در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این نخستین برد زلاتکو کرانچار در یک میدان رسمی بعد از تحمل 2 تساوی توجیهناپذیر در برابر مس کرمان و استقلال اهواز در 2 هفته آغازین لیگ بود. پرسپولیس بعد از این واقعه میتواند امیدوار باشد زیرا طرحهای تاکتیکی پراکنده سرمربی کرواتش جواب داد و همان طور که پیشتر گفتیم، از باخت به برد رسید و هر دو گلزنش جوانان پراشتهایی بودند که جذبشان به تیم ملی نیز تعجبی را برنخواهد انگیخت.
در میان آنها به واقع هادی نوروزی به تیم ملی دعوت شده و در پیروزی جالب اخیر بر بوسنی نقش قابل توجهی در بازیابی تیم ملی بعد از عقب افتادن اولیهاش داشت. دیگری که محمد پروین باشد با گلزنی از روی ضربه آزاد به شکلی زیبا و تماشایی در همدان، مردم و بویژه قدیمیترها را به یاد پدرش انداخت که یکی از شگردهایش همین ضربات آزاد بود. حتی تعویضهای کرانچار نیز جواب داد زیرا اضافه بر پروین که آمد و بلافاصله به خط حمله قابل پیشبینی پرسپولیس جان و سرعت بخشید، یک برزیلی به اسم وسلی نیز در 15 دقیقه آخر با حرکات و مانورهایش آنقدر برای مدافعان خسته پاس دردسر آفرید که سرانجام پاس گل دوم قرمزها را در فاصله یک دقیقه به پایان وقت برای نوروزی فرستاد.
قرار دادن تیاگو، دیگر برزیلی تازه صید شده در میدان و در پست هافبک وسط محوری کار غیرمنتظره دیگری بود که از کرانچار سرزده و این برزیلی مثل هموطنش وسلی نشان داد که فوتبال را خوب میشناسد و تغییر آهنگ دادن به بازی را بلد است و میتواند مسافت زیادی بدود و یک موتور در وسط زمین باشد که مثل الونگ، عضو کامرونی پیشین پرسپولیس خط حرکت این تیم را تعیین کند و پاسهای قطریاش از فواصل بعید چنان موثر باشد که مربیان این تیم در اندک زمانی احساس بینیازی به کریم باقری کنند و او را از محاسبات خود برای هفتههای بعدی لیگ خارج کنند.
خوشخیالی صرف
اینها همه وجوه مثبت ماجرا و نکات کارساز پرسپولیس بود، اما این تیم را فقط در سایه برد مورد بحث در همدان بیعیب شمردن، عین بیتدبیری و سادهانگاری تا مرز خوشخیالی است و میتواند در ادامه فصل برای این تیم بسیار بیعاقبت و اسباب دردسر باشد.
کرانچار با ایجاد تغییرات وسیع در پرسپولیس، این تیم را به سلیقه خویش و شاید هم به اجبار و ملزومات در جادهای بدون بازگشت قرار داده است. او مسوول اول ساخته شدن و تشکیل پرسپولیسی است که هیچ نشانهای از این واژه و مشخصههای این تیم ندارد، زیرا بر اثر کوچهای چند سال اخیر، فاقد ستارهها و عاری از عناصر و فاکتورهایی شده است که آنها را نشانه سرخ بودن و علامت تفکیک پرسپولیس از سایر تیمها میشناختیم. به واقع تنها چیزی که هنوز تماشاگران پرسپولیس کنونی را به این نتیجه و باور میرساند که شاید این همان پرسپولیس قبلی باشد؛ وجود کریم باقری در این تیم است و بقیه به طرز وسیعی عوض شدهاند.
اغراق نکنید
یک عادت در اینگونه موارد که بارها شاهد آن بودهایم، این است که در سایه بردهای لحظهای از تیمها و مربیان بت ساخته شده و در تمجیدها اغراق صورت گرفته است. در مورد وقایع بازی اخیر همدان و نقش کرانچار و تعویضها و مهرهچینی او نیز همین طرز برخورد و تعریفها را در روزهای اخیر شاهد بودهایم و البته وی در آن روز خاص خوب عمل کرد، اما نباید فراموش کرد که تیمهای بزرگ با عامل استمرار و تداوم در نمایشهای خود شناخته میشوند و تیم فعلی چیزی که هنوز ندارد و وقت نداشته آن را کسب کند، همین فاکتورهاست.
وقتی شما با ادغامی از نفرات شاخص غیرپرسپولیسی به میدان میآیید و تیم را کاملا بهم میریزید و همزمان 8، 9 مهره جدید را به خدمت میگیرید، این ریسک را به جان میخرید که تیمتان در اصول و فرمولها فاقد استمرار باشد و در چنان سیستم و فرآیندی کیفیت و ماندگاری یک تیم قابل اعتماد نخواهد بود، زیرا هر لحظهای امکان دارد بر اثر فاکتورهای مختلف تغییر رویه داده و میدان را به رقیب سپرده و به تبع آن کل بازی را از دست بدهد.
تحت هر شرایطی این دفاعیه از سرمربی سابق تیم ملی کرواسی وجود دارد که هر تغییر اساسی اعمال شده از جانب وی در پرسپولیس به سبب جداییهای پرشمار نفرات قبلی از این تیم در ماههای اخیر بوده و در این حدفاصل هافبکهای کلیدی مثل کریمی، نوری و زارع رفتهاند و کرانچار به هر حال باید کسانی را در زمین به جای آنها گمارده و جز بازیکنان فصلی کسانی را برای این مهم در اختیار نداشته است.
فاکتور غافلگیری
اما این رسم اجتماع و قانون زندگی است که برای هر چیزی باید بها و هزینه آن را هم بپردازید و بسیار بعید است که کرانچار با این قضیه در آینده نزدیک مواجه نشود و چوب این تغییر وسیع در ترکیب قرمزها را گاهبهگاه نخورد؛ اما مگر او چارهای داشته است. او حالا صاحب خط حملهای است که برخلاف یکی دو سال اخیر هر حرکت آن را نمیتوان از قبل تشخیص داد؛ بلکه میتواند رقبا را غافلگیر کند و هافبکهایش نیز ماجراجو و تهاجمی هستند.
اما همان طور که مسابقه اخیر با استقلال اهواز نشان داد این مجموعه میتواند کاملا به بیراهه برود و سرد و غلط و پراشتباه بازی کند و این به سبب همان تغییرات وسیع و فقدان حس و برنامه عمومی در این تیم و یکی و واحد نبودن بازیکنان و قطعات تشکیلدهنده تیمی است که لاجرم وارد فصل و مقطع تازهای از حیاتش شده و در حالی که از یک سو امید و اطمینان نوید میدهد، همانقدر هم نامطمئن و پرنوسان نشان میدهد و به عنوان مثال هیچکس نمیداند بازی بعدیاش (پنجشنبه در برابر صبا در تهران) چگونه خواهد بود؟
شجاعانه و ریسکی مثل 30 دقیقه آخر مسابقه با پاس و یا تاسفبار و فاقد هرگونه منطقی مانند 10دقیقه آخر دیدار با استقلال اهواز؟
صبر داشته باشید
این تیمی است که هنوز شکل نگرفته و این مهمترین اصل در ارتباط با پرسپولیس و در شناخت مجموعهای است که حتی اندیشههای سرمربی کرواتش غیرقابل لمس نشان میدهد، قرمزهای سرسخت و دوآتشه میتوانند تا آن زمان به نکات مثبت و شیرین برخاسته از بازی پرسپولیس جدید دل ببندند؛ به شجاعت افراطی محمد پروین، به ماجراجویی وافر هادی نوروزی، به حرکات فنی و ریز وسلی و به مدیریت هوشیارانه تیاگو. در آن صورت میتوان از یاد برد که این مجموعه هنوز دفاع ندارد، از یک فرمانده در خط میانی محروم است (باقری در هنگام تغییرات گم شده است) و مهمتر از همه این که هنوز به زمین سفت نرسیده است.
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: