در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
راه دوم احتمالی برای آقای خاص پرتغالی، رفتن به برنابئو و سرمربی شدن در رئالمادرید است. مانوئل پلگرینی با اینکه در رئال ناموفقهم نبوده از یکسو نتوانسته است این باشگاه را از زیر سایه وسیع رقیب بزرگش (بارسا) خارج کند و از جانب دیگر کاراکتر آرام وی به گونهای است که برای حاکمیت کامل بر کهکشانیهای پرمدعا مناسب نشان نمیدهد و آدمی جنجالیتر و نترستر مثل مورینیو برای این مهم بهتر جلوه میکند. در عین حال امکان دارد هیچیک از این دو حالت شکل نگیرد. سران بارسلونا تذکر دادهاند که ترجیح میدهند اگر گواردیولا رفتنی شد، دستیار جوان او را ارتقا بخشند و به سرمربیگری بگمارند. این ادامهای بر سیاست و دکترین اخیر باشگاه خواهد بود که میگوید بهتر است یک کاتالونیایی و از درون تشکیلات تیم را هدایت کند و میافزاید که اگر این سیستم جواب میدهد و کاتالونیاییها ادارهکننده بهتری برای آبی و اناریپوشان هستند، دستیار گواردیولا هم با حفظ ساختار کار او بهتر میتواند این تیم را کنترل کند تا یک نفر از خارج از تشکیلات بیاید. رفتن یا نرفتن مورینیو 46 ساله به رئال نیز وابسته به جامهایی است که رئال در پایان فصل میبرد یا تصاحب نمیکند. اگر این تیم لیگ اسپانیا یا جام باشگاههای اروپا را فتح کند، بعید است سرمربی شیلیایی فعلی رئال رفتنی شود. برگزاری فینال این جام در برنابئو مسالهای است که دلگرمی رئالیها را در این خصوص بیشتر کرده است و آنها معتقدند اگر به فینال برسند رقیبشان در این مرحله هر کس باشد حتی بارسا تسلیم خواهد شد.
اگر کافی بود ...
مورینیو که یکسال و 7 ماه است اینتر را هدایت میکند و این تیم را یک بار دیگر درصدر جدول لیگ ایتالیا نشانده، دو مشکل عمده در این کشور دارد. یکی این که خواسته و هدف اصلی سران باشگاه در استخدام خود را که رسیدن به فینال جام قهرمانان باشگاههای اروپا و فتح آن است، هنوز عملی نکرده و اگر فتح اسکودتو کافی بود، ماسیمو موراتی مالک اینتر به روبرتو مانچینی، سلف آقای خاص و سرمربی منچسترسیتی که 3 بار این عنوان را به سنسیرو برد، اکتفا میکرد و دلیلی برای استخدام مورینیو نمییافت.
نراتزوری فصل پیش در نخستین سال مربیگری مورینیو در این باشگاه در مرحله یکهشتم نهایی جام قهرمانان اروپا به منچستریونایتد خورد و در مجموع دو بازی تن به باخت 2 بر صفر داد و حذف شد. امسال هم اینتر به رتبه دومی در گروه خود اکتفا کرد و در نتیجه در شروع مرحله حذفی به یکی از سرگروهها برخورد کرده که از قضا چلسی تیم سابق خود وی است. میتوان استدلال کرد که چون مورینیو سازنده این رقیب و طراح بزرگ چلسی بوده و مخلوق خود را بهتر از هر کسی میشناسد بنابراین میتواند سرنگونی آن را نیز از سوی تیم فعلیاش (اینتر) طراحی کند. با این حال عکس آن نیز صادق است و احتمال دارد اینتر که ذاتا تیم کندی است، از عهده چلسی که اینک با هدایت یک میلانی سابق دیگر کارلو آنچلوتی به میدان میآید، به لطف سرزندگی بیشتر خود دفاع غیرقابل اعتماد اینتر به سرکردگی ساموئل، کوردوبا و لوسیو را بشکافد و به گلهای مورد نظر برای صعود دست یابد، بخصوص که میزبان دیدار برگشت هم خواهد بود.
چرا ایتالیا نمیتواند؟
پیشتر گفتیم مورینیو در ایتالیا دو مشکل بزرگ داشته و دومین آن راضی نشدن وی از سطح تنزل کرده فوتبال ایتالیا و مدعی نبودن هیچیک از باشگاههای آن در سطح اروپا و ستیز کلامی است که او در این خصوص با کسانی داشته که پیوسته میپرسند چرا ایتالیا بر خلاف اوایل دهه 1990 و اوایل و اواسط دهه 2000 جام قهرمانان را قبضه نمیکند. البته مورینیو همیشه از جنگهای تصنعی با رقبا و جنجالهای رسانهای استقبال و شخصا آنها را ساماندهی و اجرا کرده است. زیرا میخواهد با کشاندن بحرانها و انگشتهای اتهام به سمت خود تیمش را از هر فشار روانی دور نگه دارد و اینتر بتواند راحت بازی کند و تیرها به جانب او شلیک شود.
اما آقای خاص به مرحلهای رسیده که یقین آورده سطح بازی جاری در کالچو در حدی نیست که او را در اجرای خواسته اروپایی سران باشگاهش یاری و به موفقیت برساند، این فوتبال وی را به لحاظ روانی و حرفهای راضی نمیکند. به همین سبب است که مورینیو در مصاحبههای اخیرش حتی علاقه خود را برای بازگشت به لیگ انگلیس نیز پنهان نکرده است.
او به سان گفته است: «من کسی نیستم که علایق و سلایقم را پنهان نگه دارم. من همیشه ازکار در فوتبال انگلیس لذت بردهام، بنابراین بدیهی است که دوست داشته باشم از نو در این کشور شاغل شوم، اما این که این اتفاق کی و چگونه میافتد نمیدانم، در واقع هیچکس نمیداند.»
تعداد متقاضیان آقای خاص در انگلیس کم نیستند. لیورپول که از رافا بنیتس قطع امید کرده و اجبارا او را تا پایان فصل تحمل میکند، بالقوهترین خواستار وی است و منچسترسیتی هم قبل از جذب مانچینی او را میخواست و اگر منچستریونایتد گواردیولا را جذب نکند، در زمان بازنشستگی الکس فرگوسن یکی از گزینههای بسیار محتملش، مورینیو خواهد بود که در هیات رئیسه یونایتد هوادارانی آشکار نیز دارد.
مورینیو در 3 سال و 3 ماهی که سرمربی چلسی بود موفقترین دوران حیات تاریخ این باشگاه را رقم زد و به صبر 50 ساله پیراهن آبیهای لندن برای فتح لیگ انگلیس پایان بخشید و مجموعا 5 جام برایشان صید کرد و در استمفورد بریج بسیار محبوب شد اما طبیعت بشدت مستقل و جاهطلب او و تعارض آن با روحیات سنتی رومن آبراموویچ، مالک میلیاردر اما نهچندان آگاه و فنی باشگاه باعث قطع همکاری فیمابین شد و با این که هیچ یک از جانشینان او حتی یکپنجم وی موفق و محبوب نبودهاند، اما راههای رجعت وی به استمفورد بریج مسدود نشان میدهد.
شاید گزینه آخر آقای خاص، ماندن اجباری در اینتر و ادامه تلاش برای قانع کردن کسانی باشد که نمیفهمند چرا سری A نزول شدید فنی کرده و به همین سبب از فتح جامهای اروپایی عاجز است.
فقط احترام متقابل
روابط وی با ماسیمو موراتی هم در این فصل نوع خاصی بوده است. بعد از شکست 2 بر صفر چندی پیش اینتر در زمین بارسلونا در جام قهرمانان اروپا، زمانی که مورینیو به وضوح به برتری تیم گواردیولا در آن شب اعتراف کرد و تیمش را سزاوار باخت دانست به موراتی برخورد و در مصاحبههایش گفت که از تمامی اینتریها انتظار برخوردی حرفهایتر و حرفهایی منطقیتر را دارد و بلافاصله افزود که سرمربی تیمش نیز در این تعریف میگنجد، با اینکه اینتر بعدا توسط ارنستو پائولیلو مدیر اجرایی خود تاکید کرد که برخلاف شایعات رایج، ماندن یا رفتن مورینیو هیچ ربطی به نتیجه گرفتن یا نگرفتنش در جام باشگاههای اروپا ندارد و موراتی نیز با تغییر دادن حرفهای قبلیاش درخصوص عدم خریداری یک مهاجم جدید برای میانفصل، فرمان استخدام گوران پاندف مهاجم چپپا، مقدونیهای و ناراضی لاتزیو را صادر کرد اما به نظر میرسد روابط مورینیو و مالک اینتر صرفا بر نوعی احترام متقابل استوار است و گرم نیست و آقای خاص حاضر نیست زیاد با موراتی بجوشد.
مورینیو، پاندف را برای این میخواسته که ساموئل اتوئو مهاجم کامرونی تیمش به قصد شرکت در جام ملتهای آفریقا 2010 مثل سالی مونتاری هافبک غنایی تیم راهی این جام شده و یک ماه از سن سیرو دور میماند. مورینیو از این نیز عصبانی است که چرا ریکاردو کوارشما، مهاجم هموطنش که اینقدر روی او حساب باز کرده بود؛ چرا نتوانسته بدرخشد و بر توان تهاجمی تیم بیفزاید و یکی از بدترین خریدهای دو فصل اخیر کالچو برآورد شده است. مانسینی برزیلی هم که تابستان سال پیش با دنیایی امید از رم خریداری شده در اینتر هرگز چیزی جلوه نکرده است که در جالو روسی بود.
هدف اول
بهرغم تعریف آقای خاص از لیگ انگلیس شکی نیست که هدف اول او چیز دیگری است و وی ترجیح میدهد به اسپانیا برود و مربی یکی از دو قدرت سنتی فوتبال این کشور شود. او و جیووانی تراپاتونی ایتالیایی تنها مربیانی هستند که توانستهاند در سه لیگ از 8 لیگ A (درجه اول) اروپا صاحب عنوان قهرمانی شوند. مورینیو این کار را با پورتو در پرتغال، با چلسی در انگلیس و با اینتر در ایتالیا انجام داده است و اگر در اسپانیا نیز اول شود، پرونده شخصیاش را کامل کرده و اولین مربی تاریخ میشود که در 4 لیگ از 8 لیگ فوق به قهرمانی رسیده است. او میداند احتمال انجام این کار با تیمی بجز بارسا و رئال در لیگ اسپانیا بسیار کم است و در نتیجه وقتی والنسیا او را در اواسط فصل 2008 - 2007 خواست، نپذیرفت و بنابر این منتظر جدیدترین تحولات در نوکمپ و برنابئو است.
در این حدفاصل او وقت دارد بختش را همچنان در اینتر بیازماید و یک قهرمانی دیگر در کالچو را بجوید و برای نبرد با تیم سابقش چلسی در اروپا برنامه بریزد. این کاری است که مورینیو حتی اگر در زمینه آن اکراه داشته باشد، مجبور به انجام آن در روزهای باقیمانده زمستان امسال است.
مترجم: وصال روحانی/ منبع: 4 Channel / ژانویه 2010
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: