در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«ملودی شهر بارانی»، «پایین، گذر سقاخانه» و «لبخند باشکوه آقای گیل»، 3 نمایش مهمی هستند که مرزبان طی همین چند سال اخیر و در دوران حیات مرحوم رادی آنها را در تالار اصلی تئاتر شهر و تالار وحدت به روی صحنه برد. هر چند که تقریبا 2 سال از اجرای «لبخند باشکوه آقای گیل» میگذرد، اما مرزبان همچنان دغدغه اجرای نمایش اجتماعی دیگری از رادی را در سر دارد.
در ابتدا قصد دارم تصمیم چند ساله شما برای به اجرا درآوردن «دکتر نون...» را بهانه قرار دهم و بپرسم که شما به عنوان یک کارگردان حرفهای دستیابی به تئاتری ایدهآل و نزدیک به معیارهای مطلوب اجرا را وابسته به چه عوامل و ابزارهایی میدانید؟
به نظر من تئاتر برای نزدیک شدن به معیارهای یک هنر ایدهآل و کارساز باید به 3 رکن اصلیاش نزدیک شود. به بیانی دیگر میتوان گفت 3 رکن اصلی در این مسیر نقش بسیار مهمی دارند. این سه رکن عبارتند از: مجریان (که همان هنرمندان تئاتر هستند)، تماشاگران و مکانی برای اجرا. بنابراین برای داشتن تئاتری ایدهآل باید این ارکان اصلی را تقویت کنیم.
در تئاتر ارتباط میان هنرمندان و عوامل اجرایی با تماشاگران، رابطهای اصلی و اساسی است و اشکال و کاستی در تحقق این رابطه، ما را از شرایط ایدهآل دور میکند. ضمن این که باید توجه داشت، رابطه میان هنرمندان و مخاطب در مکانی که تئاتر در آن اجرا میشود، تحقق مییابد.
ما اگر تئاتر را در جامعه لازم میدانیم، باید برای این سه رکن اصلی و تقویت آن برنامه داشته باشیم و تمام تلاشمان را در جهت پویایی و بهروز رسانی این سه رکن براساس نیازها به کار بگیریم. در این صورت است که میتوانیم توقع داشته باشیم، تئاترمان به شرایط ایدهآل و مطلوب نزدیک شود.
خود هنرمندان، به طور مستقل از فرآیند تصمیمگیری و مدیریت تا چه اندازه میتوانند در دستیابی به یک تئاتر خوب و پرمخاطب دخالت و تاثیر داشته باشند؟
خوشبختانه در این گستره، تئاترها استعدادهای خوبی در میان هنرمندان باتجربه و همچنین جوانترها دارد و در هر منطقه، استان و شهرهای ما هنرمندان خلاق و مستعد زیادی وجود دارند. هنرمندانی که حرفهای زیادی برای گفتن دارند، ابزار انتقال مفاهیم و حرفهایشان را بخوبی میشناسند و آثار قابل توجهی در حوزه تئاتر عرضه کردهاند!
از سوی دیگر، وظیفه جامعه نیز در برابر این گروه از هنرمندان که همیشه بیشترین دغدغه را در زمینه ارتباط موثر و مطلوب با مخاطبشان داشتهاند و از ابزار تبلیغات و موقعیتهایشان سوءاستفاده نکردهاند (منظورم اغلب هنرمندان تئاتر است) کاملا معلوم است. جامعه باید به این قشر بیشتر اهمیت بدهد و آنها را به گونهای حمایت کند که جز کار و هنرشان مشغولیت ذهنی دیگری نداشته باشند. به گونهای روشنتر میتوان گفت؛ هنرمندان تئاتر ما نباید غم نان داشته باشند.ناگفته پیداست که این امر میسر نمیشود، مگر با برنامهریزی صحیح و اصولی و تصویب و هزینه کردن بودجه کافی و نظارت دقیق در مصرف کردن این بودجه در راه تئاتر و برای هنرمندان تئاتر!
تماشاگران و مردم چگونه میتوانند در این سیستم فرهنگی و هنری نقش داشته باشند؟
این طور به نظر میرسد که تئاتر ما صرفنظر از همه کاستیهای ممکن، بیشترین مشکلاتش را در زمینه جلب مخاطب و تماشاگر دارد...
خوشبختانه ما در حوزه تماشاگران نیز بهترین تماشاگران تئاتر را بویژه در میان جوانان داریم. مخاطبان ما جامعهای آگاه و آشنا به تئاتر هستند. به همین دلیل هم هست که من میگویم باید امیدوار باشیم تا در کنار آنها بتوانیم چنان برنامهریزی کنیم که تئاتر خود به خود وارد زندگی مردم شود و به جزئی از زندگی و خواستههای آنها تبدیل گردد و در کنار مهمترین اموراتشان قرار بگیرد؛ به اصطلاح وارد سبد اقتصادی و برنامهریزی اجتماعی مردم بشود.
در صحبتهای آغازین شما به وظیفه مدیران و مسوولان و سالنهایی برای اجرای نمایشها اشاره کردهاید. در این باره با چه کمبودهایی مواجه هستیم؟
مساله مهم این است که مسوولان باید یک برنامهریزی دقیق و درازمدت برای سالنهای نمایش و تامین محل اجرای تئاترها داشته باشند و امکانات و فضاهای تئاتری را متناسب با رشد مخاطبان افزایش بدهند. در ضمن هماهنگی و دوراندیشی و نظم هم در این محدوده بسیار مهم است.
باید شرایط را به گونهای ترتیب داد که وقتی هر تماشاگر منزلش را به قصد دیدن تئاتر ترک میکند، بداند چه نوع تئاتری را در کدام سالن میتواند ببیند. باید بداند که چطور یک شب را با خانوادهاش برای حضور در سالن مخصوص با تئاتری که میپسندد، بگذراند. تعجب نکنید! من درباره یک مراسم صحبت میکنم. بله، من اعتقاد دارم اجرای یک تئاتر، یک مراسم بزرگ است که تماشاگر و مجریان در کنار هم به اجرای آن مراسم میپردازند. وقتی مدیریت و برنامهریزی از طرف ما و مسوولان برای سالنها درست باشد، تماشاگر میداند چگونه برنامهریزی کند و تکلیفش با ترافیک و شلوغی و بلیت و... هم معلوم است و کمکم تئاتر بخشی از برنامه زندگیاش میشود.
همین حالا هم تعداد سالنهای تئاتر در کشور ما بسیار کم است و تازه باید استاندارد نبودن آنها، پراکندگی و مکان آنها، امکانات و تجهیزات و... را هم به کاستیهای آن اضافه کرد...
خب، این اشکال بزرگی است. سالنهای نمایش باید از همه امکانات فنی، هنری و رفاهی برخوردار باشند تا تماشاگر بتواند در آنها احساس آرامش و امنیت کند و هنرمند هم بتواند ایدهها و تصمیمهایش را در سالن اجرایی کند. نه این که هر دیواری که گیرمان آمد، فورا چند پروژکتور در آن نصب کنیم و مثلا سالن بسازیم.
البته مشارکت و حمایتهای شهرداری در سالهای اخیر در زمینه ساخت و تجهیز سالنهای تئاتر امیدوارکننده است و این که تماشاخانه ایرانشهر از دل چنین برنامهریزی و مدیریتی به وجود آمده، جای تقدیر دارد. علاوه بر اینها وقتی به وضعیت سالنها در شهرستانها نگاه میکنیم، بجز چند شهر مثل مشهد و شاید شیراز و اصفهان، در دیگر شهرها واقعا با فقر فضاهای تئاتری مواجهیم.
فرهنگسازی برای گرایش به دیدن تئاتر و احساس نیاز در این ارتباط، در ایجاد شناخت نسبت به این هنر جذاب بیتاثیر به نظر نمیرسد. ما در این زمینه چقدر موفق بودهایم؟
همه ما بخوبی میدانیم که بزرگترین کار تئاتر، فرهنگسازی و تاثیرگذاری فرهنگی است. تئاتر جز این که از انسان و رابطه میان انسانها با جامعهشان سخن بگوید، کار دیگری ندارد.
اصولا کارهای نمایشی در همه حوزهها به دلیل نزدیک شدن به جامعه و زندگی مخاطبانشان کاربرد آموزشی و فرهنگی مهم و غیرقابل انکاری دارند.
برای رسیدن به چنین کارکردی باید ما هم بکوشیم هنرمان را به مردم و نیازهای فرهنگی و اجتماعی آنها نزدیک کنیم. در این صورت است که تئاتر از انحصار مخاطبان خاص درمیآید و گسترش مییابد و تازه به اهداف اصلی و ریشهایاش نزدیک میشود.
چندسالی است که دخالت و مشارکت نهادها و سازمانهای غیرتئاتری دولتی و غیردولتی در حوزه حمایت و تولید تئاتر به بحث مهمی در این محدوده تبدیل شده است. نظر شما در این زمینه چیست؟
هرگونه حمایت و پشتیبانی از هنر تئاتر به نظر من حداقل به تولید و مشارکت بیشتر منجر شده و از این منظر قابل تامل و مفید خواهد بود.
چه اشکالی دارد که سازمانها و نهادهای غیرتئاتری مهم در جهت اهداف و برنامههای خود به طور مستقیم یا غیرمستقیم با تئاتر همسو شوند؟! اتفاقا در همه جای دنیا علاوه بر سازمانهای دولتی بسیاری از شرکتها و کارخانهها و سازمانهای دیگر از مهمترین حامیان تئاتر هستند؛ اما متاسفانه در کشور ما تا به حال این مشارکت بسیار کم بوده است و شاید تئاتر ما جزو معدود تئاترهایی است که اصلا اسپانسر و حامی غیردولتی ندارد.
مسلما حمایت از تئاتر در هر زمان و از سوی هر سازمان و گروهی به سود تئاتر خواهد بود. من زمانی فکر میکردم همه چیز باید درباره تئاتر در یک مرکز جمع باشد و همه از یک کانال عبور کنند و به نتیجه برسند؛ ولی امروز معتقدم که هر نهادی در صورت داشتن امکانات و بودجه لازم، میتواند فعالیت تئاتری داشته باشد یا به عنوان حامی پشت سر تئاتر قرار بگیرد.
آیسان نوروزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: