نگاهی به مستند «تهران انار ندارد»

تهران در‌ قاب دوربین

این برای اولین بار است که یک مستند اجتماعی در سینماهای کشور به نمایش در می‌آید و سابقه اکران این‌گونه از فیلم‌ها به قبل از انقلاب و به مستند «خانه خدا» ساخته زنده‌یاد جلال مقدم برمی‌گردد که بنا به روایتی یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های قبل از انقلاب به حساب می‌آید. این مساله با توجه به مستند بودن و احتمالا عدم جذابیت‌های داستانی قابل توجه است و نشان می‌دهد که اگر آثار مستند قابل قبولی ساخته و در سینماها ارائه شود با استقبال گسترده‌ای از سوی مخاطبان مواجه خواهد شد. بویژه مستند اجتماعی مثل تهران انار ندارد که ریشه در تجربه‌های زیستی مخاطبان بخصوص اهل تهران دارد و هم از عناصر جذابی مثل موزیکال بودن، نمایش تصاویر تاریخی از شهر و استفاده از زبان طنز و هجوآلود اشاره کرد که در ترکیب با مضمون قصه، مستند جذاب و دیدنی را خلق کرده است که اگر در سینماهای بیشتری اکران می‌شد قطعا با استقبال بیشتر مخاطبان هم مواجه می‌گشت.
کد خبر: ۲۶۵۷۴۸

توجه به شهر بویژه شهرهای بزرگی مثل تهران که به دلیل پایتخت بودن دارای تاریخ پر ماجرایی به لحاظ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است همواره در سینما و ادبیات مهم بوده است و به عنوان پس‌زمینه و عنصر پیرامونی در تعریف موقعیت‌های داستانی و روایت تصویری مورد استفاده قرار می‌گیرد و برخی از کارگردان‌ها مثل مهرجویی بخوبی از این عنصر در فیلم‌های خود استفاده می‌کنند که به عنوان مثال می‌توان به‌ هامون اشاره کرد که به نوعی تهران آن زمان را هم به تصویر می‌کشد و تماشای آن در زمان حال به ایجاد نوعی نوستالژی در مخاطب می‌انجامد. اما توجه به شهر به عنوان یک عنصر داستانی در فیلم با محوریت آن به عنوان موضوع اصلی متفاوت است و بیان تصویری آن در قالب یک مستند به ظرافت‌ها و توانایی‌های ویژه‌ای نیاز دارد که کارگردان جوان تهران انار ندارد «مسعود بخشی» بخوبی از عهده آن بر می‌آید. او علاوه بر زبان طنز و موزیکال که به روایتی هجوآلود آمیخته است از یکسری عکس‌ها و فیلم‌های آرشیوی استفاده می‌کند که کمتر به روایت مخاطبان رسیده است و مهم‌تر از همه از یک تدوین موازی و متضاد از تهران قدیم و جدید بهره می‌گیرد که موقعیت دوگانه و پارادوکسیکال آن را به زیبایی بازنمایی می‌کند و به نوعی تضاد سنت و مدرنیسم را در یک جریان‌شناسی تاریخی در کانون این تعارض یعنی تهران به تصویر می‌کشد. اگر تهران به عنوان شهر محورداستان و فرم آن قرار می‌گیرد سیر تحول و تغییرات آن به واسطه بسط مدرنیته نیز به عنوان مضمون اصلی فیلم برجسته می‌شود در واقع تاریخچه تهران خود تاریخ مدرنیته در ایران است که چگونگی فرآیند آن را در شهری به نام تهران می‌توان جستجو کرد. آنچه که بنیاد طنز در این مستند را شکل می‌دهد و باعث جذابیت‌های آن می‌شود همین دوگانگی و تعارض‌‌هایی است که میان نمادهای مدرنیسم و ریشه‌های سنت به چشم می‌خورد.

در «تهران انار ندارد» این متروپل در 3 وضعیت تاریخی، معاصر و چشم‌انداز آینده به تصویر کشیده می‌شود. بیشترین حجم این فیلم به تفاوت و مقایسه طنزآمیز تهران قدیم و جدید می‌پردازد و در نهایت به چالش‌ها و خطراتی که در آینده نزدیک مثل زلزله تهران را تهدید می‌کند پرداخته می‌شود. اگرچه مسعود بخشی برای تهیه این مستند چند سال تحقیق کرده، اما در برخی از مواقع به نگرش‌های کلیشه‌ای و عامیانه نزدیک می‌شود که به جای تکیه بر منطق جامعه‌شناختی بیشتر به طنز داستان و با هدف جذب مخاطب ساخته شده است. ضمن این‌که در نقد برخی رفتارهای اجتماعی و فرهنگ عمومی‌لایه‌های شیطنت‌آمیز و گاه یکسویه صورت گرفته است و در استفاده از برخی واژه‌ها در نریشن، این نگرش جانبدارانه ملموس‌تر می‌شود. مثلا استفاده هجوآمیز از اصطلاحاتی مثل اصلاح‌طلبی، جامعه مردمی ‌و مردم‌سالاری تا حدی نگاه منصفانه و بی‌طرفانه را از یک مستند اجتماعی می‌رباید و غلظت آن شیرینی اثر را کاهش می‌دهد.

تهران انار ندارد در عین یک روایت تاریخی و جریان‌شناسانه از تهران به‌نوعی به آسیب‌شناسی آن هم می‌پردازد و اتفاقا زیباترین صحنه‌های مستند به همین بخش برمی‌گردد

تهران انار ندارد در عین یک روایت تاریخی و جریان‌شناسانه از تهران به‌نوعی به آسیب‌شناسی آن هم می‌پردازد و اتفاقا زیباترین صحنه‌های مستند به همین بخش برمی‌گردد. سکانس‌های مربوط به برخی رفتارها و واقعیات اجتماعی که ریشه آن را در گذشته می‌توان سراغ گرفت، از طریق این قیاس گزارش‌گونه به تصویر کشیده می‌شود. یکی دیگر از ویژگی‌های مهم این مستند به لحاظ فرم ‌موزیکال بودن و استفاده از ترانه‌ها و آهنگ‌هایی است که هم وجه طنز دارد و هم به نوعی با نوستالژی تهران قدیم نسبت دارد. روایت داستان به گونه‌ای است که هم مخاطبان جوان و هم‌نسل قدیم را راضی می‌کند و به پرسش‌ها و خاطرات آنان پاسخ شایسته‌ای می‌دهد. تاریخ شکل‌گیری بسیاری از بناها، خیابان و بازار، نوع لباس و پوشش و فرآیند توسعه شهر و شکل آن، اتومبیل و عکاسی و... از جمله مسائلی است که در فیلم مورد توجه قرار گرفته است که البته جای برخی مسائل دیگر مثل چگونگی شکل‌گیری میدان آزادی یا نقش تلفن همراه در تهران امروز و ریشه‌یابی آن در گذشته نیز خالی است که اگر به آن اضافه شود مجموعه کامل‌تری شکل خواهد گرفت.

مسعود بخشی با نشان دادن عوامل مجموعه در فیلم مثل خودش، فیلمبردار، عکاس و... هم از این تمهید، استفاده دراماتیک می‌کند و همسویه مستند بودن اثر را پر رنگ‌تر می‌سازد و مقدمه و پایان‌بندی فیلم بر اساس آن شکل می‌گیرد. استفاده از صدای نصرت کریمی ‌در خواندن نریشن نیز جذابیت آن را افزوده و خاطرات مستند «اون شب که بارون اومد» را در ذهن مخاطبانی که آن را دیده‌اند زنده می‌کند. البته در جاهایی به دلیل این دوگانگی در صدای نریشن که با صدای کارگردان همزمان می‌شود نوعی آشفتگی در آن به وجود می‌آورد که البته در تدوین نیز شاهد این آشفتگی و تکرار برخی صحنه‌ها هستیم. در ابتدای فیلم از کتاب زکریا محمد قزوینی به نام «آثار البلاد» جمله‌ای در توصیف تهران استفاده می‌شود که با عنوان فیلم نیز همبستگی معناداری دارد « تهران روستای بزرگی است در حوالی شهرری که باغ‌ها و درختان میوه فراوان دارد، ساکنان آن در سرداب‌هایی زندگی می‌کنند که به لانه مورچگان می‌ماند. میوه‌هایشان نیکو و فراوان است و بویژه اناری دارند که در هیچ یک از شهرها نظیرش یافت نمی‌شود» جمله‌ای که کاش با تعریفی امروزی از تهران خاتمه می‌یافت تا متناسب با تصویر جدید تهران، تفاوت تاریخی آنها را بازنمایی می‌کرد. تهرانی که نه تنها انار که خیلی چیزهای دیگر ندارد.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها