گزارشی از نحوه تولید در شبکه سی .بی .سی کانادا

اشاره : آنچه در پی می آید ، گزارش مختصری از روند تولید برنامه های تلویزیونی کاناداست که توسط کیهان مرتضوی که خود از طراحان صحنه و دکور صداوسیما بوده و در حال حاضر در کانادا
کد خبر: ۲۵۷۷۷
به تدریس اشتغال دارد در نشست بررسی مناسبات حرفه ای و نظام گردش کار در فرآیند تولید برنامه در تلویزیون در سازمان صدا و سیما ایراد شده است . در حال حاضر عمده فعالیت مرتضوی بغیر از تدریس ، همکاری با شبکه تلویزیونی سی بی سی کاناداست . یک کار تولیدی ،از آغاز تا پایان ، بخشهای مختلفی را در بر می گیرد. کار از یک متن شروع می شود. وقتی متنی چه از طریق نویسنده و چه به واسطه مدیر گروه در اختیار تهیه کننده ای قرار بگیرد، اولین مساله بودجه و زمان است . زمان در نظر گرفته شده برای تولید یک برنامه ، بر میزان بودجه آن تاثیر می گذارد. کیفیت کار نیز نکته مهمی است که زنجیروار به دیگر موارد بسته است . البته گاهی نیز بودجه از سوی مدیر گروه تحمیل می شود. در مجموع ، زمان ، سطح عوامل و کیفیت تولید ، عوامل اصلی ای هستند که بودجه را تعیین می کنند. با روشن شدن وضعیت بودجه ، عوامل انتخاب می شوند. تمام این مراحل زیر نظر مستقیم تهیه کننده است و از صافی او عبور می کند. معمولا اولین عنصری که انتخاب می شود ، کارگردان است که بخشی از تصمیم گیری ها به عهده اوست . او با خلاقیت کاری اش و با توجه به دانش و تجربیاتش باید بتواند کار را در زمان تعیین شده هدایت کند. در کنار کارگردان و تهیه کننده ، شاخه اجرایی کار به مدیر تولید سپرده می شود. از این پس همه عوامل به گونه ای انتخاب می شوند که بتوانند هماهنگ با کارگردان کار کنند ، به یکدیگر احترام بگذارند و کار را به نتیجه برسانند. دستیاران تهیه ، مدیر تدارکات و همه عوامل تحت پوشش تهیه کننده باید با همدیگر رابطه ای خوب برقرار کنند. گروه کارگردانی و گروه تولید و تدارکات زیرمجموعه های خود را تشکیل می دهند. گاه یکی از افراد مانند طراح صحنه از هر دو گروه تغذیه می شود و مثلا ایده و مشورت فکری را از کارگردان می گیرد و امور مالی و کمی را با مدیر تولید هماهنگ می کند. مدیر فیلمبرداری نیز دستیاران و عوامل خود را تعیین می کند و تمام این شاخه ها با ارتباطی تنگاتنگ فعالیت خود را آغاز می کنند. مثلث کارگردان ، مدیر هنری و مدیر فیلمبرداری هر کدام در جای خود همراه با زیر شاخه هایشان نطفه متن را بارور می کنند. تهیه کننده نیز همواره ناظر بر امور است و در راس این هرم ، با همه عوامل درگیر است ، ولی در واقع کادر هنری و نیروی خلاقه این سه دسته هستند. آنها متن را می خوانند و نظراتشان را ابراز می کنند.اگر متن نیاز به تغییراتی دارد، با مشاوره به نتیجه مشترکی می رسند و ایده های اجرایی و فنی به زیر مجموعه ها منتقل می شود، مثلا در این مرحله است که مدیر فیلمبرداری نوع لنزها و فیلترهایش را تعیین می کند ، نورپرداز حجم نور مورد نیازش را برآورد می نماید این هرم در تمام برنامه ها وجود دارد ، از یک پلاتوی ساده گرفته تا برنامه خبر و یا یک کار نمایشی . کارگردان تلویزیونی و سوئیچر هم همیشه دو شخص هستند ، یعنی در رژی حتی رژی های کوچک در ردیف جلویی سوئیچر می نشیند و سوئیچ می کند و کارگردان در ردیف پشت قرار دارد. علت هم این است که وقتی کسی مشغول سوئیچ است ، بیشتر از دیدگاه فنی اتفاقات را می بیند و در این حال ، کارگردان به کیفیت کار توجه می کند که آیا روند مناسبی را طی می کند یا نه . همه عوامل از ابتدا تا انتهای کار جلساتی دارند که نقایص و پیشرفت را طبق برنامه ریزی بررسی می کنند. تهیه کننده به عنوان پشتیبان در کنار این مجموعه قرار دارد و لحظه به لحظه همه چیز را زیر نظر دارد. یک تهیه کننده باسابقه از همان ابتدا می تواند برآورد بودجه را با احتمال خطای پایین انجام دهد. او بخاطر پیشینه و سابقه کاری اش می تواند محک بزند و رقمی نزدیک به بودجه واقعی ارائه کند و طرحش را به شورای گروه تحویل دهد. پس از تایید براساس میزان بودجه اش ، از میان کسانی که عضو اتحادیه ها و سندیکاها هستند و صلاحیت حرفه ای شان تایید شده و از صافی ارزیابی تخصصی عبور کرده اند، عواملش را انتخاب می کند. البته می دانیم که دنیای هنر نمی تواند محدود و بسته در شرایط خاص باشد. یعنی در چنین اوضاعی هم کسانی یافت می شوند که در هیچ اتحادیه ای عضو نیستند و کمپانی ها هم اجازه کار با آنها را ندارند ، ولی به سبب قیمت پایین یا دلایلی دیگر قرارداد می بندند. مثلا در سی بی سی که تلویزیون ملی دولتی کاناداست ، اجازه ندارند با کسی که عضو سندیکا یا اتحادیه نیست کار کنند و چنین کسی حتی نمی تواند به عنوان مهمان هم وارد استودیو شود ، چرا که اگر اتفاقی برایش بیفتد، برنامه دچار زحمت می شود. همه عوامل باید بیمه داشته باشند تا اگر خطری مانند برق گرفتگی در استودیو پیش آمد ، تحت پوشش آن قرار بگیرند. آنجا یک کشور سرمایه داری است و اگر تولیدی در آن انجام شود که در بازار مورد توجه قرار نگیرد ، خواه نا خواه نابود می شود و اگر از آن استقبال شود، پله ای برای کارهای بعدی است . به نظر من در تلویزیون ما یکی از مشکلات بزرگ از ابتدا این بوده که تهیه کننده ها از کارهای دیگری مانند هنرپیشگی ، کارگردانی ، مدیریت ، فیلمبرداری به تهیه کنندگی رو می آورده اند و تهیه کننده ای که علم این کار را داشته باشد ، بسیار کم بوده و هست . تهیه کننده مجبور است که نور ، کارگردانی ، فضا را بررسی کند تا بتواند بودجه را تعیین کند. او باید حواسش به تمام بخشهای کاری باشد و بداند سه نفری که به عنوان کارگردان ، مدیر تولید و مدیر فیلمبرداری انتخاب کرده با هم هماهنگ هستند یا نه . متن را خودش بخواند، نه این که برایش تعریف کنند. تهیه کننده باید سینما را بشناسد و تاریخ سینما را بداند و از روند سینمایی کشور ، جشنواره ها مطلع باشد و به معنای واقعی اثرگذار باشد. او باید عواملش را با آگاهی اداره کند نه با زور و قدرت و سرمایه . از همین رو ، مهمترین ابزار در ایجاد انگیزه ، کار کردن است . در آنجا ارزش کاری شما در سندیکا ارزیابی شده و همین که هستی و کار می کنی خوشحال هستی .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها