در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دستگاه پخش خودرو، موسیقی دل انگیزی با صوت و صدای "فریدون" پخش می کند، باد تندی می وزد و گرد و خاک در کویر بلند شده است، باد و خاک را "او" می فرستد، بهار را او می آفریند، زندگی و جان ها را او می دهد و می گیرد. زندگی ، "سفر" است به سوی هدفی و مقصدی و مقصد ما، کرمان است.
ایرانیان ، اکنون علاقه بیشتری به سفر (در داخل و خارج) به ویژه در ایام نوروز از خود نشان می دهند، حال آن که در قرن های گذشته چنین نبود و ایرانیان روحیه سفر کردن و ایرانگردی و جهانگردی نداشتند. "ژان شاردن" جهانگرد و سفرنامه نویس فرانسوی که سال ها در ایران بسر برده است به درستی در باره این روحیه اسلاف ما می نویسد: "ایرانیان گردش و سفر را دوست نمی دارند، بر آن اند که گردش یکی از کارهای بسیار بیهوده ما (اروپاییان) است...سفر برای صرف کنجکاوی در نظر ایرانیان از گردش نیز غیرقابل فهم تر است. آنان لذتی را که ما از دیدن رفتارهای متفاوت با رفتارمان و شنیدن زبانی که به آن آشنایی نداریم، می بریم، درک نمی کنند".
شاردن در ادامه همین مطلب به بی توجهی ایرانیان قرن های گذشته به جهانگردی و سودمندی های آن و روحیه کنجکاوی اروپاییان برای کشف سرزمین های ناشناخته و فهم تاریخ و فرهنگ ملت های بیگانه، اشاره می کند و درسفرنامه اش می نویسد: " وزیران ایرانی (دوره صفویان) از من می پرسیدند چگونه ممکن است در میان ما کسانی باشند که رنج سفر دو سه هزار فرسنگی را با آن همه خطر تنها برای دیدن این که ایرانیان چگونه هستند و در ایران چه می کنند، بی هیچ هدف دیگری، بر خود هموار کنند. چنان که گفتم، این قوم بر آن اند که نمی توان به فضیلت دست یافت و یا از زندگی لذت برد، مگر در استراحت و در خانه ی خود، و اگر سفر برای به دست آوردن خیری نباشد، روا نیست".
داوری سفرنامه نویس فرانسوی در باره روحیه اسلاف ما ایرانیان و اهمیت ندادن به سفر و ایرانگردی و جهانگردی، نادرست نیست و این روحیه، دست کم دو علت یا عامل عینی و ذهنی دارد. نخست این که در بیشتر دوره های تاریخ ایران، نظام استبدادی و سلطنت خودکامه بر مردم این سرزمین حکمفرما بوده است.
همواره سلطان در راس هرم قدرت سیاسی و ساختار سیاسی ایران قرار داشته و حوزه یی بیرون از قلمرو قدرت خودکامه که بتوان آن را "حوزه عمومی" یا "جامعه مدنی" نامید ، نبوده و به وجود نیامده است. کشور و همه شوون آن ملک و مال خصوصی سلطان و همفکران و درباریانش به حساب می آمده و اکثریت مردم ، روحیه و دل خوش و آزادی و امنیت و ثروت برای سفر کردن و کنجکاوی و دیدن دنیای پیرامون خود را نداشته اند.
علت دوم بی توجهی ایرانیان قبل از ما به سفر، ناشی از وضعیت فکری ویژه یی بوده که با سیطره اندیشه صوفیانه در ایران - بخصوص پس از هر شکست سیاسی و نظامی - ایجاد شده بود و این اندیشه ، به گواهی صاحب نظران " انسان را از سفر بیرونی به سیر درونی و از آفاق به انفس سوق می دهد و موجب می شود تا فرهنگ ایرانی، سرشتی درون گرا پیدا کند".
در محافل صوفیانه، ترک کنجکاوی و سفر بیرونی از نخستین گام های ورود به حلقه تصوف به شمار می آید و اگر این گرایش، تنها به محافلی از صوفیان محدود شود پیامدهای چندان نامطلوبی نمی تواند داشته باشد اما از زمانی که تصوفی عامیانه و منحط، مورد توجه بیشتر ایرانیان و گروه های اجتماعی و سیاسی قرار گرفت ، انحطاط به جامعه ی ما رو آورد.
فایده سفر کردن و کنجکاوی در آثار و احوال گذشتگان و شناسایی گذشته، درک بهتر وضعیت فعلی است. نباید گفت گذشته به دیگران تعلق داشته و دنیای ما با ما شروع می شود. امام علی (ع) در نامه یی به حارث پسر عبدالله همدانی از فقیهان بزرگ و از اصحاب خود، به این امر اشاره می کند و می نویسد: "... رفته دنیا را برای مانده آن ، آینه عبرت شمار، چه برخی از آن به برخی دیگر ماند (شبیه است) و پایانش خود را به آغاز آن برساند".( نهج البلاغه ، ترجمه مرحوم دکتر جعفر شهیدی ، نامه 69.)
فایده سفر کردن این است که انسان می فهمد ایرانی امروز فرزند ایرانی دیروز است و این حقیقت ، دستیابی به قوانین کلی و تجربه های تاریخی ایرانیان و استفاده از آنها را برای نسل کنونی امکان پذیر می سازد. علی (ع) در این باره ، بیان ظریفی دارد: " مگر شما - که زنده اید - پسران یا پدران یا برادران و یا خویشان - آن رفتگان - نه اید؟ که پا بر جای پای آنان می گذارید، و بر کاری که کردند سوارید، و راهی را که رفتند می سپارید؟...".( نهج البلاغه، خطبه 83)
******
هر چه جلوتر می رویم و به کرمان نزدیک تر می شویم وزش باد شدیدتر می شود. استان پهناور کرمان تحت تاثیر بادهای مختلف محلی و برون منطقه یی است. هر ساله وزش این بادها، آب و هوای آن را دستخوش تحولات و تغییرات قابل توجهی می کند. این بادها از نوع بادهای موسمی خشک هستند و در ماه های اسفند، فروردین و اردیبهشت می وزند.
جهت وزش باد از غرب و جنوب غربی به طرف شمال شرقی و مشرق است و باعث می شود سرعت خودرو سبک پراید زیتونی رنگ ما را که مسیر غرب به شرق می پیماید، تندتر کند! این باد که بر باغ های پسته کنار جاده نیز می وزد انبوهی از خاک و شن را به همراه دارد و موجب کاهش رطوبت هوا و پراکندن پاره های کوچک ابرها بر آسمان زیبا و آبی بالای سرمان شده است.
ادامه دارد....
حسن سلامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: