در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چرا قتل؟
باور کنید قصد این کار را نداشتم من به سمت پدرم رفتم تا او را کمک کنم نمیدانم چه شد که به عمویم شلیک کردم.
چرا پدرت با عمویت اختلاف داشتند؟
درگیری آنها به خاطر کامیونی بود که شراکتی خریده بودند. من هم در کارشان دخالت نمیکردم، اما نمیدانم چه شد که آن روز کنترل خودم را از دست دادم و به حمایت از پدرم جلو رفتم. پدرم بیمار بود . اگر عمویم به او حمله میکرد پدرم در آستانه مرگ قرار میگرفت. قصدم این نبود که عمویم را بکشم در کشمکش بین ما گلوله شلیک شد و عمویم فوت کرد.
ماجرای قتل را از ابتدا تعریف کن؟
شب بود که عمویم با پدرم تماس گرفت و با هم صحبت کردند. آنها درگیری لفظی پیدا کردند و در نهایت پدرم گوشی تلفن را قطع کرد. من، پدرم و برادرم با هم به سمت باغمان حرکت کردیم، نمیدانستیم عمویم به خانه ما میآید. در جاده عمویم را دیدم . پدرم برای اینکه با او درگیر نشود به من گفت که بهتر است به راهمان ادامه دهیم. من هم به گفته پدرم عمل کردم، اما عمویم دست بردار نبود ؛ ما را تعقیب میکرد و سعی داشت به ماشینمان ضربه بزند. بالاخره من را که پشت فرمان نشسته بودم به سمت حاشیه جدول راند و در نهایت در خاکی توقف کردم. او پیاده شد و پدرم هم پیاده شد. برادرم به دنبال پدرم رفت. من در ماشین نشسته بودم که دیدم عمویم با چماق به پدرم حمله کرد. پدرم بیمار بود و اگر ضربهای به او وارد میشد پدرم میمرد. من هم برای اینکه بتوانم جلوی این ضربه را بگیرم تفنگی را که در ماشین بود برداشتم و به سمت عمویم رفتم، البته نه برای شلیک. رفتم تا بتوانم پدرم را نجات دهم . در کشمکش بین من و عمویم بود که یک دفعه دیدم تیر شلیک شد و عمویم روی زمین افتاد.
تفنگ در ماشینت چه میکرد؟
تفنگ متعلق به پدرم بود و من آن را از ماشین برداشتم. ما داشتیم به سمت باغمان میرفتیم. از آنجا که اطراف باغ حیوانات وحشی بودند و پدرم آنها را شکار میکرد، تفنگ گرفته بود البته مجوز هم داشت.
شب حادثه برای چه تفنگ را با خودت حمل میکردی؟
تفنگ از چند روز قبل در ماشین بود و من آن را با خودم نبرده بودم. شانس بد من بود که اولین چیزی که به چشمم خورد تفنگ بود و نه چیز دیگر.
چرا بعد از شلیک به عمویت کمک نکردی؟
بلافاصله او را داخل ماشین گذاشتیم و به سمت بیمارستان رفتیم اما فایدهای نداشت او فوت کرده بود. من هم بلافاصله خودم را به پلیس معرفی کردم و دستگیر شدم.
چطور موفق شدی از خانواده عمویت رضایت بگیری؟
عموی من جوان بود و 2 فرزند کوچک داشت. همسرش هم بسیار جوان است. من میدانم به این خانواده آسیب بزرگی وارد کردم و بشدت از این کارم پشیمان هستم، اما همسر عمویم درس بزرگی به من داد و با گذشتی که کرد زندگی را به من آموخت.
دختر عمویت تو را بخشیده است، چطور رضایت او را گرفتی؟
دختر عمویم 10 ساله است اما با سن کمی که دارد آنقدر شعور دارد که من را بشدت تحت تاثیر قرار داد. زمانی که بعد از قتل پدرش برای اولین بار با من روبهرو شد گفت که میداند غم از دست دادن پدر چقدر سخت است و نمیخواهد این غم را برای عمویش که پدر من است تحمیل کند. من بشدت شرمنده او شدم و از آن روز شرایط روحی بسیار بدی دارم؛ چرا که نمیدانم باید چطور کاری را که کردم جبران کنم.
مادر بزرگت در این باره به تو چه گفت؟
او هم مرا بخشیده است. هر چند هیچ حرفی نمیزند و میگوید دوست ندارد من را ببیند اما گذشت او و خانواده عمویم به من درس بزرگی داد و مادرم را از زجری که میکشد، دور کرد.
در مدتی که زندانی بودی به خاطر کاری که کردی تنبیه شدی؟
مسلما تنبیه شدم. واقعیت در مورد افرادی که مرتکب قتل میشوند این است که آنها آنقدر دچار عذاب وجدان و کابوس هستند که حتی اگر در زندان هم نباشند عذابی که میکشند کشنده است. زندان هم شرایط خاص خودش را دارد و با محدودیتهایی که دارد عذاب بیشتری به افراد وارد میکند. آنچه در این مدت من را بسیار آزار میداد نه زندان بود و نه محدودیتهای ناشی از آن، بلکه عذابی بود که بابت کارم داشتم. نمیدانستم چطور باید این عذاب را از خودم دور کنم.
کاری که من با فرزندان عمویم کردم آنقدر زشت بود که دیگر نمیتوانم بهروی آنها نگاه کنم و نمیدانم حالا باید چه کنم. امیدوارم آنها از ته دل مرا ببخشند.
خودت فکر میکنی چه عاملی باعث شد تا تو مرتکب قتل شوی؟
باز هم تکرار میکنم که من قصد قتل نداشتم اما آنچه باعث شد من کنترل خودم را از دست بدهم تصمیم عجولانهای بود که در مورد عمویم گرفتم و او را به قتل رساندم. اگر من بر عصبانیت خودم غلبه میکردم، نه این عذاب وجدان را داشتم و نه اینکه فرزندان عمویم را یتیم کرده بودم.
اگر از زندان آزاد شوی چه میکنی؟
رابطهام را با خداوند خوب میکنم و کاری میکنم که برای جامعه خودم مفید باشم و به فرزندان عمویم خدمت کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: