در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا او در حالی که 75 سال دارد و یک دوتار فرضی در دست دارد که از یک تکه چوب ساخته شده، به یاد روزهایی که دوتار داشت مینوازد و نغمه غمانگیزی را به زبان محلی میخواند. تنها عایدی او پولی است که گردشگران به او میدهند و کمکهایی که مردم برایش میآورند.
پیرزنی که چادر وصلهدار به سر میکند و سر اولین چهار راه مینشیند نیز وضعی بهتر از او ندارد. او نه دستی دراز میکند که طلب کمک کند و نه جز دعا چیزی میگوید. هرکس که میخواهد چیزی به او میدهد. او از ساکنان قدیمی محله پایینی است که همه فرزندانش رفتهاند و کسی به او کمکی نمیکند. با وجود تلاش فراوان، حتی نتوانسته کمکهای دولتی را به دست آورد و ترجیح میدهد کمکهای بیمنت مردم را بگیرد.ننه رعنا، بانوی سالمند دیگری است که همه او را در محل میشناسند. همه میشناسند غیر از مراجعی که قرار است به سالمندان کمک کنند و اعتبارات کمک به سالمندان به آنها تعلق دارد.
او یک زن پا شکسته است. اگر ماجرایش را بدانید، میفهمید که دروغ نمیگویم. ننه رعنا 10 سال با همسرش زندگی کرده و بچهدار نشده است. بعد از آن شوهرش شروع به بد خلقی کرده و گفته میخواهد بیرونش کند. رعنا که آن روزها فقط 25 سال داشته، التماس میکند و میگوید این کار را نکن. شوهرش یک روز بارو بنهاش را میبندد و میگوید خانه را فروختهام و طلاقت دادهام، دیگر خودت میدانی. رعنا که در این شهر بزرگ کسی را نداشته، گریه و زاری میکند و میگوید من همه جا با تو میآیم. درگیر میشوند و مرد همسرش را چنان میزند که پاهایش میشکند و بعد هم میرود.
ننه رعنا که هروقت خاطرات تلخ آن روز را مرور میکند نمیتواند جلوی گریهاش را بگیرد، هرگز دوباره سلامتش را به دست نیاورد.
او پولی نداشت و کسی را نمیشناخت که از او حمایت کند. یکی از اهل محل که شکسته بند بود، پایش را جا انداخت و یکی دیگر توی انبار خانه به او منزل داد و از آن به بعد، ننه رعنا فقط با کمکهای اهل محل زندگی میکند و بافتنیهایی که میبافد کمک خرج اوست.
او حتی نمیتواند برای خودش خرید کند. پاهایش بد جوش خوردهاند و به سختی راه میرود.
گزارشهای مراجع رسمی حاکی است از 5 میلیون جمعیت سالمند ایران، بیش از 2 میلیون نفر نیازمند قرار گرفتن زیر پوشش طرحهای حمایتی هستند و از این تعداد هم یک میلیون و 500 هزار نفر زیر خط فقر قرار دارند و در شرایط نابسامان اقتصادی و روانی زندگی میکنند و تنها 500 هزار نفر از آنها زیر پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) هستند.
حمایتهای سازمان بهزیستی و سایر مراکز فراگیر نیست و حتی برای کسانی که زیرپوشش قرار گرفتهاند کافی نیست. بیمههای مربوط به این مراکز حمایتی، فرانشیز مناسبی ندارد و بسیاری از مراکز درمانی و پزشکان با آن طرف قرارداد نیستند.
در گذشته، حمایت از سالمندان معمولا از طریق توافقات غیر رسمی خانواده و جامعه ارائه میشد، اما امروزه اینگونه توافقات و ارائه حمایتهای مورد نیاز سالمندان تقریبا ضعیف شده است. در بیشتر جوامع پیشرفته، حمایت از سالمندان، مراقبتهای بهداشتی دولتی و سازمانهای بازنشستگی خصوصی ارائه میشود. این برنامهها در کم کردن و از بین بردن شکاف موجود در درآمدها و منابع بین سالمندان و جمعیت واقع در سنین کار موفقیتآمیز هستند و میزان فقر در میان سالمندان را بهطور اساسی کاهش دادهاند. به هر حال، این هزینهها که توسط سازمانهای بازنشستگی به افراد مسن پرداخت میشود، در واقع نوعی انتقال پول از جوانترها به نسل سالمند است که به مرور زمان میتواند سنگین و مشکلساز شود و وقتی میزان بازنشستگی به سطح بالایی برسد این برنامهها غیرپایدار میشوند.
از سوی دیگر، سالمندان محروم از بازنشستگی ، هنوز شناسایی نشدهاند و بخصوص با تصمیمهای اخیر دولت و مجلس مبنی بر هدفمند کردن یارانهها و افزایش بهای کالاهای مصرفی و انرژی، حتی بقایشان ممکن است به مخاطره بیفتد.
به نظر میرسد با توجه به وجود نیازمندانی از قبیل سالمندانی که در فهرستهای حمایتی از قلم افتادهاند، اگر هر گونه هدفمندسازی در یارانهها صورت پذیرد، باید منوط به شناخت دقیق افراد نیازمند باشد و مسوولان از بهرهمندی این افراد از یارانهها اطمینان حاصل کنند.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: