در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از برنامههایی که در ماه رمضان امسال به 2 سالگی خود رسیده است، برنامه «ماه من سلام» است که موقع افطار از شبکه 2 پخش میشود. برخلاف بیشتر برنامههای مناسبتی که با یک مجری تولید میشود این برنامه 2 مجری دارد که شاید نمادی از شبکه 2 بودن نیز باشد. بسیاری از مخاطبان سال گذشته این برنامه را به دلیل حضور داریوش کاردان به عنوان مجری در کنار امیرحسین مدرس دوست داشتند. اگرچه اوایل، خبر حضور مجدد کاردان در این برنامه به گوش میرسید، اما به هر دلیلی امسال به جای او شهرام شکیبا که یکی از طنزپردازان معروف مطبوعاتی و البته از مجریان با سابقه برنامههای مناسبتی است در کنار امیر مدرس قرار گرفته تا دومین سری از برنامه ماه من سلام شکل بگیرد. اگرچه این برنامه به عنوان مهمان هر روز 75 دقیقه پیش از افطار به خانههای ما میآید، ولی این بار من به عنوان خبرنگار، مهمان این برنامه میشوم و 25 دقیقه مانده به شروع برنامه خود را به بلندیهای خیابان الوند در میدان آرژانتین میرسانم و به دنبال گروه معارف اسلامی میگردم. پس از طی کردن مراحل آفیش و ورود به فضای باز ساختمان الوند باید سراغ گروه معارف بروم، اما نزدیک اذان است و راهروهای ساختمان سوت و کور. گویی همه رفتهاند خود را به موقع پای سفره افطار برسانند. پس از کمی جستجو، آقای ابراهیمی عکاس روزنامه را پیدا میکنم که پیش از من به محل قرار رسیده است، اما آنجا هم لوکیشن برنامه ماه من سلام نیست، باید منتظر بنشینیم تا یکی از کارکنان گروه معارف ما را به سوی محل اجرای برنامه هدایت کند.
اتاق گریم ،خواندن پیامک ها
وقتی به محل ضبط برنامه ماه من سلام میرسم چند اتاق پیش از استودیوی اصلی، امیرحسین مدرس را با مو و ریشهای طلایی پشت میز گریم میبینم که در عین گریم شدن فهرست پیامکهایی را که به برنامه ارسال شده مرور میکند تا از میان آنها برخی را گلچین کند و بخواند. شهرام شکیبا نیز با آن روحیه طناز و زبان شوخی که دارد برخی انتقادهای تند را برای مدرس میخواند که نمیشود آنها را روی آنتن خواند. صداقت او برای من جالب است. یکی از انتقادهایی که به برنامه شده بود اجرای شکیبا را دوست نداشتند یا خواهان حضور کاردان به جای او بودند. فکر میکردم شکیبا این پیامکها را پشت صحنه و در جمع خودمان میخواند، اما بعد که برنامه روی آنتن رفت و به بخش خواندن پیامکها رسید، دیدم عین همان انتقادها را درباره خود که از سوی مخاطبان برنامه شده بود، بازگو کرد. این صداقت او برای من جالب آمد و احساس نزدیکی و اعتماد به مجری و خود برنامه را در من به وجود آورد؛ اعتمادی که باید پاشنه آشیل برنامههای مناسبتی باشد تا بتواند اعتماد مخاطب را هم به خود جلب کند. برنامههای مناسبتی به دلیل این که به مسائل اعتقادی و اخلاقی میپردازند باید باورپذیر باشند و هر گونه ریا و ظاهرسازی که تصنعی بودن آن را آشکار کند، موجب بیاعتمادی مخاطب به این برنامه میشود و جذابیت و اثرگذاری آن را از بین میبرد. مدرس در این باره میگوید: مجری برنامههای مناسبتی باید خود به حرفهایی که میزند باور داشته باشد تا کلام او نافذ شده و مخاطب او را بپذیرد. صداقت مهمترین شرط برنامههای مناسبتی است که شاید بیش از محتوای خود برنامه در اثرگذاری آن نقش داشته باشد. شکیبا و مدرس به خواندن پیامکها ادامه میدهند. مدرس روی پیامهایی که قرار است جلوی دوربین بخواند با ماژیک خط میکشد و شکیبا نیز با روحیه طنزپردازانهای که دارد پیامکهای خاص را گلچین میکند و با صدای بلند میخواند. به گفته شکیبا تعداد پیامکها حتی تا 4 هزار تا هم رسیده است و این نشان میدهد برنامه توانسته است نظر مخاطبان زیادی را به خود جلب کند.
متن نانوشته
وقتی مدرس در حال خواندن پیامکهای ببیندگان بود گمان میکردم در حال مطالعه متنی است که قرار است در برنامه اجرا کند، اما به گفته او هیچ متنی از قبل نوشته نمیشود و اصلا این برنامه نویسنده ندارد. در ماه من سلام از مجری مولف یا گوینده مولف استفاده میشود. گویندهای که خودش متن موضوعی را که قرار است اجرا کند یا گویندگی کند، مینویسد. از مدرس میپرسم پس این سخنانی که در خلال برنامه میگویید، همش به شکل فیالبداهه است که جواب میدهد: نه. من که گیج شدهام. نه متنی از قبل نوشته میشود و نه به شکل آنی و فیالبداهه توسط گوینده بیان میشود. پس چه اتفاقی میافتد؟! مدرس پاسخ میدهد تهیهکننده موضوعی را که مثلا قرار است در برنامه بعدی مطرح شود، به ما میگوید و ما 2 نفر نیز در طول روز به حافظه خود رجوع میکنیم و از سواد خویش بهره میگیریم یا به سراغ کتاب و اینترنت میرویم و نکاتی را یاداشت میکنیم و به خاطر میسپاریم تا در نهایت طرحی کلی از سوژه در ذهن ما ترسیم شود و دیگر دستمان میآید که چه باید بگوییم. نتیجه همانی است که جلوی دوربین و به شکل زنده اتفاق میافتد.
مهمان در مهمانی
در فاصله زمانی که منتظر بودم تا گریم امیرحسین مدرس تمام شود. در گوشهای از اتاق چشمم به شخصی خورد که چهرهاش خیلی برایم آشنا بود. هر چقدر به ذهنم فشار آوردم نتوانستم او را به خاطر بیاورم تا این که موقع رفتن به داخل محل ضبط برنامه، مدرس گفت: آقای اصغری بفرمایید برویم. تازه متوجه شدم که او اصغری، کارشناس سازمان هواشناسی است که در بخشهای خبری به پیشبینی هوا میپردازد. ماه من سلام هر شب افرادی را از مشاغل مختلف فرهنگی و هنری به عنوان مهمان برنامه دعوت میکند و به گپ و گفت با وی در حیطه کاریاش میپردازد. در واقع مهمانی خدا با حضور مهمان بنده خدا میآمیزد تا تصویری از برادری و مهربانی که نماد این ماه است، تبلور یابد. شاید برایتان جالب باشد نوع حرف زدن و رفتار اصغری پشت دوربین هیچ فرقی با جلوی دوربین و زمانی که با سبک خاص خود اخبار آب و هوا را میگوید، ندارد. این نکته را مدرس نیز در برنامه یادوری میکند.
سیداسماعیل ابراهیمیان، تهیهکننده برنامه ماه من سلام مدام در حال رفت و آمد است و نمیتوانم با او به شکل مفصلی صحبت کنم. ابراهیمیان میگوید ما سعی کردیم از افراد شاخص در حوزههای مختلف دعوت کنیم و در صورت امکان همسرانشان را هم دعوت میکنیم تا نقش آنان را هم در موفقیت شوهرانشان نشان دهیم و در مورد تعامل آنان با هم و شیوه زندگیشان اطلاعات مفیدی به مخاطبان بدهیم. در بین برنامه که آیتمهای دیگر پخش میشود مدرس از مهمان خود میپرسد دوست دارد درباره کدام بخش از شغلش از او مصاحبه نشود. شوخیهای شکیبا با مهمان برنامه متناسب با حرفه او، گفتگو را شیرین تر میکند و باعث جذابیت بیشتر آن میشود.
سی نما از سی نماز
چقدر نسبت زیباشناسی و نشانهشناسی در آیتم سی نما از سی نماز در ماه مهربان سلام برقرار است؟ به گفته ابراهیمیان این بخش به نمایش 30 تصویر از فیلمهای سینمایی میپردازد که نماز را در قاب دوربین خود قرار دادهاند. ازجمله فیلمهایی که با این زاویه به آن پرداخته شد میتوان به فیلمهای آژانس شیشهای، خیلی دور خیلی نزدیک اشاره کرد. بنا به گفته تهیهکننده، این برنامه سعی کرده است از زبان هنر و ادبیات برای بیان مفاهیم دینی و اخلاقی استفاده کند تا برای مخاطب جذاب و دلنشینتر باشد؛ البته این آیتم بخشهای دیگری هم دارد مثل مستند داستان دستها که در آن کار و تلاش قشرهای مختلف برای کسب روزی حلال به نمایش گذاشته میشود. استفاده از این تمهیدات علاوه بر ایجاد تنوع در برنامه، بین دین و زندگی ارتباط تنگاتنگی برقرار میکند و میکوشد کارکرد دین را در بستر واقعیت زندگی به نمایش بگذرد.
هدایت از راه دور
در لابهلای برنامه بود که متوجه شدم خط تلفنی به شکل زنده پخش شد که صدای حجتالاسلام سرلک از آن سوی خط میآمد که در حال احوالپرسی با آقای مدرس و شکیبا بود. سرلک، کارشناس مذهبی برنامه است که هر روز به شکل تلفنی و کوتاه در حد 5 دقیقه درباره یکی از فضایل اخلاقی با مخاطبان صحبت میکند. آن شب موضوع بحث درباره عذرخواهی کردن بود و این که انسان باید در صورت انجام خطا و اشتباه، توان عذرخواهی کردن داشته باشد. همین کوتاه بودن زمان این آیتم برایم جالب بود، چون تاثیر حرفها و نصیحتهای اخلاقی برنامه را عمق میبخشید و بیشتر میکرد. شاید در عصر رسانهای شده و مینیمالیستی امروز، پیامهای اخلاقی هم اگر خیلی تلگرافی و کوتاه در یک بستهبندی مجازی و رسانهای قرار بگیرد، دامنه اثرگذاری آن روی مخاطب بیشتر میشود. من که در آن لحظه چنین حسی داشتم.
فرشی از آسمان
وقتی به اتاق پخش وارد شدم اولین چیزی که نظر مرا جلب کرد دکور برنامه و طراحی آن بود؛ دکوری که از پانلهای مربعی در ابعاد مختلف ساخته شده که تصویر آسمان آبی روی آن نقش بسته بود. آسمانی که نمادی از پرواز و بالا رفتن در این ماه مبارک را بازنمایی میکرد و بالونی که در کنار آن قرار داشت این معنی را بیشتر تداعی میکرد. در واقع این برنامه قرار است همچون بالونی باشد که مخاطبان را به آسمان آبی عشق و ایمان پرواز میدهد. زیبایی این آسمان آبی بویژه برای ما که آسمان شهرمان دودی است به حدی است که وسوسه میشوی روی این آسمان ماکتی راه بروی، اما جلوی آنها نوشته شده «لطفا روی پازلها نروید» این قانون حتی شامل مجریان نیز میشد. برای ورود به سن یا خروج از آن یک ردیف از پازلها را برمیداشتند تا کسی پایش را روی آن نگذارد. راستی تا یادم نرفته است بگویم این آسمان آبی و دکوراسیون و اصلا کل برنامه با 4 دوربین به شکل همزمان تصویربرداری میشود که یکی از این دوربینها ثابت است و 3 تا دیگر در 3 زاویه مختلف کاشته شده است که متحرک بوده و قدرت مانور بیشتری دارند.
گپی با شهرام شکیبا
شهرام شکیبا را با طنزهای او در مطبوعات میشناختم، اگرچه او نزدیک به 9 سال است که در صداوسیما مشغول به کار است. او یکی از مجریان برنامه ماه من سلام است. البته گپ زدن با او به یک گفتگوی طولانی تبدیل شد و همزمان با صرف افطار صورت گرفت. اگر میخواستم همه گفتگو با شکیبا را بیاورم آن وقت باید یک مصاحبه مستقل را جایگزین این گزارش میکردم، اما در اینجا تنها به نظرات او درباره طنز در برنامههای مناسبتی بسنده میکنم که دیدگاههای قابل تاملی است. اگربه نوع اجرای او در ماه من سلام دقت کنید رگههای پررنگی از طنز را در آن خواهید دید که در کنار اجرای جدی مدرس، ترکیب جذابی را به وجود میآورد. او در این باره میگوید: «مخاطب با شکل شوخیهای من عادت نکرده، اما اگر چند برنامه را ببیند کمکم با آن آشنا میشود و میپذیرد.» شکیبا نسبت به برخی تصورات کلیشهای در کشور ما نسبت به طنزپردازان انتقاد داشته و میگوید:
در کشور ما متاسفانه این تصور وجود دارد که یک طنزپرداز، آدم بی دین و ایمانی است. در حالی که یکی از ویژگیهای امیرالمومنین شوخ طبعی وی بود.
شکیبا به طور کلی نسبت به ساختار گروه معارف در چارچوب سازمانی تلویزیون انتقاد دارد و میگوید: من تعریف ساختاری به نام گروه معارف را نمیفهمم. اگر دین در همه شوون زندگی ما حضور دارد پس در همه برنامههای سیما باید نگاه معارفی وجود داشته باشد نه این که یک گروه معارفی مستقل تاسیس کنیم.
برنامههای مناسبتی به لحاظ محتوایی و درونمایه اثر دارای منابع و عقبه غنی است، اما صورتبندی و فرم آن است که میتواند باعث جاذبه یا دافع آن شود، لذا کارگردانی برنامه و شیوه روایت این اثر شاید بزرگترین چالش برنامههای مناسبتی باشد. شکیبا نیز با نظر من موافق است و میگوید: مهمترین مشکل برنامههای معارفی در فرم آن است وگرنه به لحاظ محتوا مشکل چندانی نداریم. برنامه معارفی نباید برای مومنین باشد، بلکه برای غیرمومنین باید ساخته شود تا آنان را جذب دین کند. به اعتقاد او برنامههای مذهبی باید بیش از برنامههای ورزشی طرفدار داشته باشد، چون اولا مذهب به اقشار جامعه تعلق دارد و هم این که زنان بالطبع بیننده برنامههای ورزشی نیستند، اما چرا برنامههای ورزشی بیش از برنامههای مذهبی مخاطب دارد. این به فرم برنامه و شیوه اجرای آن برمیگردد که متاسفانه در بسیاری از موارد تکراری و ملالانگیز است. به نظر شکیبا اگر مسولان و مدیران صداوسیما دست برنامهسازان و مجریان برنامههای مناسبتی را برای اجرای ایدههای جدید و خلاقانه باز بگذارند برنامه مناسبتی از ظرفیت و پتانسیل خوبی برای تولید یک برنامه جذاب و پرطرفدار تلویزیونی برخوردارند و حتی میتواند بیشتر از یک برنامه ورزشی هم بیننده داشته باشد.
در حالی با شهرام شکیبا گفتگو میکردم که دیگر همه عوامل برنامه ماه من سلام، سازمان را ترک کرده بودند و فضای بیرونی ساختمان البرز خلوت شده بود. با شکیبا تا میدان آرژانتین پیاده میرویم و درباره مسائل ریز و درشت اجرا و برنامههای مناسبتی گفتگو میکنیم. حالا چند ساعتی از زمان افطار گذشته است، اما هنوز تا پایان این ماه مهربان زمان زیادی باقی است. پس به این ماه مهربان سلامی دوباره میکنیم.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: