در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلمنامه شب هزار و یکم را محمد هادی کریمی با محوریت دفاع مقدس نوشته است. شخصیت اصلی فیلمنامه شب هزار و یکم، دکتر روانشناسی به نام سعید موهبتی است که همراه همسرش لیلا و تنها دخترش سارا زندگی خوبی را میگذرانند. با ورود دختری که از جنوب آمده آرامش زندگی آنها بهم میریزد.
نقش دکتر محبی را دانیال حکیمی بازی میکند و ایفاگر نقش لیلا، مهشید افشارزاده است. در این سریال علیرضا خمسه هم نقش دکتر فرنود را در این سریال بازی میکند. سپیده گلچین، شیوا بلوریان، آرام جعفری، نادیا دلدار گلچین ، کیومرث ملک مطیعی، عباس امیری، محمد فیلی، فخرالدین صدیق شریف، اسماعیل سلطانیان، یوسف مرادیان، پویا امینی، مینا جعفرزاده، شهرام پوراسد، میلاد کیمرام، شیوا خنیاگر، نعیمه نظامدوست و... از دیگر بازیگران این سریال هستند.
تصویربرداری سریال شب هزار و یکم سال گذشته در اهواز و در یک آسایشگاه جانبازان آغاز شد و گروه سازنده بعد از گرفتن سکانسهای مربوط به آسایشگاه به تهران آمدند و سکانسهای جنگی فیلمنامه را که در فلاشبک شخصیتهای داستان اتفاق میافتد در شهرک سینمایی دفاع مقدس تصویربرداری کردهاند. روزی که ما برای تهیه گزارش به پشت صحنه سریال رفتیم گروه سازنده در آسایشگاه جانبازان واقع در خیابان زعفرانیه مشغول به کار بودند.
دکتر سیفی با بازی حسین خانی بیک، دانیال حکیمی در نقش دکتر محبی و علیرضا خمسه در نقش دکتر فرنود از جمله پزشکان همسنگر در دوران جنگ هستند که قرار است قصه پزشکان در زمان صلح را با گریزی به گذشته به تصویر بکشند.
علیرضا خمسه در حالی که لباسی تیرهرنگ پوشیده است با گریم دکتر فرنود به صحنه وارد میشود و منتظر میماند تا با همراهی سایر عوامل صحنه تشییع جنازه دکتررهبانی را از مقابل مسجد رسولالله که در همان نزدیکیهاست، بازی کند. از فرصت استفاده میکنم و از این بازیگر میخواهم کمی درخصوص کاراکتر دکتر فرنود با توجه به اهمیت نقشش در شب هزار و یکم بگوید.
او در آغاز به چندوجهی بودن این شخصیت اشاره میکند و میگوید: دکتر فرنود از آدمهایی که در جنگ حضور داشتند و همواره جزو افراد مخلص جامعه بودند، نیست. این کاراکترشخصیتی چندوجهی دارد که یک وجه آن به خاطرات دوران جنگ و همراهی او با سایر پزشکان برمیگردد، یک وجه دیگر او خانواده دوستی و دست آخر دنیا دوستی اوست که بشدت به پول و رفاه چسبیده و درست به سبب همین وجوه است که این کاراکتر از سایر پرسوناژهای مشابه او در این مجموعه جدا میشود، اما فهم کلی من از این شخصیت درکی گذرا از گذشت زمان است؛ به این معنا که تغییر در رفتار آدمها که در طول زمان رخ میدهد را در دکتر فرنود نیز میتوان دید.
اما در این میان نکته جالب توجه این است که تماشاگران سیما و سینما علیرضا خمسه را بیشتر به عنوان بازیگر طنز میشناسند. البته ناگفته نماند که به نظر میرسد این بازیگر پس از سالها فعالیت در عرصه کمدی به یکباره تغییر جهت داده و به بازی در نقشهای جدی رو آورده و درست به دلیل همین تغییرنگرش بود که توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل جشنواره فیلم فجر را برای بازی در فیلم «بیست» از آن خود کند؛ به همین سبب از او میپرسم آیا کاراکتر دکتر فرنود در این مجموعه، شخصیتی طنز است؟
وی در پاسخ میگوید: رگههایی از طنز در این کاراکتر وجود دارد ولی همه شخصیتها تقریبا جدی هستند و فرنود هم به همان اندازهای که در زندگی واقعی طنز وجود دارد از وجوه طنز بهره برده است؛ اما با همه این اوصاف به عقیده من متفاوتترین نقش در این مجموعه دکتر فرنود است چرا که سایر شخصیتها تک بعدی هستند و معمولا هم بعد ارزشی آنها مطرح است. اما دکتر فرنود وجوه مختلفی دارد و از این جهت برای من به عنوان یک بازیگر جذاب است.
و اما نکته آخر نخستین تجربه حضور این بازیگر در حوزه دفاع مقدس است که خمسه از این حضور به عنوان حضوری موفق یاد میکند و میگوید: من تصور میکنم میزان موفقیت ژانر و گونههای سینمایی و تلویزیونی بر اصل باورپذیری استوار است. به این معنا که اگر یک بازیگر بتواند نقشی را آنگونه که باید، بازی کند و باورپذیر جلوه دهد موفق عمل کرده است. حالا این ژانر میتواند کمدی، پلیسی، جنایی یا تراژدی باشد.
برهمین اساس همه سعی من هم این بوده که شخصیت دکتر فرنود را باورپذیر اجرا کنم؛ البته فکر میکنم دکتر فرنود تنها نقشی بود که طبق آنچه نوشته شده بود هدایت و اجرا شد و تقریبا هیچ تغییری نکرد اما چون این کاراکتر نقشی متفاوت داشت، این امکان را به من بازیگر میداد که رگههایی از طنز را در آن ایجاد کنم و به عنوان نخستین تجربه بازی در گونه دفاع مقدس راضی هستم.
عوامل مجموعه «شب هزار و یکم» به سوی مسجدی که قرار بود دکتر شهید رهبانی از آنجا تشییع شود، حرکت کردند و از سوی دیگر اتوبوسها و مینیبوسهایی با تعداد زیادی از هنروران در حالی که لباسهای سیاه به تن داشتند از راه رسیدند و همه چیز برای تصویربرداری سکانس پر جمعیت تشییع جنازه این دکتر که در زمان جنگ شیمیایی شده بود، آماده شد.
گروه صحنه تابوت بزرگی با پارچهای ترمهدوزی شده و مزین به پرچم ایران را به صف جلوی عزاداران داد؛ دو هنرور پرچمی را که رویش که به خط زرد نوشته شده بود «شهادت مظلومانه شهید دکتر مهرزاد رهبانی به خانواده بزرگوار و جامعه پزشکان اسلامی تسلیت باد» حمل میکردند و زنان هنرور در حالی که چادر مشکی به سر داشتند در صف آخر ایستادند.
گلهای گلایل با روبانی سیاه تزئین شده و عکس دکتر رهبانی (فخرالدین صدیق شریف) هم کنار این دستهگلها مقابل ورودی مسجد قرار گرفت و جمعیت حاضر لاالهالاالله گویان و تابوت به دوش به سوی مسجد راه افتادند. دکتر فرنود (علیرضا خمسه) همراه حامد(میلاد کیمرام) به عنوان میزبان کنار در مسجد ایستاده بودند.
صدای گریه و مویه به گوش میرسید. تابوت به همراه جمعیت به داخل مسجد رفت و حاضرین یکی یکی تسلیت میگفتند. مردی ناشناس به دکتر فرنود نزدیک شد و گفت: آقای دکتر ببخشید من حرفی برای گفتن ندارم...واقعا ندارم و با چشم به حامد اشاره میکند و پسرک در حالی که سعی میکند خونسردی خود را حفظ کند، میگوید: نمیشه که نیام، به خاطر علی باید میآمدم.
فرنود: شما از کجا همدیگر رو میشناسین که من خبر ندارم ؟
حامد: دکتر موهبتی همه ما را دور هم جمع کرد و با هم آشنا کرد.
دکتر فرنود سرخود را به علامت رضایت تکان میدهد و همراه با باقی جمعیت به داخل مسجد میرود.
این سکانس با فرمان کات علی بهادر به پایان رسید. فرصت را تا رسیدن چای صحنه غنیمت دانستم و از او خواستم تا درباره روند ساخت این مجموعه تلویزیونی بگوید.
وی در اینباره گفت: این مجموعه روایت چند پزشک است که هر کدام از آنها در شرایط فعلی مشغول به کاری هستند. برخی از این اشخاص از روزهای آرمانگرایی دوران دفاع مقدس فاصله گرفتند و آدمهای گذشته نیستند. در واقع شب هزار و یکم تحلیلی از وضعیت اجتماعی امروز است؛ به این معنا که افرادی را با افکار مختلف میبینیم که هرکدام به اهداف و آرمانهای خود پایبند بودند و برخی از آنها همچنان هستند و برخی دیگر کمی استحاله یافتهاند.
جدا از تحلیل دوران گذشته و گذر آدمها به دنیای امروز، برشی از ایثار پزشکان در بیمارستانهای صحرایی در دوران جنگ و البته مسائلی که پزشکان با آن روبهرو بودند بر میگردد.
صحبت بهادر به اینجا که رسید این سوال پیش آمد آیا ضرورت خاصی برای به تصویر کشیدن تلاش پزشکان در مجموعه دفاع مقدس وجود داشت؟ این کارگردان در پاسخ به این سوال به تجربیات خود از کار در گروه دفاع مقدس تلویزیون اشاره کرد و گفت: در مقطعی مسوول گروه دفاع مقدس تلویزیون بودم و تا اندازهای به حوزه دفاع مقدس و مسائل پیرامون آن در بحث سریالسازی اشراف دارم و معتقدم با وجود فعالیتهای فراوانی که در حوزه دفاع مقدس صورت گرفته، هنوز آنگونه که باید در حوزه پزشکی طی دوران جنگ فعالیتی انجام نشده است، چرا که پیش از این مجموعه تلویزیونی «رقص پرواز» در حوزه پزشکی ساخته شد.
اما به نظرم قصه «شب هزار و یکم» داستان جذابی در حوزه پزشکی در دوران جنگ است. پیش از این در حوزههایی چون بحث مهندسی جنگ و فعالیتهای سپاه و ارتش به گونههای مختلف کار کردهایم، گرچه همه کارهایی که تاکنون انجام شده حق مطلب را کم ادا کرده چرا که اصولا کارهایی که در دوران جنگ انجام شده حرکتهای بزرگی بوده و ما هنوز جا دارد بدرستی روی موضوعات مختلف کار کنیم و داشتههای ارزشمند آن دوران را به نسل جوان نشان دهیم.
جوانگرایی یکی از بحثهایی است که همواره از دغدغههای گروههای سریالسازی در حوزه دفاع مقدس بوده است. کما اینکه چندی پیشگلهای گرمسیری با همین انگیزه ساخته و پخش شد. بههمین سبب از این کارگردان که مجموعه تلویزیونی بهترین تابستان من با بازی علی صادقی را در کارنامه خود داشت، که بهنوعی دغدغه پسرکی نوجوان برای رفتن به جنگ بود، خواستم درباره بحث جوانگرایی در این مجموعه بگوید.
او به شکاف نسلها اشاره کرد و گفت: بحث شکاف نسلها از جمله بحثهایی است که همواره وجود دارد و در حوزه دفاع مقدس هم ارزشهایی وجود داشته که نسل جوان باید آنها را بدانند اما متاسفانه در بیان حقایق آن دوران کم کاری و اجحافهایی صورت گرفته است. به نظرم در این قصه جوانگرایی با ورود نسل جدید بدون اینکه خود بداند در ماجرا صورت میگیرد.
میلاد کیمرام بازیگر جوانی است که در مجموعه شب هزار و یکم جدیترین حضورخود درعرصه تلویزیون را تجربه میکند. از همین رو در ابتدا از این بازیگر جوان خواستم درخصوص چگونگی حضور خود در عرصه بازیگری بگوید. اولین کار جدی که داشتم یک مجموعه تلویزیونی با آقای پاکسرشت در شهرستان بود، ولی بعد از اینکه به تهران آمدم، اولین کار تلویزیونی را در مجموعه خواستگاران نوشته گلاب آدینه تجربه کردم و پس از آن در کنار سعید ابراهیمیفر تلهفیلمهای تخت جمشید در روزولت و ماه در تاریکی را با موضوع انقلاب تجربه کردم تا اینکه بازی در نقش حامد در شب هزار و یکم را پذیرفتم و خوشحالم که نخستین تجربه در حوزه دفاع مقدس را با این گروه کسب میکنم و خوشبختانه آقای بهادر هم دست مرا در اجرا باز گذاشته و من هم در نوع بازی به گونهای عمل کردم که تماشاگر آن را دوست داشته باشد و هفته به هفته پیگیری کند.
کیمرام در ادامه به ویژگی کاراکتر اشاره کرد و گفت: روز اول که فیلمنامه را خواندم، دیدم آنقدر جذابیت ندارد، اما چون کلیت داستان را دوست داشتم، پذیرفتم در این نقش بازی کنم. این موضوع را با آقای بهادر هم درمیان گذاشتم و قرار شد طبق برداشت خودم با بازیای که ارائه میکنم تغییراتی در آن بدهم.
وی در پایان درباره تغییرات ایجاد شده گفت: در شخصیتپردازی، کاراکتر حامد بدرستی پرداخته نشده بود و اگر او را از کل داستان برمیداشتیم، اتفاقی در روند فیلمنامه ایجاد نمیشد و من حداقل کاری که کردم این بود که این شخصیت را بار دیگر در بازی خود احیا کردم و به نوعی حامد را شناسنامهدار کردم. تاکنون حدود 70 درصد از تصویربرداری سریال شب هزار و یکم به پایان رسیده است و گروه سکانسهای باقیمانده را در تهران تصویربرداری خواهد کرد. هوا ابری شد و قطرههای باران روی جمعیت عزادار و گروه تصویربردار میبارید.
گروه کم کم وسایل خود را جمع کرد تا ادامه تصویربرداری مجموعه شب هزار و یکم را در روزی دیگر از سر بگیرد تا در آیندهای نهچندان دور در هفته دفاع مقدس شاهد پخش این مجموعه از شبکه یک سیما باشیم.
پریسا ساسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: