در دنیای نفت ، ذخیره سازی بسته به هدفی که در پشت آن نهفته است ، ابعاد متفاوتی دارد و به عبارت دیگر هدف از ذخیره سازی ، تاثیر آن را در بازار متفاوت خواهد کرد. برای مثال زمانی که هزار بشکه نفت خام یا فرآورده ذخیره می شود، اگر برای اهداف استراتژیک ذخیره شود، وظایف و تاثیرات متفاوتی خواهد داشت ، در حالی که همین ذخایر تحت عنوان ذخایر تجاری تاثیرات کاملا متفاوتی بر بازار خواهد داشت . به دیگر سخن هر ذخیره کننده ای ممکن است به دلیلی خاص و متفاوت با دیگران اقدام به ذخیره سازی کند و آن دلیل است که نحوه تاثیرگذاری و زمان تاثیرگذاری آن را در بازار مشخص می کند یا دست کم می توان انتظار داشت که آن گونه تاثیر بگذارد. در کنار نوع ذخیره سازی باید به این نکته نیز توجه داشت که مشخصه ذخیره کننده نیز در چگونگی تاثیر بسیار مهم است . همان گونه که گفته شد، یک نوع ذخیره سازی که به آن کمتر پرداخته می شود ذخایر موقتی است که از سوی کشورهای تولید کننده نفت در نزدیکی بازارهای متقاضی نفت ایجاد می شود. نوع دیگر ذخایر، آن است که از سوی مصرف کنندگان ایجاد می شود. این نوع ذخیره سازی تاثیرات قابل توجهی در بازار نفت دارد. به دلیل تناظر تقریبا یک به یک نمی توان ذخیره کننده را جدا از نوع ذخیره دانست . برای مثال بخش خصوصی که به دنبال کسب سود از طریق معامله در بازار نفت است ، در صورتی اقدام به ذخیره سازی می نماید که به قیمت بالاتر در آینده امید داشته باشد و زمانی که بازار قیمتهای بالا را تجربه می کند، ذخایر خود را عرضه می نماید با این تعریف ، منطقی است که این گونه افراد به سمت ذخیره سازی تجاری (با رویکرد سوداگرانه) روی آورند. ذخایر را می توان براساس 3روش تقسیم بندی کرد :
روش اول : تکیه بر مالکیت دولتی ، خصوصی یا عمومی.
روش دوم براساس مرحله ای تولید : نفت خام ، در مرحله تبدیل ، فرآورده و...
روش سوم : براساس اهداف تعیین شده عملیاتی ، استراتژیک و تجاری . با استفاده از تقسیم بندی های اول و دوم نمی توان نحوه تاثیر ذخایر در بازار نفت را بررسی کرد و کمتر دیده شده که تحلیلگران بازار نیز از این دو روش استفاده کنند و به نظر می رسد روش مناسب در تقسیم بندی و تحلیل تاثیر ذخایر، تقسیم بندی براساس اهداف است . البته توجه به این نکته لازم است زمانی که بحث اهداف ، مطرح است عملا مالکیت و مرحله تولید نیز مورد توجه قرار می گیرند، هر چند در درجه دوم اهمیت . برای مثال زمانی که دولت لازم می داند باید A بشکه نفت خام در کشور در هر مقطع زمانی ذخیره شود و بخش خصوصی را ملزم می کند که بخشی از آن مثلا B بشکه از آن را ذخیره کند، این بخش ملزم به انجام این کار است و نمی تواند با استناد به این که بخش خصوصی است و مالیات می دهد، از انجام آن خودداری کند. به دیگر سخن هدف ، باعث شده است که مالکیت بیرنگ شده و اهداف خاص عامل تعیین کننده باشند. اگرچه عوامل موثر بر ذخایر را بررسی خواهیم کرد؛ اما در بیان عوامل تعیین کننده حجم ذخایر و چرایی تاثیر آن در بازار جمله روبرت مابرو کفایت کند: در دنیایی که تولیدکنندگان نفت منفعلند که به نظر من در بسیاری از مقاطع شامل اوپک نیز می شود، تغییرات ذخیره سازی ها با رفتار اقتصادی خریداران تعیین می شود.
1- ذخیره سازی عملیاتی
قدیمی ترین نوع ذخیره سازی ، ذخیره سازی عملیاتی است . این نوع ذخیره سازی تقریبا از بدو پیدایش صنعت نفت انجام شده است . به دیگر سخن هر واحد پایین دستی نفت (تصفیه و توزیع) برای ادامه فعالیت های جاری خود نیازمند ذخیره سازی عملیاتی است تا در مواقع رخدادهای غیرمترقبه فعالیت های آن متوقف نشود. ذخایر اولیه بیشتر نفت خام است و در پالایشگاه ها و در ترمینال های نفت خام نگهداری می شوند. ذخایر ثانویه بیشتر برای بازار مصرف و از نوع فرآورده است . این ذخایر بیشتر در مناطقی نزدیک به بازار مصرف نگهداری می شود. این نوع ذخیره سازی ها به دلیل این که کمتر به مباحث روز و مشکلات بازار حساسیت دارند، دربرآورد تاثیر آن بر قیمت و بالعکس مورد توجه قرار می گیرند. ضمن آن که در بررسی های انجام شده ارتباط معنی داری میان این نوع ذخایر و قیمت مشاهده نشده است . این نوع ذخایر به 2گروه اجباری و فصلی تقسیم می شوند که هر یک کارکردی متفاوت دارند که گفته خواهد شد. سطح عملیات از جمله عاملهای مهم و اساسی در تعیین سطح ذخایر است . به گونه ای که 3عامل در تمایل شرکتها در تعیین سطح مورد علاقه ذخیره سازی نقش دارد :
1- حداقل سطح عملیاتی
2- تخمین نیازهای بازار شامل نیازهای احتیاطی و تقاضای مشتریان
3- نقل و انتقالات احتمالی لازم ؛ اما قابل مدیریت.
1 - 1ذخیره سازی اجباری
میزان ذخیره سازی اجباری تقریبا ثابت و مشخص است و این ذخایر بیشتر در مراکز تولیدی ، پایانه های صادراتی و پالایشگاه ها نگهداری می شود و ارتباط بسیار کمی با زمان دارد و متناسب با خوراک پالایشگاه و یا بازار مصرف (فاصله تا محل تصفیه) انجام می شود. خوراک پالایشگاه ها از نوع ذخایر اولیه است و ذخایری که برای بازار مصرف نگهداری می شود از نوع ذخایر ثانویه (فرآورده) است . درواقع از آنجا که ممکن است وقفه به دلایل گوناگون در مراحل استخراج ، انتقال به پالایشگاه یا انتقال به بازار مصرف به وجود آید، به طور معمول این ذخایر در کلیه گلوگاه های مربوطه بسته به نوع نیاز نگهداری می شود.
2-1 ذخیره سازی فصلی
بیشتر ذخیره سازی فصلی به دلیل ناسازگاری در سیستم حمل و نقل مواد نفتی و یا ناتوانی تامین زمانهای بیش از حد متوسط صورت می گیرد. به دیگر سخن برای مقابله با مشکلات ناشی از افزایش قابل توجه در زمانهای خاصی از سال ، نوعی از ذخیره سازی صورت می گیرد که به ذخیره سازی فصلی معروف است . برای مثال لوله انتقال نفت خام یک پالایشگاه که در طول سال به طور متوسط روزانه هزار بشکه مصرف دارد، حدود هزار بشکه طراحی شده است و اقتصادی نیست . به دلیل این که در یک فصل سرد یا رانندگی روزانه هزار و 800بشکه نفت خام نیاز دارد خط لوله با ظرفیت هزار و 800بشکه ایجاد کند. تنها کافی است که این مازاد نیاز را با ذخیره سازی در طول سال در زمانهایی که از نظر اقتصادی مقرون به صرفه است ، تامین کند. این زمانها مقاطعی هستند که تقاضا برای محصولات آن کمتر از هزار بشکه است . ذخیره سازی فصلی برای آن است که با ناهماهنگی بازار و تقاضای متفاوت و متناسب با زمانهای خاص سال (فصول) مقابله شود و بازار با کمبود مواجه نشود. ذخیره سازی های فصلی به 2گونه اولیه (نفت خام) و ثانویه (فرآورده) نگهداری می شوند. ذخایر به صورت نفت خام بیشتر برای مقابله با مشکلاتی است که به دلیل افزایش کار پالایشگاه ها در زمانهای خاصی از سال (معمولا یک ماه قبل از ماههای فشار تقاضا) رخ می دهد. زمانی که بازار نفت برای مقابله با بحران افزایش تقاضای مصرف اقدام به افزایش فعالیت های پالایشی می کند، امکان تامین نفت مورد نیاز از سوی تولیدکنندگان وجود ندارد و در کنار آن توان حمل این نفت وجود ندارد. بنابراین پالایشگاه ها در فصولی که تقاضای محصول کمتری دارند، بخشی از نفت خام موجود را به جای تصفیه ، ذخیره می کنند تا در زمان ازدیاد تقاضا بتوانند با تصفیه آن بازار مصرف کننده نهایی را تغذیه کنند. ذخیره سازی فصلی به صورت فرآورده نیز انجام می شود. این نوع ذخیره سازی بیشتر در نزدیکی بازار مصرف و ترمینال های توزیع فرآورده صورت می گیرد و برای تامین تقاضای بیشتر از حد متوسط است . اگر تحولات بازار نفت ایالات متحده را در یک دوره یکساله دنبال کنید، بخوبی درمی یابیم که شرکتهای پالایشگر به صورت یک رویه این ذخایر را نگهداری می کنند و سود سرشاری از آن به دست می آورند که مهمترین سود همان حفظ سهم از بازار است . گاه در بیان چرایی این نوع ذخیره سازی تامین مصرف نامتعارف را مطرح می کنند. در حالی که تقاضای بیش از حد به صورت متعارف است و تقریبا هر سال اتفاق می افتد. برای مثال در ابتدای فصل گرم در ایالات متحده تقاضای بنزین افزایش قابل توجهی دارد و این افزایش (نسبت به سایر زمانهای سال) هر سال تکرار می شود، بنابراین نامتعارف نیست .
2- ذخایر تجاری
هر محقق در مورد نفت ، زمانی که عرضه و تقاضا را در بازار نفت بررسی می کنند، با 2سوال مهم مواجه می شود که در نگاه اول پاسخی برای آنان ندارد؛ مازاد عرضه نفت به کجا می رود؛ و مازاد تقاضای نفت جهانی از کجا تامین می شود؛ این دو سوال است که نظام عرضه و تقاضای بازار نفت را بدون دخالت یک عامل تعدیل کننده ناکارا و بدون توضیح جلوه می دهد. این عامل تعدیل کننده همان ذخیره سازی تجاری است . در واقع در بررسی ساختار بازار نفت ، مشاهده می کنیم زمانی که تقاضای بازار کاهش می یابد و قیمت رو به نقصان است ، مقداری نفت مازاد بر مصرف بازار خریداری می شود و زمانی که عرضه کمتر از تقاضاست و قیمت افزایش می یابد، مقداری نفت بیش از تولید به بازار وارد می شود. این حرکت باعث می شود که از یکسو صاحبان آن بتوانند از خرید نفت گران خودداری کنند و با نفت ارزان به فعالیت های خود ادامه دهند. در کنار آن اگر صاحبان آن همانند بورس بازان عمل کنند، می توانند به سودی سرشار دست یابند. این عرضه مصنوعی تفاوت میان عرضه و تقاضا را جبران می کند؛ البته بحث بورس بازان نفتی از مقوله هایی است که گاه به آن توجه زیادی می شود. به گونه ای که حتی بحران قیمتی نفت را هم از نتایج عملکرد آنان می دانند. شاید ذخایر تجاری را بتوان از مرتبطترین نوع ذخیره سازی با قیمت در بازار نفت دانست . بخصوص آن زمان که اهداف سوداگرانه در رابطه با این ذخایر مطرح است و خریداران باتوجه به قیمت حال و یا آینده بازار اقدام به خرید و ذخیره سازی نفت خام می کنند. برای مثال طی سالهای گذشته همواره میان عرضه و تقاضا در بازار نفت تفاوت بوده است . زمانی که به ذخایر نگاه می کنیم ، ذخیره سازی ها با ارتباطی معنی دار و در جهت متفاوت تغییر کرده اند. نکته قابل توجه این که قیمت کمتر تحت تاثیر آنی کاهش عرضه قرار می گرفت . در بررسی ذخایر تجاری توجه به برخی نکات ضروری است ، ازجمله این که ذخایر تجاری صرفا برای سودآوری (فروش به قیمت بالاتر از قیمت خرید) نیست و در بسیاری از موارد به منظور استفاده از ماده اولیه ارزان در حالت التهاب بازار و یا گران بودن نفت خام است . این ذخیره سازی در شرایطی صورت می گیرد که هزینه خرید و نگهداری آن کمتر از قیمت نفت خام روز بازار باشد. در کنار آن باید دانست که انتظارات می تواند عامل تعیین کننده ای در ذخیره سازی هایی از این دست باشد و هرچه مصرف کنندگان نسبت به عرضه آتی نفت خوشبین تر باشند، میزان این ذخایر کمتر است . برای مثال بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که در زمان وقوع انقلاب اسلامی در ایران که تاثیرات اولیه آن 6ماه بود (3ماه آخر سال 1978 و 3ماه نخست 1979) اگر ذخایر تجاری در بازار مصرف می شد، قیمت نفت هیچ گاه به آن حد افزایش نمی یافت ؛ اما در آن زمان برداشت بسیار کمی از این ذخایر صورت گرفت . گفته می شود به دلیل عدم شناخت عملکرد دولت جمهوری اسلامی در بازار نفت ، مصرف کنندگان قیمت بالاتر را به نداشتن نفت خام ترجیح دادند.
3- ذخایر استراتژیک
در ذخایر استراتژیک ، شاید حساسیت ما به این نوع ذخایر بیشتر از آن که ناشی از شناخت کارکرد این ذخایر باشد، از نام و بار معنایی آن نشات می گیرد؛ اما در هر حال این ذخایر در عمل نقش غیرقابل انکاری بر بازار دارند. بارها مشاهده شده که کمترین نگرانی در مورد میزان ذخایر، قیمت را افزایش داده و یا برعکس . ذخایر استراتژیک ، جوان ترین نوع ذخایر در بازار نفت است . این ذخایر زمانی به وجود آمد که مدتها از عمر ذخایر اجباری و تجاری گذشته بود. برخلاف سایر ذخایر، مبنای وجودی ذخایر استراتژیک کنترل بازار از سوی مصرف کنندگان است ؛ البته در طول زمان کارکرد این ذخایر تغییراتی
داشته ؛ اما هیچ گاه از تاثیر در بازار جدا نشده است .
پیدایش ذخایر استراتژیک
پیدایش این ذخایر به تلاش کشورهای صنعتی برای تامین حاشیه ای قابل قبول برای امنیت انرژی خود باز می گردد. برای اولین بار در سال 1912 نیروی دریایی ایالات متحده امریکا براساس قوانین مصوبه اقدام به ایجاد 4ذخیره نفتی برای رفع نیازهای خود در زمان وقوع جنگ کرد و به دنبال آن آلمان نیز در 1916 مقداری مواد نفتی را در انبارهای زیرزمینی ذخیره کرد. این فعالیت ها مقدمه ای بود برای ایجاد ذخایر استراتژیک نفتی . پس از آن ، این کشورها این سیاست را رها کردند و کار نگهداری ذخایر و فعالیت های مربوط به آن در زیرزمین و یا سطح زمین را تماما به بخش خصوصی سپردند؛ اما طی زمان به این نکته پی بردند که دولت نیز باید به صورت فعال وارد این فرآیند شود. اما کشورهای عضو OECD با تاسیس آژانس بین المللی انرژی در سال 1974تلاش کردند یکی از اساسی ترین قدمهای ممکن را برای حصول این هدف بردارند. ایجاد ذخایر استراتژیک نفت خام به عنوان یک عامل موثر برای مقابله با پیامدهای حاصل از قطع نفت از سوی تویدکنندگان ، از جمله مواردی بود که اعضا نسبت به آن اتفاق نظر داشتند و اولین حرکتی بود که به صورت هماهنگ و هدفمند میان کشورهای عضو انجام شد. براساس توافق انجام شده ، استفاده از این ذخایر با مجوز
صورت می گیرد و این سازمان موظف به بررسی و ارائه راهکارهایی برای مقابله با بحران های احتمالی آینده است . این ذخیره سازی ها عملا در سال 1975 بنیان نهاده شد. هدف اصلی آن کاهش تاثیرات وقفه عرضه به دلایل سیاسی ، اقتصادی و یا فنی عنوان شده است . فرض بر آن بود که عرضه ذخایر استراتژیک می تواند از شوک کاهش عرضه در بازار جلوگیری کند. این عرضه زمانی که با هماهنگی آژانس بین المللی انرژی انجام می شود، تاثیرات بیشتری نسبت به زمانی که مصرف کنندگان به صورت انفرادی و بدون برنامه وارد بازار شوند، دارد. برخلاف ذخیره سازی های تجاری و فصلی که از سوی شرکتهای غیردولتی انجام می شود، ذخیره سازی استراتژیک نفت خام عمدتا از سوی دولتها و به منظور تامین امنیت عرضه دراز (بلند) مدت و براساس میزان مصرف روزانه هر کشور و پیش بینی شرایط اضطراری و یا مشکلات مربوط به قطع یا کاهش عرضه نفت خام پایه ریزی شده است .
حجم و میزان ذخایر استراتژیک
براساس مفاد IEA در ابتدا هر کشور ملزم بود که به میزان 60روز مصرف خود ذخیره سازی کند و کمیته ای برای نظارت بر این امر تشکیل شد؛ اما این میزان در سال 1980به 90روز رسید. با رشد اقتصاد کشورها و افزایش میزان مصرف این تعداد روز، هزینه های زیادی را برای کشورهای عضو به همراه داشت . برای مثال در حالی که در سال 1975با 700هزار بشکه امکان ذخیره 90روز تقاضا بود؛ اما در سال 1995 مجموع این ذخایر به
5/3733میلیون بشکه رسید که تنها 1/79 از تقاضا را پوشش می داد. در سال 1998 حجم ذخایر به 4/3963میلیون بشکه رسید که معادل تقاضای
8/81 روز این کشورها بود. به مرور در کشورهای عضو، حفظ دست کم سطح برای ذخایر تجاری جای ذخایر استراتژیک را گرفت ؛ اما در کشورهایی مثل امریکا این امر به روش گذشته باقی مانده است . نکته ای که نباید از آن غافل شد، این است که به طور قطع تاثیر این ذخایر در بازار ارتباط بسیار کمی با حجم آن دارد و بیشتر تابع درصد تغییرات آن است . چرا که در عمل مشاهده می شود که اگرچه حجم ذخایر استراتژیک زیاد نیست ؛ اما هر زمان که به صورت جدی بحث تزریق این ذخایر به بازار مطرح می شود، قیمت بشدت نسبت به آن حساسیت نشان می دهد. این در حالی است که اگر کل ذخایر وارد بازار شود، باز هم سهم بسیار کمی در تامین نیاز بازار دارد؛ البته می دانیم تزریق کل ذخایر به بازار نیز فرضی تقریبا محال و مغایر با منطق احتیاطی پیدایش این ذخایر است . برای مثال در سال 1986
حجم این ذخایر تنها 68میلیون بشکه گزارش شد و در سال 1992 به 863میلیون بشکه رسید که نسبت به تقاضای جهانی بسیار کم بود. در فصل اول سال 1995 این ذخایر به
5/3733 میلیون بشکه رسید. در حالی که مصرف OECD در آن زمان به طور متوسط 9/45 میلیون بشکه در روز گزارش شده است . این در حالی است که در فصل اول سال 1997 در مقابل مصرف 9/46 میلیون بشکه در روز OECD حجم این ذخایر
3/3850 میلیون بشکه بود. در سال 1998 حجم این ذخایر به 4/3963 میلیون بشکه رسید. در حالی که تقاضا در فصل چهارم آن سال 1/48 میلیون بشکه در روز بود.
محمد عباسی
کارشناس ارشد اقتصاد انرژی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
عبدالحسن همتی سراپرده - عضو کمیسیون انرژی مجلس
محمدمهدی اسماعیلی | وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت شهید رئیسی