در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مسعود جعفری جوزانی در نشستی که با دیگر عوامل سریال در چشم باد در ایسنا برگزار شده بود، با اعلام این مطلب افزود: هدف ما در این سریال زنده کردن و به نمایش گذاشتن شیوه زندگی مردم در بستر تاریخ بود. از ارتباطات اعضای خانواده باهم گرفته تا سنت دور سفره نشستن آنها.
جوزانی به این پرسش که آیا به تشابه ظاهری شخصیتها با نمونههای واقعی و تاریخی آنها تاکید داشته است، پاسخ منفی داد و گفت: زیاد به این مساله اهمیت نمیدادیم. آنچه اهمیت دارد، حس بازیگر است. اگر رضاشاه آن حس لازم را به مخاطب القا نکند، رضاشاه نمیشود. حتی اگر از نظر ظاهری کاملا شبیه او باشد.
وی افزود: من این را قبول ندارم که شکل ظاهری آدم تاریخی را باید بازسازی کرد، ضمن این که به سریال کمکی نمیکند. گریم سنگین نمیگذارد بازیگر بازیاش را ارائه کند. بازیگر باید میمیک صورت و حسش دیده شود.
جوزانی همچنین در پاسخ به پرسشی درباره فشار شبکه برای تندتر کردن ریتم سریال گفت: اصلا شبکه به ما فشار نیاورد که ریتم کند یا تند باشد.
کارگردان سریال در چشم باد در ادامه افزود: این فیلمنامه در ابتدا به صورت فلاشبک نوشته شده بود. تلویزیون به من پیشنهاد کرد قصه را خطی پخش کنیم. ما هم دیدیم که میتوان این کار را کرد.
لاله اسکندری بازیگر این سریال هم درباره همکاری با سریال در چشم باد گفت: برایم بسیار جذاب بود که تاریخ 60 ساله ایران در سه مقطع زمانی در سریالی روایت میشود؛ در حقیقت «در چشم باد» برای من آلبومی بود که من هم عکسی از آن بودم.
این بازیگر با بیان این که من در سریال در چشم باد در دو مقطع سنی بازی داشتم و از این جهت که تا به حال نقش پیری را تجربه نکرده بودم برایم جذابیت داشت، گفت: تولید این سریال از سال 82 شروع شد و همکاری من با این پروژه از فاز دوم آغاز شد؛ در حقیقت من از سال 84 به این مجموعه پیوستم. وقتی فیلمنامه را گرفتم دو روز نشستم و 36 قسمت را یکجا خواندم؛ فیلمنامه به حدی پرکشش بود که نقشم در سریال در چشم باد را پذیرفتم.
وی از سریال «در چشم باد» به عنوان مجموعهای پربازیگر یاد کرد و افزود: بسیاری از بازیگرانی که در این سریال نقش کوچک داشتند، در سریالهای دیگر نقشهای اصلی را به دوش میگرفتند.
سحر جعفری جوزانی، دیگر بازیگر این سریال هم گفت: کاری که ساخته شده، ماندگار است. مهم این است که 20 سال بعد مخاطب میتواند این سریال را ببیند و بداند چه بر سر کشورش آمده است. کارهای روتین 20 سال بعد دیگر تماشاگر ندارند، یک بار مصرفاند ولی «در چشم باد» ماندگار است. برخی کارها چنین ویژگی دارند و این مهمتر است.
سحر جعفریجوزانی درباره لزوم ساخت سریالی درباره تاریخ ایران که بتواند بخوبی با مخاطب ارتباط برقرار کند، گفت: این صحبتها را به این دلیل که پدرم کارگردان «در چشم باد» بوده است، نمیگویم. مسلما تلویزیون رسانهای است که باید همه نوع برنامه در آن پخش شود؛ شاید بیننده حوصله نداشته باشد هر روز کار سنگین ببیند.
سعید نیکپور هم گفت: برای من به عنوان بازیگر وقتی فیلمنامه «در چشم باد» را خواندم قصه امیرکبیر تجدید شد. از زمانی که پخش سریال «در چشم باد» شروع شد، شرایط به گونهای شده که برای من کار بیشتر است و من دائم میتوانم کار کنم. فکر میکنم دلیلش فقط پخش «در چشم باد» است.
بازیگر سریال در چشم باد افزود: وقتی قسمت چهارم و پنجم پخش شد، تماسهایی از 2 تهیهکننده حرفهای داشتم که به من گفتند تمام عوامل این کار عاشق و از خود گذشته بودهاند. آنها میپرسیدند چگونه این کار را کردهاید؟! چگونه این صحنهها را گرفتید؟!
مجید میرفخرایی هم درباره ایرانی بودن طراحی صحنه و لباس سریال «در چشم باد» گفت: حساسیتهایی در سناریو بود که همه چیز ایرانی و درست باشد و این مساله کار را مشکل میکرد. وقتی سناریو را خواندم، یاد مرحوم حاتمی و اصالت کارش افتادم. احساس کردم جای مانور بسیار دارم و وقتی فیلمنامه را شروع کردم، آن را کنار نگذاشتم تا تمام شود.
طراح صحنه و لباس در چشم باد با یادآوری این که 3 فضاسازی متفاوت در دورههای مختلف این سریال وجود داشت، گفت: سال 1299 تا جنگ جهانی دوم و زمان حال و قسمت آمریکا، فضاسازی مختلف را میطلبید؛ برایمان بسیار دشوار بود که این تعداد هواپیما را به پادگان قلعهمرغی بیاوریم و در حقیقت از توان ما خارج بود؛ اما آقای جوزانی میگفت «من این صحنه را میخواهم» و تا انجامش کوتاه نمیآمد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: