در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لج و لجبازی یک زن و شوهر و اتفاقات حاشیهای که زندگی کاری و خانوادگی آنها را به هم میریزد و آنها را روبهروی هم قرار میدهد. زوجی که سالهای جوانی و نداری در کنار هم بودهاند اما اکنون در میانسالی و زمانی که باید در عافیت زندگی کنند و دیگر غم نان و کار نداشته باشند مقابل یکدیگر میایستند. همین تقابل گرههای داستان را شکل میدهد و اوج و فرود آن را میسازد و به اصطلاح آن را جذاب میکند. جنگ زن و شوهر باعث جذابیت سریال میشود چون در این جنگ شخصیت و منش آدمها برملا میشود. اما چه عاملی باعث این جنگ میشود؟ شاید شما هم متوجه شده باشید، رسانهها. اولین جنگ زمانی آغاز میشود که مینو در یک برنامه خانوادگی تلویزیونی حاضر میشود و بنا به تشویقهایی که مجری برنامه از او به عنوان یک زن مدیر میکند، لب به سخن میگشاید و خودش را مدیر و شوهرش (اکبر) را سرآشپز معرفی میکند. این برنامه را همه آنهایی که مینو و اکبر را میشناسند از تلویزیون میبینند و چنین میشود که جنگ اول آغاز میشود. اما بعد از گذشت چند روز و به بهانه خواستگار داشتن دختر خانواده این جنگ موقتا به صلح تبدیل میشود، اما این بار رسانهای مکتوب که یک مجله است سراغ زندگی اکبر و مینو میآید و با درج یک مصاحبه ساختگی از مینو بار دیگر باعث جنگ میشود. جنگی که به گفته اکبر فقط با جدایی زن و شوهر آتشش خاموش میشود. در سریال آشپزباشی، کارگردان و نویسندگان تا جایی که در توان داشتهاند دقدلی خود را که معلوم نیست به چه دلیل در آنها شکل گرفته است، سر خبرنگاران خالی میکنند. آنها خبرنگار را موجودی معرفی میکنند که دزدکی به زندگی شخصی دیگران وارد میشود و با یک ناهار و چلوکباب هم از دعوا دست برمیدارد و ساکت میشود از طرفی همین خبرنگار بدون توجه به اعتمادی که مینو به او کرده است حرفهای او را بدون اجازه در مجله چاپ میکند. حرفهایی که مینو فقط برای او گفته و تاکید کرده که آنها را چاپ نکند.
اساس داستان آشپزباشی بر این محور است که رسانهها در دنیای امروز باعث اختلاف بین خانوادهها میشوند اما آیا واقعا این نوع نگاه به رسانهها آن هم در عصری که به دوره رسانهها و ارتباطات معروف است درست است؟ هنرمند با این نگاه انتقادی خود داستانی جذاب خلق کرده است. این نگاه انتقادی گاهی اوقات درست است و رسانهها اگر به دست افراد متعهد اداره نشوند میتوانند چنین جنگهایی را در خانوادهها به وجود آورند اما آیا بهتر نیست در کنار این انتقاد، کارگردان و نویسندگان آن روی سکه را هم میدیدند و با درامپردازی مناسب به رسانههایی که درست کار میکنند هم توجه نشان میدادند؟ مگر نه این است که در کنار بدیها باید خوبیها هم دیده شود؟ چند سال پیش هم تلویزیون سریال بدون شرح را با محور روزنامه و روزنامهنگاران تولید کرد. این سریال هم انتقاداتی نسبت به این فضا داشت اما در کنار این انتقادات نوع کار، محدودیتها و اجبارهای کار روزنامهنگاری را هم به تصویر میکشید اما هنرمند در آشپزباشی تا اینجای کار درباره رسانهها و تاثیر آن بر زندگی مردم امروزی به اصطلاح تنها به قاضی رفته و خوشحال برگشته است.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: