در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگاهی به پسانداز از دیدگاه کلان
پسانداز به معنای صرفنظر کردن از منافع مصرفی فعلی به امید دستیابی به منفعت و مطلوبیت بیشتر در آینده است. برای مثال اگر 500 هزار تومان داشته باشیم میتوانیم آن را صرف تامین نیازهای خود کنیم یا با چشمپوشی از این نیازها آن را پسانداز میکنیم تا از طریق یک چرخه خرد اقتصادی در آینده بیش از این مبلغ نصیبمان شود. این پول میتواند در قالب پسانداز صرف خرید طلا یا ارز شود، به سهام یا اوراق قرضه تبدیل شود، برای دریافت سود نزد بانک ودیعه گذاشته شود یا در مکان امنی نگهداری گردد. رشد نرخ تورم در جامعه ما از مطلوبیت نگهداری پول به صورت راکت و دست ناخورده میکاهد و پسانداز در این شکل را فقط در کوتاهمدت معقول جلوه میدهد. پسانداز یکی از مقولههای اقتصاد کلان است که از یکسو با شرایط اجتماعی جامعه سروکار دارد و از سوی دیگر مطابق قاعده معروف و بینالمللی قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود با سایر مفاهیم کلان اجتماعی نظیر تولید، مصرف، ارزش افزوده و... ارتباطی معنادار مییابد. اگر کسی فقیر باشد پسانداز نمیکند، چون پسانداز کردن به نوعی مطلوبیت و رضایت خاطر در ارزیابی منافع فعلی و آتی وابسته است و اگر خرج کردن پول در زمان فعلی برای فردی مطلوبیت کافی یا حیاتی داشته باشد برای پسانداز تمایلی ندارد. معلوم است که افراد فقیر به پولشان احتیاج دارند تا خوراک، پوشاک، مسکن و سایر نیازهای اولیه خود و خانوادهشان را تامین کنند و هیچ پساندازی نمیتواند با مطلوبیت فعلی پول برای آنان رقابت کند. اگر کسی بیمار باشد، به آینده امید نداشته باشد، اوضاع اقتصادی و اجتماعی را ناامن، مغشوش و متغیر بپندارد و... پولش را پسانداز نمیکند. یک قاعده کلی این است که باید ارزش احتمالی آینده بر ارزش قطعی حال برای مبلغی از درآمد و پول در اختیار چیره شود تا فرد پسانداز کند. بر این اساس در کشورهای توسعه نیافته و رو به توسعه پسانداز کمتر است. البته موضوع به این سادگی هم نیست. در هر کشوری میتوان دلیلی برای پسانداز نکردن حداقل گروهی از افراد جامعه یافت. معروف است که شهروندان انگلیسی به دلیل اطمینان از حمایتهای بیمهای و درمانی پسانداز نمیکنند و آخر هفتهها را آنقدر خوش میگذرانند تا پولشان تمام شود. این مثال احتمالا تا پیش از بروز بحران اقتصادی جهانی صدق میکرد و امروزه حتی در مرفهترین کشورها نیز مردم حساب خرج و مخارجشان دستشان است.
دکتر «محمد عسگری» اقتصاددان و کارشناس مسائل پولی و بانکی ارتباط میزان پسانداز با رشد اقتصادی را در قدرت سرمایهگذاری معرفی میکند و چنین توضیح میدهد: «هنگامی که میزان پسانداز بالاست مردم میتوانند در طرحهای اقتصادی سرمایهگذاری کنند، اوراق مشارکت و قرضه بخرند، صنایع خرد را رونق بخشند، کارآفرینی کنند و آخر سر این که بیشتر خرید کنند و رشد تولید را سبب شوند. افزایش رونق کسب و کار در عرصه تولید کالا و خدمات به اشتغالزایی و افزایش رفاه اجتماعی منجر میشود و نقش پسانداز را در اقتصاد کلان آشکار میسازد.»
البته پس انداز به گفته وی مانند بسیاری از شاخصهای اقتصادی میتواند کارکردی چندگانه داشته باشد که برخی از آنها منفی هستند. «عسگری» افزایش تورم به دلیل وجود نقدینگی را یکی از این کارکردهای منفی معرفی میکند و میافزاید: افزایش نقدینگی اغلب از رکود پول در دست صاحبان سرمایهها و پساندازهای خرد ناشی میشود. پسانداز هنگامی به شاخصی مثبت و کارکردی در اقتصاد تبدیل میشود که به صورت سرمایه به چرخههای تولید، کارآفرینی، اشتغالزایی، عمران و رفاه اجتماعی و... تزریق گردد. بر این اساس هدایت سرمایههای خرد و نقدینگی راکد به بخشهای مولد اقتصادی از وظایف و کارکردهای اقتصادی دولت است که از طریق ایجاد بازار رقابتی، تسهیل بسترهای مشارکت اقتصادی، تضمین امنیت سرمایهگذاری و رونق کسب و کار بویژه در سطوح خرد و پاییندستی پیگیری میشود.
انواع پسانداز
پسانداز به دو نوع پولی و غیرپولی تقسیم میشود. پسانداز غیرپولی مجموعه وسایل و اقلامی است که فرد و خانواده از آنها برخوردارند و میتوان در صورت نیاز آنها را به پول تبدیل کرد. برخی اقلام تزئینی منزل که ذاتا ارزشمندند مانند عتیقهها، لوازم طلا و نقره، جواهرات و... بخشی از این نوع پسانداز اقتصادی محسوب میشوند. پسانداز غیرپولی انواع اجتماعی را هم در بر میگیرند. پسانداز اجتماعی موجودیهایی هستند که با روابط اجتماعی به دست میآیند و به پول تبدیل نمیشوند، اگرچه ممکن است مبنای دریافت پول هم باشند. اعتماد اجتماعی یکی از مصادیق این پسانداز است. بالطبع کسی که برای مثال در بازار یا محیط کار خود آنقدر اعتبار دارد که میتواند میلیونها تومان پول از دیگران قرض بگیرد یا برای شروع یک تجارت جدید سرمایه جمع کند از یک نوع پسانداز اجتماعی قدرتمند برخوردار است که نتیجه رفتار و شأن اجتماعی وی است. اغلب افرادی که در زندگی اقتصادی و حرفهای موفقند کسانی هستند که پسانداز اجتماعی ارزشمندی برای خود تدارک دیده و آن را در قالب یک سرمایه حرفهای، مالی یا تجاری به کار گرفتهاند.
درباره پساندازهای مالی هم به توضیح اضافه نیاز نیست و همه از ارزشهای متنوع آن باخبرند. تنها ناگفته نماند بخشی از سرمایههای غیرپولی میتوانند عملا به پایه و مایهای برای ایجاد پساندازهای پولی تبدیل شوند. برای مثال لوازمی که افراد برای استفاده خود و خانوادهشان میخرند از یکسو رفاه اجتماعی خانوار را افزایش میدهد و از سوی دیگر با صرفهجویی در هزینههای جایگزین فرصتی برای پسانداز در اختیار میگذارد. خرید خودرو نمونه این نوع مزیت سرمایه غیرپولی در خانوادههای ایرانی است. خودروی شخصی در صورتی که هزینههای نگهداری و تعمیر آن از مجموع مبالغی که برای کرایه تاکسی، اتوبوس، مترو و آژانس بیشتر نباشد و مشمول استهلاک و افت قیمت فاحش نشود در یک بازه زمانی چند ساله به افزایش قدرت پسانداز مالی خانوار از طریق صرفهجویی در هزینههای حمل و نقل میشود.
الفبای پسانداز
پیش از شروع به کار شدن برای پسانداز کردن در زندگی باید اهمیت و ضرورت چنین کاری را درک کنید. برای مقاومت در برابر سختیها و تنگناهای مالی تصمیم بگیرید و در این مسیر قاطع باشید. پسانداز در فرهنگ ایرانی همواره برای روز مبادا پیشبینی میشود و اگر این روز پیش نیاید میتواند سرمایهای هر چند ناچیز برای فعالیتهای اقتصادی سودآور در اختیار بگذارد. با این حال شاید بتوان مهمترین ارزش و مزیت پسانداز را امنیت خاطر اعضای خانوار دانست که کاهش اضطراب و فشارهای روانی را برای آنان در پی دارد. پسانداز یک پشتوانه مالی بالقوه است که هر چه وضعیت اقتصادی و معیشتی خانواده با تعلیق و نارسایی بیشتری همراه باشد ارزش معنوی و درونیاش در روحیه و آرامش اعضای خانوار افزایش مییابد. گاهی اطمینانخاطری که پسانداز برای افراد به ارمغان میآورد از کارکردی پررنگتر از نقش مالی آن در اقتصاد خانوار و گرهگشاییاش در روز مبادا دارد و بر این اساس میتوان پسانداز را ضرورتی معنوی برای اقتصاد خانوار دانست. از این رو راهکارهای ذخیره پول و تدارک پسانداز شیوههایی استاندارد و بینالمللی دارند که برای گستره وسیعی از افراد جامعه در اقشار و گروههای مختلف قابل استفادهاند.
1 ـ واقعیت را بررسی کنید
پیش از خرید درباره ضرورت آنچه برایش پول میپردازید اندکی بیندیشید. بررسیها نشان میدهد مردم عادت دارند اجناس غیرضروری را فقط از روی هوس و هیجان آنی بخرند نه به دلیل نیاز. لازم است درباره خریدهایی که انجام میدهید خوب فکر کنید. واقعیتها و نیازهای اولویتدار را شناسایی کنید و قدر پولتان را بدانید. بسیارند افراد که به قصد خرید یک قلم جنس به مغازهها و فروشگاهها میروند و ناخواسته و ناآگاهانه با چند قلم جنس و دست پر بازمیگردند. بازارچههای فصلی و حراجیها نمونه بارز این نوع خریدهای بیهدف و بیاراده هستند و در زندگی مصرفی امروزی فلسفه خرید صرفا برای لذت خرید را میان اقشار مختلف بویژه شهرنشینان جا انداختهاند. با کمی دقت میتوان مشاهده کرد در خانههای بسیاری از ما اجناسی وجود دارند که نهتنها کاربردی ندارند بلکه حتی جنبه تزئینی هم ندارند و مجموع قیمت آنها میتوانست خود یک پسانداز و سرمایهای در دسترس برای زندگی باشد.
2 ـ قیمتها را مقایسه کنید
بخشی از کالاهای مصرفی و روزمره نظیر اقلام خوراکی، بهداشتی، درمانی و... قیمتهای معینی دارند که روی آنها درج شده و در این باره نباید کیفیت را فدای کمیتی پول کرد که برای خریدشان میپردازیم. در مقابل بسیاری از وسایلی که میخریم با قیمتهای متفاوتی عرضه میشوند که گاهی اختلاف قیمت آنها به هیچ چیز ربط ندارد جز انصاف فروشنده! آدم عاقل هم پولهایش را در گرو انصاف دیگران نمیگذارد. بنابراین برای خرید وسایلی نظیر خودرو، دوربین عکاسی و فیلمبرداری، لوازم منزل، لباس، گوشی تلفن همراه، لوازم صوتی و تصویری، رایانه و... حتما قیمتها را مقایسه کنید. با کمی دقت و حوصله میتوان پیش از خرید هر وسیلهای بویژه در حوزه لوازم صوتی و تصویری و اجناس الکترونیکی از طریق رسانهها، اینترنت و مشورت با افراد خبره و آگاه اطلاعات کافی به دست آورد و سپس برای خرید اقدام کرد. اغلب مواقعی که اطلاعات فروشنده درباره گروهی از وسایل که برای شما قابل ابتیاع است بیشتر از شما باشد بازنده معامله خواهید بود و گاهی حسرتی طولانی به دلتان خواه ماند. حتما شما هم در میان دوستان و آشنایان کسانی را سراغ دارید که فلان دوربین عکاسی یا لوازم صوتی و تصویری را به قیمتی گزاف و بالاتر از عرف بازار خریده و توجیهش هم برای این کار تنها اطلاعات فروشنده و انصاف وی بوده است. مقایسه قیمتها در اماکنی که به بورس یک نوع کالا معروف است قابلیت بیشتری دارد و اغلب حس رقابت و به اصطلاح قاپیدن مشتری را از طریق ارائه قیمتی پایینتر میان فروشندگان برمیانگیزد.
3- چانه بزنید
شاید باورتان نشود اما نتایج یک تحقیق در میان 15 کشور دنیا در سطوح اقتصادی مختلف نشان میدهد پولدارها بیشتر چانه میزنند. اینطوری معلوم میشود چرا آنان پولدار شدهاند چون قدر پولشان را بیشتر میدانند. برخی افراد خجالت میکشند که حین خرید چانه بزنند و فروشندگان نیز عاشق چنین آدمهایی هستند! درباره کالاهایی که قیمت معین دارند چانهزدن مثل کوبیدن آب در هاون بیهوده و مایه آبروریزی است اما قرار نیست برای خرید گوشی تلفن همراه هر مبلغی که فروشنده به زبان مبارک آورد بیدرنگ بشمارید و تقدیم کنید. چانه زدن بخشی از هر معامله است و اگر امکانش باشد چانه نزدن اشتباهی بزرگ محسوب میشود.
4- همه درآمدتان را خرج نکنید
برای شروع پسانداز از مبالغ کم شروع کنید. براساس یک برنامهریزی منظم و با حذف خرجهای غیرضروری میتوانید هر ماه درصدی از پولتان را ذخیره کنید. با 5 یا 10 درصد درآمد شروع کنید و این مبلغ را تا حد امکان افزایش دهید. تجربه نشان میدهد نوشتن مخارج ضروری در یک دفترچه انگیزه و برنامهریزی فرد را برای پسانداز بهبود میبخشد. هنگامی که فهرستی از مخارج ضروری در اختیار دارید درباره سایر خریدها و هزینهها حساس میشوید و پیش از خرج کردن پولتان درباره آنچه به دست میآورید تامل میکنید. اینطوری امکان مقایسه پدید میآید تا بتوانید میان پولی که میدهید و آنچه نصیبتان میشود ارزیابی معقولی داشته باشید. توجه به استهلاک مالی نیز امری مهم است. برداشت مکرر پول از بانک، دریافت وامهای کوتاهمدت که به پرداخت سود و کارمزد بانکی نیاز دارند و... بخشی از استهلاک مالی در مناسبات اقتصادی و پولی امروزی هستند که صرفهجویی در آنها میتواند فرد را در مسیر افزایش پسانداز یاری دهد.
5- حمایت دیگران را برانگیزید
اگر تامین مخارج یک خانواده را برعهده دارید بدانید که پسانداز به تنهایی امکانپذیر نیست. مخارج خانواده فقط با حمایت اعضای آن کاهش مییابد و پسانداز را امکانپذیر میکند. صرفهجویی در مصرف آب، برق، تلفن و گاز، استفاده از لامپهای کممصرف، کاهش هزینههای مرتبط با انرژی، هدایت هزینهها به گونهای که بیشترین مطلوبیت را با کمترین مقدار پول در پی آورد، مدیریت هزینههای مربوط به خوراک و پوشاک و... اقداماتی هستند که با مشارکت اعضای خانواده تحقق مییابند. گاهی پسانداز 5 درصد یا بیشتر از درآمد ماهیانه یک خانوار تنها با صرفهجویی در مصرف برق یا تلفن امکانپذیر میشود و اینطوری هیچ تنگنا و دشواری مالی فراگیری برای زندگی خانواده به وجود نمیآید. توصیه دکتر عسگری در این باره راهگشاست: پسانداز خانوار در حقیقت یک نوع سرمایهگذاری برای آینده اعضای آن است و مشارکت دادن همسر و فرزندان در پسانداز علاوه بر آموزش فرآیندی ارزشآفرین برای آنان محسوب میشود. بسیاری از والدین مطابق آن مثل معروف به فرزندانشان ماهی میدهند اما ماهیگیری یاد نمیدهند، برای تحصیل و دستیابی به شأن و جایگاه اقتصادی و اجتماعی مناسب فرزندشان هیچ نوع حمایت مادی و معنوی را از آنان دریغ نمیکنند ولی به نوجوان و جوان امروز نمیآموزند که فردا چگونه باید با امکانات و مزایایی که برایش مهیاست پشتوانههای مالی و اجتماعی زندگیاش را بسازد و آنها را به کار گیرد.
امین رحیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: