در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اوستا و عبدلی سالهاست برای مخاطبان تلویزیون به 2 تیپ آشنا تبدیل شدهاند. جواد انصافی و همکارش این دو تیپ را براساس نمایشهای سنتی و آیینی ایران مثل سیاهبازی و بقالبازی خلق کردهاند. اوستای نمایش یک اوستای مبادی آداب و کمی تا قسمتی دست و پاچلفتی است و شاگرد، برخلاف ظاهرش یک آدم رند و زیرک.
قالب خاص نمایشهای رادیویی و معیارهایی مثل تکیه بر ویژگیهای شنیداری به جای ویژگیهای دیداری دیگر مثل گذشته در خنداندن و جلب نظر مردم موفق نبود و جنس کمدیهای مهران مدیری و رضا عطاران به سلیقه غالب مردم تبدیل شد. ظهور پدیدههایی مثل موبایل و پیامک و لطیفههایی که از این طریق دستبهدست میشد هم به جاافتادن این شرایط و بالا رفتن سطح سلیقه طنز مردم بیشتر کمک کرد.
با این حال هیچکدام از اینها دلیلی برای خط کشیدن تمام و کمال روی سبکهای نمایشی سابق نیست. شاهد مثالش همین کارهای ساده و جمع و جور جواد انصافی است. این که این سبک هنوز میتواند مخاطب را با خودش همراه کند، قبل از هر چیز نشاندهنده قابلیت بالای نمایشهای سنتی ایرانی است و این که هنوز دور آنها به سر نیامده است. البته این جور نمایشها هم باید به اقتضای زمان و با توجه به شرایط در خودشان تغییر ایجاد کنند.
برنامه «صبح تهران»سال گذشته به پایان رسید و امسال برنامه دیگری با عنوان «سلام تهران» جایگزین آن خواهد شد. سرپرست و تهیهکننده کار جدید، امیرحسین خرمشاهی خواهد بود که او را بیشتر به عنوان سازنده برنامههای ترکیبی و معارفی میشناسیم. تغییر و جابهجایی یک اتفاق رسانهای روتین و معمولی است که قاعدتا باید هرازگاهی حتی در مورد برنامههای موفق هم عملی شود. این اتفاق درباره برنامه صبحگاهی شبکه تهران هم میتواند نویدبخش برنامهای بهتر و بهروزتر باشد؛ اما نکتهای که در طراحی برنامههای جدید نباید از آن غافل شد، پرداخت بهتر و منسجمتر نقاط قوت برنامههای قبلی است. «اوستا و عبدلی» و کلا نمایشهای سنتی از مواردی است که هنوز میتواند با یک پرداخت جدید و نو برای مخاطبان جذاب و دیدنی باشد.
جابر تواضعی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: