در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روزی که ریموند آذر به زور به بگرام برده شد کابل، پایتخت افغانستان روزی آرام را به شب رساند. هیچ حملهای آن روز صورت نگرفت و خورشید در میانه آسمان میدرخشید.
آذر که در واقع لبنانیتبار است مدیریت یک شرکت ساختمانسازی را بر عهده دارد. او در راه کمپاگرز، از پایگاههای ارتش ایالاتمتحده در نزدیکی کاخ ریاستجمهوری افغانستان بود که گروهی 10 نفره از ماموران دایره تحقیقات جنایی پلیس فدرال آمریکا (FBI) او را محاصره کردند. اعضای این گروه که جلیقههای ضدگلوله به تن داشتند به او دستبند زده و به درون یک دستگاه خودروی شاسی بلند هدایتش کردند.
حدود 2 ساعت بعد بود که آذر را در بازداشتگاهی که در داخل فرودگاه بگرام به فاصله 50 کیلومتری شمال شرق کابل احداث شده است از خودرو پیاده کردند. او را در حالی که دست و پاهایش را به یک صندلی زنجیر کرده بودند به مدت 7 سال در انتظار نگاهداشتند. شب را در یک کانیتنر فلزی سرد گذراند و به مدت 30 ساعت از غذا محروم بود.
آذر ادعا دارد بازجویان آمریکایی عکسهایی از همسر و 4فرزندش به او نشان داده و اصرار داشتند اگر به حد کافی همکاری نکند دیگر هرگز آنها را نخواهد دید. همچنین ادعا دارد از او وقتی برهنه بوده، تصویربرداری شده و سپس چند لباس سبک در اختیارش گذاشته شده بود.
روزی که آذر دستگیر شد یعنی - 7 آوریل سال 2009 میلادی - دقیقا 77 روز از تحلیف باراک اوباما، رئیسجمهور ایالاتمتحده میگذشت. اوباما به فاصله اندکی پس از راهیابی به کاخسفید دستور تعطیلی بازداشتگاه دلتا در خلیج گوانتاناموی کوبا را صادر کرد و به سیا دستور داد بازداشتگاههای مخفیانهاش را تعطیل کند.
اوباما با این دستور قصد داشت روی میراث سیاه بر جای مانده از دوران زمامداری جورج بوش، سلفش پردهای بکشد. او با این کار میخواست نشان دهد در دوران او خبری از شکنجه و ربودهشدن مظنونان تروریستی، بازداشتگاههای مخفیانه و اقدامات خودسرانه نخواهد بود. اینها وعدههایی بود که اوباما در جریان رقابتهای انتخاباتیاش مطرح کرده بود اما او در هیچ کس از نطقهایش به بگرام اشاره نکرده بود.
آذر برای انجام امور کاری به کابل سفر کرده بود. شرکت تحت مدیریت او قراردادهایی به ارزش 50میلیون دلار برای انجام کارهای ساختمانی با پنتاگون به امضا رسانده بود. او را روز 8 آوریل سوار بر جتی کوچک به ایالت ویرجینیا در شرق ایالاتمتحده منتقل کردند تا تحت محاکمه قرار گیرد. اتهام او پرداخت رشوه برای عقد قرارداد با پنتاگون بود و دادگاه مدتی بعد او را مجرم شناخت.
حتی در صورت درست بودن اتهام پرداخت رشوه هم آذر مرتکب جرمی شده بود که به طور طبیعی نباید به بازداشتگاهی نظامی فرستاده میشد. مشخص نبود چرا آذر به بگرام منتقل شده بود، با او چون مظنون تروریستی رفتار شده و در نهایت برای پشت سر گذاشتن دوران محکومیتش زندانی نظامی فرستاده شده بود.
اگوئن فیلل، از کارشناسان حقوق نظامی در آمریکا و استاد دانشگاه ییل میگوید: بگرام، گوانتاناموی دوم است. او میافزاید: با این حال به نظر میرسد وجود چنین جایی حتی در دوران اوباما همچنان ضروری است.
بگرام از همان بدو شکلگیری جایی به مرتب بدتر از گوانتانامو بود تا جایی که وکلای آمریکایی ترجیح میدهند از آن تحت عنوان سلول شکنجه یاد کنند. با این وجود اوباما چشمان خود را به روی این زندان بسته است. او هیچگاه در نطقهایش از بگرام یاد نمیکند و وقتی سخن از سوءرفتار با زندانیان در زندانهای سیا به میان میآید فقط از گوانتانامو میگوید.
موقعیت طبقهبندی شده
بازداشتگاه بگرام که در حال حاضر بزرگترین زندان آمریکا در خارج از قلمرو این کشور است روی هیچ نقشهای مشخص نشده است. در واقع محل دقیق این بازداشتگاه که در داخل پایگاه هوایی وسیع بگرام احداث شده است سری تلقی میشود.
این بازداشتگاه متشکل از دو ساختمان خاکی رنگ است که در ظاهر شباهت زیادی به آشیانههای هواپیما دارند و گرداگردش را دیوارهای سیمانی بلند پوشاندهاند. این مجموعه در سال 2002 میلادی به عنوان بازداشتگاهی موقت ساخته شد.
امروزه در داخل ساختمانها قفسهای فلزی بزرگ که هر یک گنجایش 25 تا 30 زندانی را دارند تعبیه شده است. بگرام در هر مقطع زمانی حداکثر تا هزار زندانی را میتواند در خود جای دهد. زندانیها شبها را بر روی پتوهایی کثیف به صبح میرسانند و در هر قفس توالتی در پشت پردهای سفید تعبیه شده است.
مجموعهای تکمیلی و جدید با بودجهای بالغ بر 60 میلیون دلار در بگرام در دست احداث است که تا پایان سالجاری میلادی مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. بگرام بر خلاف گوانتانامو در منطقه جنگی افغانستان قرار گرفته است با این حال همه کسانی که به این زندان منتقل میشوند در مناطق درگیری بازداشت نشدهاند.
بسیاری از زندانیان ملیت غیرافغانی دارند و برای بازجویی به بگرام منتقل شدهاند. پس از آغاز بهرهبرداری از این زندان همه کسانی که به آن منتقل میشدند در زمره «جنگجویان متخاصم» و نه «زندانی جنگی» دستهبندی میشدند. آمریکاییها به همین دلیل معتقد بودند افراد تحت بازداشت در بگرام مشمول کنوانسیون ژنو نمیشوند.
سلول شکنجه
استفاده از شیوههای خشونتآمیز اعترافگیری در بگرام به امری متعارف تبدیل شده است. زندانیان آزاد شده این بازداشتگاه از رواج محرومیت از خواب، ضرب و شتم و اشکال مختلف تحقیر جنسی در آن میگویند.
عمر فدر، شهروند کانادایی افغانتبار وقتی به بگرام منتقل شد تنها 15 سال داشت. او میگوید دژبانهای نظامی که مسوولیت حفاظت از این زندان را بر عهده دارند روی زمین سیمانی زندان روغن سوخته خودرو میریختند و او را وادار میکردند در آن بغلتد.
حداقل 2 زندانی بگرام در دوران بازداشت جان باختهاند. یکی از آنها راننده تاکسی 22 سالهای به نام دلاور بود که به مدت 4 روز با بستن دستهایش از سقف آویزان شده بود. در این مدت بازجویان آنقدر با باتوم به پاهای او زده بودند که در پزشکی قانونی علت مرگ او را له شدن نسوج ماهیچههای پا عنوان شده بود. آنچه بازجویان دلاور نمیدانستند این بود که هیچ سند و مدرکی علیه او وجود نداشت.
براساس یکی از تحقیقات داخلی ارتش آمریکا پیرامون سوءرفتار بازجویان آمریکایی با زندانیان عراقی در بند در زندان ابوغریب که پس از انتشار در سال 2004 میلادی خشم جهانی را برانگیخت شیوههایی که در این زندان مورد استفاده قرار میگرفت از بگرام الگوبرداری شده بود.
تا این مقطع هنوز هیچ تصویری از داخل بگرام منتشر نشده، به هیچ خبرنگاری اجازه داده نشده از داخل این بازداشتگاه بازدید کند و هیچ کسی از تعداد دقیق زندانیان محبوس در این بازداشتگاه اطلاعی ندارد. اینها همه دست به دست هم دادهاند تا بگرام از مخوفترین زندانهای آمریکا باشد.
مترجم: فرزین تکلو
منبع: اشپیگل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: