در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سال گذشته نخستین دوره این جشنواره برگزار شد و امسال جشنواره تجسمی فجر به دومین سال حیاتش قدم میگذارد.بههمین بهانه به سراغ دستاندرکاران جشنواره رفتهایم تا دریابیم دوره نخست چه دستاوردهایی داشت و دورههای بعدی قرار است چه مسیری را بپیمایند و به چه چشماندازی دست یابند.
غلامعلی طاهری دبیر نخستین جشنواره هنرهای تجسمی فجر درباره این اهداف میگوید: «نخستین جشنواره تجسمی فجر، یک فصل جدید در هنرهای تجسمی امروز ایران بود. این که میگوییم فصل، به این موضوع توجه کنید باید روزی فرا رسد که تمام دوسالانهها و جشنوارههای هنری در قالب این جشنواره حل شود و به عنوان یک جشنواره بینالمللی عرض اندام کنند. این جشنواره میتواند بزرگترین رویداد هنری غرب آسیا لقب بگیرد. به نظر من جشنواره تجسمی فجر دیر برگزار شد و سالها پیشتر میتوانست در میان جشنوارههای فجر جایی برای خویش پیدا کند. این موضوع را بارها هم گفتهام که جشنواره فجر در حوزه هنرهای تجسمی باعث خواهد شد روزی مردم دوباره با این هنر آشتی کنند.» صحبتهای طاهری در حالی است که سیدعباس میرهاشمی دبیر دومین جشنواره تجسمی فجر در این باره معتقد است که این فصل آغاز شده است.
عکاس پیشکسوت کشورمان از حضور پر شور جوانان در جشنواره دوم به عنوان یک اتفاق مثبت یاد میکند و در پاسخ به این پرسش که آیا جشنواره دوم فجر باعث آشتی بیشتر مردم با هنرهای تجسمی فجر شده است یا خیر، میافزاید: «آشتی مردم با این هنر را میتوان از رونق بیشتری که گالریها گرفتهاند، دریافت.»
او حتی برای این مدعا به خریدهای انجام شده از سوی مردم در اکسپوهای رسمی فروش آثار هنری در طول یک سال گذشته اشاره میکند که از جشنواره گذشته تا جشنواره دوم رشد بیسابقهای داشته است.او در ادامه به کیفیت آثار رسیده به عنوان یکی دیگر از محاسن جشنواره فجر امسال اشاره میکند و معتقد است که در برخی موارد آثاری را دیده است که قابل رقابت با جشنوارههای جهانی و البته در حد استانداردهای بینالمللی است.
بر اساس اعلام رسمی مسوولان برگزارکننده جشنواره دوم هنرهای تجسمی فجر، در جشنواره امسال 3091 هنرمند شرکت کردهاند که از میان آثار ارسالی، تنها 1256 اثر از 741 هنرمند تهرانی برای رقابت در این جشنواره انتخاب شدهاند که بر اساس آمار نشان از استقبال هنرمندان از این جشنواره دارد.
تفاوتهای جشنواره اول و دوم
شاید حضور 4 استان کشور در جشنواره دوم فجر مهمترین وجه تمایزی است که این جشنواره را از نخستین تجربه خود مجزا میکند. یکی از رویدادهایی که بر اساس شعار تمرکززدایی از فعالیتهای هنری از پایتخت شکل گرفته است و بر اساس آن مسوولان این بخش میخواهند تلاش کنند تا به زعم خویش تمامی مردم ایران با مفهوم هنرهای تجسمی آشنا شوند.
استانهای گرگان، خوزستان، سمنان و یزد که پیش از این نیز پایگاه برگزاری برخی دوسالانههای هنری شده بودند، در دومین تجربه هنرهای تجسمی فجر بینصیب نشدند تا امسال نیز هریک به نحوی بخشی از آثار این جشنواره را میزبانی کنند. محمود شالویی، رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره تجسمی فجر در این باره میگوید: با این ایده سعی شده است تا توزیع عادلانه برنامههای تجسمی در سراسر ایران صورت گیرد تا با رشد و شکوفایی که در این حوزه مشاهده میشود، در آیندهای نزدیک، کشور ایران مرکز هنرهای تجسمی جهان به شمار رود.»
شاید اینکه ایران روزی مرکز هنرهای تجسمی جهان شود، شعاری دست نیافتنی و البته کمی دور از ذهن باشد؛ اما شالویی کماکان از ایجاد زمینهای مناسب در این حوزه خبر میدهد که سعی شده است هنرهای تجسمی به عنوان یک فرهنگ در میان مردم جا بیفتد و البته هنرهای تجسمی و خریدن یک تابلوی نقاشی، بخشی از سبد خانواده ایرانی شود.
او میگوید: «در نخستین جشنواره هنرهای تجسمی فجر اتفاق مهمی رخ داد که بر اساس آن بزرگترین کارگاه نقاشی خیابانی خاورمیانه، توسط نقاشان حرفهای گرداگرد موزه هنرهای معاصر تهران شکل گرفت. این رویداد از چند جهت قابل توجه بود؛ اول آنکه آثاری که در این کارگاه بزرگ نقاشی شکل گرفت همگی به عنوان آثار نمایشگاه به موزههای سراسر کشور فرستاده شد که امسال نیز بخش عمده از آنها در ایام دهه فجر در شهرها به نمایش درآمد از سوی دیگر این کارگاه باعث شد تا نقاشی حرفهای از درون گالریها به میان مردم برود. وی میافزاید: «مردم در ایام دهه فجر و در حاشیه نخستین جشنواره فجر از نزدیک نقاشی کردن استادان و دانشجویان را دیدند. آمار بازدیدکنندگان خیابانی این کارگاه نشان داد مردم برای آنکه نقاشی را جزئی از رفتارهای روزمره خود بدانند باید نفس به نفس با نقاش همراه شوند.»
مادر جشنواره ایرانی
تعدد برگزاری دوسالانهها و جشنوارههای هنری در حوزه تجسمی سالهاست که یکی از دغدغههای اصلی متولیان دولتی و غیردولتی هنر در کشورمان شده است. این امر گرچه از دیدی به عنوان یک فرآیند مثبت در امر توسعه هنر تلقی میشود، اما بسیاری از منتقدان هنری معتقدند لزوم تعدد دوسالانهها و جشنوارههای هنری در کشور نمیتواند ضامن کیفیت هنر در آن منطقه جغرافیایی باشد.
در تمامی جهان کشورهایی که به مفهوم هنرهای تجسمی به مثابه یک هنر کاربردی نگاه میکنند برای توسعه این هنر به دنبال ایجاد «برند» و نامی جهانی به منظور برگزاری رویدادی البته با مفهوم خاص برگزارکنندگان خویش هستند.
شاید بهترین جشنوارههای جهانی، قدیمیترین آنها باشد. دوسالانه ونیز که معتبرترین دوسالانه در این زمینه است، در سال 1895 شکل گرفت و البته اکنون به عنوان سندی راهبردی در حوزه هنرهای تجسمی در جهان معاصر نیز به شمار میرود.
بر همین اساس در ایران و پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم این مهم از نگاه مسوولان هنری پنهان نماند تا جشنوارههایی با نام فجر متولد شوند، ازجمله جشنواره فیلم فجر یا موسیقی فجر اکنون دیگر نامی جهانی شدهاند و میتوانند به دیگر جشنوارههایی از این دست در عرصه بین المللی تنه بزنند.
اما این موضوع در ایران با توجه به ماهیت و نوع برخورد مخاطبان و البته هنرمندان به مقوله هنرهای تجسمی رنگی دیگر به خود گرفت تا جشنواره تجسمی فجر درست در 30 سالگی انقلاب شکل گیرد.
یکی از شعارهایی که جشنواره تجسمی فجر در نخستین دوره خود با آن شکل گرفت ایجاد «مادر جشنوارهای» داخلی برای رسیدن به مفهوم برآیند سالانه هنرهای تجسمی در ایران بود که البته در جای خود با توجه به تعدد دوسالانهها و جشنوارههای داخلی امری مهم به شمار میرفت.
غلامعلی طاهری که خود دبیر چند جشنواره و دوسالانه از این دست بوده است، در مورد این موضوع بصراحت میگوید: «این یک واقعیت است که در ایران جشنوارهها و دوسالانههای زیادی برگزار میشود که در برخی موارد نیاز به برگزاری بسیاری از آنها نیست. اما واقعیت دیگری وجود دارد و آن، این که تنها یک یا دو نهاد متولی برگزاری جشنوارههای هنری در حوزه هنرهای تجسمی در ایران هستند، اما بازهم بسیاری از نهادهای مختلف خود را در این موضوع و برگزاری یک جشنواره در حوزه هنرهای تجسمی دخیل میدانند که این مساله باز هم وجود یک جشنواره واحد مثل جشنواره تجسمی فجر را ضروریتر میکرد.
آثار دومین جشنواره هنرهای تجسمی فجر این روزها در حالی مهمان سالنهای اصلی نمایش آثار هنری در تهران و 4 شهر دیگر کشورمان است که برخی کارشناسان حضور جوانان را مهمترین دستاورد برگزاری دومین دوره این جشنواره میدانند.
وقتی براساس آمار رسمی، بیش از سهچهارم شرکتکنندگان در جشنواره دوم جوانان هستند، این موضوع نوید آن را میدهد که این جشنواره، هم از نظر سن برگزار شدن و هم هنرمندان شرکتکننده جوان به شمار میرود.
جشنوارهای که شاید نتواند در مقابل جشنوارهای مانند بیینال ونیز قدعلم کند، اما با حضور این تعداد جوان آیندهای روشن پیشرو دارد.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: