در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در کنار برنامههای مختلفی که در شبکههای گوناگون سیما تهیه میشود، البته برنامههای اجتماعی و با نگاه مستندگونه به ناهنجاریهای اجتماعی، جایگاه بخصوصی دارد. بویژه از این جهت که در میان برنامههای رسمی و همیشگی تلویزیون، ادعایی برای حفظ «هنجارهای» مرسوم ندارند و گاه میشود در آن به موارد متعددی از چیزی که به نام عبور از «خطوط قرمز» شناخته میشود، اشاره کرد.
سوالی که همیشه هنگام پخش این آثار طرح شدهاند این است که این برنامهها تا چه اندازه باید به نابهنجاریها بپردازند و اساسا تصویر کردن یک نابهنجاری هر چند با نیت خیر و با امید رفع آن ارائه شده باشد، تا چه اندازه منطقی است؟ علاوه بر این نشان دادن مجرمان چقدر میتواند بر مخاطبان تلویزیون تاثیرگذار باشد؟
طبیعی است که گروهی موافق نمایش این نابهنجاریها در اندازه مشخص هستند و دلیل میآورند که تنها با «نشان» دادن است که میتوان عمق فاجعه را به مخاطب نمایاند. اما در برابر این گروه، عدهای مخالف وجود دارند که مدعی هستند نمایش نابهنجاریها و مجرمان از رسانهای که لایههای مختلف اجتماع مخاطبان آن هستند، باید با دقت بیشتری صورت بگیرد.
این روزها از شبکه 3 سیما مستندی به نام «شوک» پخش میشود که موضوع آن نقد معضلات اجتماعی است که در نوع خود برنامه موفقی است. در این برنامه به مسائل گوناگونی مثل اعتیاد، تصادف، شرکتهای هرمی،معضلات فوتبال، موسیقیهای زیرزمینی، خدمت سربازی، اینترنت و ... پرداخته است.
تصویر به مثابه واکسن
فرشاد شکیبی،تهیهکننده و کارگردان بعضی از قسمتهای این مجموعه «شوک» است. او در جواب این سوال که فکر نمیکنید در این آثار نباید نابهنجاریها را به نمایش گذاشت، میگوید: من با این نظر کاملا مخالفم چرا که فکر میک نم. نمایش این گونه تصاویر برای جامعه مثل تزریق واکسن است. شما برای این که از یک بیماری خطرناک و مهلک در امان باشید، مجبورید که «دوز» کمتری از آن بیماری را تزریق کنید. مثلا به من گفته بودند چرا در قسمت تصادف مجموعه شوک، این تصاویر را نشان دادی؟ البته تا حدی هم حق با آنهاست ولی واقعیت این است که گاهی یک تلنگر به تماشاچی بد نیست وقتی ما 30 هزار نفر در تصادفات جادهای کشته میدهیم، نمیتوانیم بگوییم بچه نباید اینها را ببیند. البته خوب است هنگام نمایش این گونه آثار در کنار فرزندانشان باشند.»
حالا دیگر بیشتر برنامهسازان آثار اجتماعی، دستشان آمده که باید از عنصر «نصیحت کردن» و «مستقیمگویی» دوری کنند. این همان نکتهای است که دکتر غلامرضا علیزاده، جامعهشناس به آن اشاره میکند: «هرقدر یک پدیده را با واقعیتهای خودش ارائه کنیم، اثربخشی آن بیشتر خواهد بود. ما در ساخت این آثار نباید موضوع را پررنگ یا کمرنگ کنیم. با این وجود موضوع باید به گونهای باشد که برای لایههای اجتماعی گوناگون گیرنده پیام نیز قابل طرح باشد. موفقیت آثار اینچنینی بستگی به چند عامل دارد که مهمترین آن این است که مخاطب را به طور مستقیم نصیحت نکنیم. هرقدر ما بخواهیم مخاطب را به طور مستقیم نصیحت کنیم، اثرگذاری آن کم میشود. به نظر میرسد جامعه در حال حاضر از نصیحت اشباع شده است. همچنین باید تصویر را به گونهای پردازش کنیم که مخاطب آن «پیامی» که مدنظر ماست، برداشت کند. در واقع هرقدر ما بتوانیم این مسائل را به زندگی اجتماعی نزدیک کنیم؛ طوری که یک نمونه کوچک از جامعه پیرامون ما باشد، محصول نهایی موفقتر است.
این همان نکتهای است که فرشاد شکیبی به نوعی دیگر به آن اشاره میکند. شکیبی مهمترین عنصر ارتباط بین مخاطب و برنامههای اینچنینی را «اصل باورپذیری» میداند و معتقد است هرقدر این عنصر پررنگتر باشد، سازندگان بیشتر به هدفشان نزدیک شدهاند. او میگوید: «به نظر من، مهمترین نقطه ثقل برنامهها و مستندهای اجتماعی اگر قرار باشد، تاثیرگذار باشند این است که بیانگر مصداقهای واقعی باشند؛ یعنی در حقیقت مردم موضوع را با تمام وجودشان حس کرده باشند و برای رسیدن به این مهم، اول از همه باید روراست باشیم.»
شکیبی رویکرد تازه مدیران تلویزیون را در پرداختن به معضلات اجتماعی موثر و خوب میداند و اشاره میکند که در ساخت مجموعه شوک خیلی دستش باز بوده است؛ ولی چیزی که خیلی دوست دارد درباره آن حرف بزند، این است که تهیه هر قسمت از این مجموعه 26 قسمتی چیزی حدود 2 ماه زمان برده است. او مستندسازی اجتماعی را سختترین نوع فیلمسازی میداند و میگوید: «ببین، پیدا کردن سوژهها، راضی کردن آدمها تنها بخشی از مشکلات این نوع فیلمسازی است؛ ما مجبور بودیم برای ساخت این مجموعه با دوربین مخفی بین قاچاقچیان مواد مخدر و دلالان فوتبال یا عوامل شرکتهای هرمی برویم که میدانید هر کدام از آنها ، خطرات خاص خودش را دارد؛ ولی وقتی آدم نتیجه کار را میبیند؛ همه آن خستگیها فراموش میشود.»
استفاده از کارشناسان فن
طبیعی است؛ ساخت هر اثری مشکلات خاص خودش را داشته باشد. غلامرضا علیزاده البته ساخت آثار ویژه در بخش اجتماعی و موفقیت این آثار را به حضور مشاورانی چون جامعهشناس، روانشناس، مددکار اجتماعی و متخصص ارتباطات مشروط میکند و میگوید: باید دید مخاطب این آثار چه کسانی هستند. گاهی مخاطب عام و گاهی هم مخاطب خاص است که در این صورت، باید کلیدواژهها و مفاهیم این حوزه تعریف شود.»
تهیهکننده شوک هم با توضیح این که در ساخت این اثر از نظر مشاوران و متخصصان مختلفی استفاده کرده میگوید: «ما برای ساخت این مجموعه یک تیم تحقیقی داریم که همه از استادان دانشگاه هستند و از آنجا که هر قسمت این مجموعه با محوریت یک موضوع ساخته میشود، ما از متخصصان و کارشناسان همان بخش استفاده میکنیم تقریبا برای هر برنامه ما جلسات متعددی با این کارشناسان برگزار میکنیم.
آنچه آمد نشان داد تلویزیون ناگزیر از پرداختن به معضلات اجتماعی است و بدیهی است که گاه به فراخور زمان، مکان و شرایط مجبور است ذهن مخاطب را بیش از پیش از آنچه در جامعه میگذرد، آگاه سازد.
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: