حاشیه خبر

شوک‌درمانی چاره کار نیست

ما رسانه‌ای‌ها آدم‌های جالبی هستیم. خیلی اوقات منتظریم اتفاقی بیفتد و سخنی گفته شود تا به دنبال آن موجی از اخبار و گزارش‌ها را به راه بیندازیم و در تایید یا تکذیب آن سخن قلمفرسایی کنیم. البته شاید اقتضای کار رسانه هم همین است، بالاخره ما هم دنبال سوژه و بهانه‌ایم. اما گاهی هم پیش می‌آید که به جای هیزم آتش شدن و داغ کردن تنور صحبت‌ها و اظهاراتی که مانند شهاب‌سنگی بزرگ، برقی زده و سپس ناپدید می‌شود، از مسوولین بخواهیم به جای وارد کردن شوک‌های کوتاه‌مدت به جامعه، برنامه مدون و بلندمدت خود را با استفاده از ابزارهایی که در اختیار دارند‌ و نه توصیه و خواهش که در یک نظام تصمیم‌گیری به هیچ عنوان قابل اتکا نیست، ارائه کنند.
کد خبر: ۳۲۲۸۹۸

مثلا این روزها تب خروج از تهران بدجوری داغ شده است. همه مسوولان دولتی در تایید ضرورت خروج از تهران سخن‌گفته و طرح و برنامه رو می‌کنند و کارشناسان و نمایندگان مجلس هم در این زمینه اعلام موضع می‌کنند. اما تا یک هفته قبل هیچ خبری از این مسائل نبود. خروج از تهران اتفاقا طی سال‌های اخیر چند بار دیگر هم به اشکالی متفاوت مطرح شده بود؛ ماجرای انتقال دفاتر شرکت‌های شهرستانی از تهران و سرانجام آن را که حتما به خاطر دارید؛ یا تسهیلاتی که دولت در سال 86 برای خروج کارمندان از تهران در نظر گرفت و اغلب دستگاه‌های دولتی به لطایف‌الحیل از زیر بار اجرای آن فرار کردند. ممکن است فردا هم شوک خبری دیگری وارد و خروج از تهران به بایگانی سپرده شود.

در این که تهران از شدت ازدحام جمعیت به حد انفجار رسیده و زیرساخت‌های آن دیگر پاسخگوی جمعیت موجود نیست، شکی وجود ندارد اما شوک درمانی و طرح مسائلی مانند قریب‌الوقوع بودن زلزله در تهران برای ترغیب شهروندان به خروج از این شهر ـ اگر اهداف دیگری مانند ثابت نگاه داشتن قیمت مسکن در پس آن نباشد ـ نمی‌تواند چاره کار باشد. متاسفانه راهکارهای ارائه شده از سوی برخی مسوولان دولتی برای خروج شهروندان تهرانی هم به هیچ عنوان از جامعیت لازم برخوردار نیست و در برخی از این راهکارها، تناقضات جدی به چشم می‌خورد. برای مثال معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی ریاست جمهوری امتیازات مالی متعددی را برای خروج کارمندان دولت از تهران در نظر گرفته که واقعا برای هر کارمند دولتی می‌تواند جذاب باشد اما یک سوال اینجا مطرح می‌شود، به هر حال کارمندان دولتی هرکدام یک پست سازمانی و یک وظیفه مشخص دارند که در صورت خروج از تهران این پست خالی شده و وظایف این کارمند معطل می‌ماند، آن وقت این وظایف معطل مانده را چه کسی می‌خواهد به دوش بکشد؟ اگر کارمند دیگری جایگزین او شود که دور سر خودمان چرخیده‌ایم و اگر وظیفه او به دیگر کارمندان محول شود، ظلم به نیروهایی خواهد بود که در تهران می‌مانند. مگر این‌که از همین حالا خیال خودمان را راحت کنیم و بگوییم که کار این کارمندان برای دولت اهمیتی نداشته و بین بودن و نبودن آنها در محل کار خود تفاوتی وجود ندارد!

راهکارهای دیگر پیشنهاد شده هم وضعیتی مشابه همین مورد دارند. بنابراین حداقل با راهکارهای موجود و استفاده از روش شوک درمانی نمی‌توان زیاد نسبت به کاهش جمعیت تهران امیدوار بود مگر آن که دولت با همکاری سایر قوا، بسته کاملی از راهکارها و مشوق‌ها را تدوین و ارائه کند و این بسته در معرض نقد کارشناسان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی قرار گرفته و چکش‌کاری شود.

حمید اسدی / دبیر گروه اقتصاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها