در واقع به نظر میرسد دولت جبر واقعیت قیمت نفت را پذیرفته و آن را در لایحه بودجه 88 ذکر کرده است.
با این حال، چنین قیمت نفتی تامینکننده توقعات و نیازهای دولت در سال آینده نیست و ما با کسر بودجهای بین 25 تا 30 هزار میلیارد تومان مواجه خواهیم بود با نگاهی به بودجه، دیدم که دولت درآمدها را بسیار بیشتر از تحقق واقعی و در مقابل، هزینه را بسیار کمتر از آنچه واقعا خواهد بود، منظور کرده است.
با عنایت به آنچه درباره وضعیت قیمت نفت گفته شد، میتوان حدس زد که تحقق درآمدهای دولت دستکم از محل فروش نفت خام، کفاف نیازهای آن را نخواهد داد و کاهش هزینههای دولت نیز با توجه به رشد طبیعی هزینهها و نرخ تورمی که به طور پنهان اثر خود را به رشد هزینه تولید برجای میگذارد، امکانپذیر نخواهد بود.
در چنین حالتی دولت 3 رده برای جبران کسری ناشی از این نوع نگاه به درآمد و هزینه در بودجه 88 خواهد داشت ؛ راه نخست افزایش قیمت اسمی ارز است که مانند یک تیغ دو لبه عمل میکند، راه دوم واقعی کردن قیمت فرآورده های نفتی و منظور کردن پول یارانه آن در منابع درآمدی بودجه و راه سوم، آوردن اصلاحیه به مجلس و تامین 7 تا 8 هزار میلیارد تومان پول از این طریق است.
در میان راههای 3 گانه هرچند آسانترین راه آوردن اصلاحیه بودجه و کاستن از بودجه عمرانی و افزودن به بودجه جاری است و احتمال هم میرود دولت مانند امسال و سالهای قبل همین رویه را در پیش بگیرد، اما کمضررترین راه را باید بالا نگاه داشتن طبیعی قیمت ارز دانست.
در شرایط فعلی به نظر میرسد بالا بردن قیمت ارزهای نفتی در بودجه خوب و به سود اقتصاد ملی است، چرا که هر اندازه قیمت ارز پایین بیاید، تقاضا برای ورود کالای خارجی بیشتر میشود و صادرات کشور کاهش مییابد.
این امر را اگر در کنار تبعات بحران جهانی اقتصاد بر صادراتمان بگذاریم، به نتیجه بالا بردن قیمت ارز میرسیم. نکته دیگر در این محور آن است که اگر ارز با قیمت پایین در بازار ریخته شود، ما مقدار زیادی از ذخایر گرانبهای ارزیمان را با قیمت پایین از دست خواهیم داد و این به ضرر اقتصاد ملی است.
بیژن نامدارزنگنه
وزیر اسبق نفت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم