در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بهنوش بختیاری اگرچه سال گذشته بیشتر در حوزه سینما فعالیت داشت، اما هنوز هم به حضور در تلویزیون علاقهمند است.
او دوست دارد نقشهای جدی را هم تجربه کند، اما تاکنون فرصتش پیش نیامده است. به بهانه بازی در نقش درد و دل با این هنرمند گفتگویی داشتیم که میخوانید.
خانم بختیاری سال گذشته سال پرکاری برای شما بود. این پرکاری انتخابی یا اتفاقی بود؟
خودم هم خیلی مایل نبودم تا این حد کار کنم و این مساله کاملا اتفاقی بود، البته هر کاری هم که انجام دادم دلیلی برای آن داشتم، ولی در نهایت این مساله تا حد زیادی خستهام کرده است و دوست دارم در سال جدید کمتر کار کنم.
چرا بیشتر در سینما حضور داشتید تا تلویزیون در صورتی که شما کارتان را با تلویزیون شروع کردید؟
چون دوست داشتم سینما را هم تجربه کنم. از طرفی هم بیشتر پیشنهادهایم در حوزه سینما بود. احساس کردم در تلویزیون زیاد دیده شدهام و از این نظر ترجیح دادم در سینما بیشتر کار کنم و به نظرم سینما ماندگارتر از تلویزیون است، هرچند تلویزیون قابل دسترسی است و مخاطب بیشتری دارد.
تمرکز روی نقشهای طنز انتخاب خودتان است؟
خیر، برعکس نقشهایم، من شخصیتی غمگین دارم و از این نظر نقشهای جدی را راحتتر بازی میکنم. در واقع لایههای شخصیتم کمدی نیست و از این نظر آدم تک بعدی نیستم، اما چه کنم که بیشتر، نقشهای کمدی را به من پیشنهاد میکنند.
خب برویم سراغ دارا و ندار، چه شد که در این سریال حضور پیدا کردید؟
حضور آقای دهنمکی به عنوان کارگردان از مهمترین انگیزههایم برای انتخاب این کار بود. کارهای قبلی آقای دهنمکی با فیلم «فقر و فحشا» و همین طور «کدام استقلال، کدام پیروزی» را دیده بودم و بسیار دوست داشتم. به نظرم این کارگردان شناخت خوبی نسبت به مخاطبانش دارد و بسیار با شهامت است. از طرفی دیگر از داستان سریال هم خوشم آمد. به نظرم محتوای خوبی داشت.
وقتی سرکار رفتید چند قسمت از فیلمنامه آماده بود؟
چیزی حدود 10 قسمت نوشته شده و آماده بود.
آیا فیلمنامه در طول کار تغییری هم کرد؟
بله، خیلی زیاد. فیلمنامه اولیه با فیلمنامهای که مقابل دوربین رفت بسیار تفاوت داشت که به نظرم بهتر هم شد.
قصه این سریال را چقدر دوست داشتید؟
خیلی زیاد. به نظرم تفاوت بین آدمهای ثروتمند و فقیر خیلی خوب به تصویر کشیده شده بود. همیشه این مساله آزارم میداد که بعضی از انسانها به خاطر نداشتن اسکان از داشتن امکانات اولیه زندگی بیبهره هستند. چرا باید بعضی از آدمها در سطح بالا و عدهای دیگر به قول معروف زیر صفر باشند. واقعا بعضیها با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه میدارند.
ولی من فکر میکنم دارا و ندار در واقع همان داستان تکراری شاهزاده و گدا بود حالا به شکلی دیگر؟
شاید این طور به نظر برسد، ولی به نظرم اشکالی ندارد هر چقدر هم که این مسائل دیده و بازگو شوند باز هم کم است. باور کنید در طول مدتی که این سریال پخش میشد چقدر تلفن به من زده شد و کمک میخواستند. فکر میکردند میتوانیم کاری انجام دهیم یا با ارگان یا مسوول خاصی در تماس هستیم. واقعا مشکلات مردم زیاد است و آدم نمیتواند بیتفاوت از کنار آنها عبور کند. وقتی بازی در این سریال را پذیرفتم احساس کردم شاید بتوانم تاثیر کوچکی داشته باشم یاحرفی بزنم.
به آقای دهنمکی چقدر اعتماد کردید با توجه به این که دارا و ندار اولین تجربه کار تلویزیونی او بود؟
اعتماد داشتم، چون او امتحان خودش را در زمینه کارگردانی پس داده است. او سبک خاص خودش را دارد و خیلی بداهه کار میکند که به نظرم خوب است، چون این طوری بازیگران فرصت پیدا میکنند از ظرفیتهایشان استفاده کنند. از طرفی دیگر، دهنمکی خیلی خوب میتواند با گروهش ارتباط برقرار کند.
خانم بختیاری! در این سریال شما با گریم خاص ظاهر شدید. در این مورد توضیح دهید.
طراح گریم سریال، این نوع گریم را برایم طراحی و انتخاب کرد. البته خودم هم اصرار داشتم که زیبا به نظر نرسم و اتفاقا این گریم باعث شد به نقشم راحتتر نزدیک شوم و در مورد لباسم هم همینطور بود. من در طول کار فقط یک دست لباس داشتم که آن را هم خیلی دوست داشتم.
در مورد لهجههایتان هم صحبت کنید. این لهجه به انتخاب خودتان بود یا خیر؟
بله، خودم این نوع لهجه را انتخاب کردم که در نهایت آقای دهنمکی هم پسندیدند. فکر کردم شخصیت درد و دل با این لهجه شیرینتر میشود و راحتتر هم میتواند مسائل اجتماعی را بازگو کند.
برای اجرای این نقش چقدر تمرین داشتید؟
من عادت دارم برای اجرای نقشهایم زیاد تمرین کنم. برای درد و دل هم تمرین داشتم اما نه مثل همیشه چون فرصت زیادی نداشتیم و بیشتر تمریناتم سر صحنه بود و آمادگی قبلی نداشتم.
درد و دل چه فرقی با دیگر نقشهایتان داشت؟
میتوانم بگویم با این نقش زندگی کردم و دوست داشتم نقشم پررنگتر از این بود، باور کنید از همان ابتدایی که سرصحنه میرفتم مانند درد و دل حرف میزدم چون او را باور کرده بودم. به نظرم درد و دل زن خوشقلب و در عین حال رکی بود و از طرفی مسائل اجتماعی را با همان زبان شیرین بیان میکرد مثل پرداخت یارانهها.
اما قطعا مخاطب جنبه سرگرمی برایش مهمتر از مسائل اجتماعی است. قبول دارید؟
بله، بخصوص اگر طنز هم باشد اما وظیفه کار طنز صرفا خنداندن نیست بلکه باید حرفی هم برای گفتن داشته باشد.
کدام شخصیت را در این سریال بیشتر دوست داشتید؟
من با تمام شخصیتهای این کار ارتباط برقرار کردم و به نظرم همه آنها در این کار خوب ظاهر شدند و واقعا فکر میکردم آنها همسایههای من هستند.
مسالهای که در این کار وجود داشت این بود که داستان خانوادههای دارا و ندارها یکسان با هم جلو نیامد. این را قبول دارید؟
بله، اتفاقا خیلیها این موضوع را به من گفتند و خیلیها هم بر این عقیده بودند که روی زندگی حاجی فیروز تاکید زیادی شده بود، اما به هر حال این سریال اولین کار آقای دهنمکی بود و به نظرم در همین حد هم ایدهآل بود.
خودتان سریالهای دیگر را در ایام نوروز میدیدید؟
بله. به نظرم سریال چاردیواری، سریال خوبی بود و همین طور زنبابا که کارگردانی فوقالعادهای داشت.
همچنان دوست دارید در عرصه سینما کار کنید؟
خیر. اگر در تلویزیون هم کار خوبی پیشنهاد شود که متفاوت باشد حتما میپذیرم.
کار متفاوت از نظر شما چه جور کاری است؟
به نظرم مهمترین تفاوتش در فیلمنامه و شیوه کارگردانی است. متاسفانه فیلمنامههای فعلی خیلی بیحوصله و بیانرژی نوشته میشوند و کاملا دمدستی هستند. گاهی حتی آدم را به یاد برنامههای کودک قدیم میاندازند. امیدوارم در سال جدید شاهد پیشرفتهای خوبی در این زمینه باشیم، بخصوص در مورد شخصیتپردازیها.
از میان کارهای سینماییتان کدام را بیشتر میپسندید و دوست دارید؟
فیلم «دو خواهر» را بسیار دوست داشتم و خیلی هم تلاش کردم که نقشم را خوب بازی کنم.
چه کارهایی در نوبت اکران دارید؟
فیلمهای دلقکماهی، ازدواج در وقت اضافه، از ما بهتران و عروسک را در نوبت اکران دارم.
به نظر شما مسعود دهنمکی چگونه کارگردانی است؟
کارگردان جسور و باشهامتی است که طنز را هم خیلی خوب میشناسد.
پیام نهایی سریال دارا و ندار چه بود؟
مهمترین هدفش این بود که بگوید فقیر بودن مایه شرمساری نیست.
قصد نهایی شما از کار بازیگری؟
خیلی دوست دارم دنیای خودم را به دیگران منتقل کنم، آن هم به عنوان فردی که کارش هنر است.
چه وقتهایی از کاری که میکنید (منظورم بازیگری است) خسته میشوید؟
وقتی شخصیتی که بازی میکنم تکبعدی است و حرفی هم برای گفتن ندارد. در این صورت از کاری که میکنم دلزده میشوم.
این دلزدگی را در کدام کار احساس کردید؟
اجازه بدهید پاسخ این سوالتان را ندهم، چون از کار خاطره خوشی ندارم.
شما با طنز عجین شدید یا طنز با شما؟
نمیدانم. شاید هر دو، اما خیلی دوست دارم در کارهای ملودرام هم خودم را محک بزنم، البته نمیدانم مخاطبم هم میتواند من را بپذیرد یا خیر.
وقتی در کاری بازی میکنید چقدر از شخصیت بهنوش بختیاری را وارد نقشتان میکنید؟
خیلی زیاد. این مساله باعث میشود نقشم طبیعیتر باشد و مصنوعی به نظر نرسد. به هر حال هر بازیگری این کار را خواسته یا ناخواسته انجام میدهد.
پایان مصاحبه با خودتان... .
امیدوارم هیچ کس طعم فقر را نچشد. فقر بزرگترین ظلم به بشریت است.
محبوبه ریاستی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: