در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این رفتار رسانهایفینفسهپسندیده و قابل تقدیر است و منظور مدیران سیما از این تصمیم هم کاملا قابل فهم است.یکی از اولین ثمرات ساخت این گونه سریالها، دور کردن بینندگان نوجوان و جوان و جمع خانوادهها از تلویزیونهای ماهوارهای است.
در عین حال ثمرات دیگری هم از ناحیه پخش این گونه سریالها حاصل میشود که شامل دور هم گرد آمدن اعضای خانوادهها هم میشود. بدون تردید مضمون بیشتر این سریالها متناسب با ماه رمضان و آموزههای اخلاقی مرتبط با این ماه انتخاب میشوند؛ اما نکته قابل توجه این است که سریالها در هر دوره یا سالی از یک به اصطلاح ژانر خاص و گونه متفاوت پیروی میکنند و جای پای مدیران تصمیمگیر درهردوره در آن پیداست.
در سال های گذشته شاهد پخش سریالهایی با موضوعات مختلف در ماه رمضان بودهایم . مثلا یک سال این سریالها در حیطه مفاهیم معنوی ساخته میشوند و مذمت دنبالهروی از شیطان و پیروی از نفس را مطرح میکنند که چگونه فرد میتواند در ماه رمضان وسوسههای شیطانی را از خود دور کند.
سال دیگر سریالها در مفاهیم سوررئال و چندلایه ساخته میشوند و از طریق احضار روح و حلول القائات انسانهای خوب در درون مومن، بیننده را با چگونگی خوب بودن آشنا میکند. البته به یاد داریم که موضوع ناپسند بودن خیانت به همسر یا قابل قبول بودن داشتن همسر دوم در برخی از این سریالها پررنگتر بوده است.
یک سال سریالها به مسائل عمومی و پیش پا افتاده روی میآورند و در آنها مضامین اجتماعی از قبیل دزدی، رباخواری، اعتیاد و خلافکاریهای معمولی مطرح میشود. به یاد داریم در برخی سالها هم از مضامین کمدی و شاید طنز استفاده شده و کوشیده روزهداران بعد از افطار بخندند.
در مجموع، این سریالها اگرچه از نظر وجودی شبیه سریالهایی هستند که در تلویزیونهای کشورهای اسلامی دیگر هم ساخته میشوند، اما به هر حال رنگ و بوی ایرانی این سریالها را نمیتوان انکار کرد.
متاسفانه اغلب میشنویم سازندگان این سریالها در روزها و شبهای نزدیک به زمان پخش دست به کار میشوند و ساخت آنها را پا به پای پخش دنبال میکنند. مثلا گفته شده است ساخت یکی از این سریالها روزانه 18 ساعت کار برده و زمانی به 24 ساعت هم رسیده است.
بینندگان سریالها در این فکرند که چرا ساخت سریالها از زمان معقولتری شروع نمیشود. بدون تردید این یک اشتباه مدیریتی است که ساخت سریالها را با چنین وضعی روبهرو میکند. ساخت این گونه سریالها در زمانهای محدود با این همه تنش یک هنر یا افتخار نیست. همه میبینند که در این روش چگونه کیفیت فدای کمیت میشود. مگر این که ملاحظههایی موجب میشود مدیران و سازندگان نتوانند از 6 ماه قبل از ماه رمضان ساخت آن را آغاز کنند.
امسال هم شاهد پخش چنین سریالهایی در ماه رمضان بودیم؛ اما در مورد سریالهای امسال هم میتوان زیاد سخن گفت. نکته اول و مهم این که سریالهای امسال از سریالهای سالهای قبل ضعیفتر بود، تا حدی که در بین بینندگان این نگرانی به وجود آمده است که مبادا سیر نزولی ساخت سریالهای مناسبتی در حال سرعت گرفتن است. این ضعف در همه سطوح قابل ذکر است.
البته پخش سریالی مانند «نردبام آسمان» در مورد غیاث الدین جمشید کاشانی با آن همه زحمت قطعا کاری در خور توجه و قدردانی بود؛ بخصوص این که بخشی از تاریخ ما، تاریخ علم ما و زندگی یکی از مشاهیر ما را معرفی میکرد. این سریال شاید نقطه قوت و اوج سریالهای رمضان امسال بود، الا این که ساعت مناسبی برای پخش آن در نظر گرفته نشده بود. نوع سریال هم کمی با مرسوم سریالهای رمضانی فرق میکرد. کسانی که این سریال را دنبال کردند بدون شک تحت تاثیر شخصیت گیرا و داستان زیبای این سریال حاضر بودند در آن ساعت بین افطار و سحر بیدار بمانند و آن را تماشا کنند.
سریال «عبور از پاییز» که اصولا یک پدیده جدید در تلویزیون بود و تردیدهای زیادی را در میان برخی بینندگان در مورد چرایی ساخت و پخش آن به وجود آورد. این سریال داستان بسیار ضعیف، پرداخت بسیار ناکارآمد، بازیهای ناموزون که حتی در جاهایی طنز غیرقابل قبولی را ارائه میکرد، پایان ضعیف و خلاصه انتخاب بازیگران هرچند خوب، اما ناسازگار با یکدیگر همه و همه از ارزش نمایشی این مجموعه آن هم در ماه رمضان میکاست.
فهم مضمون این سریال کار دشواری نبود و همه میدانستند در ذهن و هدف کارگردان و نویسنده چه دلیلی برای ساخت این سریال وجود دارد؛ اما ابتدایی بودن بسیاری از مولفههای ساخت این اثر که آن را به تلاشی فلسفی در دنیای ساده نزدیک میکرد مورد سوال بینندگان واقع شد. نویسندگان و سازندگان این سریال سعی کردهاند پشت اقتباس سرپایی و ضعیف خود از داستان «شاه لیر» شاهکار ویلیام شکسپیر پنهان شوند و دلیل توجیهی اثر خود را به این اقتباس نسبت بدهند.
اما پربینندهترین سریال رمضان امسال، سریال «پنجمین خورشید» بود. این سریال نیز برداشتی از فیلمهای سینمایی سریالی بازگشت به آینده (Back to Future) بود که در فاصله سالهای 1985 تا 1990 ساخته و نمایش داده شده بودند و نزدیک به یک میلیارد دلار هم فروش جهانی داشتند. برداشت و اقتباس از این فیلمها تا آنجا بود که انتخاب حمید گودرزی برای بازی در این سریال هم به شباهت بسیار زیاد وی با مایکل فاکس، بازیگر آن فیلمها نسبت داده میشود.
به هر روی داستان پنجمین خورشید بخوبی آغاز شد و تکامل پیدا کرد؛ اما رفته رفته به تکرار، وقت گذرانی و وقتکشی افتاد. این عارضه مرسوم در برخی فیلمها و سریالهای ایرانی است. بعضی فیلمنامهنویسان ما متاسفانه نوشتههای خود را نسبتا خوب آغاز میکنند، اما در زمان پردازش و بخصوص در به پایان رساندن اثر ناتوان میمانند. بر این سریال هم همین گذشت.
باید باور کنیم که قصه، رمان، فیلم یا سریال تلویزیونی بدون پایانی محکم، قابل قبول وبهیادماندنینمیتواند موفق شود. این سریال از پردازش انتهایی و پایان قابل فهمی برخوردار نبود. کشش فراوان این سریال در قسمتهای پایانی رفته رفته ضعیف شد تا در قسمت آخر به پایینترین درجه ضعف خود رسید. طبعا کارگردان یا نویسنده قصد داشتند بیننده را در کشاکش حدس و گمان باقی بگذارند و در این حرفی نیست. این روش پسندیده در بسیاری از آثار فاخر سینما و تلویزیون مورد استفاده قرار گرفته است؛ اما چنین رفتاری در چنین سریالی قابل فهم نبود.
بخوبی پیدا بود که عوامل ساخت سریال در آخرین قسمت درمانده بودند که سریال را چگونه به پایان برسانند. به هر حال نوعی که سریال به پایان رسید میتواند یک تجربه باشد. شاید اگر این سریال دوباره ساخته شود نویسنده یک خورشید دیگر به لوح اسرار آمیز اضافه کند. شاید هم رفت و آمد در زمان را بیشتر از این در نظر بگیرد. کسی چه میداند؟
به هر حال به نظر میرسد ساخت سریالهای مناسبتی ازجمله سریالهای ماه رمضان به نوعی رخوت، رکود یا ضعف دچار شده است.
ساخت و پخش سریال تلویزیونی در ماه رمضان مثل هر سریال دیگر در هر فصل از سال به صورت باری به هر جهت قابل قبول نیست. ما در شرایطی این سریالها را پخش میکنیم که صاحب سینمایی جهانی هستیم. مجموعههای فاخر و با ارزش تلویزیونی هم کم نساختهایم. در میان فیلمنامهنویسان و کارگردانان ما هستند کسانی که میتوانند به سراغ مضامین بکر بروند و زیباترین خاطرات را برای روزه داران و بخصوص روزهداران نوجوان و جوان بیافرینند. ممکن است دستمزد آنان زیاد باشد، اما با پخش خوب پیامهای بازرگانی در این ماه مشکل تامین درآمد وجود ندارد.
بینندگان ما هنوز که هنوز است خاطره سریال شب دهم را در ماه محرم 1379 فراموش نکردهاند. آن سریال نشان داد که ظرفیت ساخت سریالهای مذهبی، اخلاقی و مناسبتی در کشور ما زیاد است. پس بهتر است به سراغ این گونه مضامین برویم تا بینندگان ما رفته رفته انگیزههای خود را برای تماشای سریالهای مناسبتی از دست ندهند.
علیاکبر عبدالرشیدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: