وی که در سالهای اخیر با ساخت 3 تلهفیلم با تلویزیون همکاری داشته، اکنون در حال تولید سریالی 14 قسمتی به نام خستهدلان است که ساختاری اپیزودیک دارد و قصههای آن به وسیله محمدهادی کریمی و سیدسعید رحمانی نوشته شدهاند. در خستهدلان، مسافرانی سوار بر قطاری میشوند و هریک با سرنوشتی متفاوت در طول مسافرت، بخشی از این مجموعه را رقم میزنند. البته سیروس الوند قرار بود اولین سریال خود را با نام «5 انگشت یک دست» چند سال قبل برای شبکه تهران تولید کند که این اتفاق نیفتاد و او دوباره به سینما برگشت. حتی در ابتدا قرار بود این سریال را بهرام بهرامیان بسازد که با کنارهگیری او، مسوولیت این کار به عهده الوند افتاد. خستهدلان که پیشتولید آن چند ماه طول کشید، 14 بهمن گذشته کلید خورد و اکنون 45 درصد کل مجموعه، تصویربرداری شده است. زمانی که برای گزارش به سر صحنه رفتم، 6 قسمت از این مجموعه آماده شده بود و گروه تولید در یک پروسه طولانی و پرکار به ساخت این سریال مشغول بودند. این طور که مهدی بدرلو، مدیر تولید خستهدلان میگفت، جز در 4 روز اول عید، در دیگر روزها، این سریال در دست ساخت بوده است.
برای تهیه گزارش به سولهای در سعادتآباد رفتم که در گذشته محل تولید تهویههای مطبوع بود و اینک به مکانی در جاده کرج منتقل شده است. شاید زمانی که مخاطبان، این مجموعه را ببینند، نتوانند حدس بزنند که بخش عمدهای از این سریال در سولهای واقع در این کارخانه بظاهر متروک تولید شده است.
حسن خضرآبادی، جانشین مدیر تولید و مدیر تدارکات، از مشکلات و دردسرهایآماده شدن این سوله میگوید و اینکه با لودر، خاکبرداری از آن صورت گرفت و برای اینکه سروصدای محیط بیرونی سوله به درون نفوذ نکند و صدابرداری را دچار مشکل نسازد، از دیوارهای پیشساخته گچی برای پوشش اطراف سوله استفاده شده است که ارتفاع آن تا سقف ادامه دارد؛ اما مشکلترین و مهمترین مساله تولید در این مجموعه به ساخت قطاری با 3 واگن برمیگردد که ساخت آن 3 ماه طول کشیده است؛ قطاری که لوکیشن اصلی سریال است و به گفته محسن شایانفر، تهیهکننده خستهدلان، 90 درصد فضا و مکان قصه را به خود اختصاص داده است. این قطار 3 واگن و یک رستوران دارد که فضای درونی و بویژه راهروهای آن کمی از قطار معمولی بزرگتر است تا دست کارگردان و تصویربردار بازتر باشد و بتوانند در آن مانور بیشتری داشته باشند.
به گفته بدرلو، علاوه بر این مساله، هزینه بالای اجاره قطار به علت طولانی بودن پلانهای داخلی و حجم اعظم داستان سریال در واگن، دلیل دیگری بود تا این ماکت ساخته شود. به نظر او، ساخت این قطار یکی از نقاط مثبت و برجسته تولید این مجموعه است که به دلیل امکان جابهجایی میتوان از آن در فیلمها و سریالهای دیگر نیز استفاده کرد. راستش تا قبل از اینکه قطار را ببینم، باور نمیکردم که این ماکت تا این حد شبیه به قطار واقعی باشد.
خضرآبادی میگوید: برای ساخت این قطار مجبور شدیم از شرکت راهآهن نیز کمک بگیریم؛ به طوری که ساخت صندلیها، تخت و پنجره قطار را خود راهآهن انجام داد و البته هزینه آن را هم دریافت کرد.
گفتنی است این قطار به شکل پرتابل ساخته شده و اجزای آن قابل جابهجایی است و این قابلیت را دارد تا متناسب با میزانسن و دکوپاژ کارگردان، آن را تغییر داد. این قطار را مجید میرفخرایی طراحی کرده و اصغر رحمانی نیز ساخته است.
وی درباره ساخت این قطار میگوید: بعد از اینکه طرح اولیه قطار به وسیله آقای میرفخرایی انجام شد، به اتفاق ایشان به راهآهن رفتیم تا ابعاد واقعی کار دستمان بیاید. برای همین چند عکس از زوایایی مختلف قطار گرفتیم تا براساس یک طرح واقعی، ساخت این ماکت را آغاز کنیم. اگرچه ساخت این قطار با مشکلات زیادی همراه بود و 3 ماه هم زمان برد؛ اما خوشبختانه نتیجه کار بسیار رضایتبخش بود و به پیشبرد تصویربرداری کمک زیادی کرد.
رحمانی که در کارنامه خود، همکاری در ساخت شهرک غزالی را دارد، اظهار امیدواری میکرد که از این ماکت بدرستی استفاده شود تا در فیلم یا سریالهای دیگر هم مورد استفاده قرار بگیرد.
او میگوید: در ساخت این قطار 30 پنجره به کار رفت که 22 عدد آن را از راهآهن گرفتیم و 8 تای دیگر را خودمان ساختیم. براساس گفتههای رحمانی، این قطار ثابت است و حرکت نمیکند. برای قسمتهای بیرونی نیز از پرده آبی استفاده شده که با حرکت دادن نور روی آن، قطار حالتی متحرک پیدا میکند.
مهدی بدرلو نیز از مشکلات حفظ و نگهداری آن میگوید: به دلیل پرتابل بودن و استفاده زیاد از این قطار به عنوان لوکیشن اصلی مجبوریم که هر 15 روز آن را روتوش کنیم که این کار زیر نظر آقای میرفخرایی صورت میگیرد.
محسن شایانفر در ارتباط با پیشتولید و موانعی که موجب شده این قطار ساخته شود، میگوید: مراحل آمادهسازی و پیشتولید سریال خستهدلان از 8 ماه پیش یعنی از مرداد امسال آغاز شد؛ اما در روند پیشتولید دریافتیم که ضبط کار در داخل قطار هم بسیار مشکل است و زمان تولید را افزایش میدهد و این کار ممکن است بر کیفیت کار تاثیر بگذارد. صدای ممتد، واگنهای دربسته و تکانهای قطار، از جمله مشکلاتی بودند که امکان هرگونه نورپردازی و صدابرداری را برای ما مشکل و غیرممکن میساخت. لذا تصمیم گرفتیم تا قطار را که شخصیت اصلی قصه و 90 درصد از کار را تشکیل میدهد، داخل یک سوله طراحی کنیم.
داستان زندگی در قطار
سیروس الوند علاقه خاصی به سینمای اجتماعی و خانوادگی دارد و بیشتر فیلمهایی که تاکنون ساخته، در همین ژانر بوده است. بدیهی است نوع قصههایی که در خستهدلان روایت میشود، به دلیل مضامین آن و البته ساختار روایی و فرم، انگیزه لازم را به الوند داده است تا وی دست به ساخت این سریال بزند.
محسن شایانفر در ارتباط با این همکاری میگوید: با سیروس الوند، یک دوستی قدیمی داشتم و هر دو علاقهمند بودیم در یک طرح مشترک با هم همکاری کنیم. من خیلی دوست داشتم که الوند مدیوم تلویزیون را هم امتحان کند که البته با دشواریهای زیادی که در این راه بود، خوشبختانه در نهایت پاسخ داد و تولید این مجموعه کلید خورد.
از شایانفر درباره همکاری با سیروس الوند در اولین کار تلویزیونیاش پرسیدم که وی گفت: سیروس الوند، کارگردان بسیار هوشمند و حساسی است که کار خود را با علاقه و جدیت انجام میدهد و یکی از نقاط قوت این سریال تا این زمان، درایت و دقت کارگردان بر ساخت فیلم بوده است.
اما تاکنون تجربه ثابت کرده که بیشتر کارگردانهای سینما نتوانستهاند موفقیت خود را در تلویزیون تکرار کنند و این نگرانی درباره سیروس الوند نیز وجود دارد؛ اما شایانفر معتقد است: با سریال جدیدی در تلویزیون روبهرو خواهیم شد و چه بسا نتیجه کار حیرتانگیز باشد؛ چراکه سیروس الوند، این سریال را با دکوپاژ سینمایی میگیرد که این کار به حوصله و توان بالایی نیاز دارد که در آقای الوند شاهد هستیم.
وی همچنین با توجه به اپیزودیک بودن ساختار سریال میگوید: شاید کارگردانهای سینما در نخستین کارهایشان، سریالهای طولانی را نتوانند خوب از کار دربیاورند؛ ولی اگر در فرمت سینما که به شکل اپیزودیک و 90 دقیقهای است، کار کنند، کارهایشان را به بهترین شکل میسازند. لذا من به نتیجه کار سیروس الوند امیدوارم.
خستهدلان در 14 قسمت 45 دقیقهای ساخته خواهد شد که موضوعات آن بر بستر زمینههای اجتماعی قرار دارد و داستان آدمهایی را روایت میکند که هر کدام مسافر یک قطار هستند. تمام 14 قسمت این سریال در قطار میگذرد و در هر قسمت، قصهای شروع میشود و در پایان همان قسمت به پایان میرسد و به همین نسبت بازیگران متعددی برای حضور در قسمتهای مختلف بازی میکنند. البته خستهدلان دارای 5 بازیگر ثابت است که نقشهای آن را داوود رشیدی، سعید پیردوست، ابراهیم آبادی، کورش تهامی و نگین پارسا بازی میکنند. از بازیگران دیگری که تاکنون متناسب با اپیزودهای مختلف بازی کردهاند، میتوان به امین تارخ، آنا نعمتی، علی نصیریان، مسعود رایگان، پردیس افکاری و رامتین خداپناهی اشاره کرد. درواقع با جلوتر رفتن قصه و ساخت اپیزودهای بعدی، تعداد بازیگرانی که به این قطار اضافه میشوند نیز افزایش مییابد که بنا به گفته شایانفر، با محاسبه عوامل پشت صحنه به یک مجموعه 240 نفری میرسد. عوامل تولید این سریال عبارتند از مدیر تصویربرداری: ایرج عاشوری، مدیر صدابرداری: جهانگیر میرشکاری، مشاوره پروژه: رضا کاشانیاسدی، مدیر هنری: مجید میرفخرایی، طراح گریم: محمدرضا قومی، طراح لباس: مهنوش عباسی، جلوههای ویژه رایانهای: رضا فخاریه، مدیر برنامهریزی: یعقوب غفاری، دستیار اول کارگردان: لیلا رنگرزان، دستیار دوم: آریا مصباح، منشی صحنه: ندا آصف، عکاس: حسن شجاعی، روابط عمومی: محسن سلیمانیفاخر، مدیر تولید: مهدی بدرلو، جانشین مدیر تولید: حسن خضرآبادی، مشاوره طرح: رضا کاشانیاسدی، تهیهکننده و مجری طرح: محسن شایانفر
کوتاه با سیروس الوند
سیروس الوند که در کوپه قطار مشغول تصویربرداری سکانسهای مربوط به اپیزود ریحانه است، تمایل چندانی به مصاحبه ندارد و آن را به وقت دیگری موکول میکند. وی تنها به این مساله اشاره میکند که به دلیل اینکه کل کار در فضای کوچک قطار شکل میگیرد، ساخت سریال خستهدلان، تجربه سادهای نخواهد بود و تا آنجا که به یاد دارم قبلا کاری با این محور ساخته نشده است و بهطبع، خود این موضوع میتواند برای تماشاگران جذاب باشد.
روی ریل داستان
شایانفر، تهیهکننده خستهدلان نیز در همین رابطه میگوید: قطار در این مجموعه، نمادی از گذشت زمان و عمر انسان است که به نوعی میتواند ایمان و باورهای مذهبی ما را نیز نشان دهد؛ یعنی آن تصویری که ما از زندگی و دنیا در اندیشههای دینی داریم، به نوعی از طریق این قطار قابل بازنمایی است و حس نوستالژیک زیادی هم در آن نهفته است.
در این سریال ما با قطاری مواجه هستیم که به واسطه آن، هر بار دوربین روی یکی از قصههای آن تمرکز میکند. مثلا در یکی از اپیزودهای آن با خانوادهای روبهرو میشویم که به دلیل یک قتل غیرعمد در این قطار، راهی منطقهای میشوند که قرار است آن قاتل در آن ناحیه قصاص شود. در این سفر اولیای دم، قاتل و قاضی نیز حضور دارند و این حضور، داستانهای خاصی را خلق میکند. این حضور در کوپههای مختلف شاید تنها در قطار امکانپذیر بود. این زمان و قطار هم امکان فرار به مجرم میدهد، هم تحول مجرم و بخشیدگی اولیای دم را نیز فراهم میکند.
به گفته وی، داستانهای جذاب دیگری مثلا راجع به یک استاد دانشگاه، پزشک و یا یک دزد در کلیت مجموعه وجود دارد که هم به آن تنوع میدهد و هم این شکل از کار موجب میشود تماشاگر برای پیگیری مجموعه نیاز نداشته باشد حتما قسمتهای قبلی را پیگیری کند. بدرلو نیز بر همین اساس معتقد است که سیروس الوند در خستهدلان 14 فیلم سینمایی میسازد که این هم به جنس و استقلال داستانها برمیگردد و هم به دکوپاژ سینمایی که صورت گرفته است.
همان طور که گفته شد، سریال خستهدلان از 14 اپیزود تشکیل شده که نام هر قسمت نیز با توجه به شخصیت اصلی قصه و قهرمان داستان مشخص شده است. حبیب، اسفندیار، راحله، استاد، مریم، منا و سیاوش از جمله عناوینی هستند که برای قسمتهای مختلف تعیین شده است. مثلا در اپیزود حبیب که تصویربرداری آن به پایان رسید، نقش اصلی آن را مسعود رایگان بازی میکرد. او در این قسمت، نقش عکاس برجستهای را به عهده دارد که بر اثر حادثهای، نابینا شده است. او برای شرکت در یک نمایشگاه عکس مربوط به زلزله بم، راهی سفر شده است. او در زمان زلزله از دختری عکس گرفته که در آن زمان میپنداشته، او مرده است. این عکس مقام اول را کسب کرده است؛ اما حبیب باید با حوادث دیگری روبهرو شود.
گپی با پردیس افکاری
روزی که برای تهیه گزارش به سوله شرکت ساراول رفته بودم، اپیزودی در حال تصویربرداری بود که نقش اصلی آن را پردیس افکاری بازی میکرد. بسیاری از مخاطبان او را در سریال «فکر پلید» به خاطر میآورند. او که سریال مسافر زمانه را برای پخش در آینده نزدیک در کارنامه خود دارد، درباره نقشش در این اپیزود میگوید: این نقش را خیلی دوست دارم؛ شاید به این دلیل که با نقشهایی که تا حالا کار کردم، بسیار متفاوت است. این نقش درباره ریحانه، زن جیببری است که به خاطر بیرون آوردن برادرش از زندان، این کار را انجام میدهد و زمانی که سوار قطار میشود، انگار زندگی تازهای را تجربه میکند و درگیر مسائلی میشود که در نهایت او را از دزدی منصرف میکند.
افکاری این نقش را منفی نمیداند و به دلیل تحول اخلاقی که در این کاراکتر رخ میدهد، به آن علاقهمند است. او مسیری را که قهرمان داستان طی میکند، عین تجربه زندگی و آن را تلنگری به مخاطب میداند تا به گذشته خود نگاهی بیندازد و راه و روش زندگی خود را تغییر دهد.
پشت میز ناهار
با سیروس الوند که موفق نشدم گفتگوی بیشتری داشته باشم؛ اما فرصتی که برای صرف ناهار عوامل صحنه فراهم شد، غنیمتی بود تا با دستیار کارگردان درباره سریال و کارگردانی سیروس الوند، صحبتی داشته باشم. محلی که برای پذیرایی در نظر گرفته شده بود، همان لوکیشن قهوهخانه در فیلم اخیر بهرام بیضایی «وقتی همه خوابیم» بود. حتی چندتا از تابلوهای آن سکانس نیز هنوز بر دیوار آنجا نصب بود. آریا مصباح، یکی از مشکلات کارگردان را در این مجموعه، محدودیت و کوچکی فضای قطار برای دکوپاژ و میزانسنهایی است که کارگردان تشخیص میدهد، میداند و میگوید: مهارت سروس الوند در کارگردانی موجب شده است تا در همین فضا با دکوپاژ و میزانسن خوبی مواجه شویم.
به گفته مصباح، الوند بسیار با دقت و وسواس خاصی به تولید سریال میپردازد و با توجه به همین حساسیتی که نسبت به درآمدن کار دارد، در بسیاری از مواقع سر صحنه با توجه به اقتضائات داستان به بازنگری در فیلمنامه هم دست میزند.
یکی از نکات مشترکی که در گفتگو با عوامل مختلف سریال شاهد بودم، رضایت شخصی بود که همه آنان از کار کردن با الوند و اخلاق و رفتار وی داشتند. همه آنان حضور سیروس الوند در این مجموعه را دلیلی مهم برای متفاوت و جذاب شدن سریال عنوان کردند و همکاری با وی را به عنوان یک کلاس آموزشی سینما میدانستند.
معرفی چهرهای جدید
در کنار بازیگران شناخته شده و مشهوری همچون داوود رشیدی، علی نصیریان، امین تاریخ و دیگران، بازیگر جوانی هم به عنوان یکی از 5 بازیگر ثابت این مجموعه به چشم میخورد که قطعا این سریال، فرصت مناسبی برای وی فراهم میکند تا به چشم مخاطبان و اهالی سینما دیده شود.
نگین پارسا در این مجموعه، نقش دختر آقای اقبالی، رئیس قطار را بازی میکند. او درباره حضور خود در این مجموعه میگوید: من برای ایفای نقش دختر داوود رشیدی به آقای الوند معرفی شدم و این اولین حضورم در تلویزیون است. او پیش از این تنها در یک تلهفیلم 90 دقیقهای به نام خواب زمین به کارگردانی محمدرضا آهنج بازی کرده است و بدیهی است دومین حضور وی در یک سریال تلویزیونی و همکاری با کارگردانی مثل سیروس الوند، شانس حرفهای خوبی را برای او رقم زده است.
پارسا درباره نقش خود در خستهدلان میگوید: من نقش زهره اقبالی، دختر رئیس قطار را بازی میکنم که دانشجوی علوم اجتماعی است و راجع به مسائل اجتماعی و زندگی مسافران قطار تحقیق میکند.
درواقع علاقه سیروس الوند به ساخت آثار اجتماعی را در همین نقشی که برای نگین پارسا طراحی شده است، میتوان درک کرد.
خستهدلان 2 نیز در راه است
در حالی گزارش پشت صحنه این سریال را مینویسم که هنوز تولید آن به پایان نرسیده است و دستکم 3 ماه دیگر تا پایان آن، زمان باقی است؛ اما محسن شایانفر، تهیهکننده مجموعه، خبر از ساخت سری دوم این سریال میدهد که گویا قرار است بعد از اتمام این طرح در 14 قسمت دیگر نیز ادامه یابد. بدیهی است پیشبینی عوامل سریال از استقبال خستهدلان، انگیزه اصلی تداوم این مجموعه در ادامه کار است.
بنا به گفته شایانفر، با ناصر چشمآذر نیز برای تهیه موسیقی این سریال موافقتی صورت گرفته است. در حالی سوله را ترک میکنم که عوامل سریال آماده میشوند بعد از صرف ناهار، برای ادامه تصویربرداری جلوی دوربین بروند؛ سولهای که مدیران تولید و تهیهکننده مجموعه از مدیریت آن بویژه آقای دهش و خانم کریمی، مسول روابط عمومی شرکت ساراول به دلیل همکاری صمیمانهشان بسیار احساس رضایت و سپاس داشتند و بارها طی مصاحبه به نقش مثبت آنها در پیشبرد طرح تاکید کردند. سوله را ترک میکنم و در ذهن سوت قطاری را میشنوم که قرار است تا مدتی دیگر (شاید نیمه دوم سال) از پخش سریالی جدید به نام خستهدلان خبر بدهد.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم