در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شنیدهایم بتازگی تمرینهایت را آغاز کردی.
بله. پس از 23 ماه مصدومیت، بالاخره طلسم شکسته شد و اولین دوره تمرینهایم را آغاز کردم، البته شدت آن بسیار کم است، چرا که هنوز دوران نقاهتم تمام نشده است.
پس به همین دلیل در مسابقههای جهانی برلین شرکت نکردی؟
بله. خیلی مشتاق بودم در این مسابقهها پرتاب کنم. حضور 30 پرتابگر برتر دنیا سطح این مسابقهها را به طور چشمگیری بالا برده بود. این مسابقهها پس از المپیک بزرگترین میدان محک پرتابگران است و دوست داشتم ناکامی المپیک پکن را در جهانی برلین جبران کنم که متاسفانه این امکان برایم فراهم نشد.
المپیک پکن یادآور خاطرات تلخی برای توست. آیا تا امروز توانستهای این خاطرات را به فراموشی بسپاری؟
(چهرهای غمگین به خود میگیرد) در این مدت تمام تلاشم همین بوده، به هر حال من برای مدال طلا رفته بودم وهفدهم شدم این یعنی اوج بدشانسی و ناکامی.
البته خودت هم بیتقصیر نبودی، به علت اینکه پیک آمادگی تو قبل از المپیک اتفاق افتاد، این در حالی بود که باید در المپیک به آمادگی صددرصد میرسیدی؟
درسته، ولی شما این را هم در نظر بگیرید که من اصلا نمیخواستم به المپیک بروم. چراکه مصدوم بودم، ولی مرا به زور به المپیک بردند. برای این حرفم نیز شاهد دارم. از طرفی من قبل از المپیک تنها در 5 مسابقه شرکت کرده بودم، این در حالی بود که رقبای من همگی بالای 20 مسابقه به خود دیده بودند، اما با این حال من قبل از المپیک در تمرینهایم بالای 69 متر پرتاب میکردم که این رکورد یعنی پرتاب بالای 70 متر در المپیک و مدال طلا، با تمام این حرفها اگر در المپیک مصدوم نبودم، حتما طلا میگرفتم.
بزرگترین درسی که احسان حدادی از مسابقات المپیک گرفت چه بود؟
اینکه وقتی مصدوم هستم، به هیچ عنوان در هیچ مسابقهای شرکت نکنم و مطمئن باشید این درس بزرگ را هیچوقت فراموش نمیکنم.
در یکی از مصاحبه هایت با دلخوری اعلام کردی که جایی می روم که برای رکوردهایم ارزش قائل باشند و بعد از المپیک هم دیگر در مسابقههای رسمی شرکت نخواهی کرد؟
خب، شاید هر کسی جای من بود واین همه بلا سرش می آمد همین حرف را میزد. بله من این حرف را زدهام و پای آن نیز میایستم و تنها به المپیک لندن فکر می کنم. البته شاید در بازیهای آسیایی گوانگجو هم شرکت کنم، اما غیر از آن از تمامی مسابقات رسمی معذرت خواهی میکنم.
در مسابقات جایزه بزرگ چه؟ آنجا هم شرکت نخواهی کرد؟
مطمئنا شرکت میکنم، مسابقات جایزه بزرگ نه تنها از نظر مادی هزینههای ورزشکاران را تامین میکند، بلکه حضور پرتابکنندگان مطرح در آن، سطح فنی مسابقات را به طرز چشمگیری بالا میبرد. پس نمیتوان از چنین مسابقههایی بسادگی چشمپوشی کرد.
در سال چند مسابقه جایزه بزرگ برگزار میشود؟
بیش از 110 مسابقه که 7 تای آنها مربوط به مسابقات گلدن لیگ است و بقیه آن بین مسابقات گرند پریکس و سوپر گرند پریکس تقسیم میشود. گردکانتر هر سال در 30 جایزه بزرگ شرکت میکند و در هر کدام از آنها بیش از 30 هزار دلار درآمد دارد، اما من سال گذشته تنها توانستم در 5 مسابقه جایزه بزرگ شرکت کنم.
آیا این درآمدزایی در لیگ برتر کشورمان نیز مصداق دارد؟
(لبخند تلخی میزند) به هیچ عنوان، کل درآمدی که در لیگبرتر ایران دست پرتابکنندگان را میگیرد، سالانه 20 میلیون تومان است و این رقم برای ورزشکاری که خود را برای المپیک آماده میکند یعنی هیچ.
پس مهمترین علت عدم حضورت در لیگ برتر همین موضوع است؟
نه فقط این موضوع، متاسفانه امکانات ورزشی ما در رشته پرتاب دیسک بسیار محدود است و از طرفی هم رقابتها در سطح پایینی برگزار میشود. به نظر من تمام این موارد به نوعی انگیزه حضور در معتبرترین مسابقات کشورم را از من میگیرد. به همین دلیل هم ترجیح میدهم در لیگ برتر حضور نداشته باشم.
یعنی میخواهی بگویی که مشکلات سال گذشته تو با تیم نفت تهران در این تصمیمگیری دخیل نبوده؟
(به فکر فرو میرود) باید بگویم بیتاثیر نبوده، به هر حال وقتی که هیچ نهادی خود را مسوول حمایت از قهرمانان ورزشی نمیداند، کار به جایی میرسد که باشگاه به خود اجازه میدهد هر وصلهای را به ورزشکار بچسباند. سال گذشته که عضویت تیم نفت تهران را داشتم، مصدوم شدم اما مجبور بودم در مسابقه گرند پریکس که در اشتوتگارت آلمان برگزار میشد شرکت کنم، چرا که من در 5 دور این مسابقات مقام اول را کسب کرده بودم ودر دور فینال که دور ششم آن به شمار میرفت، باید به عنوان لیدر شرکت میکردم. این موضوع برایم مهم بود، چراکه اگر در این دور شرکت نمیکردم، جایزهای به من تعلق نمیگرفت. با اینکه در دور فینال به علت مصدومیت ششم شدم اما توانستم جایزه نقدی قابل توجهی را از آن خودم کنم. متاسفانه وقتی به ایران بازگشتم متوجه شدم مسوولان تیم نفت اعلام کردهاند که حدادی به درد ما نمیخورد. آنها گفته بودند که او مصدوم نبوده و تنها وانمود میکرده که دستش آسیب دیده است. خب حالا عاقلان قضاوت کنند باشگاهی که مبلغ قراردادش کفاف هزینه رفت و آمد مرا نیز نمیداد پشت سر من این همه فلسفه بافت و مرا متهم کرد. حالا شما توقع دارید در لیگی حضور داشته باشم که تنها جنبه تخریبی دارد؟
البته جدای از این بحثها معضلی که همیشه گریبانگیر مسابقات مواد مختلف دوومیدانی کشورمان بوده خلا ناشی از عدم استقبال تماشاچیان این رشته بوده است.
به جرات بتوان گفت که متاسفانه دوومیدانی به رغم اقبال خوشی که در جذب تماشاچی در دنیا دارد در کشور ما هنوز نتوانسته تماشاگران خود را به ورزشگاه بکشاند، این موضوع در مسابقات خارجی برای شما مشکلی ایجاد نمیکند.
مساله خوبی را عنوان کردید. باید بگویم که در ابتدا وقتی برای مسابقات بینالمللی وارد ورزشگاه مملو از تماشاچی کشورهای خارجی میشدیم استرس شدیدی به سراغمان میآمد، حتی در بعضی مواقع این استرس در عملکرد بچهها تاثیر منفی نیز میگذاشت. گرچه این مساله به مرور عادی شد اما به هر حال باید چارهای برای این معضل اندیشید.
مهمترین مسابقاتی که قبل از المپیک لندن در پیش رو داری، بازیهای آسیایی گوانگجوست، کسب رکورد ورودی این بازیها از یک سو و گذشتن از سد برادران صمیمی که جدیترین رقیبت به شمار میروند از سوی دیگر باعث شده برای رسیدن به گوانگجو به زحمت بیفتی، در این مورد صحبت میکنی؟
هیچوقت به برادران صمیمی به چشم رقیب نگاه نکردهام، آنها مثل برادرم هستند. اما از طرفی رکورد من در حد جهان است، ولی رکورد آنها از آسیا فراتر نمیرود این موضوع خود اصل رقابت را زیر سوال می برد، اما به هر حال هر کسی که آمادهتر باشد در مسابقات ورودی بازیهای آسیایی گوانگجو رکورد بهتری را ثبت خواهد کرد و بدون شک به این مسابقات اعزام میشود.
کارشناسان معتقدند که رشتههای دوومیدانی بعد از فوتبال و تنیس خاکی یکی از پر درآمدترین رشتههای ورزشی است، این موضوع چقدر صحت دارد؟
کاملا درست است. من همیشه گفتهام در رشتههای دوومیدانی تمام سختیها به قبل از قهرمانی محدود میشود و وقتی وارد دنیای قهرمانی بشوید، دیگر درآمدزایی یکی از مهمترین شاخصههای آن میشود. ببینید برای نمونه گردکانتر در حال حاضر 12 اسپانسر مالی دارد که در تمام شرایط حمایتش میکنند. جالب است بدانید که وی برای هر یک متر رکوردش هزار دلار از اسپانسرهایش دریافت میکند خب این یعنی تجارت، اما متاسفانه در کشور ما حتی فوتبالیستها هم در مقایسه با همنوعانشان در دنیا مبلغ کمی دریافت میکنند چه برسد به ما.
آیا احسان حدادی که روزی در کلاس پنجم ابتدایی توپ را چنان به دروازه هندبال کوبید که دیرک آن شکست، فکر می کرد زمانی به یکی از قهرمانان پرتاب دیسک دنیا بدل شود؟
راستش نه، من دوومیدانی را دوست داشتم اما هیچوقت ذهنم سمت و سوی پرتاب دیسک نرفت. به هر حال تمام اینها را مدیون آقای نوحنژاد هستم. او اولین بار مرا برای رشته پرتاب دیسک معرفی کرد.
و اما انتهای آرزوی احسان حدادی؟
فقط و فقط مدال طلای المپیک
و در پایان حرفی اگر باقی مانده.
آقای علیآبادی به ما قول داده بودند که بابت هر رکورد در آسیا 25 میلیون تومان جایزه بدهند، اما تنها پول 2 رکوردم را در یافت کردم البته آقای احمدینژاد هم گفته بودند یک دستگاه ماشین هدیه خواهند داد که البته امیدوارم این قولها هر چه زودتر عملی شود.
اما حرف آخرم، تشکر میکنم از کسانی که به هر نحو باعث شدند تا امروز من در جایگاه احسان حدادی با شما مصاحبه داشته باشم.
منیره جامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: