در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این موزه، قرار است مبارزات انبیا و اولیای الهی در برابر ظالمان و مستکبران تاریخ و همچنین تلاش کشورهایی که مقابل ظلم و بیدادگری ایستادگی کردهاند، در قالب آثار فاخر هنری و معماری به نمایش گذاشته شود.
بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، عروسیهای خونین در افغانستان، زندان گوانتانامو در خلیج کوبا، زندان ابوغریب در عراق، مبارزه مردم ویتنام و جنگ 33 روزه حزبالله لبنان و جنگ نابرابر مردم غزه در برابر استکبار جهانی از دیگر بخشهای این موزه است.
موزه، مکان گردآوری، نگهداری، مطالعه و بررسی و نیز به نمایش گذاشتن آثار فرهنگی یا طبیعی به منظور آموزش، پژوهش و ارزش دادن به این مجموعهها و لذت بردن از آنهاست. این شاید کلیترین تعریفی باشد که میتوان از موزه داشت، اما چیزی که شاید در این تعریف گم شده و اتفاقا در گفته سردار باقرزاده به خوبی نمایان است، محل احداث موزه است.
باقرزاده، صحرای طبس را به عنوان نقطه عطف این موزه به دلیل واقعه طبس در سال 1359 میداند؛ واقعهای که طی آن آمریکا شاهد یکی از بزرگترین رسواییهای نظامی و سیاسیاش بود.
شاید به همین دلیل صحرای طبس محل مناسبی برای احداث موزه باشد، چرا که این صحرا، راوی معجزهای در قرن حاضر بوده، اما در کنار این تعاریف و معیارها باید به نقش موزهها و تاثیرهای گوناگونی که در زندگی مردم دارند هم اشاره کرد. تاثیرهای اجتماعی که تنها و تنها با بازدید مردم از آن امکانپذیر میشود و این مشکلی است که در احداث موزه در جایی مثل «صحرای طبس» بخوبی نمایان میشود. ای کاش ایده خوب ایجاد موزه بینالمللی استکبار ستیزی همراه میشد با احداث آن در شهری بزرگتر و با قابلیتهای بیشتری از لحاظ گردشگری تا با ایجاد آن تعداد بیشتری از مردم بتوانند از آن بازدید کنند و تا بازدیدکنندگان این موزه بتوانند به شکلی ملموستر با واقعیتهایی درباره مردم جاهای دیگر دنیا آشنا شوند.
رضا عظیمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: