هنرمند ؛ زندگی را «نقش» می زند سیاستمدار ، بازی می کند

بحران ، کلمه ای آشناست که نه تنها جهان سیاست ، بلکه جهان هنر را نیز دچار مشکل ساخته است . نمایش به عنوان یکی از مهمترین و اصیل ترین هنرها نیز از این قاعده مستثنا نیست .
کد خبر: ۲۷۱۷۸
در این هنر که احساسات ، مشکلات ، دغدغه ها و آرزوهای انسانی به نمایش درمی آید، وقتی چنین بحرانی روی نماید، وجدان انسانی دچار مشکل می شود و بر تمام عرصه های زندگی تاثیر خواهد گذاشت . نمایش در جهان عرب دچار بحران شده و آثار نمایشی به پایین ترین درجه ارزشی خود نزول پیدا کرده اند. این آثار تا حد زیادی از ارزشهای هنر و نوآوری ها به دور مانده و تنها به نمایشی موزون از یک رقاصه با لحن و آواز و لباسی مبتذل بدل شده است . هنرمندان این عرصه چون دلقکان ادا درمی آورند و سعی دارند با حرکات و بذله گویی های نازل خود، مردم را بخندانند. این موضوع باعث شده که بسیاری از سالنهای نمایشی پیش از این که دوران نمایش خود را به پایان برسانند، درهای خود را به روی مردم ببندند. با این حال ، قهرمانان اصلی این نمایش ها، هنرمندان مشهوری هستند. محمد صبحی از جمله این هنرمندان است این هنرمند برجسته مصری در سال 1948 در قاهره به دنیا آمد و در سال 1970 از انستیتو عالی هنرهای نمایشی فارغ التحصیل شد. تا سال 1984 در این انستیتو به تدریس نمایش پرداخت . تاکنون در 35نمایش نقش داشته که 23عنوان از آنها با بازیگری و کارگردانی او بوده است صبحی در عین حال در بیش از 21فیلم بازی داشته است.

آقای صبحی ! در سالهای اخیر 2دیدار سیاسی مهم داشتید؛ یکی دیدار از لبنان و دیگری دیدار از عراق در لبنان با حسن نصرالله (دبیرکل حزب الله لبنان) و در عراق با صدام حسین (رئیس جمهور پیشین عراق) دیدار کردید آیا این اقدامات شما آغازی برای فعالیت سیاسی محمد صبحی بود تا در عرصه سیاست هم نقشی داشته باشید چنان که در نمایش ، نقشهای بسیاری را ایفا نمودید؛
من به هیچ وجه نیاز ندارم که نقش سیاسی بازی کنم ؛ چرا که وظیفه من این نیست . هنرمند تنها باید در جریان سیاست باشد نه این که سیاسی شود. درست که در تمام موضوعات خانوادگی ، ضیافت ها و غیره سیاست وجود دارد؛ ولی درباره این سوال شما باید بگویم که وقتی من به لبنان ، عراق ، فرانسه ، تونس ، لیبی ، امارات یا کویت می روم تا نمایش های خود را عرضه کنم ، این یک چیز کاملا طبیعی و عادی است . خب در برخی از این کشورها یک رئیس جمهور یا شخصیت مهم سیاسی وقتی به ما منت می گذارد و اجازه ملاقاتی می دهد، موضوع فرق می کند. به این نمی شود گفت فعالیت سیاسی . به نظر من نقش هنر، چیزی کمتر از سیاست نیست . سیاست هم بازی است ؛ ولی من فکر می کنم رفتن یک هنرمند به عرصه سیاست نزول است از شانی که دارد.
یعنی به نظر شما نقش یک هنرمند ، مهمتر از نقش یک سیاستمدار است؛
بله که هست یک سیاستمدار فقط می تواند نقش سیاسی ایفا کند ؛ اما یک هنرمند واقعیت را بازی می کند که هم در آن سیاست هست هم جامعه ، هم اقتصاد، هم فلسفه ، هم اخلاق.
ولی شما به عنوان بازیگر نمایش و اهالی تئاتر در درجه اول مورد این اتهام قرار دارید که هیچ توجهی به دغدغه های مردم نداشته اید در عین حال نمایش سیاسی دوران بحران حقیقی را خود می گذراند به نظر شما دلایل این بحران را در کجا باید جست؛
به طور مشخص آیا از نظر شما من متهم هستم یا وکیل هنرمندان متهمم؛
شما نه متهم هستید و نه وکیل متهمان در واقع شما بخشی از این موضوع هستید که ما بحث می کنیم
به هر حال واقعیت این است که نمایش در جهان یک موضوع غریب و عجیبی بوده است . در شرایطی دچار اضمحلال فکری و فرهنگی شده و یک زمانهایی هم به اوج اعلی صعود کرده است . تعجب من از شماست که دچار چنین رنجی بشوید. به هر حال نمایش پر از تناقض است . این موضوع هم تنها به مصر محدود نمی شود و در تمام جهان عرب وضعیت یکسان است . در جهان همچنان که من در انگلیس ، فرانسه یا در امریکا شاهد بودم ، نمایش به شکل غیرمنتظره ای ، مصرفی و تجاری شده است . چون ما هم مصرف کننده آنها هستیم و مدام از آنها تقلید می کنیم . خب هنر ما هم هنری مصرفی شده است . با این تفاوت که نمایش آنها خیلی پیشرفته تر و تکنیکی تر است .
نمایش غربی؛
بله این نمایش به بالاترین مراتب تکنیکی خودش رسیده است ما در عوض هنرمندان بزرگ نداریم . نمایش های ما فاقد تکنیک لازم است.
ببینید استاد محمد!الان هم هنرمندان و بازیگرانی هستند که نامدارند؛ اما خانواده ها ، بچه هایشان را به سالنهای نمایش نمی فرستند؛ چون زبان این نمایش ها، زبانی نابخردانه و هرزگویانه شده است .
متاسفانه با شما موافقم و باید بگویم که نمایش ما تا حد زیادی به ابتذال نزدیک شده است ؛ ولی این دلیل نمی شود که تجربه های بسیاری که در این خصوص داشته ایم ، نادیده گرفته شود و هنر ما در این چند سال گذشته رو به ترقی داشته است.
خب باید در نمایش اینها انعکاس پیدا بکنند.
مشکلات زیاد است درست که نمایش در نهایت آینه تمام نمای این مشکلات است ؛ اما ما در جهان عرب خیلی مشکل داریم.
یعنی به نظر شما ، شکست هنر نتیجه مسائلی چون سیاست بوده است؛
نه فقط سیاست.
چه نوع سیاستی در وضعیت اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی بازتاب داشته است؛
نه نه من با شما موافق نیستم که بگویم نمایش سیاسی اصلا ما نمایشی سیاسی نداریم نمایش سیاسی هم نمایش است مثل تمام نمایش ها. ما تا پایان دهه (60میلادی) همه جور نمایشی داشتیم ، از نمایش جهانی گرفته تا نمایش تجربی ، نو ، کمدی.
اما آن زمان ، بیننده های نمایش از میان مردم نبودند.
نه .
چرا مردم کوچه و بازار و طبقه متوسط برای دیدن نمایش نمی رفتند.
نه نه نه شما از واقعیت دور می شوید نمایش چه رابطه ای با مردم دارد؛ به نظر شما نمایش فقط پیشرفت کرده و مردم در جا زده اند؛
یعنی به نظر شما این مردم نیستند که اهالی نمایش را وامی دارند پیشرفت کنند؛
ببینید شما تمام مشکلات را در نمایش دنبال می کنید. حال این که سوال من از شما این است که فکر می کنید ما در جهان عرب مشکل آموزشی نداریم . نداشته ایم؛
چرا؛ ولی.
خب ، خدا پدرت را بیامرزد.
و همه اینها پیامد مسائل سیاسی هستند سوال من این است که مسوول ایجاد این بحران کیست؛ مردم؛ دولتها؛ منتقدان؛ یا تولیدکنندگان این آثار؛
ما مدتهاست که درباره این مشکل بحث می کنیم . آیا جنبش نقد، جنبش هنری ایجاد می کند یا جنبش هنری ، جنبش نقد؛ منظور من این است که اگر ما جنبش نقد داشته باشیم ، به دنبال خود می تواند یک جنبش هنری ایجاد کند؛ ولی وقتی نقدهای ما آکنده از مدح و ذم شده و هیچ اصولی رعایت نمی شود، چه انتظاری می توان داشت .
قبول دارم ؛ اما منتقدان آکادمی چطور؛ منظور من منتقدانی نیست که با معیارهای شخصی با آثار برخورد می کنند.
اجازه بدهید حرفم را کامل کنم من مردم را هم مورد خطاب قرار می دهم.
چه مسوولیتی؛
از لحاظ فرهنگی
ما بازیگران بزرگی می بینیم که نمایش بازی نمی کنند ؛ بلکه انگار در سیرک باشند، دلقک بازی درمی آورند.
این موضوع منحصر به نمایش نمی شود در آوازها هم هست در سینما و سریال های سخیف تلویزیونی هم هست .
شما از نقش مردم صحبت کردید مردم چطور می توانند نظرشان را به هنرمندان تحمیل کنند؛
نمایش با تلویزیون خیلی فرق دارد بیننده می تواند تلویزیون را ببندد، اما نمایش نه نمایش از دوران یونانیان باستان و بعد از دهها هزار سال که فناوری هم آمده ، نمایش همچنان نقش مهمی دارد. یکی بعد از نمایش آمد نزدیک من و گفت : این چه نوآوری بود؛
اما برای مساله عدم وجود نوآوران چه پاسخی دارید؛ در دهه 40 در عرصه آواز و نمایش و ادبیات و همه عرصه ها نوآوران و نخبگان بسیاری داشتیم ، اما حالا چطور؛
من هم همین طور گفتم و به آن معترفم ؛ اما این موضوع به این معنا نیست که نوآورانی وجود ندارند. چرا هستند؛ اما شرایط اجتماعی سیاسی و غیره اجازه ظهور به آنها نمی دهد.

مترجم : یوسف علیخانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها