از ویژگیهایی که در نهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری مشاهده شد بروز چنددستگی درونگروهی و درونجناحی است. پیشتر، دودستگی و چنددستگیها بین جناحها و گروههای گوناگون رخ میداد و جامعه با آنها روبهرو می شد. اما در انتخابات ریاستجمهوری قبل گروهها، جناحها و جریانها در درون با برخی دودستگی یا چنددستگی روبهرو و استواری و همبستگی درونگروهی، سست و راه تفاهم درونگروهی ناهموار شد. چنددستگی آرا و گرایشهای درونجناحی به گونهای رشد کرد که دست یافتن به یک نامزد تقریبا ناممکن بود و این دودستگی و شکافها در دو جریان اصولگرا و اصلاحطلب کاملا مشهود بود.
بیشتر دستاندرکاران و اندیشمندان عالم سیاست علت این رویداد را بسته شدن راه تفاهم درونی و افزایش شکاف و چنددستگی گروهها میدانند که نتیجه آن تولد گروههای نورس در عرصه سیاست داخل کشور است.
چرخش مردم از سیاستمداران قدیمی
احمد توکلی، نماینده چند دوره مجلس شورای اسلامی و یکی از فعالان سیاسی، در تحلیل انتخابات نهم (سوم تیر 84) چرخش مردم از سیاستمداران قدیمی را مهمترین ویژگی این انتخابات میداند. وی براین عقیده است که مردم رویکردی را پذیرفتند که تاکید آن برارزشهای انقلابی و اسلامی اصیلتر مربوط بهدهه اول انقلاب اسلامی بود و به همین سبب این انتخابات را شگفتیآور توصیف میکنند.
وی در این ارتباط میگوید: «شخصیتهای با سابقهای مثل آقای هاشمی یا آقای کروبی از صحنه انتخابات کنار زده شدند و بین نامزدهای دیگری که کم و بیش به یک جریان فکری تعلق داشتند، نامزدی که با صراحت بیشتری برارزشهای سیاسی انقلاب تاکید میکرد مورد اقبال مردم واقع شد. این نشانی از نارضایتی مردم از گرایشهای متمایل به لیبرالدمکراسی بود که در طول سالهای گذشته بین برخی جناحهای سیاسی شکل گرفته بود.» (خبرگزاری فارس 3/4/85)
اوضاع سیاسی در آستانه انتخابات نهم ریاست جمهوری
تا پیش از ثبتنام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، جریانهای سیاسی عمده کشور تمام تلاش خود را برای ورود منسجم به عرصه انتخابات به کار گرفتند. لیکن به رغم این تلاشها، در هیچ جریانی اجماعی واقع نشد. وقتی اسامی 8 نفر به عنوان داوطلب نامزدی انتخابات نهم منتشر شد، رویکرد و عقبه سیاسی و تشکیلاتی هر کاندیدا تا حدودی روشن بود اما تا روز برگزاری انتخابات یعنی 27 خرداد 1384 کشمکش جریانات مختلف برای تغییر آرایشی سیاسی ادامه داشت.
اصلاحطلبان
در طیفهای مختلف جریان اصلاحطلب ابهام کمتری وجود داشت و طیفهای مختلف هر کدام کاندیداهای خاص خود را معرفی کرده بودند و به نفع او فعالیت میکردند. احزاب و گروههایی مانند حزب کارگزاران سازندگی، حزب اسلامی کار و خانه کارگر به طور کامل حامی هاشمیرفسنجانی بودند.
حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، انجمن اسلامی جامعه مدرسین دانشگاهها، انجمن اسلامی جامعه پزشکان و انجمن اسلامی معلمان از مصطفی معین حمایت میکردند.
مجمع روحانیون مبارز، مجمع اسلامی بانوان، مجمع نیروهای خط امام و حزب مردمسالاری نیز هوادار مهدی کروبی بودند. برخی گروهها نیز نظیر مجمع نمایندگان ادوار مجلس، مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به علت اختلاف دیدگاه اعضا هیچگاه نتوانستند به تصمیم قطعی درخصوص حمایت از یک کاندیدای خاص دست پیدا کنند.
با این حال گروهی از فعالان جریان اصلاح طلب همچنان در تکاپوی اجماع طیفهای مختلف بودند. هر چند بحث اجماع در اردوگاه اصلاحطلبان پیش از ثبتنام کاندیداها تقریبا منتفی شده بود، اما هنوز به امکان این امر امید داشتند. از یک ماه مانده به انتخابات، جلسات شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد تقریبا تعطیل شد و تلاش این جریان برای اجماع منتفی شد هرچند تلاشهای انفرادی و رایزنیها در مورد به اجماع رسانیدن جریان اصلاح هنوز بر پا بود.
براین اساس، اسدالله بیات عضو مشترک مجمع روحانیون مبارز و مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در مصاحبهای اعلام کرد حسینعلی منتظری در پیامی به مصطفی معین از وی خواسته است به نفع مهدی کروبی انصراف دهد. بیات پیشبینی کرد این موضع منطقهای تاثیر سرنوشتسازی در روند اجماع اصلاح طلبان برجای بگذارد. (خبرگزاری فارس 8/3/1384)
با تمام این اظهارنظرها مصطفی تاجزاده عضو حزب مشارکت، عدم اجماع اصلاحطلبان در مرحله اول انتخابات را تهدید ندانست و تصریح کرد: «با توجه به این که انتخابات در کشور ما دو مرحلهای انجام میشود و در مرحله اول باید یک فرد بالای 50 درصد رای بیاورد، بنابراین اگر نیروها اجماع نکنند، انتخابات خیلی تهدید نمیشود.» (ایسنا 16/3/1384)
از سوی دیگر، مهدی کروبی و حامیانش نیز هرگونه اجماعی که مستلزم کنارهگیری کروبی به نفع کاندیداهای دیگر باشد را به طور قاطع رد میکردند.
کروبی حتی در پاسخ به این سوال که آیا در صورت راهیابی معین به دور دوم انتخابات از او حمایت خواهد کرد یا خیر تصریح کرد: «من قاعدتا این کار را نمیکنم، اگر حذف شدم، میگذاریم مردم خود تصمیم بگیرند. من از طرف آنها صحبت نمیکنم و چیزی نمیگویم که بعدا بدهکار شوم، ولی نمیدانم تشکیلات من چه تصمیمی خواهد گرفت.» (فارس 23/3/1384)
محسن مهرعلیزاده یکی از 2 کاندیدای که با وساطت رهبر معظم انقلاب به جمع کاندیداها اضافه شد، درباره موضوع به اجماع نرسیدن اصلاحطلبان چنین گفت: «ما نیز امیدواریم اصلاحطلبان به اجماع برسند، ولی با وضعیتی که پیش میرود، فکر نمیکنم بتوانند به اجماع رسند. در عین حال نیز به نظر میآید سایه اجماع خیلی به نفع اصلاحطلبان نیز نباشد. علت این مساله آن است که 3 کاندیدای اصلاح طلب هر سه نماینده بخشی از مجموعه مردم اصلاحطلب هستند. اگر جمع آرای اصلاحطلبان بیشتر از اصولگرایان باشد، به این ترتیب اگر آنها نتوانند در مرحله اول موفق شوند، حداقل در مرحله دوم انتخابات موفق میشوند.» (ایسنا 23/2/1384)
اصولگرایان
در اردوگاه اصولگرایان، ثبتنام 4 کاندیدا یعنی لاریجانی، قالیباف، احمدینژاد و رضایی نگرانی زیادی را به دنبال داشت. هر چند امیدهایی نیز برای اجماع یا حداقل شدن تعداد کاندیداها به واسطه رایزنیهای بزرگان جریان اصولگرا وجود داشت. یکی از مهمترین نقاط امید موضوع «میثاق چهار نفره» بود. 3 تن از کاندیداهای اصولگرا که برای انتخابات ثبتنام کرده بودند، یعنی قالیباف، رضایی و احمدینژاد کسانی بودند که گفته میشد میثاق 4 نفره را امضا کردهاند. براساس این میثاق، بعد از انجام نظرسنجی در زمانی نزدیک به انتخابات،2 نفر از کاندیداهای موجود به نفع فردی که مقبولیت بیشتری داشت کنار میرفت که در صورت تحقق این میثاق تنها 2 کاندیدای اصولگرا (کاندیدای نهایی میثاق 4 نفره به علاوه کاندیدای نهایی شورای هماهنگی یعنی لاریجانی) در صحنه میماندند که در آن صورت، ایجاد اجماع بسیار قابل حصول مینمود. اما هنوز مدت زمانی از این میثاق نگذشته بود که محسن رضایی در 12 خرداد 1384 طی مصاحبهای با خبرگزاری فارس رسما فروپاشی میثاق 4 نفره را اعلام و تصریح کرد: «میثاق 4 کاندیدای اصولگرا که با شرایط مشخص بین این 4 کاندیدا امضا شده بود و مورد حمایت دو گروه سیاسی اصولگرا قرار داشت، با انصراف یکی از کاندیداها خارج از روند میثاق به نفع یکی دیگر از کاندیداها و اعلام حمایت در گروه سیاسی مذکور از دو تن از کاندیداها عملا فروپاشید.»
بنابر میثاق چهار نفره، قرار بود این 4 کاندیدای ریاست جمهوری تا 12 خردادماه به صورت جدی در رقابتهای انتخاباتی حضور داشته باشند و سپس با انجام نظرسنجی کاندیدای مورد اجماع تعیین شود. اما زمانی که دکتر توکلی در نیمه اردیبهشتماه به نفع یکی از کاندیداهای باقیمانده کنار رفت و 2 گروه جمعیت ایثارگران و آبادگران نیز عملا میثاق را نقض کردند، دیگر چیزی از میثلاق اتلاف 4 باقینمانده است.» (خبرگزاری فارس 12/3/1384)
اما مهمترین اقدامی که شیرازه اجماع اصولگرایان را در هفتههای منتهی به 27 خردادماه یعنی زمان انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری از هم گسست، اعلام حمایت جامعه روحانیت مبارز و گروهی از عناصر اصلی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی بود. حمایت این دو تشکل بزرگ و تاثیرگذار اردوگاه اصولگرایان از هاشمی رفسنجانی موضوع اجماع را به طور کلی منتفی کرد.
تا اینجا شورای هماهنگی نیروهای انقلاب و جبهه پیروان خط امام و رهبری حمایت خود را از علی لاریجانی اعلام کرده بودند و جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در هشتم خرداد 84 با صدور بیانیهای حمایت خود را از کاندیداتوری محمدباقر قالیباف به عنوان کاندیدایی که در نظرسنجیها بیشترین مقبولیت را داشت اعلام کرد.
از سوی دیگر مهدی چمران سخنگوی ائتلاف آبادگران ایران اسلامی در 25 خرداد اعلام کرد این ائتلاف محمود احمدینژاد را به عنوان کاندیدای نهایی خود انتخاب کرده است. (فارس 25/3/1384) در آخرین روز منتهی به انتخابات با کنارهگیری محسن رضایی از عرصه رقابتهای انتخاباتی که روز 25 خرداد ماه یعنی 2 روز پیش از برگزاری انتخابات انجام شد، کاندیداهای جریان اصولگرا به 3 نفر تقلیل یافتند. البته محسن رضایی به نفع هیچ یک از کاندیداها انصراف نداد و تنها علت این کار را «جلوگیری از تشتت آرا» عنوان کرد و با توجه به انصراف دیرهنگام عملا تاثیر مثبت روانی و تبلیغاتی چندان قابل توجهی برای اصولگرایان نداشت.
کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی و موضعگیری 2 جناح
تنها کاندیدایی که موضعگیریهای مختلفی نسبت به ورود به صحنه انتخابات را از سوی 2 جناح اصولگرا و اصلاحطلب به دنبال داشت، هاشمی رفسنجانی بود.
نوع تعامل کاندیداهای اصلاحطلب و هوادارانشان با هاشمی رفسنجانی متفاوت بود. مصطفی معین و هوادارانش تقریبا هیچ موضعی بر ضد هاشمی نداشتند که این موجب حیرت تحلیلگران در آن زمان به شمار میرفت. ولی نحوه برخورد مهدی کروبی و حامیانش با هاشمی رفسنجانی متفاوت بود به نحوی که آنان انتقادهای تندی را بر ضد رئیسجمهور اسبق مطرح کردند. نامه سرگشاده کروبی خطاب به هاشمی رفسنجانی که پس از بیانیه اعلام حضور رسمی هاشمی رفسنجانی در انتخابات انتشار یافت مهمترین موضعگیری کروبی برای مطرح کردن خود به عنوان رقیب اصلی هاشمی رفسنجانی بود که در آن نسبت به کوچکبینی سایر رقبا و بزرگبینی خود (هاشمی) انتقاد تندی شده بود. هرچند در پی نامه مهدی کروبی، مجید انصاری از اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، این نامه را دیدگاه شخصی کروبی و نه دیدگاه مجمع عنوان کرد و از ادبیات کروبی در این نامه انتقاد کرد، اما یاران کروبی انتقاد انصاری را بیپاسخ نگذاشته و موضعگیری تندی به این انتقاد مجید انصاری از مهدی کروبی نشان دادند.
رسول منتجبنیا از اعضای اصلی ستاد انتخابات مهدی کروبی با انتقاد شدید از انصاری وی را جزو وابستگان هاشمی رفسنجانی و کارگزاران نامید و گفت: «آقای انصاری را وادار کردهاند موضعگیری کند تا در جامعه شبهه ایجاد شود که در مجمع روحانیون مبارز اختلاف وجود دارد و تصور میکنم این موضعگیری وی ضدحملهای از سوی هاشمی و ستاد ایشان است». (ایرنا 10/3/1384)
علیاکبر محتشمیپور، رئیس ستاد انتخاباتی مهدی کروبی طی سخنانی در جمع گروهی از مردم اهواز، با انتقاد شدید به سیاستهای اقتصادی و دولتهای هاشمی تندترین انتقادات را نسبت به موضعگیری دیگر حامیان کروبی داشت و تصریح کرد: «نتیجه آن سیاستهای غلط، رشد رانتخواری و آقازادهها و نرخ 50 درصدی تورم بود. سیاستهای هاشمی سبب بر جا گذاشتن حدود 10 میلیارد دلار استقراض خارجی و از بین رفتن اعتبار ایران در بانک جهانی در پایان دولت سازندگی بود». (خبرگزاری فارس 10/3/1384)
اما جناح اصولگرا در برخورد با کاندیداتوری هاشمی موضعگیری متفاوتی داشتند و بیشتر تحلیلگران مسائل سیاسی یکی از مهمترین عوامل به اجماع نرسیدن اصولگرایان را همین موضوع کاندیدا شدن هاشمی رفسنجانی میدانند. میتوان اعلام حمایت جامعه روحانیت مبارز و گروهی از عناصر اصلی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را (که پیش از این به آن اشاره شد) نماد بارز این ادعا دانست.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گرچه به جمعبندی نهایی برای حمایت از یک کاندیدای خاص نرسید و نظری رسمی در این باره اعلام نکرد، اما 24 نفر از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در بیانیه مشترکی حمایت مشروط خود را از هاشمی رفسنجانی اعلام کردند.
تشکل روحانی تاثیرگذار دیگر یعنی جامعه روحانیت مبارز نیز با انتشار بیانیهای اعلام حمایت خود از هاشمی رفسنجانی را اعلام کرد. در بیانیه این تشکل ضمن اشاره به تلاشهای اعضای برجسته این جامعه برای ایجاد وحدت بین اصولگرایان و گلایه از کاندیداهای دیگر جریان اصولگرا به علت عدم تمایل برای اجماع را مطرح کردند.
حمایت جامعه روحانیت مبارز از هاشمی رفسنجانی گرچه مشروط به مواردی بود، اما در هر حال وزنه این تشکل مهم روحانی از کفه اصولگرایان خارج شد و همین مساله سبب شد اجماع در اردوگاه اصولگرایان دست نیافتنی شود.
نتیجه انتخابات نهم با آن شرایط سیاسی، منجر به این شد که محمود احمدینژاد که کمترین حمایتهای حزبی را داشت، به ریاست جمهوری برسد. در این دوره از انتخابات که محمود احمدینژاد و میرحسین موسوی، توانستهاند بیشترین حمایتها را از سوی احزاب و گروههای سیاسی برای خود به دست بیاورند، باید دید چه کسی پیروز این رقابت خواهد بود.
ابراهیم برین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم