در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زیبایی کار ژان رنو بیشتر به نگاههای عمیق او در سکوت بین گفتگوهاست، درست در جایی که مخاطب فیلم در فضایی معمایی غوطه میخورد، ژان با یک مکث ارزشمند او را به همدلی وامیدارد تا پا به پای این بازیگر داغ تا انتهای ماجرا پیش برود. فیلم «رودخانه سرخ» با نام فرانسوی (LES RIVIERES POURPRES) که چند روز پیش از شبکه 3 سیما به نمایش درآمد، محصول سال 2000 میلادی است که ژان رنو موفق میشود با کارگردانی قدرتمند ماتیو کاساویتس بار دیگر هنر بازیگری خود را به رخ بکشد.
بیننده فیلم همواره میکوشد در میان اتفاقات سیاه و سبعانه قتل کارمندان در یک دانشکده، حتی یک لحظه هم از او دور نشود و بلکه با طرح یک رابطه مستمر با سیمای انسانی ژان رنو در نقش کمیسر «نیمانس» داستان را تا آخر دنبال کند.
ماجرای فیلم درباره قتلهایی است که در یکی از شهرهای کوهستانی فرانسه رخ میدهد و سرنخ آنها به جایی برمیگردد که هیچکس به ذهنش خطور نمیکند: دانشکده شهر.
پلیس فرانسه به کمک پلیس محلی سرگردان در میان گره پنهان جنایتهاست. اما در این میان شیوه دوگانه کمیسر و پلیس محلی بسیار جالب توجه است، کمیسر نیمانس در برابر سوالات متعدد پلیس همراه، سکوت را ترجیح میدهد و گاهی او را که متعجب و حیران مانده، تنها میگذارد و جالبتر آن که رمز قضایا در جایی گشوده میشود که بیننده را غافلگیر میکند؛ اطلاعات کلیدی نزد خواهران دوقلوست و طرفه آن که تئوریپردازی قتلها بر مبنای روش آزمایشگاهی برای بهبود نسلها و ایجاد نژاد برتر در برابر نژاد ضعیف است!
روشی ضدبشری که مرده ریگ نازیهای آلمان برای پیروان جدید در فرانسه است. کلاف ماجرا قدری پیچیده است، اما گزینش یک بازیگر مکمل به نام «ونسان کسل» در نقش پلیس محلی در کنار ژان رنو سبب شده تا با چک و چانه زدن این دو، پاساژهای دلپذیری در فیلم ایجاد شود و جالبترین بخش مهرهچینی در سناریو زمانی است که پی میبریم ضلع سوم کاراکترها زنی است به نام جودیت (که نقش آن را نادیا فارس ایفا کرده) که ابتدا کمیسر را در کشف مساله دچار اشتباه میکند، اما در نهایت این عنصر است که راز قتلها را برملا میسازد.
نکته دیگر خارج از حیطه بازیگری که سبب میشود این اثر شکوهمند شود، فیلمبرداری خوب در تعقیب و گریزهای شبانه است تا در فضاسازی، فیلم مهیبتر و تیرهتر جلوه کند، خاصه آن که فصل ساخته شدن فیلم در هوایی سرد و زمستانی انتخاب شده است تا به بیننده القا شود که روابط بین آدمها سرد و یخزده است و زمانی که جلوههای ویژه تصویری با باورپذیری مخاطب به کمک کاساویتس میآیند، فیلم رودخانه سرخ را به جایگاه ارزشمندی در میان آثار سینمای فرانسه میرساند.
در بازآفرینی و ساختن لحظات سنگین در این فیلم میتوان به دو سکانس خوب اشاره کرد، یکی درگیری نفسگیر و تعقیب خودروی کمیسر از سوی ایادی باند قاتلان که با یک خودروی سنگین در جادهای تاریک و متروکه رخ میدهد و سکانس دوم گفتگوی پایانی فیلم بر فراز کوهستان پر از برف گوئرنان فرانسه و سپس سقوط ناخواسته بهمن بر سر آنان است که با کات روی یک کادر سیاه و مبهم پایان میگیرد.
در آخر جا دارد که به دیالوگهای کوتاه و قشنگ فیلم اشاره کنیم، در صحنهای که نادیا فارس در نقش جودیت در برابر سوءظن کمیسر خلع سلاح شده در دو جمله کوتاه که هر دو پرسشی است و بین آن دو رد و بدل میشود، تماشاچی را بدون فوت وقت به سطح عمیقتر داستان میبرد:
کمیسر - چرا اینقدر تنفر تو وجودته؟!
جودیت - نمیدونم (... !با نگاه به او) تو فکر میکنی من قاتلم؟!
به نظر میرسد پخش آثار کلاسیک جدید در میان فیلمهای آخر هفته سبب میشود بیننده تلویزیون نگرشهای عمیقتری را تجربه کند و خاصه درباره این فیلم به پستی جنایت نازیها و دنبالهروهای امروزی آن در دنیای جدید بیشتر پی ببرد. از این بابت در انتخاب این گونه آثار جای سپاس از واحد تامین برنامه شبکه 3 سیما محفوظ است.
محمدجواد لسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: