اولین مجموعه تلویزیونی که با موسیقی پیروز ارجمند پخش شد، به رنگ صدف (1373) نام داشت و پس از آن بود که او به عنوان آهنگسازی پرکار، سریالهایی چون کاشانه، همسفر، شبآفتابی، خط قرمز، راز سکوت، حامی، روزهای مهتاب، زیرزمین و تب سرد را در کارنامهاش ثبت کرد. در حال حاضر سریال لطفا دور نزنیم با کارگردانی مهدی مظلومی با موسیقی متن پیروز ارجمند در حال پخش از شبکه 5 سیماست و در ایام ماه مبارک رمضان نیز بیننده سریال پنجمین خورشید با کارگردانی بهروز افخمی از شبکه 3 خواهیم بود که موسیقی آن از ساختههای این آهنگساز است.
در سریال لطفا دور نزنیم، از موسیقی «جز» بهره گرفتهاید که برای یک مجموعه تلویزیونی کمدی ایرانی چندان سابقه نداشته است. چه نوع ویژگیهایی شما را به سمت این گونه موسیقایی کشاند؟
به دلیل نوع سازبندی، هارمونی، ملودی و ریتم، این نوع موسیقی فضا و حس و حال خاصی را القا میکند که میتواند مناسب یک کار کمدی باشد.
همانطور که در سینمای کمدی کلاسیک آمریکا چه از نوع صامت یا ناطق آن، موسیقی «جز» حرف اول را میزند. منظورم استفاده از این موسیقی در ایران است.
در تاریخ سینما و تلویزیون ایران، ما 2 گرایش را در حوزه ساخت موسیقی متن فیلم شاهد هستیم. یکی همان تلفیق سازهای ایرانی و غربی است و دیگری استفاده از موسیقی الکترونیک است که در سالهای اخیر رواج بیشتری پیدا کرده . اما من در سریال لطفا دور نزنیم به دنبال تجربهای جدید بودم که به قول شما سابقه زیادی ندارد و آن استفاده از موسیقی«جز» برای ژانر کمدی در ایران است. از آنجا که فکر کردم این موسیقی به بافت و فضای کمدی این کار کمک میکند و با آن همخوان است، تصمیم گرفتم به طور کمال و تمام از موسیقی «جز» بهره بگیرم.
البته با توجه به علاقهای که از شما در ارتباط با موسیقی «جز» سراغ داریم، پیش از این رگههایی از این موسیقی را در دیگر کارهایتان شاهد بودهایم.
در حوزه سریالهای طنز، 3 مجموعه خط قرمز، تب سرد و زیرزمین از جمله کارهایی هستند که پیش از این استفاده از موسیقی «جز» را در آنها تجربه کردهام که البته به طور کامل نبود. در واقع سریال لطفا دور نزنیم، یک شکل تکامل یافته از تجربههای قدیمی من است.
و این تجربهها را ادامه خواهید داد؟
اگرچه به کارگیری موسیقی «جز» از نظر علمی و پیچیده بودن آن بسیار سخت است، اما با توجه به کارکرد و هماهنگی مناسبی که با تصویر و فیلم دارد، در بسیاری از فیلمها و سریالها میتواند بهترین گزینه باشد. به یقین هر گاه در قبول کاری به این باور برسم، از اینگونه موسیقی بهره خواهم گرفت.
موسیقی شما در این سریال بیشتر به «جز کلاسیک» نزدیک است.
اگرچه از بعضی جهات چنین است، اما بیشتر باید آن را به سبک «جز بلوز» متعلق دانست.
اگرچه در ساخت موسیقی سریال لطفا دور نزنیم از سازهای متعددی استفاده کردهاید، اما به نظر میرسد سنگینی بار بیشتر بر دوش سازهایی چون ترومپت و گیتار الکتریکی است.
بله، چون این دو ساز ملودیها را مینوازند و دیگر سازها آنها را همراهی میکنند. ترومپت از معدود سازهای بادی است که قابلیتهای صدادهی و تنوع صوتی متنوعی دارد و گیتار الکتریک هم فضاسازیهای مدرن شگرفی را به وجود میآورد.
از سازهای بیس، درام و پیانو هم در موسیقی متن سریال لطفا دور نزنیم به عنوان سازهای همکاریکننده و همراه استفاده کردهایم که رنگآمیزی مناسبی را پدید آوردهاند.
در موسیقی «جز»، بداههنوازی به صورت پر رنگ وجود دارد. در کار شما هم چنین است؟
بداههنوازی در موسیقی «جز» بیشتر در حوزه آلبومهای موسیقی و اجراهای زنده خودش را نشان میدهد. در واقع یک ویژگی این موسیقی، بداههنوازی است. یعنی نوازندگان سازهایی مثل ترومپت، ساکسیفون و گیتار که وظیفه اصلی آنها نواختن ملودی است، مختار هستند که در آن ملودی تغییراتی بدهند.
اما در حوزه موسیقی فیلم، بر خلاف اجرای زنده «جز» این آزادی عمل وجود ندارد. چرا که اگر بداههنوازی در خدمت فضا و مضمون فیلم نباشد، به کار صدمه خواهد زد. برای همین آهنگسازی که از موسیقی «جز» در فیلمی استفاده کرده، باید خیلی با دقت عمل کند تا کار صدمه نخورد.
برای مثال میتوانم از تجربه هنری مانچینی در ساخت موسیقی متن پلنگ صورتی یاد کنم که به هیچ وجه این اجازه را به نوازندگانش نداد. من هم در ساخت سریال لطفا دور نزنیم بسیار محتاطانه برخورد کردم و نگذاشتم بداههنوازی به فضای کار لطمه بزند.
از آنجا که موسیقی «جز» برای مخاطب ایرانی با سینمای آمریکا و برخی آثار اروپایی سنجاق شده است و آن تصاویر و فضا را به ذهن متبادر میکند، واهمه نداشتید برای سریالی ایرانی نامانوس باشد؟
خاستگاه اصلی موسیقی «جز» از آفریقا و آمریکاست. سیاهپوستان آمریکایی از اوایل قرن بیستم، بخشی از موسیقی ریتمیک اجداد خود را با سازهای جدید نواختند و پایهگذار گونهای جدید از موسیقی شدند.
از همان زمان این نوع موسیقی بر تصاویر سینمای آمریکا نشست و برای همین به گفته شما همیشه برای ما تداعیکننده آن فضا است. با این حال من به عنوان کسی که سالها موسیقی ایرانی کار کرده است و ناخودآگاه این سابقه در کارهایم تاثیر میگذارد، حال و هوایی اینجایی به کارم دادهام.
در سازبندی هم بیشتر از آن که به موسیقی «جز» وفادار باشم، به موسیقی فیلم و قواعد آن پایبند بودهام. در واقع در ارکستراسیون، ملودینویسی، ریتم و حس و حال تمام توانم را به کار بستهام تا به موسیقی ایرانی نزدیک شوم.
با این توضیح پس چرا کمتر به سراغ موسیقی سازهای ایرانی میروید؟
قابلیتهای موسیقی سنتی و محلی کشورها، خیلی محدود است. این نوع موسیقیها در سیر تاریخی خود بیشتر به سمت کارکرد اجتماعی آن فرهنگ و تمدن پیش میرود. برای مثال سازهای ایرانی دارای شخصیتی معنویگرایانه هستند و برای همین هر کارکرد دیگری، آنها را لوث جلوه میدهد. من فکر میکنم برای همین سازهای ایرانی قابلیت آن را ندارند که به تمامی برای ساخت موسیقی متن فیلم کمدی به کار گرفته شوند.
اما در نمایشهای کمدی ایرانی برای سالها از این سازها بهره گرفته شده است.
در نمایشهای سنتی ایران، از این سازها بیشتر برای ایجاد یک فضای شاداب و طربانگیز استفاده میشود تا طنز و کمدی. به عبارت دیگر، ملودیها و رنگ سازهای ایرانی نمیتوانند فضای فانتزی ایجاد کنند و برای همین کمتر برای خلق موقعیتها و حالتهای کمدی و طنز میتوان از آنها استفاده کرد.
اما در همان نمایشهای سنتی، سازهایی چون کمانچه و تمبک برای فضاسازی کمیک به کار گرفته میشوند.
از این دو ساز که نام بردید، به علاوه تار میتوان برای ایجاد فضای فانتزی استفاده کرد و من هم در چند سریال طنز چنین کردهام، اما به یاد داشته باشید که دیگر سازهای ایرانی این امکان را ندارند. این تعبیر من بههیچوجه به معنای محدودیت این سازها نیست، بلکه قصد دارم کارکردهای اصلی آنها را مشخص کنم. تاکید میکنم سازهای ایرانی و ملودیهای آن بیشتر کاربردهای معنوی و درونگرایانه دارند.
دیگر ویژگی موسیقی متن سریال لطفا دور نزنیم این است که بیشتر به دنبال فضاسازی کلی است تا همراهی لحظه به لحظه با صحنههای کمیک و خندهآور. در این باره توضیح دهید.
در نحوه موسیقی گذاشتن روی این سریال و انتخاب جاها و سکانسهایی که باید موسیقی همراه تصویر شود، من این نکته را رعایت کردم که به هیچ وجه برای تکتک لحظات موسیقی ننوشتم. همان طور که شما هم گفتید، هدف من این بود که فضای موجود در کل سریال را به سمت فضای طنزآمیز ببرم. در بسیاری از سریالها یا فیلمها، موسیقی به دیالوگها، حرکات بدنی، رفتار شخصیتها و اتفاقات واکنش نشان میدهد. ولی در مجموعه لطفا دور نزنیم، از این اتفاق پرهیز کردیم و کلیت فضا را به سمت طنز بردیم.
اما هنوز این نوع همراهی موسیقی و تصویر در بسیاری از فیلمها و بویژه مجموعههای تلویزیونی در سطح جهان رواج دارد.
بله. برای مثال در کمدیهای انگلیسی مثل مستربین، حتی صدای خنده را روی فیلم میگذارند که به نظر من به هیچ وجه جذاب نیست. این سنتی است که از سینمای کمدی صامت میآید و آنجا از موسیقی برای لحظهسازی استفاده میکردند، اما بتدریج در سینمای ناطق، آن فضای کلی حاکم بر صحنه و سکانس بیشتر اهمیت پیدا کرد تا تکلحظهها.
از سوی دیگر تماشاگر امروز خیلی بیشتر از گذشته به صورت آگاهانه با تصویر و فیلم برخورد میکند و سادهانگاری است که به ازای هر حرکت و کلامی، بخواهیم او را وادار کنیم که به خنده درآید. مطمئن باشید چنین خندهای برای مدتی طولانی بر لبان او نخواهد ماند. من به عنوان سازنده موسیقی متن سریال لطفا دور نزنیم، نخواستم کاری کنم که خنده تماشاگر زود رنگ ببازد.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم