به گزارش خبرنگار ما، فیلمنامه این سریال را که در 26 قسمت 45 دقیقهای تولید میشود، فرهاد توحیدی، حسین ترابنژاد و مهدی محمدنژادیان براساس زندگی واقعی شهید عباس بابایی نوشتهاند و کارگردانی کار به عهده یدالله صمدی است که فیلمهایی همچون ایستگاه، سارای، ساوالان، اتوبوس و همچنین سریال « شهرآشوب» را در کارنامه خود دارد.
یدالله صمدی، کارگردان این سریال تلویزیونی با اعلام این خبر به جام جم میگوید: کار تصویربرداری از 9 خرداد آغاز شد و حدودا 4 تا 5 ماه دیگر هم ادامه خواهد داشت. بخشی از سکانسها در قزوین جلوی دوربین رفته و در حال حاضر مشغول تصویربرداری بقیه سکانسهایی که در زمان حال میگذرد، هستیم. این صحنهها در اطراف تهران، دماوند و شهر کردان در اطراف کرج تصویربرداری میشود.
داستان این سریال درخصوص خانمی است که درباره زندگی شهید بابایی تحقیق میکند. نامزد او حدود 6 ماهی است که برای انجام کاری به خارج از کشور رفته و از این کار وی خبر ندارد. اما وقتی بر میگردد با تصادف او روبهرو میشود و میبیند که ماشین همسرش چپ شده است. از دستنوشتهها، عکسها، سیدیها و فیلمهای هندی کمی که در ماشین داغان شدهاش پیدا میکند از موضوع مطلع میشود و میفهمد که موضوع تحقیق او یک خلبان شهید است. بعد از آن است که داستان زندگی شهید بابایی از کودکی تا شهادتش در سال 66 به بهانه همان فیلمها و عکسها و اسناد روایت میشود.
به گفته صمدی، نقش این دختر خانم محقق را که اسمش لیلی است، ستاره اسکندری بازی میکند و نامزد او هم در این سریال کورش تهامی است. افسانه بایگان نقش همسر شهید بابایی را در زمان حال ایفا میکند و الهام حمیدی هم به جوانی این همسر شهید جان میدهد. اکبر عبدی هم نقش استوار مهرمنش از دوستان زمان حیات شهید بابایی را بازی میکند که حالا هم در داستان حضور دارد و با گریم متفاوتی نقش او را در زمان کهولت بازی میکند.
از بازیگران دیگر کار هم میتوان به مهدی فقیه، سعید نیکپور، بهمن زرینپور، مینا جعفرزاده، پوراندخت مهیمن، مهران رجبی، حسن جوهرچی، عباس امیری، زهره حمیدی، اتابک نادری، هیلدا رنجبران، حسین بابایی، سلما بابایی، علیرضا مظفری، شیدا اسدی، مبین قربانی، علیاصغر یوسفیان، پانیذ رنجبر و شعف نوری اشاره کرد.
اما بازیگری که قرار است یاد و خاطره شهید بابایی را برای تماشاگران شوق پرواز زنده کند، شهاب حسینی است. صمدی دلیل انتخاب این بازیگر را برای ایفای این نقش شباهتش به عکسهای جوانی شهید بابایی عنوان میکند و میگوید: شهاب علاوه بر این که بازیگر محبوبی است، بچه اهل دلی هم هست و از شانس من بود که او بازی در این نقش را پذیرفت.
این اولین کار صمدی است که در حوزه دفاع مقدس ساخته میشود. او پیش از این فیلمهای سینمایی متفاوتی را در موضوعات مختلف ساخته است. صمدی درباره چگونگی پذیرش کارگردانی این کار میگوید: «تا قبل از این که قرار بشود کارگردانی شوق پرواز را به عهده بگیرم، با شهید بابایی و زندگیاش آشنا نبودم. برای همین وقتی این کار پیشنهاد شد، قبل از این که آن را بپذیرم و قرارداد ببندم، تحقیقاتی انجام دادم و به سراغ کتابها و مجلاتی رفتم که چیزی درباره این شهید و زندگی او در آنها وجود داشت. بعد به سراغ دوستان و همچنین خانواده ایشان رفتم و در گفتگو با همسر و فرزندانش متوجه شدم که ایشان انسان بسیار مثبت، شریف و در عین حال عجیب و غریب و فوقالعادهای بوده، همین علاقه و ارتباط عاطفی باعث شد شوق پرواز را به عنوان اولین کار خودم در زمینه دفاع مقدس بپذیرم.»
اما نکته جالب این است که مجید مجیدی بهعنوان مشاور این پروژه، صمدی را به عنوان کارگردان پیشنهاد و معرفی کرده است.
یکی از نکاتی که درباره سریالهایی که در مورد شخصیتهای مختلف چه مربوط به زمان گذشته و چه شخصیتهای معاصر مطرح میشود، میزان وفاداری فیلمنامه و داستان بهواقعیت و سهم تخیل در پرداخت درام و قصهای است که باید سریال را پیش ببرد و برایش جذابیت ایجاد کند. یدالله صمدی میزان این وفاداری و پرداختن به واقعیت را بسیار زیاد میداند و میگوید مقدار بسیار کمی از آن براساس تخیل و اقتضائات درام ساخته و پرداخته شده است.
درباره شهید بابایی
سرلشکر خلبان عباس بابایی سال 1329 در شهرستان قزوین دیده به جهان گشود. دوره ابتدایی و متوسطه را در همان شهر به تحصیل پرداخت و سال 1348 به دانشکده خلبانی نیروی هوایی رفت و پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی، برای تکمیل دوره به آمریکا اعزام شد. پس از بازگشت به اصفهان رفت و با اوجگیری مبارزات علیه نظام ستمشاهی به عنوان یکی از پرسنل انقلابی نیروی هوایی، در جمع دیگر افراد متعهد ارتش به میدان مبارزه وارد شد.
شهید بابایی با کفایت، لیاقت و تعهد بیپایانی که در زمان تصدی فرماندهی پایگاه اصفهان از خود نشان داد، با ارتقا به درجه سرهنگی به سمت معاون عملیات نیروی هوایی منصوب و به تهران منتقل و پس از آن نیز به درجه سرتیپی مفتخر شد. شهید بابایی، معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، صبح روز 15مرداد 1366، هنگام بازگشت از یک مأموریت برون مرزی، هدف گلوله ضدهوایی قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
صحبتهای بازیگران
ستاره اسکندری هم در این باره به فارس میگوید: هرچه زندگی شهدا به طور واقعی و شایسته به مردم نشان داده شود، آنهایی که در خانواده خود شهید ندارند و این حس را لمس نکردهاند، ارتباط و احترام بیشتری به شهدا و خانواده آنها میگذارند. هر کسی که برای سرافرازی ایران جان خود را فدا کرده است، قابل احترام و ستایش است.
اسکندری تصریح کرد: رسانه ملی با برنامههای مختلف برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت باید ذهن مردم را با مقام والای شهدا درگیر کند و با نشان دادن قصههای واقعی از زندگی آنها ارتباط و همدلی را بین خانواده شهدا و دیگر مردم به وجود آورد.
مینا جعفرزاده از بازیگران دیگر این سریال نیز میگوید: ملت ایران به شهدا که برای سرافرازی و سربلندی ایران جان و مال خود را فدا کردند، احساس دین میکنند و هر اقدامی که برای رضایتمندی آنها لازم باشد، انجام خواهند داد. ساخت اینگونه آثار عِرق وطنپرستی و ایرانیبودن هر بیننده را تحریک میکند و موجب میشود هر ایرانی با تمام وجود تلاش خود را برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت به کارگیرد.
جعفرزاده میافزاید: رزمندگانی که برای دفاع از خاک ایران که مادر اولشان است از همه چیز خود گذشتند، قابل تقدیس هستند و ملت ایران با گام برداشتن در راه ترویج فرهنگ ایثار و شهادت باید دین خود را به شهدا ادا کنند. وظیفه هر ایرانی بویژه مسوولان نظام است که بیش از پیش به خانواده شهدا که فرزندان خود را به طور شایسته بزرگ کردهاند و آنها را برای حفظ انقلاب و حکومت اسلامی به جبههها فرستادند، اهمیت دهند و برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت تمام تلاش خود را بهکار گیرند.
در ساخت این سریال حسنپویا (مدیرتصویربرداری)، آرش برومند (صدابردار)، اصغر نژادایمانی (طراح صحنه و لباس)، سعید ملکان (طراح گریم)، مجید بابایی (مدیرتولید) و ناصر دهقانی (مدیر پروژه) همکاری میکنند.
احتمالا بخشی از این سریال در آینده در خارج از کشور تصویربرداری خواهد شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم