در آمد مالیاتی کم نیست شقه شقه می شود

در بخش پایانی گفتگو با رئیس هیات عالی انتظامی مالیاتی که به مناسبت هفته مالیات انجام شده بود سعی شده است علاوه بر بازنگری و بررسی مشکل مالیات دهی در ایران به مقایسه تاثیر درآمدهای مالیاتی به عنوان
کد خبر: ۲۶۵۳۲
یکی از شاخصهای اقتصادی در کشور ما با دیگر کشورهای جهان پرداخته شود.
و به عبارت دیگر نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی و تاثیر آن در درآمدهای مالیاتی مورد قیاس و ارزیابی قرار گرفته است .

افزایش معافیت و کاهش نرخها در سایر منابع مالیاتی نیز صورت گرفته است یا خیر؛ اگر پاسخ شما مثبت است ، این افزایش و کاهش چه ضرورتی داشته است؛
بله معافیت مالیاتی سهم الارث افزایش و نرخهای مالیات بر ارث کاهش یافته است . دلایلی را که درباره ضرورت افزایش سایر معافیت ها و کاهش نرخها در پاسخ به پرسشهای قبلی عرض کردم ، در این باره نیز صدق می کند.
برخی کارشناسان پدیده تورم در کشور را به دلیل افزایش نقدینگی و عدم کارآیی سازمان مالیاتی در حصول مالیات از صاحبان ثروت و درآمد می دانند نظر شما در این باره چیست؛
افزایش نقدینگی تابع سیاستهای پولی و تصمیمات بانک مرکزی و احتیاجات دولت است و طبعا موجب تورم می شود؛ اما توجه داشته باشید که در سالیان اخیر تورم در کشور، تقریبا نهادینه شده است و ارتباطی به مالیات ندارد و مهار تورم نیاز به رعایت الزامات اقتصادی عدیده و پیچیده ای دارد که در صلاحیت متخصصان و خبرگان فن و مسوولیت جمعی و مسوولان اقتصادی کشور قرار دارد. از طرفی سازمان مالیاتی کشور باید مالیات را براساس قوانین جاری و امکانات موجود وصول کند که در این خصوص ماموران مالیاتی حداکثر تلاش خود را انجام می دهند. لذا شخصا نظریه ابرازی در این باره را موجه نمی دانم.
همان طور که می دانید در سال گذشته حدود 19درصد از درآمدهای مالیاتی پیش بینی شده در بودجه محقق نشد. دلیل این امر چیست؛
در این باره باید توجه شود که کارشناسان با در نظر گرفتن عوامل متعددی مبادرت به پیش بینی درآمدهای مالیاتی قابل وصول در بودجه هر سال کشور می کنند. حال ممکن است شرایط بعدی در طول سال به گونه ای باشد که امکان تحقق پیش بینی ها فراهم نشود؛ البته شخصا به طور دقیق اطلاعی از مبانی و عوامل مورد توجه در پیش بینی درآمدهای مالیاتی بودجه کشور ندارم ؛ اما در نظر بگیرید در خیلی از سالها درآمدهای پیش بینی شده مالیاتی تحقق یافته و حتی در برخی سنوات بیشتر از بودجه مصوب نیز وصول شده است . فکر می کنم شاید از ابتدا آنچه در بودجه تصویب شده است ، با دقت کافی نبوده . به نظر بنده ماموران مالیاتی تلاش خود را برای حداکثر وصول انجام داده اند.
امسال پیش بینی درآمدهای مالیاتی در بودجه نسبت به گذشته 8/47 درصد رشد داشته ، آیا به نظر شما این درآمدهای مالیاتی محقق شده است؛
قبلا عرض کردم که اطلاع دقیقی از دلایل و مبانی پیش بینی درآمدهای مالیاتی در بودجه نداریم ؛ اما بنا به تجربیات طولانی ، عرض می کنم ممکن است مسوولان و قوه مقننه با خوش بینی بسیار زیاد، این درآمدها را پیش بینی و تصویب کرده باشند. به هر حال ماموران مالیاتی برای اجرای قانون و تحقق پیش بینی ها تمام سعی و تلاش خود را مانند گذشته مبذول خواهند داشت ؛ اما با وجود مالیاتی که به موجب قانون تجمیع عوارض و همچنین به علت آزادی واردات عاید خواهد شد، تحقق درآمدهای پیش بینی شده تا حد زیادی مشکل و بعید به نظر می رسد؛ البته باز هم گمان کنم بهتر است برای پاسخ دقیق مساله را از ریاست کل سازمان امور مالیاتی کشور سوال کنید.
برخی کارشناسان معتقدند تشکیل سازمان امور مالیاتی کشور از سال گذشته در واقع فقط تغییرنام و عنوان مجموعه مالیاتی بوده و با مقایسه آن با تغییر نام بانک صادرات به بانک استان عقیده دارند عملا تغییر اساسی در ساختار و رفتار ماموران مالیات ایجاد نشده است شما چقدر با این نظر موافقید؛
قانون با نظریه و اعتقاد تفاوت اساسی دارد قانون ، یعنی دستور اجرای کاری معین قانون ، یعنی تجلی اراده مردم این را گفتم که اضافه کنم سازمان امور مالیاتی کشور براساس تجویز ماده 59 قانون برنامه سوم و به دلایلی که در همان قانون درج شده ، تشکیل شده است . آیین نامه تشکیل آن نیز به تصویب هیات وزیران رسیده است . حال ممکن است بعضی ها از نظر کارشناسی معتقد به عدم تغییر اساسی ساختار و رفتار با وجود تشکیل سازمان باشند. بنده عقیده دارم که به هر حال قانون لازم الاجراست و از طرفی هنوز خیلی زود است که بتوان درباره سازمان امور مالیاتی کشور که سازمانی جدیدالتاسیس و نوپاست و تشکیلات آن هنوز از انسجام ، قوام کافی و ارتباطات ارگانیکی و سیستماتیک اداری برخوردار نشده است ، قضاوت صحیح و بی طرفانه ای کرد. لذا تصور می کنم کارشناسانی که این عقیده را ابراز کرده اند تا حد زیادی با شتابزدگی اظهار نظر کرده اند.
فکر می کنید علت این که در بسیاری از کشورها و بخصوص کشورهای پیشرفته صنعتی درآمدهای مالیاتی قسمت اعظم بودجه کشور را تامین می کنند ؛ ولی در کشور ما نسبت درآمدهای مالیاتی به کل بودجه حدود 30درصد است ، چه چیزی می تواند باشد و چگونه می توان این نقص را برطرف کرد؛
پاسخ به این پرسش ، چندبعدی است و باید عوامل متعدد و مختلفی را مدنظر قرار داد. ببینید پاسخ اصلی و مهم در سوال شما مستتر است ؛ زیرا شما می گویید در کشورهای صنعتی پیشرفته . حال این که کشور ما جزو کشورهای پیشرفته صنعتی نیست . بنابراین اگر بخواهیم اصول تاسیس را رعایت کنیم ، به طور کلی ایران را باید با کشورهای متشابه الوضعیت مقایسه کرد تا به نتیجه منطقی رسید. این که بگوییم متشابه الوضع ، مقصودم متشابه از هر لحاظ است . قواعد مالکیت و حدود قانونی مالکیت منابع و اموال و املاک ، درجه آزادی اقتصادی ، درجه و شدت دخالت دولت در اقتصاد، قواعد حقوق کار، روابط قانونی کارفرما و کارگر، قواعد مربوط به صادرات و واردات ، نوع آب و خاک و معادن و نزولات آسمانی ، فرهنگ کار در مردم ، درجه بهره وری از منابع ، مبانی محاسبات ملی و اندازه گیری های اقتصادی و خلاصه سایر عواملی که در یک مقایسه صحیح باید مورد توجه صاحب نظران و کارشناسان قرار گیرد، باید شبیه یکدیگر باشند تا نتیجه منطقی و مطلوب و بی طرفانه ای به دست آید و در صورت امکان اجرا شود.
بسیار خوب اگر از مقایسه نیز صرف نظر کنیم ، باز هم به نظر می رسد درآمدهای مالیاتی دولت نسبت به کل بودجه چندان مطلوب نیست برای اصلاح این نسبت چه نظری دارید؛
به نظر بنده پیش از بررسی راههای اصلاح نسبت درآمدهای مالیاتی به کل درآمدهای بودجه دولت ، باید مبانی محاسباتی کشور عملی باشد و نسبتهای بودجه ای با معیار علمی اندازه گیری شود تا معلوم گردد آیا نسبت درآمدهای مالیاتی به کل درآمدهای بودجه متناسب است یا خیر و اگر متناسب نیست آن گاه چاره اندیشی شود.
مقصودتان از مبانی محاسباتی و معیار علمی که در بالا اشاره کردید ، چیست؛
ملاحظه کنید تعریف قانونی مالیات با شناسایی و تعریف علمی مالیات از لحاظ قواعد علم اقتصاد و مالیه عمومی کاملا متفاوت است . برای روشن شدن موضوع توضیح می دهم در کشور ما، فقط وجوهی که به موجب قانون عنوان مالیات دارد و درآمد حاصل از گمرکات جمعا به عنوان مالیات های مستقیم و غیرمستقیم در تدوین قوانین بودجه و محاسبات ملی به عنوان مالیات محسوب می شود. در صورتی که چنین نحوه محاسبه ای از نظر علمی و به طور واقعی مطلقا صحیح نیست ؛ زیرا از نظر مالیه عمومی وظیفه حاکمیت سیاسی ، مالیات های واقعی فقط مبالغی نیستند که به موجب قانون و با عنوان مالیات از مردم وصول می شوند؛ بلکه مالیات های پرداختی مردم بسیار فراتر از مبالغ مذکور است و به همین دلیل نسبتهای بودجه ای ما برای مقایسه مطلقا مطلوب و مناسب نیستند. اگر ممکن است در این باره بیشتر توضیح دهید. به طور ساده عرض می کنم عوارضی را که شهرداری ها به عناوین مختلف از مردم دریافت می کنند، از نظر علم مالیه عمومی مالیات است و به آن مالیات محلی می گویند؛ اما این عوارض جزو محاسبات مالیاتی ملی محسوب نمی شود. از نظر فلسفه حاکمیت سیاسی مطلوب و موجه نیست در مواردی که دولت برای رعایت مصالح ملی و یا ناتوانی بخش خصوصی در ارائه کالا و خدمات خود راسا و به طور انحصاری صددرصد مبادرت به تولید کالا و خدمات و فروش آن به مردم می کند، بیش از قیمت تمام شده کالا و خدمات از مردم وجه دریافت نماید و این در حالی است که در بسیاری از سنوات طبق قوانین بودجه به تعداد زیادی از شرکتهایی که صددرصد سرمایه آنها متعلق به دولت بوده است ، اجازه داده شده که تمام سود یا درآمد مشمول مالیات خود را به مصرف سرمایه گذاری مجدد برسانند. این یعنی چه؛ یعنی این که آن شرکتها کالا یا خدمات خود را بیش از قیمت تمام شده به مصرف کنندگان فروخته اند؛ زیرا سود نتیجه فروش کالا یا خدمات بیش از بهای تمام شده است . بنده صراحتا به شما عرض می کنم از نظر علمی تمام سودی که از بابت فروش کالا و خدمات انحصاری عاید شرکتهای صددرصد دولتی شده است در واقع مالیاتی است که مردم داده اند؛ ولی در حسابهای بودجه ای و ملی جزو مالیات های پرداختی محاسبه نمی شود؛ البته بگویم در بعضی سنوات ، شرکتهای دولتی صددرصد انحصاری بابت سود تحصیل شده قسمتی از سود را به عنوان مالیات به دولت پرداخت کرده اند؛ اما به دلایلی که گفتم ، تمام سود عاید شده شرکتهای دولتی باید به عنوان مالیات پرداختی مردم محسوب شود. باز هم بگویم تمام وجوهی را که سازمان حمایت از تولیدکننده و مصرف کننده دریافت می کند، مالیاتی است که در واقع مردم پرداخت می کنند که قبلا جزو درآمدهای مالیاتی محسوب نمی شد، ولی اخیرا شنیده ام جزو درآمدهای مالیاتی محسوب می شود که اگر این طور باشد، درست است . سازمان ثبت اسناد و املاک کشور بابت معاملات رسمی که در دفاتر اسناد رسمی ثبت می شود، مبالغ متنابهی به عنوان حق ثبت دریافت می کند. ملاحظه کنید یک خانه که ارزش معاملاتی آن 2میلیون تومان است ، با یک خانه که ارزش معاملاتی آن 10میلیون تومان است ، هر دو با یک برگ سند در دفترخانه معامله می شوند و دفترخانه برگه خلاصه معامله را به ثبت محل می فرستد و مامور ثبت هم نام مالک جدید را در دفتر املاک ثبت می کند، همین و بس ، اما متعاملان خانه 10میلیون تومانی حدود 5برابر خانه 2میلیونی حق ثبت پرداخت می کنند که به حساب دولت منظور می شود. در صورتی که فرصت و خدمت مامور ثبت اسناد درباره هر دو معامله یکسان است ؛ اما حق الثبت وابسته به ارزش وصول می شود و ربطی به بهای واقعی خدمات ثبت اسناد ندارد. از علمای اقتصادی و مالیه سوال می کنم ؛ اگر این وجوه مالیات نیستند، پس چه هستند؛ مسلما مالیات هستند؛ ولی به حساب درآمد ثبت منظور می شود و در بودجه کل کشور به حساب درآمد مالیاتی محسوب نمی شود. در حالی که از نظر علمی باید مسلما جزو درآمدهای مالیاتی دولت در بودجه محسوب شود. از این موارد و نمونه ها زیاد است که از ذکر آنها صرف نظر می کنم . فقط این که نسبتهای بودجه ای که برای قضاوت و نتیجه گیری درباره مالیات های پرداختی جامعه ایران به آن استناد می شوند، به هیچ وجه مبنای علمی ندارند؛ اگرچه ممکن است مبنای قانونی داشته باشند. هر وقت نسبتهای بودجه ای و محاسبات ملی به ترتیبی که عرض کردم ، تصحیح شد آن وقت می توان به طور صحیح قضاوت کرد و اگر مالیات های پرداختی کم بود، چاره اندیشی نمود.
با این که یکی از شاخصهای اقتصاد در هر کشوری نسبت مالیات پرداختی به تولید ناخالص داخلی است ؛ اما برخی از کارشناسان عقیده دارند این نسبت در ایران در مقایسه با سایر کشورها بسیار پایین است شما علت این امر را در چه می بینید؛
پاسخ قسمتی از این پرسش ، ضمن پاسخ به پرسش قبلی عرض کردم . این نسبتها صحیح نیستند و لذا مبنای مقایسه موجه نیست . کارشناسانی که این طور اظهارنظر می کنند، مبانی علمی را مورد توجه قرار نمی دهند و فقط به ارقامی که به عنوان مالیات وصول شده ، اکتفا می کنند و سایر مالیات های دیگری را که مردم پرداخت می کنند؛ ولی عنوان مالیاتی ندارد، در محاسبات منظور نمی کنند و طبعا به چنین نتیجه نامطلوبی می رسند. در بسیاری از کشورها وجوهی را که کارفرمایان بابت بیمه و دریافت حقوق بازنشستگی کارگران خود به تامین اجتماعی پرداخت می کنند در محاسبات ملی و بودجه ای جزو درآمدهای مالیاتی منظور می گردد و همین باعث می شود که نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در آن کشورها بالاتر نشان داده شود. در حالی که در کشور ما سازمان تامین اجتماعی که با دریافت 7درصد از حقوق کارگران و 23درصد حقوق کارگران از کارفرمایان یکی از سازمان های بسیار ثروتمند است که به دولت هم در مواردی قرض داده است ، درآمدهایش جزو درآمدهای مالیاتی محسوب نمی شود. در حالی که این درآمدها نیز از لحاظ علم اقتصاد، مالیه عمومی و طبقه بندی حسابها جزو درآمدهای مالیاتی هستند که در این باره از بابت محاسبه تولید ناخالص داخلی ، ارقام و مبالغی که باید در این محاسبه منظور شوند یا نشوند و صورت و مخرج کسر مربوطه به نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در ایران باتوجه به قواعد مالکیت و حدود آزادی های اقتصادی و توجه به اصول 44 و 45 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مباحث نظری زیادی وجود دارد که گاه مورد توافق کلیه صاحب نظران اقتصادی و مالیه عمومی نیست و در برخی موارد هم اتفاق نظر وجود دارد. بنابراین لازم است برای نتیجه گیری صحیح و منطقی و یافتن راه حل های مناسب از الگوهای رایج بین المللی که در همه کشورها برای محاسبات بودجه ، نسبت درصدهای بودجه ای ، شاخصها و نسبتهای صحیح را انتخاب کرده ضمنا باید توجه داشت مالیات به هر ماخذی که وضع نشود، درآمد را تحت تاثیر قرار می دهد و درآمد، نتیجه تولید کالا و خدمات است و در کشور ما از نظر تولید ناخالص داخلی به غیر از درآمد نفت و سایر معادن و به طور کلی انفال که تماما عاید دولت می شود، توان تولید، چندان قوی نیست . لذا وقتی تولید کم باشد، درآمد هم کم است و نمی توان انتظار داشت نسبت مالیات به تولید ناخالص ملی نسبت بالایی باشد. در کشورهای اروپایی و امریکایی ، تولید بسیار بالاست . به طوری که هر اروپایی و امریکایی بین 3 تا 5 برابر خود در مقیاس جهانی تولید می کند و به همین لحاظ علاوه بر تامین مصرف داخلی از طریق صادرات کالا و خدمات به دیگر نقاط جهان درآمدهای بی شماری عاید آنها می شود؛ اما توجه کنید سال گذشته در همین ایام ، بنا به نوشته روزنامه ایران ، سهم کشور ما از تولید ناخالص دنیا 3/0 درصد بوده است . یعنی اگر جمعیت دنیا را 6میلیارد و جمعیت ایران را 60میلیون در نظر بگیریم ، کشور ما یک درصد جمعیت دنیا را دارد و فقط 3/0 درصد از تولید ناخالص دنیا، یعنی هر ایرانی 7/0 درصد کمتر از سهم خودش تولید می کند. لذا باید کاری کرد که تولید کشور با استعداد و منابع بالقوه ای که وجود دارد با برنامه ریزی صحیح و مدیریت قوی افزایش یابد تا درآمدهای مالیاتی نیز افزایش پیدا کند و مادام که تولید تقویت نشود، انتظار افزایش مالیات ها موجه به نظر نمی رسد.
شما فکر می کنید صاحبان مشاغل آزاد از روش خوداظهاری استقبال خواهند کرد در این باره چه توصیه ای دارید؛
ماده 158 قانون مالیات های مستقیم سالیان متمادی در قانون وجود داشته و علت آن هم علاقه مقنن به اعتماد به مودیان مالیاتی و کاهش هزینه های رسیدگی و تشخیص و مطالبه مالیات بوده است . لکن تا به حال بلااستفاده مانده است . در حال حاضر سیاست سازمان امور مالیاتی کشور مبنی بر اعتماد به مودیان مالیاتی است . لذا بر این اساس ، سال گذشته آگهی موضوع ماده مزبور را در موعد مقرر منتشر کرده و امسال اطلاعیه لازم را اعلان کرده است . به نظر می رسد با سیاست جدید سازمان مودیان مالیاتی باید از این فرصت حسن استقبال را کنند و با توجه به افزایش معافیت ها و کاهش نرخهای مالیاتی اظهارنامه های مالیاتی را به طور صحیح و براساس درآمد و هزینه های واقعی خود تنظیم و در موعد مقرر به ادارات مالیاتی ، تسلیم و مالیات متعلقه را پرداخت کنند تا جایی که اطلاع دارم ماموران مالیاتی نیز آمادگی دارند با مودیانی که از این لحاظ، ابهاماتی دارند، همکاری و راهنمایی لازم را بنمایند. مضافا این که می توانند از خدمات اتحادیه های صنفی خود نیز برای تنظیم و تسلیم اظهارنامه مبتنی بر اظهار درآمد واقعی استفاده کنند، بنده شخصا فکر می کنم از این روش استقبال خواهد شد.
فکر می کنید چرا در کشورهای صنعتی فرار از مالیات در حداقل ممکن است و حتی در حد صفر است ؛ ولی در ایران امری شایع و بدیع است؛
به نظر بنده مردم ایران یکی از بهترین ملتهای دنیا هستند. به خصوص از نظر حمایت و همکاری با با دولت و یادتان باشد که مردم در تمام دوران جنگ تحمیلی دولت را از هر لحاظ مساعدت کردند. در مورد پرداخت مالیات هم واقعا به دولت کمک می کنند. پیش از اصلاحیه اخیر معافیت ها کم و نرخها سنگین بود و آنچه موجب کتمان درآمد و فرار از مالیات می شود، در واقع نیازهای اساسی زندگی است . به عبارت دیگر از نقطه نظر هم روان شناسی ، دروغگویی خود نتیجه احساس نیاز است . این نیاز ممکن است معنوی یا مادی باشد، فرقی نمی کند. لذا اکنون که قانون اصلاح شده است ، انتظار می رود میل به فرار از مالیات کم شود و عموم مودیان نسبت به پرداخت مالیات حقه در موعد مقرر اقدام کنند؛ اما به طور کلی درباره فرار از مالیات باید سوابق قدیمی را نیز مورد توجه قرار داد. در کشور ایران ، در طول تاریخ کلیه مبارزان استبداد و آزادیخواهان اعم از علما، مراجع ، روحانیون و بزرگان ، مردم را از پرداخت مالیات به حکام جور برحذر داشته اند و پیش از استقرار جمهوری اسلامی ایران ، عدم پرداخت مالیات در مردم نهادینه شده و یک ارزش مثبت محسوب می شده و در حقیقت یک فرهنگ شده بود. اکنون باید این فرهنگ و طرز تفکر تغییر کند و این تغییر و اصلاح محتاج به زمان است . فرهنگ در کوتاه مدت ایجاد نمی شود. لذا لازم است ضمن آموزش های تبلیغی و ارشادی که ترویج آن می تواند حتی از دوران آموزش دبستانی شروع و بعدها نیز ادامه یابد، برای پرداخت مالیات به عنوان یک فریضه ملی فرهنگ سازی شود تا همان طور که اشخاص متدین بدون این که الزام و نیروی خارجی بر آنها وارد شود، خود بنا بر اعتقاد و ایمان دینی نه سال مالی خود با مراجع به تقلید یا افراد سلم الوکاله از طرف آنها مالیات های دینی خود (خمس و زکات و رد مظالم بر حسب مذهبی که دارند) را با طیب خاطر پرداخت می کنند و اگر در این کار تاخیر کنند دچار اضطراب و تشویش می شوند، در مورد مالیات هم فرهنگی ایجاد شود که همه مشمولان مالیات با ایمان و اعتقاد کامل به ضرورت پرداخت مالیات و فریضه بودن آن در موعد مقرر مالیات های خود را پرداخت کنند. به امید آن روز.
از چند سال پیش در ایران صحبتهایی شده است درباره این که مثل بسیاری از کشورها مالیات بر مصرف با عنوان مالیات بر ارزش افزوده وصول شود شما در این باره چه نظری دارید؛
این هم نوعی مالیات غیرمستقیم و در واقع مالیات بر مصرف است . بنده نظر خاصی ندارم ؛ اما فکر می کنم اجرای آن در ایران قدری مشکل باشد؛ اما این به مفهوم آن نیست که به علت هراس از مشکلات از وصول این مالیات صرفنظر شود. به هر حال تا جایی که اطلاع دارم لایحه مالیات بر ارزش افزوده از طرف دولت تقدیم مجلس شده است ؛ اما کار بررسی آن در مجلس شورای اسلامی تا به حال شروع نشده و در انتظار نوبت رسیدگی است . آنچه مسلم است ، این که قانون پس از تصویب و در موقع اجرا دست کم برای یکبار هم که شده ، موجب افزایش قیمتها می شود. لذا باید در موقعی به اجرا گذارده شود که اقتصاد کشور تثبیت و اشتغال در سطح مطلوب و رقابت اقتصادی میان عرضه کنندگان کالا و خدمات مشمول مالیات بر ارزش افزوده موجود باشد تا بیش از نرخ مالیات موجب افزایش قیمتها نشود.
به عنوان آخرین پرسش ، باتوجه به این که در هفته مالیات هستیم ، چه پیام و توصیه ای برای مودیان مالیاتی و همکاران خودتان دارد.
بنده در مقام و مرتبه اجتماعی ، اداری ، سیاسی و علمی که بتوانم توصیه و پیامی داشته باشم ، نیستم ؛ اما بنا بر تجربیات و سوابق طولانی خدمت در بیشتر مشاغل مالیاتی از کلیه مودیان خواهش می کنم به منظور توسعه و رشد اقتصادی کشور، ارتقای سطح رفاه همگان ، کاهش بیکاری ، افزایش تولید و امکان استفاده نوباوگان و جوانان کشور از آموزش و تحصیلات خوب و حفظ امنیت داخلی و تامین امنیت و حفظ حدود و ثغور کشور از تعرض اجانب که تماما نیاز به منابع مالی دارد، نسبت به تهیه ، تنظیم و تسلیم اظهارنامه مالیاتی واقعی و پرداخت مالیات در سررسید مقرر باتوجه به فرصت باقیمانده ، یعنی تا آخرین ساعات کار روز 31تیر 82 که در واقع فریضه ای ملی و دینی است ، اقدام کنند و از طرفی متقابلا از همکاران خود خواهش می کنم محبت ، مهربانی و احترام را سرلوحه کار خویش قرار داده و با مراجعان با ملایمت ، مهربانی و نرمخویی رفتار و ضمن استقبال و بدرقه مودیان با خوشرویی در صورت لزوم مشکلات و ابهامات آنها را با راهنمایی و مساعدت لازم حل کنند تا اعتماد مودیان به سازمان مالیاتی کشور افزایش یابد. قطعا نزد خداوند متعال ماجور خواهند بود.
از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید ، متشکرم.

گفتگو از ابوالفضل شاکری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها