گفتگو با فرهاد مجیدی ، مهاجم تیم ملی ایران

او شاید گمشده تیم ملی است ، شاید همه این سالها بوده ؛ مهاجم فانتزی و سرعتی فوتبال ایران که همیشه سر بزنگاه ها نبوده ؛ که هر وقت هم بوده ، خودش را ثابت کرده و خوب بوده فرهاد مجیدی فوروارد سابق استقلال
کد خبر: ۲۸۰۶۳
و کنونی الوصل امارات .
بازیکن تیم ملی ایران مهاجمی که همیشه آنقدر خوب بوده که گفته ایم الان است که آن بالا بالاها برسد ، ولی او همیشه یک جوری گم شده . یک جوری از لای همه لایه های اطرافش گذشته بی آن که به چشم بیاید. بی آن که دیده شود. مثل گذشتن اش از میان مدافعان حریف لابد. مثل همه کارهای دیدنی اش که توی آنها دیده نمی شود. او حالا به تیم ملی برگشته و معلوم نیست تا کجا می خواهد با ما بماند. این استعداد ناب فوتبال ایران . «حیف» که می گویند یعنی همین فرهاد.

لیگ امارات جای مناسبی برای ماندن یا مطرح شدن بود؛
من خودم دوست دارم لیگهای دیگر را تجربه می کنم . بخصوص این که آدم برود در لیگهای اروپایی بازی کند ولی وقتی پیشنهاد خوبی در کار نیست ، مجبور می شوی در لیگ امارات هم بازی کنی .
فکر می کنی چرا پیشنهاد خوبی نداری؛
یکی از مهمترین دلایلش این است که من در سطح ملی خیلی بازی نکردم بازیهای ملی خیلی مهمتر از بازیهای باشگاهی است . در ضمن در سطح ملی آدم خیلی راحت تر می تواند قرارداد در سطح تیمهای اروپایی ببندد.
بازیکنی بودی که معمولا در ترکیب تیم ملی خوب ظاهر می شدی ولی حضورت در تیم ملی هیچ گاه مستمر نبوده.
هر وقت من را دعوت کردند ، آمدم . هر وقت هم که دعوت نشدم از آن بازیکن هایی نبودم که مصاحبه کنم و بپرسم چرا نیستم؛ در این چند سال فقط یک بار واقعا ناراحت شدم و آن برمی گردد به بازیهای مقدماتی جام جهانی . بلاژویچ فقط به من شانس بازی با کره را داد که دوستانه بود و در مصر برگزار می شد. بعد از آن اصلا مرا دعوت نکردند که تست بگیرند ولی باز به هر جهت من تابع نظر مربی ها هستم .
در تیم ملی به باند بازی و اینجور چیزها اعتقاد داری؛
باند بازی که نه ، ولی به نظرم بعضی از مربی ها توصیه پذیرند. یعنی بهشان می گویند که چه کسانی باشند یا چه کسانی نباشند، ولی آقای شاهرخی مربی ای است که در این زمینه به حرف کسی گوش نمی دهد، هر کاری که خودش صلاح بداند انجام می دهد. ولی بعضی از مربی های قبلی این طور نبودند. چرا کسی نبوده که تو را به مربی ها پیشنهاد کند؛ نمی دانم بعضی از بازیکن ها برای خودشان این طرف و آن طرف آدمهایی دارند که شاید من ندارم شاید هم خبرنگار ندارم نمی دانم شاید اینها نباشد ولی من فکر می کنم این مسائل وجود دارد.
رابطه ات با خبرنگارها چطور است؛
من با خبرنگارها خیلی معمولی هستم هر کس زنگ بزند جوابش را می دهم ، ولی این طور نیست که با آنها صمیمی شوم .
از این دو بازی که برای تیم ملی انجام دادی راضی بودی؛
نه چون فکر می کنم می توانستم خیلی بهتر باشم اضطراب خاصی داشتم نمی دانم شاید به دلیل مدتی بود که از تیم ملی دور بودم همین توپهایی که در تیم ملی گیرم آمد را در راپید یا الوصل راحت گل می کردم ، ولی نمی دانم چرا این طوری شده بودم .
فکر می کنی روند حضورت در تیم ملی تا کی ادامه داشته باشد؛
راستش را بخواهی زیاد به این مسائل فکر نمی کنم ، اما اگر باشم با تمام وجود بازی می کنم . تمام تلاشم این است که بازیکن خوبی برای تیم ملی باشم اما اگر به جای من یک نفر دیگر هم باشد، ناراحت نمی شوم . می گویم حتما از من بهتر بوده.
یک مدت رفتی راپیدوین اما زیاد موفق نبودی.
اتفاقا فکر می کنم در راپید خیلی موفق بودم ، چون اولین تجربه حرفه ای ام بود. آنجا خیلی خوب بازی کردم ، ولی متاسفانه مسوولان باشگاه استقلال با مبلغ راپیدی ها موافقت نکردند و مجبور شدم برگردم ، این یکی از ضربه هایی بود که در فوتبال خوردم اگر آنجا می ماندم خیلی پیشرفت می کردم .
بازی کردن در لیگهای اروپایی چه چیزهایی می خواهد؛
بازی کردن در اروپا مثل جرقه است یعنی می روی در بازیهای قهرمانی باشگاه های اروپا ، به یک تیم مطرح برمی خوری ، آنجا خوب بازی می کنی ، یک پیشنهاد خوب برایت می آید ولی عکس آن هم هست خیلی از بازیکن های ما رفتند و موفق نشدند مهم این است که خوب بازی کنی.
چرا این قضیه رفتن و برگشتن ها فقط درباره بازیکن های ماست؛
مهمترین دلیلش این است که ما حرفه ای کار نکردیم ؛ نه حرفه ای زندگی کردیم نه حرفه ای فوتبال یاد گرفتیم الان چیزی که از بچه ها می بینید استعداد خودشان است ؛ وگرنه همین الان در امارات بچه های 10، 12ساله زیر نظر مربی خارجی تمرین می کنند این یعنی یک کار حرفه ای . ولی بچه های ما آن چیزی که در فکرشان است همان چیزی است که از فوتبال کوچه پس کوچه ها به دست آوردند البته نمی خواهم ارزش کار مربی ها را پایین بیاورم ولی واقعیت این است که حرفه ای نیستیم.
یعنی فوتبال آنجا را به فوتبال خودمان ترجیح می دهی؛
بگذار خلاصه کنم من الان الوصل را با استقلال مقایسه می کنم چون در هر دو فضا حضور داشتم مواقعی که لیگ امارات تعطیل باشد، می آیم تمرینات استقلال یا از فرزاد می پرسم ، می بینم تمرین های الوصل خیلی سنگین تر است من 3روز قبل از بازی با پرسپولیس رفتم تمرینات استقلال تمرینهایشان خیلی سبک و راحت بود تمرینات ما در الوصل به مراتب سخت تر و سنگین تر است .
بازیکنی هستی که رابطه خیلی خوبی با تماشاگران داری ، این رابطه با تماشاگران الوصل هم وجود داشت؛
من چون فوتبالم خوب نیست (!) و یک مقدار هم خوش شانسم (!) تماشاگرها خیلی دوستم دارند. همین هیات مدیره الوصل ، شاید نصفشان مخالف تمدید قراردادم بودند، چون به هر حال دوست دارند با تیمشان نتیجه بگیرند - مثلا می خواستند باتیستوتا را بیاورند - ولی خب رابطه خوبم با تماشاگرهای الوصل خیلی مهم بوده . من الان خودم در امارات هستم ، می بینم وقتی تیمی خوب نتیجه نگیرد تماشاچی ها یا به مربی یا به بازیکن اهانت می کنند. اما در این 3سالی که من آنجا بودم ، خداوکیلی هیچ برخوردی نداشتم . حتی بعضی وقتها بوده که چند بازی هم گل نزدم ، ولی اصلا بی احترامی نکردند.
زندگی کردن در امارات راحت است؛
من که راضی ام.
فکر می کنی تا کی بتوانی در لیگ امارات دوام بیاوری؛
دوست ندارم دیگر در لیگ امارات بازی کنم فکر کنم امسال سال آخر باشد، دوست دارم بروم اروپا.
بازی ات به لیگ کدام کشور می خورد؛
هر جا در اروپا باشد خوب است ، اما خودم لیگ ایتالیا و اسپانیا را خیلی دوست دارم یک جایی مثل بارسلونا یا آ ث میلان.
فرزاد (برادرت) از استقلال چیزی نمی گوید؛
بیشتر درباره چکهایش صحبت می کند که پاس نمی شود، ولی کلا راضی است استقلال را دوست دارد.
با فضایی که او از استقلال می گوید، حاضری دوباره برگردی؛
من کلا استقلال را دوست دارم ، ولی استقلالی ها خیلی اذیتم کردند. هم سر دادن رضایتنامه ، هم موقع صدور .ITC با آدمهایی که الان هستند فکر نکنم اگر برگردم بروم استقلال معتقدم وقتی یک بازیکن در فضای تیم راحت نباشد نمی تواند خوب بازی کند اگر برگشتم ایران ، می روم جایی که راحت بازی کنم.
یک اخلاقی که داری این است که خیلی خودت را در محوطه 18قدم می زنی زمین ، حتی سر این موضوع اخطار زیادی هم گرفتی .
شاید این کار را که کردم ، داورها بدبین شدند، ولی خب یکی از هنرهای یک فوتبالیست این است که بتواند پنالتی بگیرد. یک پنالتی شاید بشود یک گل و 3امتیاز.
اگر یک روز هیچ کس را نشناسی چکار می کنی؛
نفس راحتی می کشم چون هیچ فکری ذهنم را مشغول نمی کند.
اگر یک روز هیچ کس تو را نشناسد چطور؛
الانش هم کسی ما را نمی شناسد! ولی فکر می کنم یاد بچگی هایم بیفتم چون آن وقتها که بچه بودم خیلی دوست داشتم بازیکن تیم ملی شوم عاشق بازی مجید نامجو مطلق بودم . پیراهن شماره هفتش را داشتم آن موقع با فرزاد خیلی فوتبال بازی می کردیم فرزاد بازی مان را گزارش هم می کرد. به من می گفت مجید نامجو مطلق اسم خودش را هم گذاشته بود شاهین بیانی حتما یاد آن وقتها می افتم.
چرا درس خواندن را ادامه ندادی؛
من دیپلم ریاضی دارم آن وقتها درسم واقعا خوب بود عاشق ریاضی و هندسه بودم ولی خب رفتم سراغ فوتبال اردوهای طولانی و سفرهای خارجی اینها نگذاشتند درسم را ادامه بدهم.
بعد از فوتبال چکار می کنی؛
می روم سراغ کار کتاب دوست دارم یک مغازه داشته باشم پر از قفسه های کتاب .
اگر بگویند فقط می توانی یک کار انجام بدهی ، چکار می کنی؛
(فکر می کند) جواب سوالهایتان دو روز وقت می خواهد! فکر کنم سریع سنم را می آورم پایین . مثلا 12سال چون آن دوران را خیلی دوست دارم ، وقتی می خواهد دوباره تکرار شود.
آدمهای خوب زندگی ات چه کسانی بودند؛
پدر و مادر و همسرم.
کسی بوده که خیلی دوستش داشته باشی؛
پدربزرگم را خیلی دوست داشتم 5سال پیش فوت کرد همین الان هم می گویند اینقدر که تو از پدربزرگت یاد می کنی ، کسی یاد نمی کند دوست داشتم حالا بود چون آن وقتها که بچه بودم می آمد تمام بازیهایم را می دید.
مصاحبه را تمام کنیم؛
فقط بنویس فکر می کنم خدا خیلی من را دوست دارد چون چیزهایی به من داده که شاید لیاقت خیلی هایش را ندارم در این که لیگ امارات نسبت به لیگ اروپا آسان تر است که شکی نیست ، ولی اینقدرها هم که می گویند راحت نیست البته نمی خواهم بگویم کار من خوب بوده ، ولی در کل بازی کردن در لیگ امارات سخت است . مخصوصا مسوولان تیمها که از بازیکن های خارجی خیلی توقع دارند؛ چون بازیکن های خودشان زیاد از لحاظ فنی بالا نیستند، دوست دارند بازیکن خارجی که می آورند کامل باشد و خیلی خوب برایشان بازی کند. من آنجا خیلی تلاش کردم . چون مهاجم هم بودم و توقع ها خیلی بیشتر بود. البته از عملکرد خودم نه صددرصد ولی خب تا حدود زیادی راضی بودم . قبل از این که حامد کاویان پور قرار داد امضا بکند مدیرهای باشگاه با من صحبت کردند و گفتند: ما می خواهیم حامد را بیاوریم . من همان موقع گفتم حامد یکی از بهترین هافبک های ایران و بهترین بازیکن لیگ است . حامد که آمد آنجا خدا شاهد است هفته های اول تمام کارهایش را خودم انجام دادم . رابطه مان خیلی عالی بود. هر روز با هم بودیم تا این که تیم چند تا نتیجه بد گرفت . باشگاه هم تصمیم گرفت چند تا فوروارد بیاورد .مسوولان باشگاه از من خواستند قضیه را به حامد بگویم ، اما من گفتم اصلا نمی توانم خودتان بگویید. خیلی ناراحت بودم ، اما یکدفعه دیدم حامد مصاحبه کرده و همه چیز را انداخته گردن من داشتم شاخ در می آوردم ، چون خودش فضای باشگاه را می دید حتی آن موقع خودم وضعیت خوبی نداشتم ، گلی نزده بودم . چطور می توانستم این کار را بکنم حامد دوست من است با هم در تیم ملی همبازی بودیم من هیچ مشکلی با حامد ندارم .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها