در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گفتهاند: «سالی که نکوست از بهارش پیداست.» بهارتان تا امروز چطور بوده است؟
الحمدلله خیلی خوب بوده است.
امسال دلتان ساکن بهار و همخانه شکوفهها شد؟
اگر بهار قبول کرده باشد، بله.
بهار باید قبول کند؟
[میخندد] آره، ما میخواهیم ساکن شویم و صاحبخانه اوست.
خریدارید یا مستاجر؟
چون فصلی است و گذرا، باید اجاره کنیم.
این دل نمیتواند همیشه بهار باشد؟
به نظر من فصلهای دیگر هم در جای خودشان خیلی زیبا هستند.
حتی پاییز و خزان؟
حتی زمستان! به هر حال حالتهای انسان با توجه به شرایط روحی و روانی و پیشامدهای مثبت و منفی زندگی، همیشه یکسان نیست.
معمولا وکلای دادگستری به دلیل نوع شغلشان تلاش میکنند تا حرفها و استدلالهایشان را به کرسی بنشانند. در اجرا هم وکیل خوبی برای نشاندن حرفتان به کرسی هستید؟
وکیل، حرف موکلش را به کرسی مینشاند. در اجرا خودمان هستیم و موکلی در کار نیست.
پس اینکه مجری به نوعی وکیل و نماینده مردم در رسانه است را قبول ندارید؟
نه اصلا. مگر مردم مرا انتخاب کردهاند؟! متاسفانه مردم مجبورند ما را تحمل کنند. [باخنده]
این اجبار، دائمی است؟
نه، بستگی به نظر سازمان دارد. قطعا هر زمان احساس کنند که مردم نمیتوانند ما را تحمل نمایند، عذرمان را میخواهند.
قضاوت بینندگان برنامههایتان را عادلانه و آگاهانه میدانید؟ اصلا آنها را به عنوان قضاتی منصف قبول دارید؟
صددرصد. به نظر من مردم همواره بهترین حکم را صادر میکنند.
همیشه؟
همیشه آنچه به عنوان نظرات مردمی به ما منعکس میشود، درست و قابل اعتنا است. اگر هم تناقضاتی وجود داشته باشد به دلیل قضاوت بد مردم نیست؛ ممکن است از اصل موضوع و ماجرا بیاطلاع باشند.
نیمه پر لیوان در اجرای هر مجری چیست؟
اطلاعات، داشتهها و توانمندیها.
و نیمه خالی آن؟
طبیعتا کمبودها و کاستیها.
به هر دو فکر میکنید؟
همواره به نیمه پر لیوان فکر میکنم.
کاستیها را هم میبینید؟
باید ببینم وگرنه نمیتوانم دوام بیاورم.
در سال جدید به چه چیز اجرا خوشبین نیستید؟
همواره خوشبین هستم و نگاه بدبینانه ندارم، اما امیدوارم امسال تا حدودی صبر و حوصله همه بالا برود تا در اجرا، راحتتر باشیم. من عاشق اجرا هستم؛ عاشقی که گاهی اوقات مجبور است به خاطر کارش حرفهایی بزند که شاید آنها را قبول نداشته باشد.
پس نقش عاشقی را دارید که دلسپرده نیست؟
عاشق، دلسپرده است، اما سرسپرده نیست. ما عاشق سرسپردهایم.
چه عاملی رضا جاودانی را پای ثابت اجرای مسابقات مردان آهنین نموده است؟
همواره از سال 1379 به غیر از یک دوره، اجرای مسابقه قویترین مردان ایران را به عهده داشتهام. شاید دلیل انتخاب مجدد من، تجربه این سالها باشد.
همین؟
همین.
به نظر شما صرف داشتن تجربه، برای ماندگاری در یک برنامه روتین و مناسبتی ویژه کافی است؟
در همه جای دنیا همینطور است. برخلاف ما که دوست داریم در هر فصل، مجری یک برنامه را تغییردهیم، شبکههای معتبر دنیا برخی برنامهها را 40 30 سال با یک مجری ثابت روی آنتن میفرستند.
در این میان، نیاز به تنوع فکر و ایده جدید چه میشود؟
تنوع باید در محتوا باشد.
اما استفاده از مجریان جدید و باتجربه نیز بهدلیل تفاوتهای چشمگیر فکری و کلامی که منحصربهفردند، میتواند محتوای یک برنامه را دستخوش تغییر و تحول نماید.
به نظر من، این تغییر ساختار است؛ تنوع نیست.
پس با این شیوه مرسوم مخالفید؟
در بسیاری از موارد بله.
قدرت بدنی و زور بازوی شرکتکنندگان این برنامه، احیانا شما را وسوسه نمیکرد تا ...؟
[میخندد] همیشه به خودم میگویم خدا را شکر که من نمیتوانم از این کارها انجام بدهم!
چرا؟
به هر حال کار خیلی سختی است. شما تا به حال برخلاف جاذبه زمین وزنه 400 کیلویی بلند کردهاید؟!...
پس جوگیر هم نمیشوید؟
نه، برای من دیگر عادی شده است. اگر این کارها را انجام ندهند، جوگیر میشوم.
حتی در سالهای اول؟
سال اول واقعا برایم جالب بود، اما از سال بعد عادی و تکراری شد.
فکر نمیکنید بینندگان این برنامه نیز حس شما را داشته باشند؟
آن تنوعی که مد نظر شماست، دست من نیست. سلیقه تهیهکننده برنامه این است و من بارها گوشزد کردهام و چون شما معتقدم اگر مردان آهنین بخواهد ادامه داشته باشد باید جذابتر شود و با تغییراتی روبهرو گردد.
یعنی شما هم معتقدید که با این روند ممکن است مردان آهنین ادامه پیدا نکند؟
چون جذابیتهای خاص خودش را دارد ادامه پیدا میکند، اما اگر بخواهد بیننده و حمایتکننده بیشتری جذب نماید باید تغییر کند.
با این جمله که حرف حساب مردان آهنین علیرغم تلاش برای ورود برخی شعائر اخلاقی و روح پهلوانی به آن، بیشتر تشویق مخاطب به برتری جسم و نمایش زور و بازوست موافقید؟
شما الان جایی سراغ دارید که روح پهلوانی در آن وجود داشته باشد؟!
اینکه دلیل نمیشود؟
فراموش نکنید که ما همه مثل یک زنجیر به هم پیوسته و متاثر از یکدیگر هستیم.
ورودی 88، حداقل برای شما ورزشیها با اتفاقی عجیب و غیرمنتظره همراه بود. به نظر شما هنوز هم میتوان به جام جهانی فکر کرد؟
آنقدر که رفتن ما به جام جهانی 1998 عجیب بود، باختمان مقابل عربستان عجیب نبود. فوتبال یعنی همین برد و باختها. در مورد جام جهانی نیز من خودم فکر میکنم، اما بقیه را نمیدانم. درصدش کم شده است، اما خواستن، همیشه توانستن است.
این درصد چقدر است؟
40 درصد شانس صعود داریم و این خیلی خوب است.
سالها گزارشگری فوتبال، دلتان را از این رشته پرطرفدار به درد نیاورده است؟
مگر میشود به درد نیامده باشد؟ چارهای نیست، باید به اندازه بضاعتمان توقع داشته باشیم. مگر ما برای ورزش و فوتبالمان چه کار کردهایم؟ بهترین ورزشگاه کشور ما که مسابقاتمان را در آن برگزار میکنیم، مربوط به 40 سال پیش است! یادمان باشد کره و ژاپن همانهایی هستند که برگزارکننده جامجهانی بودهاند...
از دست اجرا هم خون به دل شدهاید؟
خیلی. گاهی دوست دارم موضوعی را در برنامه مطرح کنم، اما نمیتوانم و این مشکل به دلیل اینکه در مقابل مخاطبانی تیزبین قرار گرفتهایم، خون به دلمان میکند.
یعنی تا این حد دست و پا بستهاید؟
نه، اما محدود به چیزهایی هستیم که گاهی خیلی آزارمان میدهد و با شرمندگی باید بگویم کاری هم از دستمان ساخته نیست.
الان که با شما گفتگو میکنیم، دلواپس چه هستید؟
بنده خدا موکلم که پشت در منتظر است و نگران.
خواب خوشی برای اجرای امسالتان دیدهاید؟
اگر خوابی هم دیده باشم به خدا یادم نیست. معمولا خیلی کم خوابهایم را به یاد میآورم [میخندد.] من عضوی از گروه ورزش شبکه 3 هستم و ممکن است این شانس، امسال برایم پیش نیاید و مدیرانم بگویند فعلا استراحت کن! بنابراین چون خیلی دست خودم نیست اگر صدتا خواب خوش هم دیده باشم فایدهای ندارد.
چیزی را در سال 87 جا نگذاشتید که دلتان بخواهد برای برداشتناش بازگردید؟
نه، آنقدر دست پر نبودم که نتوانم چیزی را بردارم یا جا بگذارم. آدم ساده و معمولی که چیزی ندارد!
پس جا مانده از لحظههای 87 نیستید؟
نه خدا را شکر. همیشه باید پا به پای لحظهها بیاییم. سال 87 برای من بسیار طولانی گذشت و برخی از روزهایش هم در اجرا و هم در ورزش خیلی تلخ بود.
88 را چطور پیشبینی میکنید؟
پیشبینی نمیکنم چون اهلش نیستم، اما امیدوارم خوب باشد.
اما معمولا پیشبینی و گمانهزنی از خصوصیات بارز مجریان و گزارشگران ورزشی است.
من این گونه نیستم.
میترسید تحقق نیابد؟
نه، به نظر من پیشبینی یک نوع کلاهبرداری است! البته میتوانیم حدس بزنیم.
در همه جا و برای همه کارها؟
تقریبا. فقط در هواشناسی و پیشبینی وضع هوا میتواند کلاهبرداری نباشد.
البته همان پیشبینیها هم گاهی مردم را شاکی میکند.
بله، اما آنجا چارهای نیست.
در اجرایتان بیتدبیر بودهاید؟
اگر بگویم خیلی که اغراق است، اما گاهی مطالبی که نباید عنوان میکردهام را گفتهام.
مقصر خودتان هستید؟
بله.
ادعایی نو برای اجرایتان در سال 88؟
اگر به ادعا باشد که میخواهم در سال 88 بترکانم! (با خنده) اما نمیشود. از شوخی که بگذریم اگر دست خودم باشد و به عبارت بهتر دستم باز باشد سعی میکنم با تغییر در محتوای بعضی از برنامهها، تغییراتی در اجرا به وجود آورم. الان مد شده و بسیاری از مجریان شیوه بازی اجرا را به کار میبرند که البته من اصلا اعتقادی به این روش ندارم و نمیخواهم به هر قیمتی کارم را جلو ببرم.
مگر در برنامههای ورزشی هم میتوان از این شیوه بهره برد؟
نه اصلا. به نظر من این شیوه برای برنامههای اجتماعی نیز مناسب نیست. اجرا، وقار و سنگینی میخواهد و با این جنگولکبازیها نمیتوان مجری شد یا اجرا را بهتر کرد.
اولین واژهای که با شنیدن نام خودتان در ذهنتان نقش میبندد چیست؟
مجری.
در سال 88 دور چه چیزی را در اجرا خط قرمز میکشید؟
مصاحبه با روزنامهها [بلند میخندد.]
چرا؟
چون شما سوالات متفاوتی پرسیدید که من غافلگیر شدم!
تاکنون در اجرا، دستکم گرفته شدهاید؟
نه زیرا قبل از آن که این احساس در طرف مقابلم پیدا شود، قابلیتهایم را به نمایش گذاردهام.
کلاهتان را قاضی کنید و بگویید اجرای رضا جاودانی چنگی بهدل میزند یا نه؟
کلاه من قطعا طرفدار و موافق من است بنابراین باید با کلاه دیگران به قضاوت نشست.
خیلیها میگویند مجریان تلویزیون دلشان خوش است و به همین دلیل هم غالبا با حرفهای قشنگ و شعاری، سر و ته برنامهها را هم میآورند. چه عاملی این ذهنیت را به وجود آورده است؟
کار مجری حرف زدن است و طبیعی است که باید یک سری شعار هم در حرفهایش داشته باشد تا همه چیز قشنگ جلوه کند.
شما هم با این شعارها موافقید؟
نه.
اصلا چرا شعار دادن را بد میدانید؟
شعار خوب است.
خودتان گفتید موافق نیستید؟
شعاری که با عمل همراه نباشد را قبول ندارم.
مقابل خودتان ایستادهاید؟
بله، جلوی آینه! [با خنده]
سختتر از ایستادن مقابل دیگران است؟
خیلی. ایستادن در مقابل بسیاری از خواستههای درونی و تمایلات شخصی دشوارتر است.
دوست دارید کدامیک از سینهای سفره هفتسین در پایان سال 1388 بدرقهتان کند؟
سلامتی.
شما سلامتی را هم در سفره گذاشتید؟!
جای شما خالی بله، اصل سفره هفتسین، سلامتی است. در استقبال بهار باید سفره سلامتی و برکت پهن نمود.
شیما و میلاد کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: