یکی از دختران اغفال شده به نام راضیه که 10 روز در خانه فساد زندگی کرده بود وقتی به دادگاه منتقل شد در توضیح ماجرا گفت: من فریب شهین را خوردم.
او با حرفهای به ظاهر دلسوزانه اغفالم کرد و مرا با خود به خانهاش برد. طبقه اول آن خانه آرایشگاه بود، ولی طبقه دوم خانه که با نورهای رنگی تزیین شده، برای برگزاری میهمانی در نظر گرفته شده بود.
شهین اول با وعده استخدام من در آرایشگاه مرا به زنی به نام «فاطمه» سپرد و او هم بلافاصله مرا به طرز خاصی آرایش کرد و بعد به عنوان دستیار مرا به طبقه دوم خانه برد که در آنجا چند دختر و مرد در حال خوشگذرانی بودند. بعد از مدتی من هم آلوده شدم. از درآمدی که داشتم، صاحبخانه مبلغ ناچیزی را به من میداد.
یکی دیگر از طعمههای شهین به نام «فریبا» نیز به قاضی دادگاه گفت: چند ماه پیش با «شهین» که به عنوان آرایشگر در آن خانه کار میکرد، در یک پارک آشنا شدم. او وقتی فهمید تنها و بیکار هستم، به بهانه اینکه مرا در آرایشگاه خود استخدام خواهد کرد، من را به خانه فساد برد و در آنجا متوجه شدم اعضای این تشکیلات خانه فساد تحت عنوان آرایشگاه، زنان و دختران نوجوان و کم سن و سال را اغفال میکنند. در حالی که همه دستگیر شدگان انگشت اتهام را به سوی شهین نشانه گرفته بودند این زن خودش را بیگناه معرفی کرد و در ادعاهایش گفت: من از روی دلسوزی آنها را به خانهام راه دادهام، چون آنها افراد فراری و بیپناه بودند هزینه زندگی آنها را از طریق کسب درآمدم از آرایشگری تأمین میکردم تا آواره و بیسرپناه نباشند. مردانی هم که به خانهام رفت و آمد داشتند از آشنایان و دوستان خانوادگی من بودند.
علیرغم این ادعاها شهین گناهکار شناخته و در نهایت به 10 سال و نیم حبس و 100 ضربه شلاق محکوم شد اگر چه 9 سال از زمان رسیدگی به این پرونده گذشته است، مرور این خبر میتواند برای دختران کم و سن و سال درس عبرتی باشد تا فریب هر وعدهای را نخورند و هر حرف محبتآمیز و رفتار به ظاهر دوستانهای را باور نکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم