در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آستانه بازی با سنگاپور، استنباط شما از شرایط فنی تیم ملی چیست؟
مایلم در شروع گفتگو با پرسش ویژهتری روبهرو شوم تا در جمعبندی بحث به پاسخ این سوال برسیم.
خب، از خط دفاع تیم شروع میکنیم؛ جایی که همه را نگران کرده است. چه اشکالی در شیوه دفاع زنجیرهای تیم ملی میبینید؟
یادگار بدی که برانکو برای تیم ما به جا گذاشت، استفاده از حسین کعبی در دفاع راست تیم ملی بود. او چون مصر بود همزمان از مهدویکیا و کعبی استفاده کند، کعبی را به عقب کشاند. در صورتی که قابلیتهای این بازیکن در کارهای تهاجمی و حضور در یکسوم دفاعی حریفان است. در شیوه دفاع زنجیرهای، از 4 بازیکن حاضر در دفاع، 3 نفر باید بتوانند وظایف سوئیپری و استاپری (پوششدهندگی و یارکوبی) را همزمان داشته باشند در حالی که اکنون مدافعان کناری ما چنین قابلیتهایی ندارند. احسان حاجصفی که قطبی میخواهد از او بازیکنی بینالمللی بسازد هم بازیکنی مناسب برای بازی در نزدیکی دروازه حریف است؛ چون مثل کعبی دارای توانایی تهاجمی حمل توپ، دور زدن و... است. در حالی که وظایف دفاعی تعاریف دیگری دارند و کسانی میتوانند در این خط بازی کنند که 80 درصد تواناییهایی چون جاگیری، پوشش، بازیخوانی، توپگیری و... را داشته باشند.
اصرار قطبی بر استفاده همزمان از بازیکنانی مثل کعبی، خسرو حیدری و حاجصفی در خط دفاعی، دفاع تیم را در حالت شیفت شدن (تمرکز) دچار مشکل میکند و حفرههایی به وجود میآورد که محل مناسبی برای استفاده حریفان است.
به نظر میرسد فوتبال ایران مختصات ویژهای دارد که هنوز قطبی با آن آشنا نشده است؟
کجای دنیا دیدهاید مدافع در حالتی جز مصدومیت یا تغییر استراتژی و رفتن به سوی بازی انتحاری، تعویض شود؟ در حالی که در تورنمنت قطر، قطبی اواسط بازی، سپهر حیدری یا نصرتی را با مدافع میانی دیگری تعویض میکرد! این نشان میدهد که او در انتخاب بازیکنانش همچنان دچار مشکل است و لیگ را بخوبی ندیده تا در ارزیابی کیفیت بازیکنان به جمعبندی برسد.
اصلا آیا الزامی دارد که یک آنالیزور یا کمک مربی هرچند خوب، سرمربی موفقی هم بشود؟
قطبی با این وعده که با فوتبال کرهجنوبی و شمالی آشناست، در راس هدایت تیم ملی قرار گرفت. حالا باید پرسید این شناخت چه کمکی به ما کرد؟!
او مرتبا میگوید برای شناخت نقاط ضعف تیمملی بازی تدارکاتی میکنیم. در حالی که نقاط ضعف تیم ما اظهر من الشمس است. پس از باخت به اردن یا بحرین یا قطر یا ... کدام نقطه ضعف را توانستیم برطرف کنیم؟ بعد از رفتن کریمی، در پست بازیکن پشت مهاجم به مشکل خوردهایم تا حتی به نام میلاد زنیدپور برسیم. قطبی در این زمینه چه کاری توانست بکند؟ در حالی که آن نقطه یکی از حساسترین پستهای فوتبال است و یک مربی نظیر کاپلو روی سانتیمترها و دسیمترهای فاصله بازیکن حاضر در این پست با بازیکن مهاجم نوک، حساسیت عجیبی از خود نشان میدهد و آن را معیاری مهم برای شکل پرسینگ تیمش میداند.
تیم ما در حال حاضر اشکالات فنی بسیاری دارد. به عنوان نمونه، دیگر خلعتبری و معدنچی به عنوان گوشهای چپ و راست تیم ملی اصلا نتوانستهاند تحرک و خطرسازی همپستیهای خود در تیمهای دیگر دنیا را نشان دهند که اینها همگی نشانه وجود مشکلاتی نگرانکننده در تیم است که علاوه بر سرمربی، به عوامل دیگری هم مربوط میشود.
چه عواملی؟
ببینید، ضعف دفاعی تیم ملی به ضعف فنی باشگاهها و ضعف در ساختار فوتبال ما برمیگردد. در حال حاضر دفاع استقلال و پرسپولیس به قدری ضعیفاند که هر تیمی میخواهد این تیمها را شکست دهد، عمق دفاعشان را به عنوان پاشنه آشیل، هدف قرار میدهد.
چندین سال پیش، دتمار کرامر در تهران دورهای برگزار کرد که من هم در آن حاضر شدم. از او خواستیم برای شرکت در برنامهای، یک روز بیشتر در ایران بماند. او نپذیرفت به این دلیل که قرار بود در جلسه بکن باوئر (سرمربی وقت تیم ملی فوتبال آلمان) با مربیان باشگاهی این کشور حاضر شود.
کرامر میگفت در دفاع میانی تیم ملی آلمان، مشکلی به وجود آمده و بکن باوئر قصد دارد از مربیان باشگاهی بخواهد در تمرینات، روی سرزنی مدافعان کار بیشتری انجام دهند.
در دنیا همه مربیان در ردههای مختلف سنی در اصول کاری یکی هستند و تنها استایل آنهاست که تغییر میکند. در حالی که ساختار فوتبال ما فاقد استاندارد است و در نتیجه تیم ملی به مشکلاتی این چنینی برمیخورد.
لیگ ما و باشگاههای ما آنقدر ضعیفند که هم ایویچ، هم برانکو، هم قلعهنویی و هم دایی و... برای ترمیم بازیکنان انتخاب شده از دل این لیگ، مسابقهها را تعطیل میکردند.
حالا با چنین ساختار و ضعفهایی چه فرقی میکند اگر قطبی برود و یاوری یا پورحیدری بیایند؟ مگر با تعویض قلعهنویی با دایی و او با مایلیکهن یا قطبی چیزی حل شد؟
اکنون به همه ثابت شده که در حساسترین برهه برای تیم ملی، تصمیم غلطی گرفته شد و با انتصاب مربی غیر مناسب، از مسیر ورود به جام جهانی خارج شدیم. به نظر شما چرا این اتفاق افتاد؟
مگر ما کم مربی دلسوز و با اعتبار در فوتبالمان داشتیم که به همگی بیاعتنایی کردیم و سراغ مردی رفتیم که تجربه کافی نداشت؟!
من در جاهای مختلف فوتبال ازجمله فدراسیون دادکان هم مسوولیت داشتهام و میدانم شیوه گزینش مربیان در فدراسیون ما مملو از ضعف و اشکال است. افرادی مثل رئیس کمیته نقل و انتقالات (بینالملل) دبیر فدراسیون و... درباره انتخاب مربی تصمیم میگیرند، در حالی که این کار باید به کمیته فنی مستقلی واگذار شود. متاسفانه در کمیته فنی که اکنون وجود دارد، تعدادی از گزینههای سرمربیگری تیم ملی حاضرند و این موجب ترس و استرس سرمربی از جایگزینی آنها به جای خود میشود، در حالی که باید افرادی موجه، با شخصیت و به دور از هرگونه منافع شخصی در این کمیته بر کار سرمربی نظارت کنند و سرمربی بدون هیچ دغدغهای، به جای پاسخ دادن به همه افراد، پاسخگوی آنها باشد. در انتخاب یا تعویض مربی هم آنها باید بر مبنای معیارهای کارشناسی و خارج از فیلتر ملیت به انتخاب و گزینش اصلح اقدام کنند.
و در پایان...
این که گفته شود «در تورنمنتی شرکت کنیم حالا اگر 2 تا بازی را هم ببازیم مشکلی پیش نمیآید» کاملا غلط است. چنین حضورهای بیپشتوانه و نتایج ضعیف آن، انسجام تیمی، قوام و ثبات تاکتیکی، روحیه و...
ما را تخریب میکند و نتیجهای جز تضعیف تیم ما ندارد.
تمام چیزهایی که در تورنمنت قطر از تیم ملی دیدیم، همانهایی بود که همه از قبل راجع به آن میدانستند و این تیم نیازمند کار هدفمند برای رفع نقطه ضعفهای فراوان خود ازجمله ایستایی و شناخته بودنش نزد حریفان است.
مجید عباسقلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: