در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دهکردی، فارغالتحصیل رشته کارگردانی و بازیگری از دانشگاه تهران است. زمینه حرفهای او با گرایش به تئاتر آغاز شد. اولین بار در سریال «مزد ترس» مقابل دوربین تلویزیون رفت و با فیلم «از کرخه تا راین» بود که به شهرت رسید.
در گفتگویی که میخوانید ، دهکردی از دلایل حضورش در سریال مسافر زمان که کاری طنز است ، برایمان گفت.
با بازی در مسافر زمان نشان دادید همچنان به نقشهای متفاوت فکر میکنید. بازی در سریال مسافر زمان چگونه شکل گرفت؟
در سالهای اخیر به دنبال ایفای نقشهای متفاوت بودم، حتی بیشتر دوست داشتم این نقشها منفی باشد، چون تاکنون نقشهایی که بازی کردهام همگی مثبت هستند. بازی در سریال شیخ بهایی و نقش شاه عباس هم در ادامه همین تصمیم بود. کارگردان سریال مسافر زمان را از قبل میشناختم، اما تا مسافر زمان شرایط همکاری با مسعود نوابی فراهم نشده بود. وقتی برای سریال مسافر زمان با من تماس گرفتند، فضای خالی خوبی در برنامهام بود که فیلمنامه را بخوانم. ابتدا به دلایلی عذرخواهی کردم، چون فکر میکردم آن چیزی که در نسخه اول فیلمنامه هست، با شکل اجرایی آن منطبق نیست. علاوه بر این که داستان متعلق به زمان حال و معاصر هم نبود؛ اما آقای نوابی وقتی برای من توضیح دادند شخصیتهای داستان متعلق به همین زمان هستند که هنوز هم در جامعه وجود دارند و پس از یک گفتگوی طولانی که به جمعبندی نقش انجامید، قبول کردم در این مجموعه بازی کنم و اکنون هم از حضورم در این پروژه راضی هستم. به خاطر هدایت خوب کارگردان که دارای اخلاق مناسب و تجربه کاری خوب و دانش فنی بالایی هستند.
شما از ابتدا برای نقش اردشیر انتخاب شده بودید یا این که کاراکترهای دیگری هم به شما پیشنهاد شده بود که در نهایت این نقش را قبول کردید؟
از ابتدا برای این کاراکتر انتخاب شدم. این نقش در ردیف کلاه مخملیها (البته به مفهوم سینمای کلیشهای) قرار داشت. با شخصیت اولیه این نقش در فیلمنامه موافق نبودم، چون اعتقادی به توجه و پرورش چنین شخصیتهایی در آثار تلویزیونی و سینمایی ندارم؛ اما کارگردان عقیده داشت این کاراکتر میتواند یک شخصیت آراسته (کت و شلواری) که خود را صاحب عقیده و تحصیلات میداند، باشد که معاصر و ملموس نیز هست. به هر حال در تمام طول پروژه سعی کردم علاوه بر برقراری ارتباط خوب و مثبت با این کاراکتر، طوری نقش را بازی کنم که انگار این شخصیت در کنارمان وجود دارد و قابل درک است. حالا شاید یک سری قانونشکنیها یا برخوردهای خاص داشته باشد، اما در جریان داستان میبینیم که در زمان گرفتن تصمیمات اساسی مثل خیانت به کشور این کار را نمیکند و با دشمنان کنار نمیآید. به اصول خانوادگی هم تا حدی پایبند است. در مجموع اگر شما به همه شخصیتها و کاراکترهای قصه نگاه کنید، میبینید شخصیت منفور و منفی در داستان وجود ندارد.
تجربه بازی در یک نقش کمدی برای بازیگری که غالبا او را در آثار درام و رئال دیدهایم، چطور بود؟
در کار تصویر این اولین کار طنز من بود. البته پیش از این سریال در فیلم «تاکسی نارنجی» به کارگردانی آقای وحیدزاده بازی کردهام. آن فیلم هم طنز است که هنوز اکران نشده و انعکاس پیدا نکرده است. در شروع دوران بازیگریام که با تئاتر آغاز شد، به کارهای طنز علاقه داشتم. حتی نمایشهای طنز نیز بازی کردم که در حد کار دانشجویی ناموفق هم نبوده، ولی متاسفانه در طول سالهایی که به عنوان یک بازیگر حرفهای جلوی دوربین رفتم، این جسارت را در کارگردانان کم دیدم که به یک بازیگری که به گفته شما در ژانرهایی غیر از طنز مثل ملودرام و تراژیک حضور دارد، پیشنهاد یک نقش متفاوت را بدهد. من با جرات میگویم که تقریبا بیشتر بازیگران حرفهای ما میتوانند در هر زمینه و ژانری نقشآفرینی کنند. همانطور که حس ترحم و شفقت را در بیننده به وجود میآورند باید توانایی خنداندن یا برانگیختن خشم مخاطب را هم داشته باشند، مشروط بر این که فیلمنامه صحیح و منسجم نوشته شده و طنز به مفهوم عالی و کامل خود اتفاق بیفتد. در حال حاضر خودم فضای روحی، ذهنی و شخصیام را برای کار در آثاری که رگههای طنز داشته باشد، آماده میبینم و دوست دارم در کاری که جنبه طنز در آن تقویت شده و با شرایط سنی و فیزیکی من منطبق است، بازی کنم. هنوز هم نقشهای متفاوت برایم جذاب است.
نوع گریم و تغییر صدا چقدر برای رسیدن شما به این نقش کمک کرد؟
بازیگری هم بخشی از فیلم است که پیوستگی کامل با بقیه اجزای فیلم دارد. یکی از پایههای اصلی در پروژه فیلمسازی، بازیگر است که این پایه اصلی به وسیله نور، دوربین، مونتاژ، صداگذاری، گریم و... شکل نهایی خود را به دست میآورد. مسلما در یک کار تاریخی دور، کسی نمیتواند با لباسی آراسته (کت و شلوار) و لحن امروزی حاضر شود و حرف بزند. این زمانی معنی پیدا میکند که در هارمونی با طراحی لباس و طراحی گریم مربوط به شرایط واقعی خودش حضور داشته باشد. در پروژه مسافر زمان، هم به لحاظ تمهیدات مربوط به کارگردانی و هم به لحاظ شرایط واقعی و میدانی ایجاب میکرد اردشیر چنین گریم، لباس و تیپی داشته باشد. به عقیده شخصی خود من و بر اساس تجربیاتی که در حرفه بازیگری دارم، به هر حال باید هر بازیگری برای بازی نقشهای متفاوت، شرایط گویش، لحن و حتی تاکیدی که روی کلمات دارد را تغییر دهد؛ چون همه مثل هم حرف نمیزنند. مثلا وقتی یک بازیگر، نقش یک روحانی را بازی میکند نوع دیالوگ گفتن او باید دارای وقار و متانت خاص باشد که در خور همان شخصیت هست یا این که در نقش یک پلیس باید تحکم لحن یک افسر نظامی را داشته باشد.
در مجموع همه عوامل از جمله طراحی گریم یا نوع دیالوگ گفتن که با هدایت کارگردان و تمرین زیاد آن را اجرا کردم، تلاشی بود که به باورپذیری شخصیت برای بیننده کمک کرد.
بازی خودتان را چگونه ارزیابی میکنید و چه نقدی را بر آن وارد میدانید؟
در حال حاضر نمیتوانم به طور عادلانه و درستی در مورد این پروژه نظر بدهم، چون به صورت پیوسته و کامل آن را ندیدهام؛ اما در مورد نقش خودم فکر میکنم اولین نکته مثبت این بود که این شخصیت را بازی کردم. به عقیده من همین ایفای نقش هم خیلی مهم است که بازیگر بتواند از عهده آن برآید.
اما در نهایت بازیگر در سینما و تلویزیون یک موقعیت مفعولی دارد و کاملا باید تابع یک متن از قبل نوشته شده و کارگردان، طراح گریم، طراح لباس و... باشد. حتی بازیگر نمیتواند از خودش شخصا میزانسی را خلق کند. بخش عمده کار به عهده کارگردان است؛ یعنی در حال حاضر اگر من بخواهم نقش اردشیر را در این داستان نقد کنم، صرفا بازی علی دهکردی نباید مورد انتقاد باشد؛ بلکه باید بخشی از طراحی کلی این شخصیت مورد ارزیابی قرار گیرد. کارگردان هم اگر در حال حاضر سریال را از تلویزیون تماشا کند هم به یک سری مسائل مونتاژ شده مجموعه پی میبرد و ممکن است ایراداتی را نیز بر آن وارد بداند. متاسفانه در یک جمعبندی کلی، بازیگر حضور فاعلی و تمامعیار در شکل گرفتن نقش ندارد. البته در این کار خوشبختانه من این امتیاز را داشتم با کارگردانی کار کنم که در سر صحنه، حضوری مثبت و دموکرات داشت.
مثلا پیشنهادهایی که ما به عنوان بازیگر در سر صحنه ارائه میکردیم، ابتدا بررسی میکرد و اگر لازم بود از پیشنهادها استفاده مینمود؛ اما باید نقشی اجرا میشد که از قبل در متن مشخص شده بود. البته این را بگویم که این دلیل خوبی برای توجیه ضعفهای اجرایی من به عنوان بازیگر نیست. خوب مسلما من به نسبت دیگر بازیگران که در این زمینه تجربه بیشتری دارند، تجربیات کمتری داشتم. حالا که بعضی از قسمتهای این مجموعه را میبینم، فکر میکنم اگر با تامل و دقت نظر بیشتری کار میکردم، این فرصت را داشتم تا بیشتر روی نقش متمرکز شوم و آن را بهتر اجرا کنم.
متاسفانه به دلیل طولانی شدن ضبط پروژه مجبور شدیم از تابستان به زمستان برسیم که همان لباسهای فصل تابستان را استفاده کردیم و به نظرم در طول این سالهای اخیر یکی از سختترین پروژههایی بود که از لحاظ شرایط میدانی و فیزیکی کار کردم. همچنین سریال لوکیشنهای متعددی برای کار داشت که بعضی از این مکانها، راههای صعبالعبور کوهستانی و غیرقابل تردد در منطقه خوچیر داشت که نیاز به کوهنوردی بود. فکر میکنم اگر سیستمی وجود داشت که این مجموعه را از لحاظ پشت صحنه مورد ارزیابی قرار میداد، عوامل این گروه به خاطر تلاش و زحمتی که متحمل میشدند، مورد تقدیر قرار میگرفتند؛ چون این سریال در سختترین شرایط جوی ساخته شد.
اگر در آینده باز هم شخصیت طنز دیگری به شما پیشنهاد شود، آن را قبول میکنید؟
بله. اگر باز هم پیشنهاد کار طنز شود از آن استقبال میکنم، منتها در شرایطی که پذیرفتنی باشد. همیشه در طول حرفه بازیگری این مساله برایم مهم بوده که با مجموعه کاری که پیشنهاد میشود، همسویی داشته باشم. اگر نقشی به من پیشنهاد شود که جنبه طنز داشته و کاریکاتور یا طنز درشت در آن وجود نداشته باشد، حتما آن را قبول میکنم.
در حال حاضر علاوه بر سریال طنز مسافر زمان که از شبکه 2 پخش میشود، شما در سریال سایه تنهایی هم حضور دارید که یک نقش جدی را در آن اجرا میکنید. آیا این دو نوع بازی مشکلی را برای بیننده به خاطر پذیرفتن شما در نقشهایتان به وجود نمیآورد؟
ما هیچوقت نمیتوانیم باورهای عمومی مردم را نادیده بگیریم، مخصوصا یک بازیگری که توانسته در نوعی از اجرای شخصیتها به یک موفقیت نسبی برسد. هیچ بایدی وجود ندارد تا مردم چیزی را به اجبار بپذیرند. در مقابل یکسری بایدها برای بازیگر وجود دارد، حضور بازیگر در نقشهای متفاوت یکی از این بایدهاست تا حوزه توانایی خودش را گسترش دهد و آنها را به نمایش بگذارد. به نظر خود من پخش 2 سریال یا بهتر بگویم 3 سریال همزمان از تلویزیون یک وجوه مثبت دارد. (چون 2 قسمت پایانی سریال شیخ بهایی همزمان با پخش اولین قسمت مسافر زمان بود که بعد از آن هم سایه تنهایی پخش شد) فکر میکنم فرصت خوبی بود که منتقدان کمی جدیتر به این تفاوتها نگاه کنند یا کارگردانان زمانی که این سریالها را تماشا میکنند، در جایگاه مقایسه ببینند که بازیگران قابلیتهای متفاوتی دارند. البته شاید بخشی از آن نگرانکننده باشد و آن همان چیزی بود که شما گفتید و این بازمیگردد به سلیقه بیننده ولی من احتمال میدهم نقشی که در سایه تنهایی به عنوان یک پزشک داشتم، نسبت به دیگر نقشها برای مخاطب قابل باورتر است، به دلیل این که با پیشینه اجرای نقشهای علی دهکردی نزدیکتر است. اما من از مخاطبان میخواهم که این فرصت را به بازیگران بدهند تا در حیطه نقشهای متفاوت اجرا داشته باشند و با پذیرش بازی بازیگر در همه زمینههای متفاوت اجازه دهند حوزه تواناییهای هنرمند گسترش یابد.
کمی درباره نقشی که در سریال سایه تنهایی داشتید توضیح دهید.
سریال سایه تنهایی یکی از آن سریالهایی بود که من به استناد دیدگاه شخصی، آن را پذیرفتم. ذهنم با کلیت داستان همسویی خوبی داشت. این سریال به زندگی گروهی از افراد جامعه میپردازد که کمتر مورد توجه مردم هستند مثل پزشکان و یا پرستاران که این سریال به زندگی شخصی و کاری آنها میپردازد. مساله دیگر این که در این سریال من افتخار همکاری با بیژن امکانیان و پرویز پورحسینی را داشتم. اما درمورد خود نقش دکتر شجاعی، دارای یکسری لایههای درونی و ظریفی بود که این ویژگیها را در درون افرادی که نزدیک خودم هستند، سراغ داشتم. مثلا درست پزشکی دارم که جانباز است و اگر روی او شناخت دقیقی نداشته باشید، متوجه نمیشوید مدتها در جبهه بوده و هنوز هم پایبند اعتقاداتش است.
امثال دکتر شجاعیها وجود دارند که گاهی به خاطر اعتقاداتشان، کار آنها تحت تاثیر قرار میگیرد و از حرفه خود در جهت وسیلهای برای نجات یک انسان بدون هیچ چشمداشتی برای گرفتن دستمزد، کار میکنند. این وجوه شخصیتی دکتر شجاعی برای من خیلی باارزش بود که این نقش را به خاطر آن پذیرفتم.
برای ماندگاری در این حرفه چه ملاکهایی را مدنظر دارید؟
اولین و مهمترین دلیل ماندگاری را داشتن اخلاق حرفهای میدانم. همچنین فرد باید در زندگی خود پایبند اخلاق و ایدئولوژی خاص باشد. به عقیده من ما کار میکنیم تا زندگی کنیم، زندگی نمیکنیم به خاطر کار. باید کاری که انجام میدهیم در راستای ایدئولوژی و اندیشههای متعالی وجودمان باشد.
طوبی زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: