در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سویی دیگر در علوم نجوم و پزشکی که دیگر باید ایرانیان را پیشروترین انسانهای زمان خود دانست، مثال زیاد است اما همینها انگار باید برای مفتخر بودن به نام و عنوان ایرانی کافی باشد.
راستی تا به حال این موضوع را شنیدهاید که بسیاری از زبانشناسان و اندیشمندان، شاهنامه را فصلالخطاب دانشهای ایرانی میدانند. گویا ابهت ایرانی قبول نمیکرد تا پس از حمله سردار آتشافروز، دانشسوز مقدونی یا همان اسکندر، که آتش را به جان کتابهای دانش ایرانی در کتابخانه عظیم تخت جمشید انداخت، دانش ایرانی به فراموشی سپرده شود. باید سالها بعدتر جایی دانش ایرانی به نوعی دیگر و البته هنرمندانه مکتوب میشد تا دیگر هیچعاملی باعث از بین رفتن آن نشود. شاید همین اتفاق بود که فردوسی بزرگ با استفاده از آن توانست دانشنامهای به نام شاهنامه را تدوین کند که سینه به سینه نقل شود و هیچ آسیبی هم در اصل آن پدید نیاورد.
از نگاهی دیگر شاید بتوان گفت که شاهنامه، در واقع دانشنامه رمزگذاری شدهای از دانشهای ایران باستان است که حکیم بلندپایه ابوالقاسم فردوسی آن را به رمز و البته به نظم درآورده است. نگاه کنید که چطور حکیم بزرگ دانشهای پزشکی،علوم طبیعی و حتی علوم غریبه را در بند بند شعر خود به نظم آورده است. همه اینها شاید بهانهای باشد برای اینکه بگوییم که آقای بزرگ شعر فارسی شخصیتی جهانی دارد و البته باید به احترام نام و یادش تمام قد ایستاد. فرقی نمیکند ایرانی باشیم یا گوشهای دیگر از این گیتی را سرای خویش بنامیم. اگر فرهیخته باشی میدانی که نام فردوسی بزرگ آنقدر بزرگ است که طعنه بزند به تمامی ادیبان امروز و دیروز جهان. دیروز در خبرها آمده بود که قرار است یونسکو جایزهای جهانی را به نام فردوسی به ادیبان و فرهیختگان و هنرشناسان جهان اهدا کند. البته شاید تا عملی شدن این اتفاق راه درازی در پیش باشد اما همین که نام فردوسی قرار است با پیشنهاد ایران و از سوی بنیاد فردوسی در قالب جایزهای جهانی به ادیبان و هنرشناسان تمامی اقوام جهان اهدا شود، قدرشناسی کوچکی از شاعری باشد که کاری بزرگ کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: