در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چطور شد که با رادیو آشنا شدید؟!
سال 62 وارد تلویزیون شدم و در فیلمسازی مستند داستانی به عنوان صدابردار فعالیت میکردم که یکی از دوستانم پیشنهاد داد سه ماه در رادیو به او کمک کنم. جالبه بدانید که هنوز این 3 ماه تمام نشده.
به همین راحتی وارد رادیو شدید؟!
سال 63 وقتی وارد رادیو شدم، 3 ماه مشغول ادیت گزارشهای دیگران بودم. برنامههای جهادسازندگی، با سنگرسازان بیسنگر، کار و کارگر و ... در این حین امتحان گویندگی هم دادم نتیجه مثبت بود ولی دنبالش را نگرفتم.
چرا؟
چون به دنبال ارتباطات رودررو با مردم بودم. چون رودررو بودن با مردم برایم شیرینتر است تا از طریق میکروفن، استودیو و ...
و اولین گزارشی که تهیه کردید؟!
اولین گزارش در رادیو ایران گفتگویی بود با فردی در جزیره آشوراده در گرگان (بندر ترکمن) که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد. جزیره یاد شده یک جزیره صیادی بود که من با تنها دامدار این جزیره که یک راس گاو داشت گفتگو کردم. قبلا هم در مرکز کرمانشاه گفتگو با عشیرهای از ایل ترکاشوند را انجام داده بودم.
از گزارشهای راهیان نور بگویید؟! چند بار به کاروانهای راهیان نور اعزام شدهاید؟!
البته در طول 8 سال دفاع مقدس بارها به مناطق عملیاتی 8 ساله کشورم ماموریت داشتم و از حضور رزمندگان و جهادگران، گزارشهایی را انعکاس دادم. در 2 سال اخیر سعادت داشتم که 2 بار به صورت ویژه کاروانهای راهیان نور به مناطق جنوبی کشور سفر کنم و اولین سفر 15 روز ارتباط مستقیم و زنده و صمیمی با تمامی شبکههای رادیویی سراسری و مراکز استانها که 68 مورد بوده، داشتم.
در سفر اخیرتان چند روز در منطقه بودید؟ کجاها حضور داشتید؟ شرایط چطور بود؟
سفر اخیرم 19 روز در سال 87 و 88 به مناطق عملیاتی فتحالمبین، یادمانهای دوکوهه، دهلاویه، طلاییه، شلمچه، خرمشهر، آبادان و اروندکنار در کنار کاروانهای راهیان نور بودم و از حماسه و ایثار و از یک اتحاد ملی گفتم. هنوز که هنوزه هستند کسانی که از یک به یک شهدا و رزمندگان 8 ساله با حضور سبزشان در مناطق قدردانی میکنند و این قدردانی به 47 مورد ارتباط زنده و مستقیم با شبکههای رادیو ایران، تهران، سلامت و تجارت و صدای آشنا در خارج از مرزها از 3دقیقه تا 15 دقیقه بوده است.
از حس و حالتان در حین انجام گزارشهای حماسی بگویید.
اجازه بدهید از زائرانی صحبت کنم که در قالب کاروانهای راهیان نور بودند؛ کسانی که در طول هشت سال دفاع مقدس حضور داشتند و دوباره با دیدن مناطق دل جامانده خود را به آرامش میرساندند و بودند کسانی هم که آن زمان متولد نشده بودند و بودند کسانی هم که درصدد تکمیل کردن ذهن خود از شنیدهها و تصاویری که از دفاع مقدس داشتند. پا گذاشتن به دنیایی که رزمندگان ما در طول هشت ساله دفاع مقدس عشق را معنی کردند، جایگاه انسانهای پاک و بیریا، انسانهای ساده و مخلص. براستی شما از دنیای ارتشی و بسیجی و سپاهی و جهادی در طول هشت سال دفاع مقدس دنیایی باصفاتر و دوستانهتر سراغ دارید؟!
قشنگترین گزارشی که گرفتید؟!
در منطقه طلائیه با دختر 25 سالهای که کنار یادمان شهدا ایستاده بود و با پدرش درددل میکرد. آخه وقتی پدرش شهید شد او 4 ساله بود و فقط با او در خواب و رویا صحبت میکرد.
در کنار پارکی در یوسفآباد تهران جوانی تحصیلکرده که از پدر معتادش گله داشت و ناسزا میگفت.
یا از کسی که لکنت داشت در منطقه سرباز ایرانشهر گزارش گرفتم. گزارش و تاثیر کلامدرمانی و الحان خوشسخنترین آدم روی زمین است.
چرا رادیو را انتخاب کردید و در تلویزیون نماندید؟!
همیشه به دنبال شناخت مردم کشورم بودم. سفر را دوست دارم و به دنبال آن ایرانشناسی و آشنایی با گویشها و لهجههای خاص. الحمدلله که در این کار توانستم در برنامههای «فرهنگ مردم» هم نقش مثبتی داشته باشم؟
ویژگی رادیو را در چه میبینید؟
سرعت در نتیجه کار. در مستندسازی چندماه طول میکشد تا بتوانی یک کار را به سرانجام برسانی ولی در رادیو به سرعت میتوانی به ماحصل کار دست پیدا کنی.
موردی مانده که نتوانسته باشید از آن گزارش تهیه کنید؟
به خاطر ندارم. من از همهچیز، همهکس و همه سوژهها؛ اعم از اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی گزارش تهیه کردهام.
تلخترین و شیرینترین گزارشی که گرفتید؟
تلخترین، گزارشی از استان فارس، شهرستان اقلید که با طوفان و سیل برای روستائیان عشایر آن منطقه بود. 24 روز از منطقه ملارد تا اقلید و آباده همراه با کوچ عشایر بودم و از آن صحنهها گزارش تهیه میکردم.
شیرینترین گزارشهایم برخورد خوب مردم است که نفرات زحمتکش را در رادیو خوب میشناسند.
آیا در عرصه گزارش رادیویی ابتکاری از خود نشان دادهاید؟!
ابتکار دست سردبیر و تهیهکننده برنامه است. اگر سردبیر اجازه میداد در نوع پرداخت به نوع گزارش تواناییهایم مورد استفاده قرار میگرفت وگرنه خیر. به طور مثال در مدینه منوره قرار بود گزارشی را برای شبکه جوان ارسال کنم. آقای سعید معدنکن، سردبیر آن وقت اعلام برنامه و اعلام حضور را به عهده خود من گذاشت.
در حال حاضر در چه برنامههایی گزارش میدهید؟
راه شب سهشنبه شب، مجله فرهنگی شبستانه، آوای اقتدار ارتش، برنامههای ویژه شبکه طبق نظر مدیران گروهها.
تا حالا شده در حین تهیه گزارش خللی در کارتان وارد شود؟
برنامه تولیدی بود منزل یکی از روحانیون در قم. هنگام تهیه گزارش دستگاه ضبط از کار افتاد و دیگر هم روشن نشد.
در عالم کودکی دوست داشتید گزارشگر باشید؟!
اصلا به این چیزها فکر نمیکردم. در مدرسه و هر مکانی که فرصت ایجاب میکرد، به کار نمایش و تئاتر میپرداختم. فیلم بازی میکردم، بیشتر دوست داشتم کمدی بازی کنم. در آن واحد میخندیدم و گریه میکردم.
با وجودی که 25 سال کار گزارش و برنامه زنده رادیویی داشتهاید، آیا باز هم اضطراب تهیه گزارش را دارید؟!
بعد از گذشت 25 سال هنوز هم دوست دارم بپرسم، بدانم و به دانستههایم اضافه کنم.
عامل موفقیت خود را در چه میدانید؟!
چهرهشناسی خوبی دارم که این یک مساله ذاتی است. وقتی بین مردم میروم و میخواهم از آنها گزارش تهیه کنم، اشخاصی که انتخاب میکنم، خوشبختانه جوابم را میگیرم.
و حرف آخر...
25 سال دور از خانوادهام بودهام. 25 سال به تمام نقاط ایران سفر کردهام. خانوادهام با سختی و مشکلات و دور بودن من ساختند. بارها و بارها گفتهام ولی این بار هم میگویم که از همه آنها ممنونم که اگر موفقیتی بوده، مدیون همسرم و 2 فرزند پسرم بوده است.
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: