در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به اعتقاد این گروه وضعیت تولید و مصرف گاز کشور به گونهای است که به هیچ وجه نمیتوان فکر صادرات گاز را هم در سر داشت.
مخالفان صادرات گاز طبیعی بر این باورند که به جای صادرات گاز و کسب درآمد موقتی از آن میتوانیم این نعمت خدادادی را به چاههای نفت کشور تزریق کرده و علاوه بر افزایش ضریب بازیافت نفت که میلیاردها دلار درآمد نصیب کشور خواهد کرد، این منبع زیرزمینی را مجددا در زیر زمین برای خود حفظ کنیم. از سوی دیگر وضعیت رشد مصرف گاز در کشور به گونهای است که جایی برای صادرات آن باقی نمیماند.
هم اکنون رشد سالانه مصرف گاز در کشور به حدود 10 درصد رسیده که بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی است و همین رشد بیرویه باعث شده تا علاوه بر مصرف هر آنچه از گاز در کشور تولید میشود، نسبت به واردات آن از ترکمنستان نیز اقدام کنیم. برپایه همین تحلیل این گروه از کارشناسان هرگونه صادرات گاز را به صلاح کشور نمیدانند.
اما در مقابل، طیف دیگری از کارشناسان بر این باورند کشوری که صاحب دومین ذخایر گازی دنیاست نباید از قافله صادرکنندگان آن عقب بماند. ایران هم اکنون با داشتن بیش از 27 تریلیون متر مکعب گاز طبیعی پس از روسیه دومین دارنده ذخایر گازی جهان به شمار میرود و پس از قطر که در جایگاه سوم قرار میگیرد، کشورهای دیگر با فاصله نسبتا زیاد در ردههای بعدی قرار گرفتهاند.
این در حالی است که بسیاری از کشورهایی که هم اکنون به عنوان صادرکننده گاز در جهان مطرح شدهاند از جمله اندونزی، الجزایر و نروژ، ذخایری بسیار کمتر از ایران در اختیار دارند. با این حال نباید فراموش کرد که مصرف داخلی این کشورها نیز بسیار پایینتر از کشورمان است به طوری که ایران با مصرف سالانه حدود 100 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی، مصرفی معادل چندین کشور صنعتی اروپایی را به خود اختصاص داده است.
موافقان صادرات گاز کشور بر این باورند که چنانچه در بازارهای جهانی باز هم تعلل کنیم به تدریج جایی برای حضور در این بازار نخواهیم داشت و با توجه به بلندمدت بودن ماهیت قراردادهای گاز، دیر جنبیدن معادل است با از دست دادن بلندمدت بسیاری از بازارهای مصرف.
هم اکنون رقابت شدیدی میان دارندگان ذخایر گازی برای دستیابی به بازارهای مهم مصرف جهان درگرفته و همین مساله باعث نگرانی طرفداران صادرات گاز شده است. کشورهای حاشیه دریای خزر از جمله آذربایجان و ترکمنستان از جمله صاحبان منابع گازی هستند که رقابت شدیدی را برای نفوذ به بازار گاز اروپا آغاز کردهاند.
اما صرف نظر از دیدگاههای یکجانبهای که مطرح شد، واقعیت این است که ایران در کنار تامین مصرف خود میتواند صادرکننده گاز طبیعی به بازارهای هدف جهان هم باشد؛ به بیان دیگر نه مصرف داخلی باید ما را از صادرات غافل کند و نه صادرات باعث کم توجهی به بازار داخل شود و جمع کردن این دو واقعیت نیز محال نیست چراکه همانطور که ذکر شد ایران دارای دومین ذخایر گازی جهان است و کشوری با این پتانسیل باید بتواند پاسخگوی نیازهای داخلی و بینالمللی گاز طبیعی باشد.
به هر حال سازمان کشورهای صادرکننده گاز با پیشنهاد ایران تاسیس شده و ما نمیتوانیم در سازمانی که خودمان بانی آن بودیم حرفی برای گفتن نداشته باشیم.
اگر ما صادرات قابل توجهی در زمینه گازطبیعی داشتیم دبیرخانه و دبیرکلی این سازمان را به راحتی به قطر و روسیه واگذار نمیکردیم.
وانگهی ایران سالهاست مذاکرات درباره صادرات گاز را با چندین کشور آغاز کرده و برخی از این مذاکرات از جمله صادرات گاز به پاکستان ( و احتمالا هند) در حال به ثمر نشستن است. در چنین شرایطی سخن گفتن از ممنوعیت صادرات گاز چندان شایسته و مطلوب به نظر نمیرسد.
در عین حال نباید فراموش کرد که با توجه به ماهیت بلندمدت قراردادهای صادرات گاز ، انعقاد چنین قراردادهایی میتواند از طریق وابستگی کشور مصرفکننده به گاز ایران، نوعی امنیت اقتصادی و سیاسی را برای کشور به همراه آورد.
یعنی صادرات گاز علاوه بر منافع اقتصادی که برای کشور میتواند داشته باشد، از منظر سیاسی و بینالمللی نیز حائز اهمیت است. این اهمیت تا بدانجاست که برخی از کارشناسان ادعا میکنند پروژههای صادرات گاز در برخی بازارها با وجود نداشتن صرفه اقتصادی باید دنبال شود.
اما این همه منوط به سرمایهگذاریهای عظیم و گسترده در منابع گازی کشور است. متاسفانه در سالهای اخیر تمام سرمایهگذاریهای انجام شده به مصرف داخلی رسیده و به جز صادرات اندکی که به ترکیه انجام میشود، عملا حرفی برای گفتن در بازارهای جهانی گاز نداریم.
این در حالی است که همین کشور همسایه ما، قطر، به مدد سهمی که در میدان گازی پارس جنوبی در اختیار دارد و با انجام سرمایهگذاری کلان، هم اکنون خود را به عنوان بزرگ ترین صادرکننده ال.ان.جی (گاز طبیعی مایع شده) مطرح کرده است.
اخباری که از پارس جنوبی میرسد چندان امیدوارکننده نیست و به جز فازهایی که تاکنون به بهرهبرداری رسیدهاند ، هیچ فاز جدیدی حداقل تا 4 سال آینده بهره برداری نخواهد رسید و این واقعیتی است که سید مسعود میرکاظمی وزیر نفت به آن اذعان داشته است. چنانچه این روند ادامه پیدا کند، در 3 - 2 سال آتی، کشور برای تامین گاز مصرفی داخل نیز با مشکل مواجه خواهد بود.
هرچند نباید تاثیر تحریمها در توسعه میادین گازی را نادیده گرفت، صنعت گازی ایران هم اکنون به آن درجه از بلوغ و خودکفایی رسیده است که بدون اتکا به دارندگان تکنولوژیهای روز دنیا نیز روی پای خود بایستد. به نظر میرسد صنعت نفت و گاز هم اکنون در خط مقدم دریافت تسهیلات و منابع مالی دولتی و بخش خصوصی است. مصرف داخلی و صادرات گاز را دریابیم.
حمید اسدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: