دغدغه گرافیست‌ها از آموزش این هنر در محیط آکادمیک

دانشگاه‌ها گرافیک ایرانی را نمی‌شناسند

گروه فرهنگ و هنر ‌ مهدی نورعلیشاهی: نقاشی‌های چاپ سنگی به جای مانده از سده اخیر در کشورمان به خوبی نشان‌دهنده نوعی از گرافیک خاص است که می‌توان آن را گرافیک ایرانی نام نهاد اما آن‌که این در محافل هنری جهان چقدر کاربرد دارد باید بگوییم هیچ، زیرا آموزش گرافیک ایرانی در جایی منقطع شده است.
کد خبر: ۲۴۹۴۵۰

شخصی به نام سیاه‌قلم سال‌ها پیشتر نوعی ترکیبی از هنر گرافیک را در ایران و در قالب آثار نقاشی چاپ سنگی راه انداخت که با آن‌که اکنون بسیاری از منتقدان، آثارش را بسیار مدرن و البته کاملا ایرانی می‌خوانند اما درصد کمی از اساتید هنر گرافیک کشورمان در دانشگاه‌های ایران اصلا نام وی را شنیده‌اند و اصولا به مفهومی به نام گرافیک ایرانی اعتقاد ندارند.

قباد شیوا استاد برجسته گرافیک کشورمان یکی از هنرمندانی است که اعتقاد زیادی به گرافیک ایرانی دارد. اصلا او را یکی از پیشروترین گرافیست‌ها در این حوزه می‌نامند. او در ابتدا حرف‌هایش را در یک پرسش خلاصه می‌کند و در خصوص بحث آموزش گرافیک ایرانی در مراکز آموزش کشور می‌گوید: اکنون چند درصد از آثار تولید شده درحوزه گرافیک ایران آثار با هویتی ایرانی و البته در قالب گرافیک ایرانی هستند؟ او ادامه می‌دهد: آموزش‌هایی که در دانشکده‌های هنری ما به دانشجویان گرافیک داده می‌شود آموزش‌هایی است که بیشتر بر مبنای گرافیک لهستانی شکل گرفته است و این آموزش‌ها نمی‌تواند زمینه‌ساز هویت سازی در این هنر شود.

ما لازم داریم که گرافیک ما زیبایی شناسی خاص خودش را داشته باشد اما متاسفانه اکنون جهت گیری اساتید دانشگاهی ما به سمت هنر غرب است و هر دفراماسیونی که آنجا رواج پیدا کند چندی بعد در کشور ما نیز باب می‌شود. شیوا به نکته مهمی در این باره اشاره می‌کند زیرا اکنون بسیاری از گرافیست‌های برجسته و حتی اساتید دانشگاهی نیز ورود به حوزه گرافیک ایرانی را نوعی خط قرمز برای خویش می‌دانند.

سهراب هادی یک گرافیست است. او در این‌باره می‌گوید: اوایل پیروزی انقلاب اسلامی بحثی مهم در خصوص هویت‌سازی ایرانی در آموزش دانشگاهی گرافیک به وجود آمد که متاسفانه این امر پس از سال‌ها هنوز به سر انجام نرسیده است. او می‌گوید: زیر بنای این آموزش می‌تواند به‌کارگیری عناصر و متیف‌ها و خطوط و بافته‌ها و حتی نقش‌های کاشیکاری‌هایمان باشد. که با تجزیه و آنالیز این آثار می‌توان الفبای گرافیک شرقی ایرانی را در هنرستان‌ها و دانشکده‌های گرافیک تدریس کنیم.اما علی وزیریان دیگر گرافیست برجسته کشورمان با این عقیده موافق نیست. او می‌گوید برای آموزش صحیح گرافیک ایرانی در محیط‌های دانشگاهی تنها آموزش تلفیق و بکارگیری المان‌های سنتی ایران کافی نیست زیرا واقعیت در این امر چیزی دیگر است که در واقع آن باید آموزش داده شود.

او برای مثال گرافیک ژاپنی را در این زمینه مثال می‌زند و می‌گوید: ما حتی اگر عناصری مثل حروف ژاپنی را از یک اثر گرافیک ژاپنی در بیاوریم باز هم روح ژاپنی در آثار تک تک هنر جویان و هنرمندان این کشور نمود دارد. از سوی دیگر سهراب هادی به لطماتی که آموزش ناصحیح گرافیک در محیط‌های دانشگاهی کشورمان به بار آورده است اشاره می‌کند و می‌افزاید: ما در واقع در این بحث از دو سو لطمه خورده‌ایم که اولا اساتید دانشگاهی ما برای هنرآموزان این موضوع را تشریح نمی‌کنند که سلیقه مخاطبان و حتی طراحان ما متاثر از گرافیک غیر ایرانی و حتی غیر تجاری هم می‌تواند باشد و همه نگاه تجاری به این مفهوم را آموزش می‌دهند. وی ادامه می‌دهد پیشینه برداشت‌های هنری از هنر روسیه در بنیان دانشکده‌های هنری ما نیز وجود دارد که باعث می‌شود آموزش گرافیک در ایران به سمت گرافیک لهستانی پیش رود.

قباد شیوا که خود یکی از مدافعین آموزش گرافیک ایرانی در دانشگاه‌ها نیز هست اما حرف‌هایش را در این مورد این‌گونه پایان می‌دهد که گرافیک به واسطه آنکه مستقیم و غیر مستقیم در ذهن و خانه‌های مردم نفوذ دارد باید از هم اکنون به دنبال جهت‌سازی آموزش این رشته در دانشگاه‌های کشور باشیم.او ادامه می‌دهد شاید اگر این امر که توجه به زیبایی‌شناسی هنر شرقی اولین شرط برای آموزش در محیط‌های آکادمیک گرافیک باشد بسیاری از مشکلاتی که اکنون ما از آنها به عنوان بی‌هویتی در گرافیک کشورمان یاد می‌شود دیگر وجود نداشته باشد.

دغدغه گرافیست‌ها در مورد آموزش این مفهوم پایان‌پذیر نیست اما چندی دیگر قرار است دوسالانه پوستر و گرافیک ایرانی در کشورمان برپا شود. شاید اگر شورای سیاستگذاری این دوسالانه به جای هر چیز محور نمایش آثار برگزیده را به این امر اختصاص دهد شاید دیگر هیچ دانشجویی در این حوزه به خود اجازه ندهد از هنر غرب تقلید کند و آثارش بر دیوار کشوری شرقی آویخته شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها