در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بذل و بخشش تیمهای باشگاهی پایتخت به شهرستانهایی که مردمش از داشتن تیمی برای هواداری و تماشای بازیهای لیگ در آن محروم بودند، از ابتدای امر بیبرنامه و بدون هیچ پایهای بود. کسی نمیدانست در پس این انتقالات قرار است چه هدفی به نتیجه برسد. این که صرفا تیمهای فوتبال تهرانی مانند پاس، پیکان، صباباتری و حتی راهآهن و استیلآذین از تهران نقل مکان کنند و به شهرستانی دیگر برسند، چه اتفاق بزرگی در ورزش و فوتبال ایران ثبت میشود.
به پاس نگاهی بیندازید. باشگاهی برخاسته از محله غربی تهران که مانند راهآهن شخصیتی سازنده در فوتبال ایران داشت، از حسن حبیبی تا جواد نکونام. از همایون شاهرخی تا وحید هاشمیان. پاس در عین بیهواداری و انزوایش میان قطبهای پایتخت، ماهیت و وجههای قابل احترام را برای خود مهیا میکرد. بودجه باشگاه در راه خرید ستارهها خرج نمیشد یا حتی اگر در مقاطعی خاص از زمان پای ستارهها به زمین اکباتان میرسید هم سازندگی از شناسنامه این تیم جدا نمیشد. پاس هوادار نداشت، اما چه کسی از یاد برده است که همین باشگاه بهترین ستارهها را راهی قطبهای فوتبال ایران کرد؟ و البته امروز که به بقایای همین تیم در همدان نگاهی میاندازیم، شباهتی با آنچه از پاس در یادها داشتیم نمیبینیم.
پاس کجاست؟ نماد سازندگی فوتبال ایران امروز تیمی شده است مانند برق در شیراز یا پیام در مشهد و پگاه در گیلان. هرچند معنی سقوط را نچشیده، ولی نه آن ابهت سابق را برای جنگیدن در راه قهرمانی میبیند و نه جدا از تیمهایی است که بازیکنی جدید را در خود پرورش میدهد. شناسنامه پاس در تهران تغییر کرد. همین نمونه آشکار را میتوان در مورد صبای قم دید. صبا با بهانه ولخرجی از اموال دولتی به قم رفت و اما باز هم از بودجه استانداری ارتزاق کرد. صباباتری که داشت در فوتبال ایران نمونهای میشد از نماد سرمایهداری در ورزش و اجراکننده الگوی اروپایی مدیریت فوتبال، فصلی کسالتبار و توام با بحرانهای مالی را پشت سر گذاشت. آیا دقت کردیم که صبا منهای بازیهای مستقیم با استقلال و پرسپولیس، در هیچ مسابقهای بیش از 4 هزار تماشاگر را به ورزشگاه اختصاصی خود نکشید؟ در مورد پیکان چه توجیهی وجود دارد؟ حضور این تیم در قزوین چه کمکی به فوتبال قزوین کرد؟ کدام نوجوان قزوینی راهی برای ورود به پروسه استعدادیابی تنها نماینده شهر خود دید؟ آیا اصلا چنین پروسهای در این تیم یا تیمهای منتقل شده دیگر وجود داشت؟
هیچ اندیشه و دورنمایی در این انتقالهای عجولانه نمیبینیم. تنها استدلالی که میتوانست خوشی زودگذر و آنی را به شهروندان میزبان تیمهای منتقل شده ببخشد، همین جمله بود: «جوانان این شهرها چه گناهی کردهاند که تیم فوتبال ندارند؟» و البته باید پرسید کدام جوان در قزوین و همدان و شهرری، احساس تملک مطلقی در مورد تیمهای نوظهور خود دارند؟ آیا باشگاهها تکلیفی را برای خود دیدهاند که بجز در روز بازی و روی سکوها با هواداران و جوانان شهرهای خود همراه شوند؟ آیا پاس همان سیاست استعدادیابی را در همدان ادامه داد؟ بیتردید پاسخ این پرسش منفی است. پاس تفکرش را در تهران گذاشت و به همدان رفت. این همان کمبود و خلائی است که هر جوان همدانی در مقابل هدیه نامتعارف خود میبیند!
فریاد نداری صبا یک سال به هوا رفت و با وعدههای مدیران استانداری و تربیت بدنی خاموش ماند. همدانیها حالا پاس را فقط در حال تلاش برای بقا میبینند و پیکان در بلاتکلیفی و فضایی برزخی زندگی میکند. تمام ماهیت تیمهای بذل شده از بین رفته است و ما امروز نمیدانیم در این فوتبال مصرفی قرار است کدام تیم آستینهای سازندگی را بالا بزند؟ این که یک ملوان و یک مقاومت با این شخصیت در لیگی 18 تیمی باقی بمانند ما را به نقطهای میرساند که یا باید در تیمهایمان بازیکنان بالای 40 سال را به تماشا بنشینیم یا صرفا به واردات بازیکن روی آوریم.
اما سازندگی، امری فیالبداهه نیست. نمیتوان باشگاهی را وادار کرد شخصیتی جدید بگیرد. استقلال به لیگ 3 رفت و محبوبیت و مقبولیت خود را در جامعه از دست نداد. پرسپولیس سالها در جنگهای داخلی مدیرانش سوخت و اما باز هم همان نام گذشته را با هوادارانش حفظ کرد. سایپا گربه سیاه تیمهای بالانشین ماند، هرچند بارها تا مرز سقوط رفت و گاهی هم قهرمان شد. ملوان سازندگی را در خون خود میبیند و سپاهان همواره بومیگرایی را با تجملات آمیخته است. میتوان سازندگی را از ملوان گرفت، اما هرگز نمیتوان محبوبیت چند ده میلیونی را به پیام بخشید! تا امروز میتوان با قاطعیت گفت طرح واگذاری باشگاههای تهرانی به شهرستانها (که جانشین کار زیربنایی در شهرهای دیگر شد) با ناکامی روبهرو شده است.
پیام یونسیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: