در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داداش! قربونت بکش اون طرف لااقل. آخه واسه چی اومدی چسبیدی به من؟
آنفلوآنزای خوکی: خب میخواستی دربست بگیری که من مجبور نباشم این جوری بچسبم بهت. مگه نمیبینی این آقاهه چقدر چاقه (برمیگردد و نگاه میکند و به مسافر بغل دستی) به به، آنفلوآنزا خورش ملسه ها!
ول کن دیگه! قرار گذاشتیم تا وقتی با من بدبخت هستی به کسی کاری نداشته باشی. اینقدر هم صاف توی چشمای من نگاه نکن... خیلی خوشگله..
آنفلوآنزای خوکی: اینقدر نق نزن حالا. اینجا کجاست؟
اینجا خیابون میرداماده.
آنفلوآنزای خوکی: چقدر شلوغه.
آره بابا بیچاره شدیم از دست این ترافیک. هیچ وقت خلوت نیست.
آنفلوآنزای خوکی در حالی که لبخندی رذیلانه بر چهره دارد: میخوای خلوتش کنم؟
باز شروع کردی؟ نخیر. نمیخواد خلوتش کنی. همون مدرسهها رو خلوت کردی بسه. خجالت نمیکشی؟ آخه مرضت چیه که مردم رو گرفتار میکنی؟
آنفلوآنزای خوکی با نیش باز: مرض من چیه؟ خب معلومه آنفلوآنزای خوکی دیگه!
آخه انصافا زور نداره؟ توی مملکت ما یه خوک هم پیدا نمیشه، اون وقت ما باید به خاطر آنفلوآنزاش بمیریم؟
آنفلوآنزای خوکی: خب راستش رو بخوای من خیلی اهل فرق گذاشتن بین ملیتها و آدمها نیستم.
یک ساعت بعد:
پیاده شو بابا این قدر حرف نزن. رسیدیم.
آنفلوآنزای خوکی: اینجا کجاست؟
خیابون ناصر خسرو.
آنفلوآنزای خوکی: اومدیم اینجا چیکار؟
اومدیم اینجا بنده واکسن آنفلوآنزای خوکی بخرم. فکر کردی چی؟ فکر کردی عاشق چشم و ابروی سردبیرم وقتی گفت بیام با تو مصاحبه کنم بگم چشم؟ نخیر جانم، نخیر عزیزم، آوردمت اینجا وقتی واکسن میخرم ببینم با دیدن کدومش حال تو بد میشه، بفهمم واکسنه اصل هست یا نه.
آنفلوآنزای خوکی: مرد حسابی مگه من طالع نحسم؟
هر خاک بر سری که میخوای باشی باش. واسه من فرقی نمیکنه. حالا هم اینقدر حرف نزن، بذار یکی از این یاروها رو پیدا کنم.
آنفلوآنزای خوکی: یاروها کیان؟
همینهایی که دارو میفروشن دیگه.
آنفلوآنزای خوکی: خب چرا نمیری داروخانه؟ چرا اومدی وسط خیابون؟ بابا شماها دیگه کی هستید؟
داروخانهها میگن هنوز واکسن تورو ندارند.
آنفلوآنزای خوکی: خب راست میگن. هنوز درست و حسابی واکسن منو نساختند. ببینم داروخانهها ندارند اون وقت این آدمها دارند؟
آره دیگه، اینجا این جوریه.
آنفلوآنزای خوکی: عجب جای خطرناکیه انصافا.
ساکت یکی داره میاد. داداش سام علیک.
دارو فروش: سام علیک چی میخوای؟
واکسن اینو... یعنی ببخشید واکسن آنفلوآنزای خوکی.
دارو فروش: چهل پنجاه تا برات آب میخوره؟ خیالی نیست؟
نه فقط اصل باشه.
دارو فروش: اصله اصله داداش. خیالت تخت. بیارم؟
آره دیگه. بیار.
دارو فروش: پس همین جا باش من تا یه ربع دیگه میام.
آنفلوآنزای خوکی: چقدر باحال. یعنی میخوای بگی اینجا یه آزمایشگاه پیشرفته هست که واکسن منو اختراع کرده؟ خب چرا اعلام نمیکنید؟ الان همه دنیا در به در دنبال واکسن منه.
برو بابا آزمایشگاه کجا بود؟
آنفلوآنزای خوکی: پس چی؟
اه چقدر حرف میزنی صبر کن ببینم. یارو اومد.
دارو فروش: بیا داداش. اینم واکسن آنفلوآنزای اصله اصل.
ایادی رو به آنفلوآنزای خوکی: بیا اینو نگاه کن ببینم.
آنفلوآنزای خوکی: نمیام.
یعنی چی نمیام. باهات مصاحبه نمیکنم ها! میگم بیا بو کن.
آنفلوآنزای خوکی: خب مصاحبه نکن. من که مثل تو دیوانه نیستم جونم رو بگیرم دستم راه بیفتم توی خیابون. بگیر اونور اینو.
نیای بازش میکنم میپاشم بهت ها!
آنفلوآنزای خوکی: باز منو با طالع نحس اشتباه گرفت...
حالا... میای یا بیام؟
آنفلوآنزای خوکی با ترس و لرز به واکسن نزدیک میشود و آن را بو میکند... بعد از چند دقیقه: ای ول عجب چیزیه. و بعد یکهو واکسن را سر میکشد: وای که چه حالی دارم چه حال باحالی دارم...
ایادی رو به دارو فروش: مرد حسابی تو که گفتی این اصله.
دارو فروش: خب اصله دیگه. یعنی بود قبل از این که این بابا نخوردش. این کیه ؟ چرا این قدر عجیب و غریبه؟ چرا واکسن رو خورد؟
مرد حسابی این خود آنفلوآنزای خوکیه. قرار بود مثلا این واکسن نابودش کن. این که بدتر سر حال شد.
دارو فروش: ببین میخوای دبه کنی پول ندی بگوها! یعنی چی اصل نیست؟
خب اگه اصله پس چرا این بابا این قدر شنگول شده؟
دارو فروش: من چه میدونم، پول مارو بده میخوایم بریم.
چی چی پول ما رو بده؟ میگم این تقلبیه. ملت میان مثلا از دست آنفلوآنزای خوکی نجات پیدا کنند یه راست با این واکسنها میرن سینه قبرستون. صبر کن ببینم... کجا داری در میری؟ آهای...
آنفلوآنزای خوکی: وای که چه حالی دارم... یه حال باحالی دارم... اوه اوه اوه ببین چه برفی میاد...
نخیر. پاک از دست رفت.
آنفلوآنزای خوکی: دیگه به هیچکس کار ندارم. همه رو دوست دارم، با همه مهربونم، قدر همه رو میدونم. سگ و گربه چه فکی میزنند با هم؟
کمک...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: