شهریاری 2/10/1338 در بیجار گروس (استان کردستان) به دنیا آمده و از نوادگان امیرنظام گروسی (نویسنده، ادیب فاضل و از رجال لایق، نیکنام و کارآمد دوره قاجار و عهد ناصری) میباشد. وی از سال 1361 پس از قبولی در آزمون گویندگی، به عنوان گزارشگر وارد رادیو میشود و 2 سال بعد به جمع تلویزیونیها میپیوندد تا زندگانیاش برای همیشه با اجرا گره بخورد. از معروفترین برنامههای رادیویی و تلویزیونی او میتوان به سلام صبحبخیر و عطر و گلاب بپاشید که به مسابقه بخور بخور معروف شده بود اشاره کرد. با شهریاری به گفتوگو نشستیم تا با جشن رمضان امسال بیشتر آشنا شویم.
بهره فراگیر لحظههای ناب مخاطبان جشن رمضان؟
تلاش ما بر این است تا با بهره جشن از گوهر دین و تقویت حس روحانی و عرفانی جامعه تا حدودی به الهی اندیشیدن مخاطبان کمک کنیم و بر باور دینی مردم تاثیر بگذاریم. معمولا فضای ماه مبارک رمضان، زندگی آحاد مردم را تغییر میدهد، حتی اگر دقت کرده باشید همه ساله بنا به اعلام پلیس آگاهی، آمار جرم و بزهکاری در ماه مبارک رمضان کاهش چشمگیری مییابد، لذا ما نیز میکوشیم تا با استفاده از پتانسیل بالای رسانه ملی، رسالت شایسته خویش را به سرانجام رسانیم و سرمایه و رهتوشهای برای سالی که پیش رو داریم برگیریم.
اجراهای این ماه هم سرمایهاند؟
صددرصد. اجرای این ماه با توجه به حجم بالای مخاطب و حس و حال منحصر به فردی که طی آن همه میکوشند فضاهای تاریک زندگیشان را با انجام فرایض روشن و نورانی کنند با دیگر زمانها تفاوت اساسی پیدا میکند. به قول شاعر: «تا نگردی آشنا، زین پرده رازی نشنوی»، لذا اجراهای این ماه هم سرمایهاند و هم توفیق میخواهند، حتی مجریان این برنامهها نیز باید از شایستگیهایی برخوردار باشند.
شما شایسته اجرای این ماه هستید؟
این شایستگی را در درجه اول خداوند باید عنایت کند، البته خود فرد نیز باید بکوشد تا افکارش را الهی کند و خود را لایق ورود به این مهمانی عظیم نماید... از اینکه در 7 6 سال گذشته این شایستگی نسبی نصیبم شده تا با برنامه جشن رمضان در خدمت مردم خوبمان باشم خدا را سپاسگزارم.
با دست پر به این ضیافت قدم میگذارید یا ...؟
نه، در این ضیافت اگر دست خالی هم وارد شوی با دست پر روانهات میکنند. به قول حضرت مولانا:
چند خوردی چرب و شیرین از طعام/ چند روزی امتحان کن در صیام
چند شب آفاق را گشتی اسیر/ یک شبی بیدار شو، دولت بگیر
واقعا این دعاها، نیایشها، قرآن به سر گرفتنها و شبزندهداریها ما را به یک دولت سرمد میرساند. مهم این است که با انبانی پر از این ماه خارج شویم.
سنگ تمام میگذارید؟
یک بنده کوچک نالایق چطور میتواند چنین ادعایی داشته باشد.
کمترین نصیبتان از اجرای جشن رمضان؟
افزایش خودآگاهی من. هر شب کتابهای مختلفی را مطالعه میکنم و به قرآن کریم و تفاسیر گوناگون مراجعه مینمایم، لذا اطلاعاتم نسبت به مسائل معنوی و معارفی بالاتر رفته است.
پس در مجموع میتوان نتیجه گرفت که اجرایتان در این برنامه از نسیم شادیآفرین روزهای پرامید رمضان سرشار گردیده است.
سعی خودم را کردهام، البته تاثیرش را باید در مخاطب جست. با توجه به این که رسانه در شکلگیری حس شادی و نشاط در جامعه نقش موثری ایفا میکند و نام برنامه ما جشن رمضان است کوشیدهایم تا در کنار یادآوری و تذکرات موضوعات اخلاقی و اجتماعی، مخاطبانمان را از یک شادی روحانی نیز بهرهمند سازیم.
عامل دلبستگی و پایبندی شما به اجرای جشن رمضان در این سالها؟
این برنامه تجربه متفاوتی در کارنامه اجرای این سالهای من به حساب میآید. برنامههایی که در سایر شبکهها اجرا کردهام غالبا در ژانر اجتماعی بوده و مضمون دینی و معارفی نداشته است. فضای روحانی و ملکوتی جشن رمضان در لحظههای بعد افطار و خشوع و خضوعی که در چهره مهمانان حضوری و بینندگان عزیز تلویزیونی ما موج میزند، لذت معنوی خاصی را در من ایجاد میکند.
همچنین حضور مستقیم مردم و مخاطبین، برنامه را به تئاتر تبدیل کرده است و باعث شده تا نفس به نفس مردم، جلو رویم، لذا جشن رمضان برای من از سایر برنامهها متمایز است و اجرای آن را وظیفه خود میدانم و معتقدم برکتش به زندگی شخصیام بازمیگردد.
خداییترین ثانیههای با خدا بودن در این ماه خدایی؟
شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان که بنا به روایات، افضل شبهای قدر است را خیلی دوست دارم و سعی میکنم تا صبح نخوابم و بیدار باشم و گرمی بخشش و رحمت یدالله را با تمام وجودم احساس کنم.
مگر دو شب دیگر را خواب میمانید؟
نه، تا نزدیک صبح بیدارم و پس از انجام مراسم احیا، استراحت میکنم.
معمولا در ماه مبارک رمضان فضای دوری از دنیا حرفهای ناب و فرازمینی را جاری جریان اجراهای مناسبتی این ماه میکند. فکر میکنید سخن تازه و پرمغزی که مخاطبان جشن رمضان از زبان محمود شهریاری به ذهن سپردهاند چه بوده است؟
چند شب قبل حدیثی از کتاب ارشادالقلوب نقل کردم که حضرت علی(ع) از قول پیامبر اعظم(ص) میفرمایند: «شب معراج از پروردگارم پرسیدم سرآغاز عبادت و بندگی چیست؟ فرمود: خاموشی، سکوت و روزهداری.»
در ادامه حضرت میپرسند: «بنده از روزه چه فایدهای میبرد و پاسخ میشنوند: روزه در آدمی حکمت به بار میآورد. حکمت موجب معرفت میشود و معرفت باعث پیدایش یقین میگردد و آنگاه که بنده من از یقین برخوردار شد، به سختی روزگارش نمیاندیشد.»
برنامه جشن رمضان امسالتان را بر چه مبنایی تنظیم کردهاید؟
سعی کردهایم مطابق نظر مخاطب جلو رویم، از خرافات دوری گزینیم و آنچه در برنامه بیان میکنیم بر مبنای متن آیات الهی باشد.
خرافات چه ربطی به برنامه شما دارد؟
حضرت آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی در مقدمه مفاتیح نوین که اخیرا منتشر کردهاند به حذف برخی مطالب و دعاهایی که در مفاتیحالجنان قدیمی و رایج موجود است اشاره نموده و فرمودهاند بعضی از این دعاها و روایات، سند محکمی ندارند و سبب میگردند تا مردم سایر کشورها و پیروان ادیان الهی، بهگونهای دیگر درباره اعتقادات ما بیندیشند. بنابراین قدرت شناخت و تشخیص این موارد در رسانهای فراگیر مانند تلویزیون فوقالعاده ضروری است، زیرا برنامههای معارفی و دینی ما بر پایه همین روایات و احادیث شکل میگیرد و اگر برنامه، تیم تحقیقاتی قوی و مجری باسواد و مسلط نداشته باشد همه تلاشها نتیجه عکس خواهد داد و به جای ترویج صحیح دین باعث کجفهمی در مخاطب خواهیم شد.
اجرا را سخت میگیرید؟
همواره در اجرا، سختگیر بودهام و هرگز به عنوان کاری پیش پا افتاده به آن نگاه نکردهام. هنوز هم بعد از 27 سال، قبل از آغاز برنامه، دلم در تب و تاب است.
اولین ریشههای پیوند شما به اجرا؟
در دوران دبستان همواره دعای صبحگاهی مدرسه را قرائت میکردم و برای بچهها برنامه اجرا مینمودم. همان زمان این استعداد و توانایی را در وجود خود یافتم و حس کردم میتوانم در این راه موفق شوم.
و بعدتر؟
به اصرار خانواده، دیپلم علوم تجربی گرفتم و در سال 1361 هنگامی که دو سه ماهی تا پایان خدمت سربازیام مانده بود، در دو آزمون ورودی وزارت امور خارجه و گویندگی صدا و سیما شرکت کردم و در هر دو پذیرفته شدم اما اجرا و گویندگی که عشق دوران کودکیام بود را برگزیدم.
پس شهرت را بر قدرت ترجیح دادید؟
قدرتمند شدن به لحاظ سیاسی را دوست نداشتم لذا محبوبیت و کار فرهنگی را بر سیاست ترجیح دادم.
تحصیلاتتان را هم در رشتههای مرتبط با اجرا ادامه دادید؟
چون در دانشکده صداوسیما رشتهای با عنوان گویندگی و اجرا وجود نداشت، در رشته فیلمنامهنویسی ادامه تحصیل دادم و لیسانس گرفتم. بعد از آن نیز در مقطع فوقلیسانس رشته پژوهش هنر که به تهیهکنندگی نزدیکتر است از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغالتحصیل شدم و با عنوان شغلی تهیهکنندگی به استخدام سازمان صداوسیما درآمدم.
چراغ اجرایتان را با چه روشن نگاه میدارید؟
با یاد خدا و بیت معروف: به نام خداوند جانآفرین/ حکیم سخن در زبانآفرین که همواره آغازگر تمام اجراهایم بوده است.
از قدیم گفتهاند: «کار از محکمکاری عیب نمیکند.» با محکم کاری برای دوام اجرایتان موافقید؟
صددرصد. مطالعه و فیشبرداری قبل از اجرا برای من حکم همان محکمکاری را دارد. تمام تلاشم این است که هرگز دست خالی در برنامه حاضر نشوم، زیرا هر کس مطالعه نداشته باشد قطعا دوام اجرایش زیر سوال است و گفتار و کردارش پیشاپیش نزد بیننده لو میرود و اسیر کلیشهها میشود.
در اجرا به جاده خاکی هم میزنید؟
اگر منظورتان از جاده خاکی، خلاف سلیقه برخی مدیران رفتار کردن است باید بگویم بله داشتهام، زیرا احساس کردهام عده کمی از آنها برای حفظ میز و جایگاهشان مواردی را به ما تحمیل میکنند که من زیر بار نمیروم! اما به جاده خاکی زدن به معنای مخالفت با باورهای فرهنگی و اجتماعی جامعه را هرگز انجام ندادهام.
و تاوانی که برای این مخالفتها میپردازید؟
هر چند وقت یک بار ممنوعالاجرا میشوم. (با خنده)
این وضعیت برایتان عادی شده است؟
به هر حال این سنگینترین تاوان و مجازاتی است که میتوانند درباره یک مجری به کار بندند.
چند بار این گونه مجازات شدهاید؟
از شمارش خارج است!
حیات و ممات اجرایتان به چیست؟
نوآوری. حیات و بقای هر کاری به آشنایی با اطلاعات روز و نوآوری و تحرک بستگی دارد.
هر چه خواستید نصیب اجرایتان شد؟
از نظر ارتباط با مخاطب بله. حرف دل مردم را بیان کرده و میکنم حتی اگر به ممنوعالاجرا شدنم بینجامد و البته راضیام به رضای پروردگار.
ظاهرا زمان گذشته و وقتی باقی نمانده...
الهی تو را من خسی. الهی مرا تو بسی. درگذر که فریادرسی. این روز عزیز و آسمانی را خدمت همه خوانندگان ارجمند شما تبریک و تهنیت عرض مینمایم و از همه بزرگوارانی که در این مصاحبه همراهمان بودند تقاضا میکنم که:
«ما را فقط به رسم رفاقت دعا کنید.»
میلاد و شیما کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم