مدیران بلاتکلیف و بلاتکلیفی مدیران

با برگزاری هفته سی ‌و دوم لیگ برتر جدا از قهرمانی تقریبا قطعی سپاهان در دوره نهم این رقابت‌ها، در فاصله دو هفته به پایان، تکلیف دو تیم سقوط‌کننده هم مشخص شد و ابومسلم و استقلال اهواز غزل خداحافظی از این رقابت‌ها را سردادند تا در فصل آینده شانس خود برای بازگشت به لیگ برتر را در دسته اول جست‌وجو کنند. نکته تاسف‌بار در این مساله قدیمی بودن هر دو تیم در عرصه لیگ برتر است. ابومسلم خراسان از دوره اول تا به حال یک پای ثابت لیگ برتر بوده و در تمام دوره‌های 14، 16 و 18 تیمی حضور داشته است. هر چند در یکی – دو مقطع در جمع بالانشینان حاضر بودند و حتی یک دوره عنوان بهترین تیم شهرستانی را هم به خود اختصاص دادند، ولی 3 بار هم در روزهای آخر توانستند مجوز بقا در لیگ برتر را به خود اختصاص دهند. اما در فصل جاری و رو به پایان اوضاع برای تیم مشهدی آن قدر بد پیش ر‌فت که کار به هفته آخر هم نکشید و سیاه‌جامگان مشهدی در فاصله 2 هفته به پایان رقابت‌ها مجبور به پذیرش ناکامی خود شدند.
کد خبر: ۳۲۶۶۲۵

استقلال اهواز هم از دوره دوم در لیگ برتر حاضر بود. آبی‌های پرطرفدار خوزستانی در لیگ ششم حتی در آستانه قهرمانی بودند که با اشتباه مسلم داوری این عنوان را به سایپا تحویل دادند ولی در عین حال 3 بار هم تا یک قدمی سقوط پیش‌رفتند تا اینکه بالاخره امسال نتوانستند در این عرصه دوام آورده و بار خود را برای لیگ دسته اول ببندند.

چنانچه بخواهیم دلایل ناکامی این دو تیم را مورد بررسی قرار دهیم، در واژه «مدیریت» اشتراک قابل توجهی دارند ولی نوع تاثیرگذاری مدیریت در 2 باشگاه کاملا متمایز است. ابومسلم از شروع فصل و حتی چند ماه قبل از آن در بحران مدیریت به سر می‌برد و معلوم نبود چه کسی حرف اول و آخر را در این باشگاه می‌زند. هرچند ناصر شفق در همان ابتدای فصل در نامه‌ای به استانداری خراسان رضوی سهم خود را به این استان هبه کرد ولی جنگ مدیریت و مالکیت چیزی نبود که با عقب‌نشینی شفق تمام شود. سردار مصطفی بنی‌اسد و حسین قاسمی در ابتدای فصل یک جنگ تمام‌ عیار داشتند که کارشان حتی به برنامه پرمخاطب 90 هم کشید. محمد عباسی و رحمان نادری هم در مقاطعی کوتاه سکاندار باشگاه شدند و بالاخره در حالی که سقوط تیم محتمل به نظر می‌رسید عنان کار به دست مهدی‌زمان سپرده شد و در نهایت هم تیم راهی دسته‌اول شد. طبیعی است که در بحبوحه نامشخص بودن مدیریت، تکلیف جذب بازیکن و مربیگری هم نامعلوم بود و ابومسلم با حضور ناصرپورمحمدی، فرهاد کاظمی ، اصغر جانداری، پرویز مظلومی و علی حنطه روی نیمکت خود به عنوان سرمربی در مقاطع مختلف فصل نتوانست سهمیه استان در لیگ برتر را حفظ کرده و به سرنوشت پیام در لیگ هشتم دچار شد. اما حکایت مدیریت استقلال اهواز کاملا متفاوت است و در اصل باید گفت که این تیم مقهور روحیه تنوع‌طلب و مداخله‌ جوی مدیران خود شد. هنوز فراموش نکرده‌ایم در دوران مدیریت علی شفیعی‌زاده وی که مالکیت باشگاه‌ را هم توامان برعهده داشت به صراحت اعلام کرد:« تیم خودم است و دوست دارم در کارهای فنی هم دخالت کنم.» در عین حال هم علی و هم برادرش شهرام که بعد از اخوی بزرگتر، مدیریت باشگاه را برعهده گرفت به شدت تنوع و تغییر مربی را دوست دارند و در همین راستا این تیم خصوصی در دوران مدیریت برادران شفیعی‌زاده، رکورد تعداد مربی را در لیگ برتر با اختلاف فاحشی نسبت به بقیه تیم‌ها در اختیار دارد. آنها یک بار در لیگ ششم با حضور کامل فیروز کریمی در امر مربیگری تیمشان ثبات داشتند که در همان دوره تا آستانه قهرمانی پیش رفتند ولی امسال با خداداد عزیزی شروع کردند.

افشین کمایی برای مدتی بسیار کوتاه و سپس عبدالمجید باقری‌نیا در تعداد بازی‌های زیاد جایگزین خداداد شدند، بعد دوباره دست به دامن خداداد شدند تا در نقش حامی فنی برای مهدی هاشمی‌نسب ظاهر شود و بالاخره علی فیروزی آخرین سرمربی این تیم بود که هیچ کدام نتوانستند استقلال اهواز را به ثبات برسانند و تیمی که در ابتدای حضور باقری‌نیا با چند پیروزی پیاپی حتی رویای کسب سهیمه آسیایی را در سر مدیرانش پرورانده بود، چنان فاجعه بار نتیجه گرفت که در فاصله 2 هفته به پایان لیگ نهم سقوطش قطعی شد. شاید حالا شفیعی‌زاده‌ها بتوانند در صورت تمایل به ادامه تیمداری اشتباهات مکرر مدیریت خود در لیگ برتر را در دسته اول تکرار نکنند و بتوانند این تیم ریشه‌دار و پرطرفدار خوزستانی را به لیگ برتر بازگردانند.

آرش رستم‌نمدی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها