در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شکوفه باران ها
کجای وسعتی از آفتاب گردانها
نشستهای به تماشای ما پریشانها؟!
کجای این شب مهتاب میزنی لبخند
به روی مزرعه ی آفتاب گردانها
چقدر عقربههاشان به سمت خانه ی توست
به وقت شرعی خورشیدیات گل افشانها!
شهید باغ اشارات چشمهای تواند
که ماندهاند در اوصافشان غزل خوانها
تمام جاده چراغانی نفسهایت
پر از ورق ورق اردی بهشت، گلدانها
زمین قلمرو گلهای آفتابی توست
زمان پر از هیجان شکوفه بارانها
دوباره دست تکان میدهی به سمت بهار
دوباره شور شگفتی است در نیستانها
کنار تپه نرگس مسافری میخواند
خوش است با تو تماشای گل به دامانها
ولی مضایقه کرد آسمان تبسّم را
نمانده بوی کبوتر به زیر ایوانها
درا که تفرقه تعطیل کرده عاطفه را
پرندگان پراکندهاند انسانها!
کجاست سمت سحرزای خیمه ی سبزت
کجاست فرصت گل چیدن از فراوانها؟!
بهار میرسد از راه تازه مثل ظهور
و در ادامه ی نامت گرفته بارانها!
محمد حسین انصاری نژاد
چند رباعی
یک عمر تو زخمهای ما را بستی
هر روز کشیدی به سر ما دستی
شعبان که به نیمه میرسد آقا جان!
ما تازه به یادمان میآید هستی!
***
هر چند که خسته ایم از این حال نیا!
شرمنده! اگر ندارد اشکال نیا!
ما خط تمام نامه هامان کوفی است
آقای گلم زبان من لال نیا!
***
سر تا سر جان ما پر از تب نشده
چون جام جنون ما لبالب نشده
ما منتظریم ماه کامل بشود
دور قمری چهارده شب نشده
***
ای قبله ی ابرهای بار آور تو!
دریا به نماز ایستاده در تو
باران که گرفته است تسبیح به دست
دارد صلوات میفرستد بر تو
جلیل صفربیگی
زمانش رسیده برگردی
گمان کنم که زمانش رسیده برگردی
به ساحت شب قدر ای سپیده برگردی
هزار بیت فرج نذر میکنم شاید
به دفتر غزلم ای قصیده برگردی
زمان آن نرسیده کرامتی بکنی
قدم به خانهگذاری به دیده برگردی؟
مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی
به شهر سبز ترین آفریده برگردی
گمان کنم که زمانش...گمان کنم حالا
که پلک شاعری من پریده برگردی
نگاه کن! به خدا بی تو زندگی تنهاست
قبول کن که زمانش رسیده برگردی
نغمه مستشار نظامی
4 شعر کوتاه
1
الله نزل احسن الحدیث
خداوند زیباترین سخن را نازل کرده است
( سوره الزمر ـ آیه 23 )
یا رحمان وُ
یا رحیم !
کلمات را هم هدایت کرده ای
و زیباترین سخن را
به لطافت ابر و
طراوت باران
در آمیخته ای
ابر میشوم
باران میشوم
آیه ات میشوم
کلمه، کلمه، کلمه
هدایتم کن!
2
نحنُ اقرب الیه من حبل الورید
الهی !
نزدیکتر از آنی
که روی از تو بگردانم
سوگند به آن ابرهای تاریک
که شهر را سیاه کرده اند
والعصر / ان الانسان لفی خسر.
3
کتب ربکم علی نفسه الرحمه
خداوند بر خویش مقرر کرده که شما را رحمت کند
الهی !
نشسته ایم زیر بارانت
ــ : که باران نمیبارد
4
الهی !
آنچنان تر از آنچنانم کن
پیاله پیاله
پله پله
پیاله پله
مولاناتر از مثنوی ام
ملاقات هوای تو را دارم.
سینا علی محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: