد سلاح هسته ای در جهان باشد.
رادیو گفت و گو : برخی از کارشناسان بین الملل هم معتقدند که حضور دکتر احمدی نژاد در کنفرانس بازنگری
ان پی تی مانع از تحقق اهداف از پیش تعیین شد غرب شده، دیدگاه شما در این باره چیست؟
ثمره هاشمی: برای اینکه این موضوع روشن شود من یک مقدمه ای را عرض می کنم. معاهده ان پی تی که 44 سال قبل تصویب شد و دو سال هم طول کشید تا اینکه به مرحله اجرا در بیاید ، سه نکته اصلی در بر دارد. یک بحث خلع سلاح است، البته خلع سلاح زیاد قوی در معاهده مطرح نشده و نشان می دهد که آن موقع هم که تنظیم شده، قدرتهای دارنده سلاح های هسته ای نگذاشتند زیاد قوی مطرح شود. اما در بند 6 این معاهده آمده است که باید کنفرانس عمومی خلع سلاح تشکیل شود و نظارتهای سختی برای خلع سلاح اعمال شود.
این یک موضوع است. موضوع دوم جلوگیری از اشاعه است که سلاح هسته ای توسعه پیدا نکند و تکنولوژی آن به کشورهای مختلفی که ندارند، انتقال پیدا نکند. مطلب سوم استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای است که این تصریح دارد که دولتهایی که دارای این تکنولوژی هستند و عضو معاهده هستند، موظف هستند که این تکنولوژی را در اختیار کشورهایی که عضو هستند اما این تکنولوژی را ندارند و خواهان این تکنولوژی هستند قرار دهند.
این سه پایه اصلی مواد این معاهده است. ما یک مروری کنیم، ببینیم که واقعاً چه اتفاقی افتاده. در موضوع خلع سلاح که اتفاقی نیفتاده. در این که صاحبان سلاح هسته ای و در مرحله اول امریکایی ها که اولین سازنده سلاح هسته ای بودند و در عین حال اولین منفجر کننده بمب های هسته ای بودند، اینها که هیچ کاهشی در سطح
هسته ای خود ندادند.
ممکن است اعلام کنند که تعداد بمب های هسته ای ما 30 هزار تا بوده، چنانکه در مصاحبه ای که خبرنگار نیویورک تایمز با آقای رئیس جمهور داشت، او اعلام کرد که امریکا 30 هزار سلاح هسته ای داشته و حالا به 5 هزار تا کاهش داده است.
معلوم است آن سلاح هایی که ابتدای کار تولید کردند و در طول 65 سال گذشته تولید کردند بعضی از آنها از نسل های اول و دوم بوده.از رده خارج شده اند اما این 5 هزار و 113 بمبی که رسماً اعلام کردند و همان بعد از ظهر سخنرانی آقای رئیس جمهور اعلام کردند که ما این تعداد داریم، مگر اینها کم است؟ آن هم بمب های ارتقاء پیدا کرده که قدرت تخریب آنها چندین برابر بمب هایی است که در دو شهر معروف در ژاپن منفجر شد.
پنج هزار تا می تواند بر اساس نظریه کسانی که اهل فن هستند، حقیقتاً چندبار کره زمین را منهدم کند. این چیز کمی نیست. پس موضوع خلع سلاح اتفاق نیفتاده و ادامه دارد، بخصوص با توجه به این موضوع که امریکایی ها اعلام کردند اصولاً صلاح هسته ای جزئی از برنامه های نظامی و جزئی از عوامل بازدارنده انها است.
مطلب دوم که اشاره شده به بحث عدم اشاعه سلاح های هسته ای که آن هم اتفاق نیفتاده است. برخی از کشورهایی که در این دوره، یعنی در طول این 42 سال گذشته ، سلاح هسته ای نداشتند، الان دارای سلاح
هسته ای هستند که نمونه آنها، دو کشوری که در منطقه ما هستند، در قسمت شرق ایران هستند و یکی هم رژیم متجاوز صهیونیستی است که آن هم دارای سلاح هسته ای است.
این سلاح را چه کسی به آنها داده است؟ بالاخره امریکا و متحدان او داده اند از آسمان که نیامده. بعضی از هم پیمانان دولت امریکا هم در این دوره دارای سلاح هسته ای شدند. بنابراین اتفاقی از جهت عدم اشاعه هم نیفتاده است.
موضوع سوم این که کشورها دسترسی پیدا کنند به تولید انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز. آن کشورهایی که دسترسی پیدا کردند، مثل ایران، یا از درون بوده، بالاخره با پیگیریها و تلاشهای خودشان به این نتیجه رسیدند، یا اینکه اگر از جایی هم تهیه کردند، تحت بدترین فشارها، تهیه کردند. یعنی سختی هایی را گذراندند، از یک فرازونشیب هایی عبور کردند تا توانستند به آن دسترسی پیدا کردند. این طور نبود که بر اساس معاهده
ان پی تی در اختیار آنها قرار دهند.
به کشوری مثل ایران که عضو معاهده ان پی تی هم هست، آنها نه تنها هیچ کمکی نکردند،بلکه ممانعت هم کردند، مخالفت هم کردند. پس شما در مجموع وقتی نگاه کنید می بینید که این سه هدف اصلی هیچکدامشان محقق نشده . یعنی از این معاهده که کلی هم عضو دارد ، کسی بهره مند نشده است.
علاوه بر اینها از خود معاهده سوءاستفاده هم شده، یعنی به اسم جلوگیری از عدم اشاعه نگذاشتند کشورهایی که صلاحیت دارند و دنبال بمب هسته ای نیستند و ملتهای با فرهنگی هم هستند، از انرژی صلح امیز هسته ای بهره مند شوند. یعنی یک سوء استفاده خیلی روشن و واضحی از این معاهده انجام شد.
در سال 1995 هم یکبار کنفرانس بازنگری ان پی تی تشکیل شد و بعد از آن هم باز تشکیل شده و کشورهای دارای سلاح هسته ای متعهد شدند در یک برنامه سیزده قدمی، مرحله به مرحله جلو بروند و خلع سلاح اتفاق بیفتد.
از آن موقع حدود 15 سال می گذرد و نه تنها یک قدم برای خلع سلاح برنداشتند بلکه با کمال پر رویی می آیند رسماً اعلام می کنند که بمب هسته ای جزء برنامه نظامی انها است . بنابراین کل معاهده ان پی تی، جلساتی که بوده، پیگیریهایی که شده، کارهایی که در این دوره 42 سال انجام شده، متأسفانه فاقد نتیجه بوده است.
ممکن است سوال شود که بالاخره علت این ناموفق بودن معاهده ان پی تی چه بوده؟ این هم تقریباً واضح است. از آن مواردی بوده که امریکاییها و غربیها دوست نداشتند مطرح شود و برای مردم باز شود. آقای رئیس جمهور این را آنجا بسیار مستدل و منطقی توضیح دادند و روشن کردند. دولت امریکا اولین تولید کننده بمب هسته ای و تنها استفاده کننده بمب هسته ای در جهان است.
امریکا یی ها در جنگ جهانی دوم، آن هم به قول بعضی از تاریخ نویسان ، در آن دوره ای که دیگر جنگ داشت به پایان می رسید و ژاپنی ها داشتند تسلیم می شدند، از این بمب استفاده کردند و این طور بیان کردند که ما به واسطه این دو بمب توانستیم جنگمان را متوقف کنیم.
رادیو گفت و گو : اشاره داشتید به بخش های مختلف معاهده ان پی تی که در طول 4 دهه گذشته هیچ کدام از آن مواد به طور کامل اجرا نشده و حتی شاهد اشاعه سلاح اتمی در دنیا بودیم. به نظر شما سفر رئیس جمهور به نیویورک و آن موارد و پیشنهاداتی که ارائه کردند چقدر توانسته این مواضع را برای جهانیان روشن کند و چه تأثیری برای جمهوری اسلامی ایران داشته است؟
ثمره هاشمی:داشتم راجع به این موضوع صحبت می کردم که چرا مفاد این معاهده مورد توجه قرار نگرفته و حتی از آن سوء استفاده شده . عرض کردم اولین کشوری که بمب هسته ای را ساخت امریکایی ها بودند و تنها کشوری هم که استفاده کرد، هم در جنگ جهانی دوم و هم درسالهای اخیر،به صورت ضعیف شده، در جنوب عراق استفاده کرد، دولت امریکاست.
همچنین تنها کشوری که رسماً اعلام می کند که سلاح هسته ای را به عنوان عامل بازدارنده در برنامه نظامی خود دارد، باز دولت امریکاست. اگر چنین دولتی عضو شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای بشود،آیا می تواند دنبال خلع سلاح باشد؟
دولتی که خود رسماً اعلام می کند من سلاح هسته ای دارم،نگهداری هم می کنم، ارتقاء هم می دهم،این را هم اخیراً اعلام کردند که ما ارتقاء هم می دهیم. این دولت می تواند بیاید پرچمدار خلع سلاح شود؟
بنابراین یکی از دلایلی که کنفرانسها تا به حال موفق نبوده و به معاهده عمل نشده، حضور چنین دولتی در ارکان تصمیم گیری است، چه در آژانس و چه در شورای امنیت سازمان ملل. اصل موضوع هم به این برمی گردد که منطق این دولتها و دولت امریکا، منطق قدرت است. حالا به هر وسیله ای به هر ترتیبی. به هر حال سلاح
هسته ای واقعاً یک سلاح کشنده و مخرب و مخاطره انگیزی است.
مرحله اول هم همان کشورهایی که تولید سلاح می کنند و سلاح را نگهداری می کنند، یک مخاطره عظیمی را برای ملتشان درست می کنند، چون بالاخره نگهداری اینها ،حمل آنها و تنظیم آنها سخت است و اگر کوچکترین اشتباهی رخ دهد، ممکن است یک فاجعه بزرگ رخ دهد.
نمونه آن را هم شنیدید که حدود دو الی سه سال قبل بود که یک موشک هسته ای را دولت امریکا از طریق هواپیما، از یکی از پایگاههای درون امریکا به یک پایگاه دیگر در خود امریکا انتقال داد. آنها فکر می کردند که این سلاح هسته ای نیست، بعد آنها اعلام کردند که عجب اشتباهی کردیم، این سلاح هسته ای بود انتقال دادیم.
حالا اگر این هواپیما ساقط شده بود، یا یک اشتباهی رخ داده بود،یک فاجعه بزرگ انسانی در امریکا به وقوع
می پیوست . بنابراین اصل نگهداری سلاح های هسته ای و تولید آن در وهله اول مخاطره انگیز است برای آن مردمی که سلاح ها در آنجا تهیه یا نگهداری می شود.
اما منطق آنها منطق قدرت است، منطق زور است. منطق زور همان منطق جنگل است. منطق جدال است، جدال جنگلی است. اینکه منطق انسانی نیست. بنابراین اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد باید اول کسانی که منطقشان منطق زور و منطق قدرت هسته ای است ، در ارکان تصمیم گیری نباشند.
اگر قرار باشد اینها در ارکان تصمیم گیری نباشند، احتیاج به یک همبستگی جهانی، احتیاج به یک جنبش جهانی دارد و ملتها پشت آن باشند، دولتها پشت آن باشند که بتوانند کار را پیگری کنند و خلع سلاح اتفاق بیفتد. پیشنهاداتی که آقای رئیس جمهور در این اجلاس داشتند 11 تا بود که فرصت برای ذکر همه آنها نیست.
اما می شود دو سه تای آنها که شاید نسبت به بقیه کلیدی تر هستند به آنها اشاره کنیم.
یکی از پیشنهادات این بود که اگر قرار باشد خلع سلاح اتفاق بیفتد باید یک شورایی تشکیل شود به انتخاب اعضای ان پی تی که مستقل از کشورهای صاحب سلاح هسته ای باشد. اینها مأموریت پیدا می کنند بروند و انبارهای سلاح های هسته ای را ببینند، سلاح ها را شناسایی و شمارش کنند و طی یک برنامه معینی که جمهوری اسلامی معتقد بود که در سه سال هم می شود این کار را کرد. در آن مدت معین زیر نظر این شورا، در واقع نابودی سلاح های هسته ای اتفاق بیفتد.
این یک پیشنهاد بود. پیشنهاد دوم اینکه بالاخره کشورهایی که در آن کشورها پایگاههای امریکایی است، و در آن پایگاههای امریکایی سلاح های هسته ای نگهداری می شود، این سلاح ها را تخلیه کنند. اسم هم برده شد، مثل ایتالیا، آلمان ، اتریش و بعضی از کشورهای دیگر، که این هم می تواند اولین قدم باشد حداقل برای دور کردن مخاطره نگهداری این سلاح ها از مردم آن کشورها.
این هم یک پیشنهاد بود که مورد توجه قرار گرفت . یکی هم اینکه حداقل پیشنهادی که در کنفرانس سال 1995 تصویب شده مبنی بر اینکه منطقه خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای باشد، این را اجرایی کنند. همه که این را تصویب کردند.
اجرایی کردن این هم به این مفهوم است که باید رژیم صهیونیستی از این سلاح خلع شود و سلاح های کشتار جمعی و هسته ای او از بین برود. اینها شاید پیشنهادات کلیدی آقای رئیس جمهور بود در این اجلاس.
رادیو گفت و گو :اشاره داشتید به یازده پیشنهاد آقای رئیس جمهور ، این پیشنهاد ها چه بازتابی در سطح
بین الملل داشت؟ خود امریکاییها از این پیشنهادات خیلی هراسان شده بودند.
ثمره هاشمی: بله. بالاخره تا به حال کسی این پیشنهادات را نداده بود. یعنی به این صراحت مطرح نشده بود و بعد هم امریکایی ها که اعتراض کردند و موضع گیری کردند، من نشنیدم که آماده باشند روی یکی از این موادی که آقای رئیس جمهور پیشنهاد داده،یا یکی از این جمله هایی که ایشان در سخنرانی خود مطرح کرده یک ایرادی را وارد کنند. یعنی نیامدند بگویند که این جمله شما غلط است و ما این را قبول نداریم. در کلیت آن هم یکسری مطالبی گفتند که حرفها تکراری و کسل کننده بود.
ولی ترفند های انها برای دور کردن افکار عمومی از موضوع عدم اشاعه ، آنجا بر ملا شد. معلوم است که آنها وحشت زده و ناراحت می شوند موضع گیری می کنند. ولی فکر می کنم که بالاخره جامعه جهانی مجموعه ملتها، مجموعه دولتهای مستقل بالاخره اجازه نخواهند داد که انها اینگونه پیش روند و هر کاری هم که خواستند بکنند. بالاخره باید این مخاطره سلاح های هسته ای از سر مردم دنیا کنار برود.
رادیو گفت و گو :یک مقداری از اجلاس بازنگری ان پی تی فاصله بگیریم. باز در امریکا بمانیم. در خبرها آمده بود که مادران سه تبعه امریکایی بازداشت شده در آستانه سفر به ایران هستند. از روند پرونده این سه تبعه امریکایی اطلاعی دارید؟
ثمره هاشمی:3 نفر به مرز ایران تجاوزکردند. این خلاف قانون بود. طبق قانون دستگیر شدند و تحویل قوه قضائیه داده شدند. تصمیم در مورد آنها و تشخیص اینکه این جرم چه محکومیتی دارد بستگی دارد به نظر قاضی که باید در وقت خودش حکم دهد.
در حال حاضر مردم ما می دانند که 8 نفر ایرانی در زندانهای امریکا داریم. تعدادی از اینها به این خاطر دستگیر نشدند که بدون مثلاً رعایت قانون وارد مرزهای امریکا شدند . اینها کسانی بودند که متاسفانه در کشورهای دیگر توسط عوامل اطلاعاتی دولت امریکا دستگیر شدند، یا از طریق دولتهای آنها دستگیر شدند و بعد به امریکا برده شدند.
طبق اطلاعاتی که وجود دارد نه وکیل دارند، نه اجازه ملاقات می دهند، نه پرونده های آنها مشخص است. اگر قرار باشد زندانیان آزاد شوند باید همه آزاد شوند. باید همه وکیل داشته باشند. باید همه مورد توجه قرار گیرند. بخصوص که اینها جرمشان مشخص است، اتهامشان کاملاً معلوم است. آنها اتهاماتشان نا معلوم است و غیرقانونی در کشورهای دیگر دستگیر شدند و به امریکا برده شدند. این هم محل بحث و محل توجه دارد.
رادیو گفت و گو : یکی از بحث هایی که خیلی اهمیت دارد و در دنیا هم به آن می پردازند، بحث صدور قطعنامه جدید علیه ایران است.آقای احمدی نژاد طی سخنانی که در هفته جاری داشتند اعلام کردند که صدور قطعنامه جدید علیه ایران ، به معنای پایان کار اوباماست. تحلیل شما از امکان صدور قطعنامه جدید علیه جمهوری اسلامی ایران چیست؟
ثمره هاشمی: بالاخره آنها تعدادشان زیاد است و می خواهند برای مقابله با توسعه صلح آمیز هسته ای ایران یک کاری انجام دهند و اعمال قدرتی کنند و نشان دهند که هنوز قدرتمندند و هرکار بخواهند انجام می دهند . اما واقع قضیه این است که آقای رئیس جمهور به آن اشاره کردند. بالاخره آقای اوباما که آمدند و گفتند که ما آمدیم برای تغییر و برای صلح دست دوستی دراز می کنیم ، اگر قرار باشد همان مسیر آقای بوش را بروند و نهایتاً باز به قطعنامه برسند و فشار برای صدور قطعنامه، چه تفاوتی است بین ایشان و آقای بوش.
این همان مسیر گذشته است. مسیر گذشته هم در واقع هیچ کمکی به رفع بحرانهایی که امروز امریکا با آن مواجه است، نمی کند بخصوص بحران اعتبار و حیثیت. بالاخره دوره بوش یک دوره سیاهی برای تاریخ امریکا بود و آبروی امریکا در دنیا رفت. مردم متنفر شدند از رژیم امریکا. و آمدن آقای اوباما هم برای این بود که آن خسارات قبلی جبران شود،آن چهره تاریک روشن شود. اما اگر قرار باشد باز همان مسیر ادامه پیدا کند، معلوم است که تغییری پیدا نمی شود و پایان دوره اوباما یعنی پایان دوره امید به آقای اوباما که بخواهد چهره امریکا را عوض کند.
بنابراین اگر بخواهد همان روند قبلی را ادامه دهد چیزی از حضور آقای اوباما در امریکا باقی نخواهد ماند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: