در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1- فرد خودساخته درک کارآمدتری از واقعیت دارد و با آن احساس راحتی بیشتری میکند. او قادر است خوب و بد و بالا و پایینها را بپذیرد و تفاوت آن را تشخیص دهد.
2- پذیرش خود، دیگران و طبیعت: فرد خودساخته واقعیت را همان طور که هست میبیند و مسوولیت آن را نیز به گردن میگیرد.
3- فرد خودساخته در کارهای خود سادگی و فوریت دارد. به عبارت دیگر، این افراد آن طور که دیگران تصور میکنند، معلق نیستند. او قادر است هر کاری را که به نظرش خوب و طبیعی میرسد، انجام دهد و دلیلش هم خیلی ساده است، چون احساس خوبی نسبت به آن کار دارد. سعی نمیکند دیگران را آزار دهد و برای خوبیها ارزش و احترام قائل است.
4- مشکل محوری: فرد خودساخته کسی است که شدیدا روی مشکلات خارج از خودش تمرکز میکند. او درگیر مشکلات دیگران و مشکلات جامعه است و برای تسهیل آن مشکلات تلاش میکند.
5- جدایی و نیاز به حریم خصوصی: با وجود همه دغدغههای او برای جامعه، فرد خودساخته نیاز دارد با خود تنها باشد. او از زمانهایی که به تنهایی غرق در تفکر و تعمق میشود، لذت میبرد و دوست ندارد همیشه مردم در اطرافش باشند. فقط با چند نفر از نزدیکان است و لزومی هم نمیبیند که همیشه با آنها در ارتباط باشد. حضور آنها بهتنهایی کافی است.
6- خودمختاری و استقلال از فرهنگ و محیط: فرد خودساخته قادر است تصمیم بگیرد و خود کارهایش را انجام دهد. او به خودش اطمینان و اعتماد کامل دارد.
7- طراوت همیشگی: فرد خودساخته از سادهترین و طبیعیترین چیزها احساس لذت میکند. غروب آفتاب همیشه برای او زیباست. به همین دلیل همیشه به تماشای آن میرود. هنوز هم از انجام بازیهای دوران کودکی خود لذت میبرد.
8- تجربه عارفانه، عالیترین درجه: این افراد همیشه تجربیاتی دارند که باعث میشود احساس شناور بودن به آنها دست دهد. خود را هماهنگ با دنیای اطرافشان میبینند و تصور میکنند که در یک برهه از زمان، بخشی از واقعیتی متفاوت هستند.
9- حس همبستگی: آنها نسبت به همه مردم احساس دارند. از آدمهایی که در اطرافشان وجود دارد، آگاهند و نسبت به آنها حساسند.
10- ارتباطات میانفردی: چنین اشخاصی، ارتباطات میانفردی عمیقتر و شدیدتری نسبت به دیگر افراد بزرگسال دارند. آنها توانایی عشق ورزیدن و دوستداشتن دارند که برای بقیه افراد به نظر غیرممکن است. معمولا دوستان کمی دارند؛ اما همین ارتباطات کم بسیار عمیق و پرمفهوم هستند.
11- ساختار شخصیتی دموکراتیک: فرد خودساخته به برابری انسانها معتقد است. این که هر انسان حق حرف زدن دارد و هر انسان نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد.
12- تشخیص بین راه و هدف، خوب و بد: آنها تفاوت میان راه و هدف، خوب و بد را میدانند و طوری تشخیص میدهند که باعث لطمه خوردن به خودشان یا دیگران نشود.
13- حس شوخطبعی فلسفی یا غیرخصومتآمیز: از شوخی لذت میبرند، دوست دارند بخندند و لطیفه تعریف کنند؛ اما نه به قیمت آزار دادن دیگران. آنها با این که میتوانند خیلی جدی باشند؛ اما افرادی خوشطینت به نظر میرسند.
14- خلاقیت: فرد خودساخته میتواند شدیدا خلاق باشد. خلاقیت خود را میتواند در ابعاد مختلف با نوشتن، نواختن موسیقی، خیالپردازی و هر چیز دیگری نشان دهند.
15- مقاومت در برابر فرهنگپرستی، برتری هرفرهنگ خاص: هر انسانی به طریقی فراتر از فرهنگ خود قرار دارد، یعنی فردیتی عمیق دارد و میتواند فرهنگ را منتقدانه ارزیابی کند؛ طوری که خودش تصمیم بگیرد که چه چیز برایش بهتر است.
16- نواقص فرد خودساخته: افراد خودساخته افرادیاند که از این واقعیت آگاهی دارند که کامل نیستند و آنها هم مثل افرادی که در کنارشان قرار گرفته، کمی و کاستیهایی دارند و همیشه چیزهای تازهای برای یاد گرفتن و راههای تازهای برای رشد وجود دارد. افراد خودساخته با این که با خود خیلی راحت هستند؛ اما هیچ وقت دست از تلاش برنمیدارند.
مترجم: رزیتا شاهرخ
منبع : Readers Digest
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: