در سریال‌های نوروزی امسال به طبقه متوسط جامعه توجه ویژه شده بود

سریال‌هایی برای همه ایرانیان

سریال‌های تلویزیونی بیشتر از بقیه آثار تلویزیونی مخاطب دارند. این گفته را می‌توان با نگاهی به آمار مخاطبان شبکه‌های مختلف تلویزیون ثابت کرد. این آمار در مناسبت‌های مختلف مثل نوروز بیشتر قابل استناد هستند.
کد خبر: ۳۱۹۰۲۴

سریال‌های نوروزی امسال هم مثل مناسبت‌های دیگر مخاطبان خاص خود را داشتند. تعطیلات پیوسته 15 روزه نیز دلیلی دیگر بر داشتن مخاطب بیشتر برای این سریال‌ها بود. «چاردیواری»، «زن بابا» و «دارا و ندار» سریال‌هایی بودند که از ساعت 21 و 30 دقیقه تا آخر شب مردم را پای تلویزیون می‌نشاندند.

هر کدام از این سریال‌ها جذابیت‌هایی داشتند که مخاطبان پر و پا قرصی را برای خود دست و پا می‌کردند؛ اما نکته مهم در تمام این سریال‌ها توجه به طبقه متوسط جامعه بود که قشر وسیعی از مردم را در زیر مجموعه خود قرار می‌دهد. در نوروز امسال خوشبختانه مردم شاهد اتفاقاتی در قشر مرفه و بی‌درد اجتماع نبودند که قصه‌های منحصربه‌فرد آنها فقط در خانه‌های پر تجمل خودشان قابل توجیه است.

سیروس مقدم در چاردیواری، داستان زندگی یک خانواده را محور اصلی سریال خود قرار داده بود که پدر خانواده راننده تاکسی بود و ویژگی‌های خاص خود را در زندگی داشت. این خانواده که شامل پدر و مادر و 2 پسر بودند بسیار باورپذیر طراحی شده بودند.

حالا دیگر پای صحبت هر کسی که سریال چاردیواری را دیده است بنشینید حتما از بازی خوب آتیلا پسیانی در نقش تقی تاکسی خواهد گفت. در کنار توانایی‌های پسیانی در اجرای نقش نمی‌توان از شخصیت‌پردازی آن بسادگی گذشت. تقی تاکسی در جامعه مابه‌ازای واقعی دارد و هر کسی با کمی توجه می‌تواند شبیه این شخصیت را در اطراف خود ببیند.

یکی از پسران او معلم بود و او فکر می‌کرد چون معلم است باید بتواند هر کاری را انجام دهد و در همه کارها تبحر داشته باشد. در واقع فیلمنامه چاردیواری را می‌توان فیلمنامه‌ای شخصیت‌محور دانست. به همین دلیل آنجا که شخصیت‌ها خوب پردازش شده بودند، قصه قوام و کشش لازم را برای جذب مخاطب داشت و آنجا که شخصیت‌ها جذابیت لازم برای درام‌پردازی نداشتند داستان لنگ می‌زد و به اصطلاح سر کاری می‌شد. سر کاری به این دلیل که مخاطب هر چه می‌نشست اتفاق خاصی در داستان رخ نمی‌داد. برای همین از همان قسمت‌های اولیه سریال چاردیواری مخاطب فهمید که نباید در این سریال به دنبال ارائه شعاری پیام خاصی باشد بلکه فقط برای سرگرمی باید به تماشای چاردیواری بنشیند، اما این سرگرمی شسته رفته بود. موقعیت‌های طنز خوب از کار درآمده بودند و برخی بازیگران تلاش کرده بودند چهره‌ای متفاوت از خود به نمایش بگذارند.

فضاسازی و طراحی صحنه مناسب بود و مقدم تلاش کرده بود برای چاردیواری از لوکیشن‌های بکر استفاده کند که این لوکیشن بکر در خانه آهو خانم نمود بیشتری داشت. حتی شغل ساکنان این خانه هم بکر و تازه بود. آماده کردن آجیل شغلی است که تاکنون کمتر آن را در تلویزیون دیده‌ایم. طراحی لباس شخصیت‌های سریال چاردیواری از دیگر ظرایفی بود که مقدم و طراح لباس سریال به آن توجه کرده بودند.

در واقع سریال چاردیواری خلایی که سال‌ها بین مخاطبان تهرانی و شهرستانی به وجود آمده بود را پر کرد و نشان داد مردم قشر متوسط تهران با شهرستانی‌ها تفاوتی ندارند و مردم شهرهای دیگر نباید فکر کنند که تهرانی‌ها تافته جدا بافته هستند و زندگی متفاوتی با دیگر مردم دارند.

داستان تلخ و شیرین ازدواج

شبیه همین اتفاقات در سریال زن بابا هم قابل دیدن بود. سعید آقاخانی هم برای سریال خود اتفاقاتی را انتخاب کرد که در قشر متوسط جامعه بیشتر نمود پیدا می‌کند. این جلب توجه به این خاطر است که اعضای خانواده‌های متوسط بیشتر از بقیه افراد رفتار و افکار خود را بروز می‌دهند. آنها چون می‌خواهند زودتر به مال و جاه بیشتری برسند دست به کارهای سطحی می‌زنند که فکری پشت آنها نیست. به همین دلیل معمولا در به ثمر رساندن نقشه‌هایشان ناکام می‌مانند. فریدون، داماد خانواده عزیز بنی‌آدم با بازی خوب مهران غفوریان یکی از همین آدم‌هاست که سعید آقاخانی بخوبی آن را به تصویر کشیده بود.

زن بابا علاوه بر فیلمنامه خوب و منسجم از کارگردانی یکدست و بازی‌های متفاوت هم برای به تصویر کشیدن داستان خود بهره برده بود.

فضاسازی و طراحی صحنه سریال چاردیواری مناسب بود و مقدم تلاش کرده بود برای این سریال از لوکیشن‌های بکر استفاده کند

فیلمنامه زن بابا از این نظر قابل تامل بود که به مساله کهنسالان در جامعه توجه نشان داده بود. کهنسالانی که کمتر در سریال‌ها و فیلم‌های تلویزیونی به آنها توجه می‌شود، اما واقعیت این است که آنها هم مشکلات، تنهایی‌ها و غم‌های خاص خود را دارند. در کنار این کهنسالان، ازدواج جوانان هم در سریال زن بابا بخوبی توجیه شده بود.

اگر جوانان برای تشکیل خانواده مشکل دارند، بزرگ‌ترها هم گاهی به این مشکلات دامن می‌زنند و آنها را غیرقابل حل‌تر می‌کنند. بهبود و پریسا می‌خواستند با هم ازدواج کنند، اما مانند توپ در زمین پدرهای خود پاسکاری می‌شدند و زیاده‌خواهی پدر پریسا از او بیشتر یک طعمه ساخته بود. البته زن بابا به سریالی دوست داشتنی در ایام نوروز تبدیل شد، چون همه این مسائل مهم را در قالبی طنز به مخاطب ارائه و تلخی‌های قصه خود را با چاشنی لبخند جذاب می‌کرد.

شخصیت‌های گل درشت

از همان زمانی که خبر رسید مسعود ده‌نمکی قرار است سریال نوروزی شبکه تهران را بسازد همه می‌دانستند با کاری متفاوت روبه‌رو خواهند شد، البته نباید این متفاوت بودن را هم معنای خوب بودن دانست. ما می‌دانستیم ده‌نمکی کارش متفاوت می‌شود، چون از او فیلم‌های اخراجی‌های یک و دو را دیده بودیم، ولی می‌دانستیم که تعریف او از کمدی با بقیه کارگردانان فرق می‌کند و او هراسی ندارد که کارش به دام هجو و حتی لودگی بیفتد.

ده‌نمکی در سریال دارا و ندار سعی کرده بود از روش کمدی موقعیت استفاده کند. او نشان داد که می‌خواسته این موقعیت‌ها را با استفاده از شخصیت‌پردازی به نمایش بگذارد، اما واقعیت این است افرادی که ده‌نمکی در خانه‌های پایین‌شهر و بالای شهر گرد هم جمع کرده بود بیشتر تیپ‌های گل درشتی بودند که کمتر به دل بیننده می‌نشستند و چون تیپ بودند حرفی برای بیننده نداشتند که همذات پنداری او را برانگیزند. مثلا شخصیتی که بهنوش بختیاری بازی می‌کرد فقط برای این طراحی شده بود که مخاطب حرف‌های گنده را از دهان یک زن کولی بشنود.

جالب اینجاست در حالی که تب جومونگ و سوسانو در جامعه فروکش کرده است، اما انگار هنوز داغ دل ده‌نمکی از موفقیت این سریال کره‌ای تازه است و در اولین فرصتی که پیدا کرد حسابی از آن انتقام گرفت. شخصیت‌هایی مانند قشنگ و برادر او یا آن مردی که با لهجه شمالی صحبت می‌کرد یا شخصیتی که اجرای آن به سحر ولدبیگی سپرده شده بود هیچ بار دراماتیکی نداشتند و فقط وظیفه آنها این بود که شعاری اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی را برای بیننده بازگو کنند. البته در این میان باید به شخصیت‌پردازی خوب خانواده ذبیح افشار اشاره کرد که گویا ده‌نمکی با طراحی این خانواده می‌خواسته ادای دینی به سعدی افشار بکند.

ذبیح در سریال دارا و ندار نماد هنرمندان جامعه هستند، افرادی که در تنگنا و فقر زندگی می‌کنند اما شرافت خود را برای پول نمی‌فروشند. هنرمندانی که با سیلی روی خود را سرخ نگه می‌دارند تا در مقابل خانواده و در و همسایه آبروداری کنند. اما همیشه نمی‌توان چهره خود را مخفی نگه داشت. دنیا آنقدر کوچک است که گاهی پرده کنار می‌رود و پشت پرده زندگی هنرمندان برملا می‌شود و همگان در می‌یابند که فقر آنها را به کارهایی وا می‌دارد که دیگر نمی‌توان نام هنر به آنها داد و به قول مادر ذبیح کارهایی که بیشتر شبیه دلقک بازی است. اما همسر ذبیح جواب خوبی به مادر شوهر خود می‌دهد. او در حالی که گریه می‌کند می‌گوید: باید شکم ما سیر می‌شد و ذبیح مجبور بود که حاجی فیروز شود. اتفاقا همین ذبیح است که در انتهای قصه سریال دارا و ندار شخصیت اصلی را به چالش می‌کشاند. تیمور که تاکنون در پناه پول خود دعاهای خود را مستجاب کرده است و اطمینان اهل خانه را جلب کرده اکنون باید واقعا دعایی بکند که دیگر پول نمی‌تواند آن را استجابت کند. بلکه فقط باید خدا به او لبیک بگوید.

مادر ذبیح به کما رفته است و برای عمل جراحی قلب باید ابتدا از کما خارج شود. دکتر می‌گوید فقط باید دعا کرد و اینجاست که اهل خانه که تاکنون در سایه دعاها و پول تیمور به خواسته‌های خود رسیده‌اند از تیمور می‌خواهند که برای نجات مادر ذبیح دعا کند. اما تیمور خود می‌داند که چندان هم مستجاب الدعوه نیست. اما او برای نجات زندگی و احوالات یک هنرمند از ته دل و با تمام خضوع دعا کرد ... و چنین بود که یک هنرمند روح یک ثروتمند بی‌درد را نجات داد.

البته خانواده خواهرها و شوهر خواهرهای تیمور خوب از کار درآمده بودند. آنها توانسته بودند شخصیت افراد نوکیسه را به نمایش بگذارند؛ اما اگر ده‌نمکی می‌توانست در این خانه از توانایی بازیگرانی مانند رضا رویگری و مرجانه گلچین استفاده بیشتری بکند این بخش از سریال بانمک‌تر می‌شد.

فتحعلی اویسی، بازیگر اصلی سریال دارا و ندار برای بازی در این سریال زحمت زیادی نکشیده بود، چون او همان شخصیت‌هایی را که در سریال‌های بدون شرح و زیرزمین بازی کرده بود با خود به دارا و ندار آورده بود. البته داستان دارا و ندار کمی وامدار از سریال زیرزمین بود که چند سال پیش علیرضا افخمی آن را برای ماه رمضان شبکه 3 کارگردانی کرد. در آنجا هم اویسی مرد پولداری بود که برای تصاحب پولی بادآورده به یک خانه پر جمعیت در یک محله ندار می‌آمد و مدتی آنجا ساکن می‌شد.

طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها