در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهسا آمده است و جای او را در آغوش مادر تصاحب کرده است حالا میخواهد لباسهای او را هم بپوشد.
این خشم را به صورت یک فریاد بروز میدهد: «کی گفته لباس من را تن این بیریخت کنی؟ قیافهاش مثل میمون شده.»
بعد هجوم میبرد سمت مهسا و لباس را از تنش میکشد:
«زود باش درش بیاور. میخواهم آن راتن عروسکم کنم...»
مادر میانجیگری میکند، اما سیما آرام نمیشود و فریاد جیغ و گریه فضای خانه را پر میکند. مادر که مستاصل شده است، توی گوش سیما میزند.
سیما گریهکنان زیر میز آشپزخانه پناه میبرد و توی دلش میگوید: «هیچکس مرا دوست ندارد» و برای تنهایی خود گریه میکند. با خودش میگوید: «من این مهسا را میکشم. همهاش تقصیر اوست.»
همه شما با تصویر کودکی که از شدت فریاد کشیدن قرمز شده، بد قلقی میکند و با خشم مشت و لگد پرت میکند آشنا هستید. شاید در این زمان برای کنترل این وضعیت هیچ راهی به نظرتان نرسد. شاید شما هم از آن دسته والدین باشید که با خشمگین شدن فرزندتان خودتان هم خشمگین میشوید و او را کتک میزنید، اما این بدترین راه حل است و کودکتان بدترین راه را از شما میآموزد.
حتی کودکان هم میدانند وقتی کنترل خود را از دست میدهند، در نهایت احساس خوبی نخواهند داشت. بنابراین وقتی بزرگتر میشوند، به جای انتخاب خشم و عصبانیت، میتوانند دلیل عصبانیت خود را بگویند. به محض این که دلیل عصبانیت کودک خود را فهمیدید، میتوانید به او در کنترل احساساتش کمک کنید.
خشم در بچهها به اشکال مختلف بروز میکند و این از جهتی نتیجه تاثیر محیط و از جهت دیگر معلول تجارب هر کودک است. خشم آنی بیشتر از اطفالی سر میزند که والدینشان رفتار منظم ندارند و در نتیجه فرزندان خود را به اجتناب از اعمال زور و تشویق نمیکنند.
بین 2 تا 4 سالگی، خشم به آخرین درجه خود میرسد و از این پس تکرارش کاسته میشود. بیشتر اطفال هر چه بزرگتر میشوند، از دفعات شدید و ناگهانی خشم خود میکاهند و علت این امر از یک طرف فشار محیط اجتماعی است و از طرف دیگر افزایش توانایی آنها در رسیدن به خواستههای خود و همچنین پی بردن به علت منع شدن از برخی کارها.
خشم اطفال به ندرت بیش از 5 دقیقه طول میکشد و در این حال کودکان به بچههای خردسال صدمه میرسانند و برای آزار رساندن به شخص یا شیء مورد نظر، از هیچ حرکت شدیدی فروگذار نمیکنند همچنین با استفاده از تجارب گذشته، آنچه را بیشتر مفید یافته باشند، تکرار میکنند.
اما کودک بزرگسال برای اینکه مورد تقبیح جامعه قرار نگیرد، مجبور است راههای تازهای برای بیان خشم خود پیدا کند. در مورد این گروه واکنشهایی مانند لگدزدن، جنگیدن، سنگ انداختن و الفاظ خشن هنوز ادامه دارد، ولی به تدریج از شدت خشم و حملات بدنی کاسته میشود و برحملات لفظی افزوده میشود.
وقتی کودکی از دست همکلاسی خود عصبانی شود، ممکن است او را از فعالیت گروهی اخراج کند و با او حرف نزند. در مواقع دیگر، ممکن است از انجام آنچه از او خواستهاند، سرباز زند و اگر هم آن کار را بکند، به بدترین طرز انجام میدهد. شکلهای دیگر ابراز خشم در کودکان بزرگ عبارتند از: احساس مظلومیت، گرفتگی، رنجش و تاسف خوردن بر حال خود.
از آنجا که خشم بر اثر تکرار عادت میشود، شایسته است تا حد امکان از امور خشمآور پرهیز شود. باید به بچه آموخت چه هنگام خشمگین شود و چه وقت خشم خود را فرو نشاند. کودک باید یاد بگیرد که چگونه خشم خود را به شیوههای مطلوب بیان کند نه اینکه از اظهار آن خودداری کند. اگر برخورد با اوضاع خشمآور از حد بگذرد، به شخصیت کودک موقتا یا برای همیشه لطمه میزند. شیوه کنار آمدن با موانع زندگی به سن و تجارب گذشته اطفال بستگی دارد.
وضع قوانین سخت و دشوار برای کودک به خشم کودک دامن میزند.
معمولا الگوی تثبیت شده خشم کودکان برگرفته از الگوی خشم والدین است. پس پیش از همه، والدین باید خونسردی خود را در مقابل فرزندانشان حفظ کنند.
برای اینکه خشم به عنوان یک شیوه مقابلهای در کودک تثبیت نشود، بهتر است والدین از مسائلی که میتواند خشم کودک را تحریک کنند، پرهیز کنند.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: