در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با توجه به اینکه از قبل در وادی اجرا سیر میکردید، روز اولی که به شبکه قرآن دعوت شدید از خودتان نپرسیدید چرا من؟
نه.
برایتان مهم نبود؟
خیلی مهم بود، اما هیچگاه متعجب نشدم و فکر نکردم چرا مرا انتخاب کردهاند. شاید از لحن صحبتم به این نتیجه رسیده بودند که میتوانم یک برنامه زنده را اجرا کنم. البته برایم خیلی سخت بود، ولی آمدم و پس از یک تست بسیار سنگین، پذیرفته شدم و از 4 تیر 1379 اجرایم را با برنامه <اشاره> که یک گفتگوی کارشناسی بود و 3 روز در هفته از شبکه قرآن سیما پخش میشد آغاز کردم.
پس آدم کنجکاوی نیستید.
خیلی نه، بخصوص در امور دیگران که اصلا کنجکاو نیستم.
ندای اجرا برای ندا ملکی؟
ندای اجرا به باورهای مجری بستگی دارد. من در اجرای مذهبی ماندگار شده و با آن انس گرفتهام، بنابراین ندای اجرا نیز برایم ندای قرآنی بوده است.
آدم مذهبیای هستید؟
در درونم اینگونهام، گرچه شاید خیلی در ظاهر نشان ندهم.
اجرا همدم تنهاییتان شد؟
بستگی دارد چطور با اجرا انس بگیرید و کنار بیایید. بعضی به اجرا در حد یک حرفه صرف مینگرند و هر بار پس از اتمام کار، قالب اجرا را مانند لباس از تن بیرون میآورند تا نوبت بعد فرا رسد. برخی نیز دلبسته آن میشوند و اجرا بخشی از شخصیت و وجودشان میگردد. عدهای نیز نگاه توام با قداست به اجرا دارند. دیدگاه من نسبت به اجرا، ترکیبی از همه اینهاست. اجرا بخشی از شخصیت من است و همدم تنهاییام و خیلی چیزهای دیگر.
اجرایتان بوی ریا میدهد؟
این یک مورد را بعید میدانم. [با لبخند]
بینندههایتان نیز با شما همعقیدهاند؟
امیدوارم همینطور باشد. اجرای مذهبی بسیار دشوار است و توقع بحق و درست مردم از مجری چنین برنامههایی زیاد است. در این شرایط اگر بخواهی مورد قبول مخاطب واقع شوی باید بشدت تلاش کنی و مراقب باشی. مدتهاست پیشنهادهای زیادی برای اجراهای اجتماعی در شبکههای مختلف داشته و دارم، اما چون میخواستم در این حیطه ماندگار باشم و مردم مرا بپذیرند هیچکدام را قبول نکردم.
رنگ و لعاب اجرایتان چیست؟
ادعایی ندارم.
واقعیت پنهان در اجرای شما؟
با توجه به نوع اجرایم، همواره مطالبی برگرفته از آیات قرآن کریم، روایات و سخنان ائمه(ع) را در برنامه بیان میکنم و سعیام بر این است که در وهله اول بتوانم آنها را در وجود خودم نهادینه نمایم اما به هر حال انسان به طور دائم در کشمکش میان صواب و ناصواب قرار دارد لذا همیشه از این موضوع نگرانم و با خودم درگیر هستم که خدای ناکرده آنچه که نمیتوانم جامه عمل بپوشانم را بر زبان نرانم ولی متاسفانه گاهی اوقات این اتفاق رخ میدهد و شرمنده خدا و بینندگان میشوم بنابراین دوست دارم واقعیت فوق را با مخاطبانم در میان گذارم که یک موقع فکر نکنند خبری هست و تا این حد نسبت به من، حسن ظن نداشته باشند.
این یک اعتراف بود؟
نمیدانم، به هر حال گفتنیها را باید گفت.
اجرا برای شما، داشتهای در میان هزاران داشته دیگر است؟
نه، جنس اجرایی که دارم با داشتههای دیگرم خیلی متفاوت است.
سوالی که در ابتدای گفتگو درباره ریا مطرح کردید کمی مرا ترساند و به خود آورد، چرا که بحث خدا، مذهب و معنویت در میان است و من یک آدم عادی هستم که به واسطه نوع اجرایم در این موقعیت قرار گرفتهام لذا آنچه خدمتتان عرض میکنم را به پای ریا و خودنمایی نگذارید. به لحاظ این که اجرایم در ژانر مذهبی است به عنوان یک سرمایه به آن نگاه میکنم. وسیلهای که شاید مرا به خدا نزدیکتر کند، به خصوص برنامه آفتاب شرقی که مجموعهای است اذانگاهی و همه روزه در لحظات روحانی اذان ظهر پخش میشود و در واقع یک داشته معنوی است و خیلی دوستش دارم.
تاکنون نداشتههای اجرایتان را ندیده گرفتهاید؟
اصلا. به همه آنها با دقت و وسواس زیاد فکر میکنم و میکوشم تا به نوعی جبرانشان نمایم.
حرف حقی که اجرا به شما یاد داد؟
پایبندی و عامل بودن به آنچه در برنامه میگویم.
همه اینگونهاند؟
متاسفانه خیر. برخی از مجریان به واسطه اجراهایی که دارند مطالبی را بیان میکنند که اعتقاد چندانی به آن ندارند.
حقیقت همیشه تلخ اجرا؟
گاهی اوقات از برخی مسائل که در زندگی و پیرامونم اتفاق افتاده خیلی ناراحت و غمگینم اما مجبورم جلوی دوربین لبخند بزنم تا بیننده متوجه نشود.
مرهمی بر خستگیهای اجرا؟
رضایت مخاطب. تلاش همه دستاندرکاران یک برنامه جلب رضایت مخاطبان خاص و عام است و هنگامی که یک مجری بفهمد کارش خوب بوده و مورد توجه واقع شده، خستگیاش از بین میرود.
آفتاب صبح عاشقی در اجرایتان طلوع کرده است؟
بارها و بارها این طلوع را دیدهام. در برنامه آفتاب شرقی هنگامی که شمارش معکوس برای طنین افکندن بانگ دلنشین اذان آغاز میشود، آفتاب صبح عاشقی در قلبم طلوع میکند و همزمان با من، هزاران قلب دیگر هم این احساس خوشایند را تجربه مینمایند. اگر واقعا از عمق جان به این ندای ملکوتی گوش بسپاریم این اتفاق برایمان رخ خواهد داد.
روزنهای برای آتش نور خدا بر آفتاب شرقی؟
اخلاص و درخواست حقیقی از خدا برای تاباندن این نور.
با چشم، دیدنی است؟
نه. حسکردنی است با عمق جان.
و بر اجرای شما؟
این نور میتواند نفوذ کلام و محتوای عقل و ذهنم را بیشتر نماید تا بتوانم آنچه را میخوانم و از منابع غنی روایی معارفی دریافت میکنم به بهترین و مطلوبترین شکل ممکن به مخاطبم انتقال دهم. شاید بسیاری عاقل، آگاه، عالم و باسواد باشند اما نفوذ کلام نداشته باشند. میگویند خدا آنهایی را که دوست دارد در بین مردم عزیز میکند یعنی نفوذ کلامشان را افزایش میدهد. من این نفوذ کلام را از خدا میخواهم.
شما عزیز شدید؟
این را دیگر شما بگویید.
قضاوت خودتان چیست؟
قضاوت من بر مبنای همان یک درصدی است که برنامه را میبینند و با محبت و عطوفت، مورد لطف و عنایت قرارمان میدهند. خیلیهایی که شما هرگز تصور نمیکنید تیپهای مذهبی داشته باشند میگویند وقتی آفتاب شرقی را میبینیم به آرامش میرسیم و این آرامش را دوست داریم. همین برایم کافی است.
خب این آفتاب غروب هم دارد؟
هر طلوعی غروبی دارد. غروب میکند، اما دوباره از جای دیگری طلوع مینماید و به شکل دیگری آغاز میشود. در واقع ما مهم نیستیم. مهم این است که در وقت اذان، مردم به یاد خدا باشند و این دعوت را لبیک گویند.
در آفتاب شرقی، مشق آفتاب هم میکنید؟
آفتاب برای من نماد «یخرجهم منالظلمات الی النور» است... تلاش میکنم، اما این که تا چه اندازه موفق شده باشم را خدا عالم است.
حتی در اجرا که بر گرفتنش استوارید؟
همین که الان اجرا میکنم نشاندهنده حقی است که برای اجرا دارم.
خودتان به خودتان حق میدهید؟
من انتخاب میشوم، اما مسوول انتخاب نیستم. تنها حق انتخاب دارم.
اجرا نقش برجسته روزگارتان شده است؟
آن نقشی که باید با وجودمان عجین شود، جانشینی خدا و خلیفهاللهی است، اما در این دنیا فکر میکنم اجرا برایم برجسته است.
اجرایتان نماد چیست؟
نماد عشق و علاقه به خدا و ترویج حرفهایی که او دوست دارد.
در اجرا، کارکشته شدهاید؟
فکر میکنم تا حدودی در اجرای مذهبی این گونه باشم البته هرگز خود را بینیاز از تجربهاندوزی نمیدانم.
این یک ادعاست؟
نه، تجربه است.
حاضرید روزی دور اجرا را خط قرمز بکشید؟
اگر روزی متوجه شوم حرفها و شخصیتم برای بیننده جذاب نیست و آن کارایی لازم را در اجرا ندارم حتما کنار میکشم.
اما در این صورت، دیگران رویتان خط قرمز میکشند و حق انتخاب ندارید.
حق با شماست لذا امیدوارم بتوانم در اوج کنار بروم و به جایگاهی برسم که با رفتنم همه بپرسند فلانی کجاست.
بارقه امید در اجرای ندا ملکی برای مخاطب؟
این که در وادی اجراهای مذهبی باقی بمانم و وارد حیطههای دیگر نشوم.
اگر بخواهید زاویه دیدتان را به اجرا تغییر بدهید؟
ما مجریها باید یک مقدار راحتتر، خودمانیتر و صمیمانهتر با مردم صحبت کنیم. حرف دلشان را بگوییم و از دردهای گفته و نگفتهشان حرف بزنیم. این همان نگاه دیگری است که شاید در طول سالهای آینده بتوانیم به آن برسیم.
چرا سالهای آینده؟
الان هم این حرکت آغاز شده است اما کافی نیست. ما فکر میکنیم اگر در قالب الفاظ سنگین و مبهم با مردم سخن بگوییم خیلی به آنها نزدیکتر و باسوادتریم حال آن که بسیاری از حرفهای جدی و پیچیده را میتوان به سادگی به مخاطب انتقال داد و در کنار این آگاهیبخشی، ارتباط صمیمانهای برقرار نمود.
حتی بسیاری از کتابها و منابعی که اکنون در اختیار ماست به نوعی دچار تکلف شدهاند که برای خواننده دلنشین نیست و باید دوباره بازخوانی و بازنویسی شوند تا برای همه قابل استفاده باشند، لذا امیدوارم همه در کنار هم بسیج شوند تا بتوانیم ارتباطی شفاف و بیپیرایه با مخاطب داشته باشیم.
تا به حال اجرای برنامهای چشمتان را گرفته است؟
خیلی دوست دارم برنامهای تخصصی و سطح بالا در مورد انتظار و ظهور موعود اجرا نمایم و مجری بحثها و گفتگوهای علمی و دینی خیلی جدی باشم.
و چند سطر حرف آفتابی که بر دلها سایه نور بیفکند؟
میخواستم یک بیت شعر که خیلی دوستش دارم را برایتان بخوانم اما الان از ذهنم پرید!
همیشه چیزهایی که دوست دارید از ذهنتان میپرند؟!
[میخندد] نه، این را بگذارید به حساب اجراهای زنده و استرسهایی که به ما وارد میشود.
یادتان آمد؟
دل میرود زدستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا.
میلاد و شیما کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: